به گزارش روابط عمومی دانشگاه، کرسی علمی ـ ترویجی «نشانهشناسی ارتباطات غیرکلامی در پنج رمان جایزه بوکر عربی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸» با ارائه دکتر مسعود باوانپوری، نقد علمی دکتر محمدعلی حاجعلیپور و دبیری علمی دکتر محمد سعدی برگزار شد.
در این نشست، ضمن بررسی ظرفیتهای نشانهشناختی ارتباطات غیرکلامی در تحلیل رمانهای عربی، موضوعاتی همچون مبانی نظری پژوهش، روش شناسایی و دستهبندی نشانهها، نقش بافت اجتماعی و تاریخی در تفسیر رفتارهای غیرکلامی و ضرورت عبور از توصیف ظاهری نشانهها به تحلیل لایههای معنایی و گفتمانی متون ادبی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
بررسی نشانههای ارتباطات غیرکلامی در پنج رمان عربی
در بخش نخست این کرسی، دکتر مسعود باوانپوری به تشریح پژوهش خود درباره نشانهشناسی ارتباطات غیرکلامی در پنج رمان برگزیده جایزه بوکر عربی در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ پرداخت. وی با اشاره به ماهیت میانرشتهای موضوع، نشانهشناسی را از حوزههایی دانست که ظرفیت پیوند مطالعات زبانشناختی با دانشهایی همچون روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه، ادبیات و علوم ارتباطات را فراهم میکند.
در این ارائه، نشانه بهمثابه عنصری معنادار معرفی شد که میتواند به چیزی فراتر از صورت ظاهری خود دلالت کند. بر این اساس، رفتارهای بدنی، حالات چهره، حرکات دست، نگاه، لحن صدا و دیگر عناصر غیرکلامی را میتوان همچون اجزای یک نظام ارتباطی بررسی کرد؛ نظامی که در آن پیامها تنها از طریق واژهها منتقل نمیشوند، بلکه بدن و رفتار نیز در شکلگیری و انتقال معنا نقش دارند.
ارائهدهنده با اشاره به تمایز ارتباطات کلامی و غیرکلامی، توضیح داد که نشانههای غیرکلامی ممکن است در ارتباط با پیام کلامی، کارکردهای متفاوتی داشته باشند. در این چارچوب، کارکردهایی نظیر تکمیل، تکذیب، تکرار، تنظیم تعامل، جانشینی و تأکید بر پیام مطرح شد. همچنین کانالهای انتقال این نشانهها، از جمله چشم و نگاه، حالات چهره، حرکات دست، ویژگیهای صوتی و فرازبانی، پوشش و اشیا، تماس بدنی و فاصله میان افراد مورد توجه قرار گرفت.
دکتر باوانپوری در ادامه، به کاربرد این مفاهیم در تحلیل متون داستانی پرداخت و توضیح داد که میتوان رفتارهای شخصیتها را همچون نشانههایی برای انتقال حالات، احساسات و مفاهیم بررسی کرد. برای نمونه، رنگپریدگی، عرقکردن، خشکشدن لبها، دشواری در بلع، تغییرات چهره و برخی حرکات بدنی در روایتهای داستانی میتوانند در انتقال یا بازنمایی ترس و اضطراب نقش داشته باشند.
روش پژوهش و مهمترین یافتههای ارائه
به گفته وی، پژوهش با هدف بررسی چگونگی انتقال پیام از طریق ارتباطات غیرکلامی در پنج رمان انجام شده است. دکتر باوان پوری توضیح داد که آثار منتخب از نظر تعداد و نوع نشانهها، کانالهای انتقال پیام و کارکردهای ارتباطی بررسی و دستهبندی شدهاند. در این رویکرد، علاوه بر شناسایی نشانهها، فراوانی کاربرد آنها و نحوه انتقال معنا نیز مورد توجه قرار گرفته است.
