بررسی رابطهی تصوف و تشیع (شیعه امامیه) در مسالهی ولایت در قرن هشتم هجری
به گزارش معاونت آموزشی و پژوهشی دانشکدهی ادیان و عرفان، روز پنجشنبه مورخ 1 مرداد 1405 در ساعت 8 صبح در سالن شهید بهشتی دانشگاه ادیان و مذاهب جلسهی دفاع از رسالهی دکتری با حضور اساتید راهنما و مشاور و هیأت داوران و جمعی از دانشجویان برگزار شد.
عنوان این رساله “بررسی رابطهی تصوف و تشیع (شیعه امامیه) در مسالهی ولایت در قرن هشتم هجری” بود که با راهنمایی جناب آقای دکتر رحمان بوالحسنی و با تلاشهای پژوهشی و علمی جناب آقای حمید صلاتی دانشجوی مقطع دکتری رشتهی تصوف و عرفان اسلامی نگارش شد.

در ادامه چکیدهی این رساله جهت آشناییِ کلی علاقمندان به محتوای این موضوع ارائه میگردد.
چکیدهی رساله:
رابطه میان تصوف و تشیع همواره یکی از مباحث چالشبرانگیز در تاریخ اندیشه اسلامی بوده است. در نگاه نخست، این دو جریان بهعنوان دو سنت فکری و عملی مستقل با مبانی، اهداف و روشهای متفاوت شناخته میشوند؛ با این حال، بررسی عمیقتر آموزههای نظری و سلوکی آنها، از وجود نقاط اشتراک معنادار، بهویژه در مفهوم بنیادین ولایت، حکایت دارد. این پژوهش با تمرکز بر قرن هشتم هجری قمری، به بررسی رابطه تصوف و تشیع امامیه در مسئله ولایت و تأثیر آن بر تعاملات تاریخی و فکری این دو جریان میپردازد؛ قرنی که از حیث تحولات فکری، اجتماعی و سیاسی، نقطه عطفی در نزدیکی تشیع و تصوف بهشمار میرود.در این تحقیق، نخست مفهوم ولایت در دو دستگاه فکری تشیع امامیه و تصوف، با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی تبیین شده و وجوه اشتراک و افتراق آنها در ابعاد مفهومی، کارکردی و هستیشناختی بررسی میشود. سپس با مطالعه آراء اندیشمندان برجسته قرن هشتم، بهویژه سید حیدر آملی به عنوان یک پل تفسیری، نسبت میان نبوت، رسالت و ولایت و جایگاه انسان کامل در منظومه فکری تشیع و تصوف تحلیل میگردد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تبیین صوفیانه ولایت، در این دوره، به نحو چشمگیری با آموزههای ولایی تشیع امامیه همگرا شده و به تکوین یک «گفتمان مشترک شیعی ـ صوفی» انجامیده است که میتوان اشتراک اصلی دو سنت را در محوریت ولایت، انسان کامل و هدایت باطنی دانست و افتراق اصلی را در تعیین مصداق دانست، چرا که تشیع، ولایت را در چارچوب امامت معصوم تعریف میکند، در حالی که تصوف آن را در شبکهای گستردهتر از اولیا و مشایخ عرفانی میفهمد، در ادامه نزدیکی دیدگاههای تصوف و تشیع در مسئله ولایت، زمینهساز تعاملات گسترده فکری و اجتماعی میان صوفیان و شیعیان در قرن هشتم هجری شده و در شکلگیری و تقویت جنبشهای شیعی ـ صوفی همچون سربداران، مرعشیان، حروفیه و نوربخشیه نقش مؤثری ایفا کرده است. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعه منابع کتابخانهای، میکوشد تصویری روشنتر از سیر تطور مفهوم ولایت و نقش آن در تقارب تصوف و تشیع ارائه دهد و نشان دهد که ولایت، بهعنوان آموزهای محوری، نقشی اساسی در پیوند این دو سنت فکری در تاریخ اسلام ایفا کرده است.
واژگان کلیدی: تصوف، عرفان اسلامی، تشیع، امامیه، ولایت، انسان کامل، قرن هشتم هجری قمری