به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت دانشکده ادیان و عرفان نشست علمی ـ تخصصی با عنوان «بررسی ابعاد شخصیت جهانی پیامبر رحمت (ص)» با حضور و سخنرانی پروفسور محمد لگنهاوزن، اندیشمند و پژوهشگر برجسته حوزه فلسفه و ادیان به میزبانی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
پروفسور لگنهاوزن در آغاز سخنان خود ضمن بررسی دیدگاههای غرب و مستشرقان درباره پیامبر اکرم (ص) محور اصلی گفتار خود را به «منابع شناخت پیامبر اکرم (ص) در جهان غرب» اختصاص داد و با طرح این پرسش که «برای آشنایی با پیامبر اسلام به چه منابعی در فضای غربی میتوان مراجعه کرد؟»، اذعان کرد: متأسفانه بسیاری از دانشجویان دچار سوءتفاهم از منابع مذکور هستند.
وی تأکید کرد: نمیتوان تمام نوشتههای خاورشناسان را یکسان تلقی کرد؛ چراکه برخی آثار، بهویژه نوشتههای اوایل قرن بیستم، آمیزهای از پیشداوری و نکتهسنجی است؛ اما آنچه امروز در فضای رسانههای اجتماعی و برخی مجلات غیردانشگاهی با عنوان «جوابیه به توهینهای علیه پیامبر» منتشر میشود، ماهیتاً جدلی و غیرآکادمیک است و نمیتواند مبنای پژوهشهای علمی قرار گیرد.
این اندیشمند و پژوهشگر برجسته حوزه فلسفه و ادیان با اشاره به آثار نویسندگانی غیرمسلمان که با رویکردی همدلانه به سیره نبوی پرداختهاند و نیز با تأکید بر آثاری که در دانشگاههای معتبر غربی منتشر میشوند، معیار سنجش اعتبار منابع را نه همدلی یا مخالفت با اسلام، بلکه نوع انتشارات، اسناد و استدلالهای تاریخی معرفی کرد و افزود: نباید هر کتابی که در غرب منتشر میشود را یکسر مردود دانست و نه هر کتاب همدلانهای را علمی محسوب کرد.
وی در ادامه با دستهبندی نوشتارهای موجود درباره پیامبر اکرم (ص) به چهار گونه اصلی که شامل: آثار کهن خاورشناسانه، نوشتههای جدلی ضد پیامبری، پاسخهای دفاعی و پژوهشهای تاریخی و آکادمیک، است بر ضرورت تفکیک این دستهها از یکدیگر تأکید کرد و گفت: امروزه بهکارگیری عنوان «مستشرق» فقط برای نسلهای دو یا سه نسل پیش صادق است و محققان کنونی در دانشگاههای غربی رویکردی منضبط و سندمحور دارند.
پروفسور لگنهاوزن با اشاره به پژوهشهای جدید در حوزه سیره، از جمله کتاب «محمد و امپراتوریهای ایمان» و نیز آثار «زیسان غفار» ـ پژوهشگر مسلمان آلمانیزبان ـ گفت که این محققان با رویکردی تاریخی به جمعآوری کهنترین اسناد از زندگی و زمانه پیامبر پرداختهاند.
وی از شباهتهای نتایج زیسان غفار و وانکول در تأکید بر نوع مواجهه پیامبر با مسیحیان و یهودیان عصر خود سخن گفت و توضیح داد: هر دو پژوهشگر مستقل به این نتیجه رسیدهاند که پیامبر در عین رد افراطیگریهای مسیحی امپراتوری روم و یهودیان معبدگرا، بر نوعی همکاری مبتنی بر توحید و احترام به سنت ابراهیمی تأکید داشتند.
پروفسور لگنهاوزن همچنین با تحلیل وضعیت اورشلیم در اوایل قرن هفتم میلادی و ادعاهای هراکلیوس، امپراتور روم شرقی، که پس از بازپسگیری صلیب حقیقی از ایران، اورشلیم را نماد قدرت امپراتوری و لطف الهی معرفی کرده بود، به تفسیر انتخاب قبله نخستین مسلمانان (بیتالمقدس) پرداخت و گفت: وقتی قرآن از مسجدالاقصی سخن میگوید (در حالی که در آن زمان هیچ بنای فیزیکی به نام مسجد در آن مکان وجود نداشت)، این پیامی نمادین است که مسلمانان معبد فیزیکی و قدرت امپراتوری را رد میکنند و معنای توحیدی و تاریخی آن مکان را مورد احترام قرار میدهند.
