حجت‌‌الاسلام دکتر عمار ابوطالبی بیان کرد؛

بهتر است به جای استفاده از کلمه قبرستان بقیع از واژه حرم بقیع استفاده نماییم.

تاریخ انتشار:

به مناسبت فرا رسیدن هشتم شوال سالروز تخریب بقعه ائمه بقیع(علیهم السلام) حجت الاسلام دکتر عمار ابوطالبی عضو هیئت علمی دانشکده شیعه شناسی به تشریح روندی پرداخت که وهابیت تلاش کرده آثار تاریخی اسلام را نه تنها در دو شهر مکه و مدینه بلکه در بلاد اسلامی تخریب کند.

حدود ۱۰۰ سال پیش یعنی هشتم شوال ۱۳۴۴ هجری قمری، حرم بقیع با حمله وهابیت تخریب شد؛ اگر چه فقط یک روز در تاریخ به عنوان روز تخریب بقیع(یوم الهدم؛ روز ویرانی) مطرح است، اما دشمنی وهابیت با آثار و نشانه‌های اسلامی محدود به تخریب بقعه‌های بقیع در آن سال نیست و وهابیت طی سالیان متمادی در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی دست به تخریب آثار و بناهای مربوط به صدر اسلام و قبور بسیاری از بزرگان دین زده است؛ تخریبی که همچنان ادامه دارد.

برای بررسی بیشتر اقدامات وهابیت در تخریب آثار اسلامی حجت‌‌الاسلام دکتر عمار ابوطالبی، عضو هیئت علمی دانشکده شیعه شناسی و پژوهشگر و نویسنده تاریخ بقیع به تشریح روندی پرداخت که وهابیت تلاش کرده آثار تاریخی اسلام را نه تنها در دو شهر مکه و مدینه بلکه در بلاد اسلامی تخریب کند.

وی سخنان خود را با یک تذکر آغاز کرد و گفت: بهتر است به جای استفاده از کلمه قبرستان بقیع از واژه حرم بقیع استفاده کنیم چراکه حرم همان جایی است که بزرگانی از جهان اسلام در آنجا مدفون هستند و بهتر است برای نشان دادن جایگاه ارزشمند محل خاکسپاری ائمه(ع) از واژه حرم بقیع استفاده شود.

ایشان در ادامه گفت همانطور که می‌دانید امام رضا(ع) در کنار هارون دفن شدند و آن محل در گذشته قبرستان بوده ولی امروز حرم رضوی نامیده می‌شود. امامین جوادین در بغداد در «مقابر قریش» دفن شدند ولی امروزه ما به آنجا حرم جوادین می‌گوییم. حضرت معصومه(س) نیز در قبرستان بابلان دفن شدند ولی امروز این امکان به عنوان حرم کریمه اهل بیت(ع) شناخته می‌شود. در بقیع نیز چهار امام شیعه مدفون هستند و غیر از ایشان، جمعی از اصحاب خوب پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در این مکان مدفون هستند، تعدادی از فقهای بزرگ شیعه در آنجا مدفون هستند. ما حتی به مدفن امامزادگانی که با چندین واسطه به نسبشان به ائمه می رسد حرم اطلاق می کنیم ز این رو شایسته و بلکه بایسته است مدفون چهار امام خود را نیز حرم بنامیم و این دور از ادب است که ما مدفن چهار امام و این جمع کثیر از بزرگانی که در بقیع دفن هستند را با تعبیر قبرستان یاد کنیم. ضمن اینکه در فرهنگ ما ایرانیان کلمه قبرستان یک بار معنایی منفی دارد. لذا می‌خواستم خواهش کنم از این به بعد از بقیع به عنوان «حرم بقیع» یاد کنیم تا حرمت این مکان مقدس را بیش از پیش مراعات کرده باشیم.