دکتر باوانپوری پژوهش خود را دارای جنبههای کمی و کیفی معرفی کرد؛ به این معنا که از یکسو تعداد و فراوانی نشانهها و کارکردهای آنها بررسی شده و از سوی دیگر، تلاش شده است نوع پیام منتقلشده از طریق این نشانهها شناسایی شود.
وی همچنین به دستاوردهای پژوهشی حاصل از این مطالعات اشاره کرد و گفت که نتایج این مجموعه بررسیها در قالب مقالات علمی ـ پژوهشی منتشر شده است. از نظر او، یکی از وجوه نوآورانه کار، بهکارگیری مفاهیم و چارچوبهای نشانهشناسی ارتباطات غیرکلامی در مطالعه رمانهای عربی و بررسی سازوکار انتقال پیام در این آثار بوده است.
ارائهدهنده در پاسخ به برخی ملاحظات مطرحشده درباره دامنه پژوهش توضیح داد که هدف اصلی، تحلیل جامع بافت تاریخی، سیاسی و ایدئولوژیک هر رمان نبوده، بلکه شناسایی نشانههای غیرکلامی، بررسی کارکرد آنها و مشخصکردن چگونگی انتقال پیام از طریق کانالهای ارتباطی مدنظر قرار داشته است. وی در عین حال، امکان تکمیل پژوهش و توجه بیشتر به بافت و دلالتهای گفتمانی آثار را در مطالعات بعدی پذیرفت.
ضرورت توجه به بافت، انسجام نظری و عمق تحلیل نشانهشناختی
در بخش نقد، دکتر محمدعلی حاجعلیپور ضمن اشاره به اهمیت موضوع و ظرفیت آن برای انجام پژوهشهای میانرشتهای، تأکید کرد که بررسی ارتباطات غیرکلامی در متون ادبی، بهویژه در آثاری با زمینههای تاریخی، فرهنگی و روایی متفاوت، مستلزم دقت نظری و روششناختی بالایی است.
ناقد با طرح مجموعهای از ملاحظات، میان شناسایی و شمارش نشانههای غیرکلامی و تحلیل نشانهشناختی عمیق آنها تمایز قائل شد. از دیدگاه وی، صرف استخراج رفتارها و دستهبندی آنها بر اساس کارکردهای ارتباطی، برای دستیابی به لایههای پنهان معنایی و گفتمانی یک رمان کافی نیست؛ بلکه لازم است مشخص شود این نشانهها در ساختار روایت، شخصیتپردازی و زمینه اجتماعی و تاریخی اثر چه نقشی ایفا میکنند.
۱. تناسب عنوان، مسئله پژوهش و دامنه تحلیل
یکی از محورهای نقد دکتر حاجعلیپور، تناسب میان عنوان پژوهش، دامنه آثار انتخابشده و عمق تحلیل ارائهشده بود. وی خاطرنشان کرد که بررسی پنج رمان با زمینهها و فضاهای روایی متفاوت، پروژهای گسترده و پیچیده است و در صورت فقدان چارچوب تحلیلی متناسب، ممکن است مطالعه از تحلیل کیفی و عمیق به شمارش و طبقهبندی ظاهری نشانهها محدود شود.
ناقد همچنین این پرسش را مطرح کرد که انتخاب آثار برگزیده جایزه بوکر عربی بر چه مبنایی صورت گرفته است و آیا میان این آثار، ویژگی مشترکی وجود دارد که بررسی تطبیقی آنها را از نظر نظری توجیه کند، یا انتخاب آنها صرفاً بر اساس تعلق به یک جایزه ادبی و یک بازه زمانی مشخص بوده است.
۲. ضرورت صورتبندی دقیق مسئله و فرضیه پژوهش
محور دیگر نقد به نحوه صورتبندی مسئله پژوهش و فقدان فرضیهای روشن و قابل ارزیابی مربوط بود. دکتر حاجعلیپور معتقد بود که توصیف موضوع و بیان این نکته که شخصیتهای داستانی از زبان بدن و رفتارهای غیرکلامی استفاده میکنند، بهتنهایی مسئله علمی پژوهش را مشخص نمیکند.
