به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، کرسی علمی–ترویجی «نقش عوامل استرسزای ناشی از جنگ و ارزیابیهای شناختی در اضطراب مادران ایرانی و اضطراب کودکان در دوره پساجنگ» برگزار شد.
در این نشست، دکتر زینب زارع مهذبیه (عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات زن و خانواده) ارائه بحث را بر عهده داشت، حجتالاسلام دکتر محمدرضا سالاریفر (دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه) نقد علمی آن را انجام داد و دکتر حمیده امیریزدانی (عضو هیئت علمی گروه ادیان ابراهیمی) دبیری علمی جلسه را بر عهده داشت.
در بخش ارائه، دکتر زارع مهذبیه فرایند تروماهای پساجنگ و تأثیر جنگ دوازده روزه را در استرس مادران و کودکان واکاوی کرد. او با اتخاذ رویکردی شناختی-رفتاری، بر این نکته تأکید ورزید که چگونه درک مادر از تهدیدهای محیطی، مستقیماً بر کیفیت فرزندپروری او اثر میگذارد. وی تبیین کرد که انتقال اضطراب از مادر به کودک، نه یک فرآیند ایستا، بلکه یک کنشوپاسخ پویاست که در سایهی ارزیابیهای ذهنی مادر از «امنیت جامعه» و «تابآوری خانواده» شکل میگیرد؛ موضوعی که در بافتار پیوندهای عاطفی جامعه ایرانی، ابعادی منحصربهفرد مییابد.
در بخش نقد و ارزیابی، دکتر سالاریفر با تحلیلی موشکافانه به بررسی انسجام درونی مدل ارائهشده پرداخت. او تأکید کرد که در پژوهشهای مبتنی بر تروما، تفکیک میان «ارزیابیهای شناختی فاجعهانگارانه» و «واکنشهای انطباقی واقعبینانه» اهمیت حیاتی دارد. وی همچنین پیشنهاد داد که مدل تبیینی ارائهشده باید با مؤلفههای بومی، بهویژه نقش «معنابخشی به رنج» در خانوادههای ایرانی، غنیتر شود. یکی از چالشهای بنیادین که توسط او مطرح شد، عدم همخوانی یافتههای پژوهش با فرضیه محافظتکنندگی «حمایت اجتماعی» بود؛ چرا که در ادبیات کلاسیک روانشناسی، حمایت اجتماعی معمولاً نقشی تعیینکننده در کاهش استرس دارد. در پاسخ، دکتر زارع مهذبیه استدلال کرد که در آن بافتار زیسته و تاریخی، به دلیل اختلال شدید در زیرساختهای ارتباطی و عدم دسترسی به شبکههای مجازی، که امروزه به مثابه کاتالیزورهای اصلی دریافت حمایت بیرونی عمل میکنند، این متغیر نتوانسته است اثر مثبت مورد انتظار را در کاهش اضطراب مادران ایفا کند.