نکته دیگر اینکه بقیع مسکن و خانه امیرالمومنین(ع) بوده است و آن حضرت در ابتدای بقیع خانه‌ای داشتند و این خانه محل زندگی ایشان با صدیقه طاهره و حسنین بوده است. پیامبر(ص) بارها به این خانه رفت‌وآمد کردند، پیامبر(ص) در کنار این خانه نماز خواندند، این خانه محل عبادت امیرالمومنین(ع) و اهل بیت(ع) بوده است. آیا شایسته نیست در مورد جایی که این ویژگی‌ها را دارد تعبیر «حرم» را به کار ببریم؟

وی گفت گاهی اوقات تصور می‌شود آنچه در بقیع تخریب شده است فقط گنبد ائمه مظلوم مدفون در بقیع بوده است اما اگر دقیق‌تر به موضوع نگاه کنیم می‌بینیم آنچه در بقیع تخریب شده فراتر از این است. اولا ده مکان در بقیع است که به نوعی مرتبط با پیامبر(ص) است و آنها را تخریب کردند؛ مکان‌هایی مثل مسجد فاطمه(س) که به آن بیت الاحزان می‌گویند، بقعه ابراهیم پسر پیامبر(ص)، بقعه منسوب به دختران پیامبر(ص)، بقعه منسوب به فاطمه بنت اسد که پیامبر(ص) ایشان را مادر خطاب می‌کردند و …، در مجموع این ده مکانی است که در بقیع تخریب شده و به نوعی مرتبط با پیامبر(ص) بوده است. چهار مکان هم به صحابه اختصاص داشته که تخریب شده است از جمله بقعه خلیفه سوم، بقعه مالک فقیه مدینه، بقعه منسوب به فرزند خلیفه دوم و بقعه منسوب به ابوسعید خدری. سه جای دیگر هم در بقیع تخریب شده است از جمله سیزده قبر قدیمی متعلق به چهره‌های شاخص جهان اسلام از فریقین و همچنین سنگ قبرهای قدیمی که آنها را از بین بردند. چهارمین چیزی که در بقیع از بین رفته است آداب و عادت‌هایی بود که وهابیت تلاش کرد با تخریب بقیع آنها را از بین ببرد. از جمله این آداب می‌توان به این موارد اشاره کرد: انتقال جنازه از اقصی نقاط جهان اسلام به مدینه برای دفن در بقیع، آدابی که مسلمانان هنگام تدفین امواتشان در بقیع داشتند، آداب و عاداتی که مسلمانان در تکریم بزرگان دین و مذهبشان در بقیع داشتند. بنابراین وهابی‌ها فقط گنبد ائمه بقیع را خراب نکردند و تخریب حرم بقیع جنایتی در حق جهان اسلام بود. پس فاجعه تخریب بقیع را منحصر در تخریب بقعه اهل بیت(ع) ندانیم.

ایشان ادامه داد: فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین(ع) که داستان وضع حمل ایشان در خانه خدا را همه شنیدیم.  اولین بانوی هاشمی هستند که فرزندشان خلیفه می‌شود و اولین بانویی هستند که با پای پیاده و برهنه از مکه به مدینه هجرت می‌کنند و جزء اصحاب پیامبر(ص) شمرده شدند. زمانی که در قید حیات بودند پیامبر(ص) مرتب به منزل ایشان می‌رفتند و وقتی امیرالمومنین(ع) خبر فوت مادرشان را به پیامبر(ص) دادند ایشان گریستند و فرمودند او برای من مادر بود. پیامبر(ص) عمامه و پیراهن خودشان را به امیرالمومنین(ع) دادند تا مادرشان را با آن کفن کنند. وقتی پیکر ایشان را به بقیع آوردند پیامبر(ص) بر ایشان نماز خواندند و چهل تکبیر گفتند. عمار به پیامبر(ص) عرض کرد ما ندیدم شما برای کسی اینطور نماز بخوانید. پیامبر(ص) فرمودند چرا این کار را نکنم در حالی که او و ابوطالب فرزندان زیادی داشتند ولی با این حال ایشان نیکی زیادی نسبت به من روا می‌داشتند. او مرا سیر می‌کرد در حالی که خودش گرسنه بود، به من لباس می‌پوشاند در حالی که بچه‌های خودش لباس نداشتند. کنایه از اینکه وقتی او نسبت به من اینقدر محبت داشت چرا من نسبت به او چنین کاری نکنم. پیامبر در ادامه فرمودند دیدم سمت راستم چهل صف از ملائک ایستادند و برای هرکدام یک تکبیر گفتم.

