یادداشتی از میلاد بابایی؛

روایتی از مهمان‌نوازیِ دانشگاه ادیان و مذاهب در شب‌های وداع با قائدِ اُمّت

تاریخ انتشار:

دانشگاه ادیان و مذاهب، در قامتِ یک میزبانِ مهربان، توانست در آن دو شبِ سخت، ما را که از خانه و کاشانه‌مان دور بودیم، با آغوشی باز در خود جای دهد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، میلاد بابایی، یکی از عزاداران خوزستانی حاضر در تشییع رهبر شهید در یادداشتی با عنوان «روایتی از مهمان‌نوازیِ دانشگاه ادیان و مذاهب در شب‌های وداع با قائدِ اُمّت» آورده است:

وقتی خبرِ تشییع قائدِ اُمّت، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس‌سره الشریف) به گوشمان رسید، دلمان هوایِ آخرین دیدار را کرد. از همان دقایق اولیه، شهر و دیار ما در اهواز غرق در عزا و ماتم شد، اما دلی که برای رهبرِ خود می‌سوزد، تابِ ماندن در خانه را ندارد. خوزستان همیشه در غم‌های کشور پیشگام بوده است و اینجا هم کاروان‌های عظیمی از مردان و زنانِ داغدار، خود را برای این سفرِ عاشقانه آماده کردند.

سفرِ طولانیِ اهواز تا قم، با وجودِ تمامِ خستگی‌ها، برایمان شیرین بود، چراکه هر چه به مقصد نزدیک‌تر می‌شدیم، داغِ دل‌ها تازه‌تر و اشک‌ها جاری‌تر می‌شد. به قم که رسیدیم، حجمِ جمعیت و شورِ حسینیِ مردم، واقعاً زبان‌زد بود؛ تصاویر هواییِ نشان می‌داد که جمعیتِ میلیونی، شهرِ مقدس را در بر گرفته و هر گوشه‌ای از مسیرِ بدرقه، از مسجد جمکران تا حرمِ مطهر، مملو از عاشقانی است که برای تجدیدِ بیعت با رهبرِ جدیدِ خویش، آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، گرد هم آمده بودند.

اما در میانِ این شور و شوقِ عزا، یک اتفاقِ خوش‌عاقبت، خاطره‌ای ماندگار در ذهنِ من رقم زد. با توجه به شلوغیِ بی‌نظیرِ شهر، کاروانِ ما از سویِ ستادِ استقبال از عزاداران، به دانشگاه ادیان و مذاهب معرفی شد تا شب را در آنجا سپری کنیم. من اسمِ این دانشگاه را شنیده بودم، اما هرگز تصور نمی‌کردم که قرار است از مهمان‌نوازیِ کم‌نظیرِ دست‌اندرکارانش بهره‌مند شوم.

واردِ محوطه‌ی دانشگاه که شدیم، اول از همه، سکوتی آمیخته با عظمت، روحیه‌مان را نوازش داد. فضایِ علمی و پژوهشیِ آن، با کتابخانه تخصصی و دانشکده‌هایی که برای تعامل با ادیانِ مختلف طراحی شده، واقعاً چشم‌گیر بود. اما چیزی که بیش از معماری و امکانات، دلمان را ربود، رفتارِ مسئولان مخلص دانشگاه بود.

استقبالی که از ما به عمل آمد، بی‌نظیر بود. با وجودِ اینکه دانشگاه با حجمِ عظیمی از مهمانانِ مواجه بود، اما هیچ‌گونه کم‌توجهی یا بی‌مبالاتی از سویِ کارکنانِ آن ندیدیم. آن‌ها با وجودِ اینکه خودشان هم داغ‌دار بودند، با رویی گشاده و قلبی مالامال از مهر، به استقبالِ ما آمدند. جای جایِ سالن‌ها و نمازخانه‌یِ دانشگاه را برای اسکانِ موقتِ ما آماده کرده بودند و لحظه‌ای از خدمت به مشایعت کنندگان رهبر شهید دریغ نورزیدند. این روحیه‌ی مهمان‌نوازی، بی‌گمان ریشه در فرهنگِ غنیِ ایرانی و اسلامی دارد و در رفتارِ شخصیت‌هایِ برجسته‌ی این دانشگاه نیز به وضوح دیده می‌شود؛ در آن شبِ سنگینِ غم، گرمایِ چایِ داغی که مسئولان دانشگاه برایمان آوردند و لبخندهایِ محزونِ آن‌ها در میانِ سیلِ اشک، قدری از آلامِ جانکاهِ ما کاست. ما از گوشه‌وکنارِ ایران عزیز، در آنجا گرد آمد بودیم و هر یک از ما، داستانی از ارادتِ خود به رهبرِ شهید را داشتیم. دانشگاه ادیان و مذاهب، در قامتِ یک میزبانِ مهربان، توانست در آن دو شبِ سخت، ما را که از خانه و کاشانه‌مان دور بودیم، با آغوشی باز در خود جای دهد. آن‌ها نه تنها برایِ اسکانِ ما، بلکه برایِ آرامشِ روحیِ ما نیز برنامه داشتند؛ مراسمِ روضه‌خوانی و یادبودی که در دانشگاه برپا شد، از پُرشورترین و معنوی‌ترین محافلی بود که تا به حال دیدم.