این اندیشمند و پژوهشگر برجسته حوزه فلسفه و ادیان افزود: تغییر قبله از بیتالمقدس به کعبه نیز با همین منطق سازگار است؛ کعبه معبدی بدون میز قربانی و آیینهای کشیشی است، بنابراین پیامبر اکرم با این اقدام، نهتنها ادعای مسیحیان مبنی بر معبد بودن عیسی(ع) را رد کرد، بلکه از هرگونه مقدسسازی نهادهای قدرت امپراتوری پرهیز نمود.
وی در ادامه، با اشاره به سه قید تاریخی، اخلاقی و سنتی که در فهم سیره نبوی باید مد نظر قرار گیرد، تصریح کرد: این سه قید، به رغم تعارضهای ظاهری، در نگاه نهایی مکمل یکدیگرند و راهگشای فهم جامعتر از شخصیت پیامبر خواهند بود. بدون آگاهی از وضعیت الهیاتی امپراتوری روم و نیز درک جایگاه معبد در سنت یهودی و مسیحی قرن هفتم، نمیتوان اهمیت انتخاب قبله و یا رویکرد قرآن به اهل کتاب را بهدرستی تحلیل کرد. جهانی بودن شخصیت پیامبر به معنای شهرت همگانی آن حضرت نیست، بلکه مفهومی هنجاری و ارزشمند است که بر اساس ادعای الهیاتی «رحمت للعالمین» معنا مییابد. از این دیدگاه، رحمت پیامبر نه فقط برای مسلمانان، بلکه برای تمام انسانهاست و این حقیقت با تکیه بر اسناد تاریخی و نیز سنت تفسیر علمای اسلام تا عصر حاضر قابل تبیین است.
پروفسور لگنهاوزن با اشاره به کتابهای «وانکول» که دیدگاه پیامبر را صلحطلبانه معرفی کرده و معتقد است جنگهای پیامبر صرفاً برای دفاع از مؤمنان تحت فشار بوده و نه برای ایجاد امپراتوری، گفت: برخی از مورخان غربی این خوانش را به دلیل فقدان مستندات تاریخی کافی نقد کردهاند؛ اما وانکول با استناد به قرآن و سیره، در کتاب دوم خود، تأکید دارد که جنگهای موسوم به «حرب الدعوه» در زمان پیامبر رخ نداده و این نوع توجیهات بعدها توسط خلفای اموی جعل شده است.
استاد لگنهاوزن با ذکر کتاب «صحیح السیرة النبویة» اثر مرحوم سید جعفر مرتضی عاملی، از آن بهعنوان منبعی ارزشمند برای رد هرگونه جنگ ابتدایی در عصر پیامبر یاد کرد و افزود: بر اساس دیدگاه این نویسنده، برخی از جنگها برای دفاع از اقلیتهای مسلمان تحت فشار در مناطق دیگر ترتیب داده شدهاند و هرگونه جنگ برای اجبار به اسلام، در تاریخ صدر اسلام نمونه ندارد.
وی در ادامه با اشاره به لزوم توجه به «ثقلین» (قرآن و عترت) برای درک صحیح شخصیت پیامبر، اظهار داشت: هرچند پژوهشهای تاریخی دانشگاههای غربی میتواند فهم ما را غنیتر کند، اما منبع اصلی شناخت سیره و اخلاق نبوی، قرآن و اهل بیت(ع) هستند؛ چنانکه امام حسین(ع) با قیام عاشورا، تداومبخش مقاومت و پیام توحیدی پیامبر بود. سنت فکری علمای اسلام در طول قرنها، بهویژه در حوزه نبوتشناسی و سیرهنگاری، نباید نادیده گرفته شود و نمیتوان صرفاً با تکیه بر آرمانهای مدرن مانند حقوق بشر یا لیبرالیسم، به بازتفسیر سیره پرداخت، مگر آنکه این تفسیر بر پایه اسناد معتبر و قواعد اخلاقی و سنتی استوار باشد.
پروفسور لگنهاوزن در پایان، به پرسش حاضران درباره معیار علمی کارآمدی در مطالعات پیامبرشناسی پاسخ داد و گفت: علمی ـ کارآمدی به معنای پذیرش کامل دیدگاههای خاورشناسان نیست، بلکه بهرهگیری از پژوهشهای مستند و متقن آنهاست که میتواند بدون همدلی دینی، حقایق تازهای را آشکار کند.