امروزه شیعیان جایی را در نزدیکی مزار امام حسن(ع) به عنوان مزار فاطمه بنت اسد می‌شناسند اما کسانی که اهل مطالعه باشند در برخی سفرنامه‌ها خواندند که مزار فاطمه بنت اسد جایی در انتهای بقیع است. ما یک تحقیق مفصلی در این رابطه انجام دادیم. اولا گزاره‌های تاریخی از قرن سوم معتقدند قبر جناب فاطمه بنت اسد جایی در ابتدای بقیع بوده است ولی از نیمه دوم قرن ششم برای اولین بار یک جایی در انتهای بقیع به عنوان مزار فاطمه بنت اسد گزارش می‌شود و بعد از آن هر کس سفرنامه‌ای نوشته آنجا را به عنوان مزار ایشان مطرح کرده است. البته لازم به ذکر است در طول قرون متمادی در حالی که افرادی جایی را در انتهای بقیع به عنوان مزار ایشان معرفی می‌کردند همیشه افرادی بودند که انتساب بقعه انتهای بقیع به ایشان را درست ندانسته و آن را خلاف واقع معرفی می‌کردند مانند سمهودی مورخ شهیر و معروف مدینه.

وقتی پیامبر(ص) عثمان بن مظعون را دفن می‌کنند سنگی بر مزار ایشان می‌گذارند تا قبر او مشخص باشد و بعد می‌فرمایند هر کس از خاندانم فوت شود، پیکرش را نزدیک او دفن می‌کنم. عثمان سال دوم هجری فوت شد. در همان سال رقیه دختر پیامبر(ص) فوت کرد که قبرش نزدیک عثمان است یا وقتی ابراهیم پسر پیامبر(ص) در سال دهم از دنیا می‌رود پیکرش نزدیک عثمان دفن می‌شود. بنابراین معقول نیست که جناب فاطمه بنت اسد که سال چهارم هجری به رحلت کرده را انتهای بقیع دفن کنند. تفصیل این مطلب در مقاله‌ای با عنوان «کاوشی درباره مدفن فاطمه بنت اسد (ع)» در پژوهشنامه حج و زیارت درج شده است که علاقه‌مندان می‌توانند به این مقاله مراجعه کنند.

بر اساس این پژوهش روشن شد جایی که مدفن فاطمه بنت اسد است تا اوایل قرن سوم با نام مسجد شناخته می‌شد، در نیمه قرن سوم گفتند به «قبر فاطمه» و به همین اسم معروف شد، اواخر قرن پنج به نام مسجد فاطمه معروف شد، اواخر قرن شش برای اولین‌بار اینجا را به عنوان بیت الحزن معرفی کردند و این اسم روی این مکان باقی می‌ماند تا اینکه در سه قرن اخیر آنجا را بیت الاحزان نامیدند و کماکان همگان این مکان شریف را به این نام می شناسند. پس در واقع مزار جناب فاطمه بن اسد در جایی است که ما به آن بیت الحزن می‌گوییم. شاید گفته شود بیت الحزن همان جایی است که حضرت فاطمه(س)  به آنجا می‌رفتند و در فراق پیامبر(ص) به حزن و اندوه می‌پرداختند. پاسخ این است که این حرف درست است و این دو مطلب هیچ منافاتی با هم ندارند.

امیرالمومنین(ع) در بقیع خانه‌ای داشتند که به دار علی معروف بود و این خانه، خانه بسیار مهمی است. تحقیقات نشان می‌دهد امیرالمومنین(ع) وقتی می‌خواستند این خانه را بنا کنند مزار مادرشان را داخل منزل خویش قرار دادند. ما روایات زیادی داریم در خانه خودتان محلی را برای عبادت خودتان قرار دهید. امیرالمومنین(ع) نیز در خانه خودشان جایی داشتند که آنجا محل عبادت حضرت فاطمه(س) بوده است. شیخ صدوق در کتاب الحج وقتی زیارتنامه ائمه بقیع را ذکر می‌کند می‌گوید به مسجد فاطمه بروید و هشت رکعت نماز بخوانید چون گفته می‌شود اینجا محل عبادت صدیقه طاهره(س) بوده و صدیقه طاهره در اینجا نماز اقامه کردند. دوم اینکه ایشان یک جایی را به عنوان عبادتگاه و مسجد خانه خودشان برای حضرت فاطمه(س) قرار دادند. آن محل همان جایی بوده که مزار مادرشان بوده یعنی بالای سر مزار مادرشان مسجدی می‌سازند که بعدها نام آن مکان مسجد فاطمه می‌شود و اینجا محل عبادت صدیقه طاهره علیهاالسلام بود و بعد از رحلت پیامبر(ص) وقتی حضرت فاطمه(س) در بیت فاطمه کنار مسجد نبوی برای پیامبر(ص) عزاداری می‌کردند برخی اعتراض کردند لذا ایشان به دار علی در بقیع می‌روند و در مسجد خانه امیرالمومنین (ع) برای پیامبر(ص) عزاداری می‌کنند. پس بیت الاحزان، هم مسجد فاطمه(س) بوده و هم مدفن فاطمه بنت اسد بوده است و هم جایی بوده که حضرت فاطمه(س) برای پدرشان عزاداری می‌کردند. همانجا که تا اواخر قرن شش بدان «مسجد فاطمه» می‌گفتند و اولین بار ابن جبیر (د. ۵۸۰ ق.) آنرا «بیت الحزن» نامید و یکصد سال پیش وهابیان تخریبش کردند!