از مدیرانِ ارشدِ دانشگاه که با تدبیر، چنین پذیراییِ شایسته‌ای را سامان دادند تا مسئولان ولایی آن که از جان و دل برایِ رفاهِ ما کوشیدند، همه و همه، مصداقِ بارزِ همان چیزی بودند که در شأنِ بدرقه‌کنندگانِ “قائدِ اُمّت” است.

در شبِ دوم، فرصتی دست داد تا با یکی از مسئولانِ دانشگاه گفت‌وگویی مختصر داشته باشم. ایشان با کمالِ فروتنی، برایمان از ظرفیتِ بالایِ این دانشگاه در جذبِ دانشجویانی از ۳۰ کشورِ جهان گفت و تأکید کرد که وظیفه‌ی اصلیِ آن‌ها، ترویجِ صلح و همبستگیِ انسانی از طریقِ شناختِ صحیحِ ادیان است. با خودم گفتم، چه خوب است که در شهر قم، در کنارِ حوزه‌هایِ علمیه‌ی سنتی، چنین نهادی با نگاهِ جهانی و رویکردی عقلانی، وجود دارد. آن‌ها نه با کلام، که با عمل، نشان دادند که دانشگاهِ ادیان، محلی برایِ الفتِ قلوب است، فارغ از اینکه میهمان از کدام نقطه‌ی ایران یا جهان آمده باشد.

صبحِ روزِ تشییع، وقتی از دروازه‌هایِ دانشگاه خارج می‌شدیم تا به صفوفِ میلیونیِ عزاداران بپیوندیم و پیکرِ مطهرِ امامِ خامنه‌ای را تا حرمِ اهل‌بیت (علیهم السلام) بدرقه کنیم، دلمان برایِ آن شب‌هایِ گرم و صمیمیِ دانشگاه تنگ شد. ما که از اهواز با زحمت آمده بودیم، نه تنها از بارِ سفر و خستگی کاسته شدیم، بلکه روحیه‌ای مضاعف یافتیم تا در آن حماسه‌ی عظیم، با بصیرتی بیشتر و دلی پُرمهرتر، با رهبرِ جدیدِ خویش بیعت کنیم.

به گمانم، بهترین توصیف برایِ رفتارِ دست‌اندرکارانِ دانشگاه ادیان و مذاهب، این است که آن‌ها در آن شب‌هایِ سخت، این مسئولیتِ انسانیِ خود را به زیباترین شکل ممکن به جا آوردند و ثابت کردند که ایرانی بودن و شیعه بودن، یعنی مهمان‌نوازیِ بی‌منت و بی‌نظیر.

شب‌هایِ اقامتِ ما در دانشگاهِ ادیان و مذاهب، جزءِ جدایی‌ناپذیرِ خاطراتِ سفرِ سوگوارانه‌ی من به قم خواهد بود. ممنونم از همه‌ی مسئولان دانشگاه ادیان و مذاهب که در سخت‌ترین شرایط، پناهگاهِ خستگی‌زدگانِ راهِ عشق بودند. خدایتان پاداشِ نیک دهد که در سوگِ عزیزترین، جانفدای ایران که همواره پناهِ درماندگان بودند، ما را در آغوشِ مهرِ خود جای دادید و کاری کردید کارستان.

photo_2026-07-08_13-07-48
photo_2026-07-08_13-07-48
photo_2026-07-08_13-07-53
photo_2026-07-08_13-07-59
photo_2026-07-08_13-08-02
photo_2026-07-08_13-08-35
photo_2026-07-08_13-11-08
photo_2026-07-08_13-11-14
photo_2026-07-08_13-11-32
350a2917-2
350a2924
350a2938-2
350a2944
350a2952-3
350a2959
350a2960
350a2970-4
350a2978
350a2985
350a2986

مطالب مشابه