طبق آنچه در برخی منابع ذکر شده این مسجدی که ما آن را به عنوان بیت الاحزان می‌شناسیم همان جایی است که امیرالمومنین(ع) صدیقه طاهره را در آن غسل دادند و کفن کردند. در روایتی تاریخی آمده است که امیرالمومنین(ع) فرمودند وقتی حضرت فاطمه(س) در خانه کنار مسجد النبی وفات یافت ایشان را به خانه دیگرم آوردیم و در یکی از اتاق‌های آنجا ایشان را غسل دادیم. در نقلی دیگر آمده است مسجد فاطمه که در بقیع است همان جایی است که امیرالمومنین آنجا بر فاطمه(س) نماز خواندند. پس ببینید چقدر این مکان مهم است. مخاطبینی که به این بحث علاقه‌مند هستند می‌توانند توضیحات بیشتر در این زمینه را در مقاله «بیت الاحزان یا مسجد فاطمه و واکاوی ماهیت تاریخی آن» پیگیری کنند.

مسجد فاطمه که امروزه ما آن را بانام بیت الاحزان می شناسیم در 25 متری جنوب شرق مزار اهل بیت بوده. مستحضرید که قبله مدینه به سمت جنوب است لذا اگر روبروی مزار ائمه و رو به قبله بایستید از مزار ایشان 25 متر به سمت جنوب شرق بروید آنجا مسجد فاطمه است که البته الان اثری از آن نیست. انشاالله خداوند زیارت ایشان را در دنیا و شفاعتشان را در آخرت روزی همه ما بگرداند.

حجت الاسلام ابوطالبی افزود در مجموع آنچه در «حرم بقیع» تخریب شد را در چند دسته می توان تقسیم بندی نمود.
اماکن مرتبط با پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ۱۰ مورد:

۱. بقعه ائمه بقیع
۲. مسجد فاطمه (بیت الاحزان) محل عبادت صدیقه طاهره و محل اقامه عزای ایشان بر پیامبر در بقیع
۳. مسجد ابی بن کعب محل دعا و نماز رسول الله در بقیع
۴. بقعه ابراهیم پسر رسول الله
۵. بقعه صفیه عمه رسول الله
۶. بقعه عقیل پسرعموی رسول الله
۷. بقعه اسماعیل پسر امام صادق و از نوادگان رسول الله
۸. بقعه‌ منسوب به دختران رسول الله
۹. بقعه‌ منسوب به همسران رسول الله
۱۰. بقعه منسوب به فاطمه بنت اسد که رسول الله او را مادر خطاب می‌کرد.

اماکن متعلق به صحابه یا تابعین ۴ مورد:

۱. بقعه عثمان بن عفان
۲. بقعه مالک فقیه مدینه و امام مالکی‌ها
۳. بقعه منسوب به فرزند خلیفه دوم
۴. بقعه منسوب به ابوسعید خدری

سایر اماکن تخریب شده ۳ مورد:

۱. تخریب 15مقبره خانوادگی قدیمی متعلق به نوادگان پیامبر و برخی خاندان‌های سرشناس جهان اسلام
۲. تخریب 13 قبر مشهور و قدیمی متعلق به چهره‌های شاخص جهان اسلام از فقهای فریقین تا امرا، وزرا، شاهان و عرفا
۳. تخریب سنگ قبرهای تاریخی و قدیمی بقیع

وی همچنین آداب و عادت‌هایی که تلاش شد با تخریب «حرم بقیع» از بین برود را در ۴ مورد دانست:

۱. انتقال جنازه به مدینه از اقصی نقاط جهان اسلام برای دفن در بقیع
۲. آداب مسلمانان در زیارت بقیع
۳. آداب مسلمانان هنگام تدفین اموات در بقیع
۴. آداب و عادت مسلمانان در تکریم بزرگان دین و مذهب

تخریب آثار اسلامی به بهانه مظهر شرک بودن

دکتر ابوطالبی با اشاره به اینکه بسیاری از آثار اسلامی به بهانه اینکه مظاهر شرک هستند از سوی وهابیت تخریب شده است، گفت: جالب است بدانید آنها آثار اسلامی و قدیمی مکه و مدینه را تخریب کردند اما برخی از قلعه‌های قدیمی و قلعه‌هایی که مربوط به اوایل اسلام است را تخریب نکردند. برای مثال اطم کعب بن اشرف محلی است در جنوب مدینه منوره؛ کعب‌بن اشرف از بزرگان یهودی مدینه بود که بر علیه مسلمانان و پیامبر اکرم(ص) توطئه‌های زیادی کرده است. بقایای این قلعه همچنان باقی است و در کنار بقایای این اطم تابلویی نصب شده که اینجا جزو آثار باستانی است و براساس دستور دیوان پادشاهی کسی حق ندارد به آن تعرض کند.

تخریب آثار اسلامی همچنان ادامه دارد/ از مساجد تا خانه حضرت خدیجه(س)

نویسنده مقاله «توسعه و تحول ساخت و ساز در بقیع براساس گزارش‌های تاریخی» ادامه داد: همچنین در غرب مدینه منوره بقایای خانه عروه بن زبیر که از چهره‌های سرشناس در عصر خود به حساب می‌آمد و همیشه با خاندان امیرالمؤمنین(ع) دشمنی داشت، همچنان وجود دارد. عروه‌بن زبیر برای خود قصری ساخته بود و دولت وهابی همچنان از این محل حفاظت می‌کند اما در زمان تخریب حرم‌های بقیع، وهابیت به این محل هیچ صدمه‌ای وارد نکرد.

ملاک دوگانه وهابیت در تخریب و آبادی مساجد

وی در ادامه تشریح رفتار دوگانه وهابیت در مواجهه با آثار اسلامی، این سؤال را مطرح کرد که وهابیت با چه ملاک و معیاری برخی مساجد مدینه را بازسازی می‌کند در حالی که برخی دیگر را رها می‌کند تا تخریب شوند و گفت: برخی مساجد مکه و مدینه باز است و رونق دارد و برخی دیگر را خودشان تخریب کرده‌اند و برخی دیگر را آنقدر بی‌توجهی می‌کنند تا به مرور زمان تخریب و نابود شود.

حجت‌الاسلام ابوطالبی در خصوص پیشینه ساخت مساجد مکه و مدینه، گفت: عبدالله بن عمر در زمان خود تصمیم گرفت در هر محلی که پیامبر(ص) نماز خوانده، نماز بخواند. عمربن عبدالعزیز نیز در دوران حکومت خود تصمیم گرفت در این اماکن مسجد بسازد.

وی از جمله مساجدی که در جایگاه اقامه نماز پیامبر(ص) ساخته شده‌ به مسجد مشربه ام ابراهیم اشاره کرد و گفت: مشربه ام ابراهیم باغی بود متعلق به پیامبر(ص) که ام ابراهیم یکی از همسران پیامبر(ص) در آنجا اقامت داشتند و پیامبر مکرر به این باغ رفت و آمد داشته و در آنجا نماز خوانده‌اند.

هیچ اثری از محل اقامه نماز در مشربه ام ابراهیم نیست

دکتر ابوطالبی ادامه داد: در این محل مسجدی ساخته شد و حتی در روایتی امام صادق(ع) به شیعیان توصیه کرده‌اند که به این مسجد رفته و در آنجا نماز اقامه کنند اما اکنون هیچ اثری از این مسجد وجود ندارد و وهابیت آن را از بین برده است.

حجت‌الاسلام ابوطالبی که رساله دکتری خود را با موضوع «واکاوی جایگاه فرهنگی و تمدنی بقیع» انجام داده است، مسجد فضیخ یا رد‌ّالشمس را از دیگر مساجدی برشمرد که از سوی وهابیت از بین رفته است و گفت: اینها مساجدی در مدینه بوده و پیامبر(ص) نیز در محل این مساجد نماز اقامه کرده بودند اما وهابیت آنها را از بین برده‌اند اما برخی دیگر از مساجد را ساخته‌ و نگه‌ داشته‌اند.

وی این سؤال را مطرح کرد که اگر مساجد و اماکن تاریخی مظاهر شرک هستند و باید از بین بروند چرا برخی مساجد را نگه‌ داشته و احیا کرده‌اند و برخی دیگر را تخریب و ادامه داد: با تأملی در این رخدادها متوجه می‌شویم که بخش عمده‌ای از مساجدی که بازسازی نشده و به مرور تخریب و از بین رفته ارتباطی با فضائل اهل بیت(ع) دارند.

بسیاری از آثار اسلامی با عدم رسیدگی تخریب شده‌اند

این پژوهشگر دینی افزود: اماکنی که با فضائل اهل بیت(ع) مرتبط است بیشتر مورد غضب وهابیت قرار گرفته است و تخریب اماکن دینی محدود به تخریب حرم‌های بقیع نیست بلکه طی دوره‌ زمانی طولانی، بسیاری از آثار اسلامی با عدم رسیدگی تخریب شده‌اند.

وی تشریح کرد: وهابیت یکسری از اماکن اسلامی را در حمله‌ها ویران کردند‌، برخی از اماکن را مورد رسیدگی قرار ندادند تا تخریب شود و برخی از اماکنی که مردم مراقبت کرده و نگه‌داشته بودند را طی سال‌های اخیر تخریب کردند؛ مثل مسجد ردّالشمس که در جنوب مدینه بود اما ۱۵ سال پیش این مسجد را تخریب کردند. شاید آخرین مکانی که وهابی‌ها از بین برده‌اند قبرستانی به نام شهدای حرّه در شرق مسجدالنبی بود. پس از واقعه کربلا لشکریان یزید به مدینه حمله کردند و مردم مدینه خندق زمان پیامبر(ص) را احیا و لشکر یزید را به شهر راه ندادند اما لشکر یزید با خیانت برخی قبایل وارد مدینه شد و جنایات زیادی را انجام دادند که حتی برادران اهل سنت نیز از این واقعه و مسببان و عاملان آن به بدی یاد می‌کنند. کسانی که در مقابله با لشکر یزید شهید شدند در این قبرستان به خاک سپرده شده بودند که این قبرستان سال ۹۲ (شمسی) در تداوم تخریب آثار اسلامی مدینه به پارک تبدیل شد.

این پژوهشگر دینی عملکرد گروه داعش را براساس همان تفکر وهابی و تداوم همان عملکرد در تخریب اماکن دینی دانست و گفت: داعش نیز در سوریه تعداد زیادی از قبور اولیای خدا را تخریب کرد. در شمال آفریقا به خصوص در لیبی نیز مقبره‌های زیادی متعلق به اولیای خدا وجود داشت که گروه داعش تا جایی که توانست آنها را تخریب کرد. در مصر نیز سلفی‌ها وقتی قدرتمند شدند به سمت تخریب اماکن دینی رفتند و تعدادی را هم تخریب کردند اما برخی دیگر را نتوانستند؛ یعنی تخریب اماکن مذهبی و دینی جزو اصول اعتقادی وهابیت و اقدامی مستمر است و اکنون هم اگر دستشان برسد باز هم اقدام به این کار خواهند کرد.

وی در بخش پایانی سخنان خود در خصوص تخریب اماکن دارای ارزش تاریخی دینی در مکه نیز گفت: در مکه نیز چنین تخریب‌هایی رخ داده است از جمله اینکه خانه حضرت خدیجه(س) تخریب شد. وقتی می‌گوییم خانه ام المؤمنین خدیجه یعنی محل نزول وحی، محل اقامه نماز پیامبر(ص)، محل تولد حضرت فاطمه زهرا(س)، یعنی همان جایی که بخشی از آیات قرآن نازل و اولین جلسات خانگی قرآن آنجا تشکیل شده بود. این خانه طی قرن‌ها وجود داشت اما کم کم تخریب شده بود، البته بقایای آن باقی مانده بود که وقتی می‌خواستند صحن پشت مسعی را بسازند این محل را با خاک پر کردند. محل دفن حضرت خدیجه(س) نیز در قبرستان ابوطالب همیشه مورد احترام و رجوع مسلمانان بود که قبر ایشان را نیز در این قبرستان تخریب کردند.

مطالب مشابه