از نظر وی، پژوهش باید بهروشنی نشان دهد که در پی پاسخگویی به کدام خلأ علمی است، چه ادعایی را دنبال میکند و بر اساس چه چارچوبی میخواهد از توصیف دادهها به تبیین روابط و معانی برسد. به باور ناقد، نبود جهتگیری نظری روشن میتواند زمینه انباشت دادهها، نقلقولها و نمونهها را فراهم کند، بیآنکه این شواهد به استدلالی تحلیلی و نتیجهای متمایز منتهی شوند.
۳. نقد مبانی نظری و پیوند میان نشانهشناسی و روانشناسی
دکتر حاجعلیپور در بخش دیگری از نقد خود، به مبانی نظری پژوهش و نحوه استفاده از نظریههای مرتبط با نشانهشناسی و روانشناسی اشاره کرد. وی این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان دیدگاههایی را که از مبانی و پیشفرضهای متفاوتی برخوردارند، در یک چارچوب تحلیلی واحد به کار گرفت، بدون آنکه نسبت نظری آنها بهروشنی توضیح داده شود.
در این زمینه، تفاوت میان رویکرد نشانهشناختی مبتنی بر رابطه دال و مدلول و رویکردی که رفتارهای بدنی را بازتاب حالات و هیجانات درونی فرد میداند، مورد توجه قرار گرفت. از دیدگاه ناقد، استفاده همزمان از این رویکردها نیازمند تبیین رابطه مفهومی آنها و مشخصکردن نقش هر یک در تحلیل دادههاست.
۴. نقش بافت اجتماعی، تاریخی و ایدئولوژیک در تفسیر نشانهها
یکی از مهمترین محورهای نقد، ضرورت توجه به بافت و زمینه تولید معنا در رمانها بود. دکتر حاجعلیپور تأکید کرد که نشانههای غیرکلامی را نمیتوان مستقل از موقعیت اجتماعی، تاریخی و فرهنگی شخصیتها تفسیر کرد؛ زیرا یک رفتار مشابه ممکن است در دو موقعیت متفاوت، معانی کاملاً متفاوتی داشته باشد.
برای توضیح این مسئله، ناقد به تفاوت فضاهای روایی آثار مورد بررسی اشاره کرد؛ از جمله فضای جنگ و بحران اجتماعی در رمان «فرانکشتاین در بغداد»، زمینههای سیاسی و اجتماعی در برخی دیگر از رمانها و فضای عرفانی و تاریخی رمان «موت صغیر». از نظر او، لبخند، سکوت، نگاه یا حرکت بدن در هر یک از این زمینهها ممکن است علاوه بر دلالت عاطفی، حامل معانی هویتی، سیاسی یا ایدئولوژیک نیز باشد.
ناقد با این استدلال که نشانههای غیرکلامی در متون ادبی صرفاً بازتاب حالات فردی نیستند، خواستار توجه بیشتر به نقش آنها در بازنمایی بحران هویت، جنگ، آوارگی، مقاومت، تحولات اجتماعی و دیگر زمینههای معناساز شد.
۵. ناهمگونی آثار و محدودیتهای مقایسه تطبیقی
دکتر حاجعلیپور همچنین درباره همگونی جامعه آماری و امکان مقایسه مستقیم پنج رمان پرسشهایی مطرح کرد. به اعتقاد وی، تفاوت ژانر، زمان، مکان، فضای تخیلی و زمینههای فرهنگی آثار میتواند بر معنای نشانهها اثر بگذارد؛ بنابراین، مقایسه آماری نشانهها بدون در نظر گرفتن این تفاوتها ممکن است به نتایجی محدود یا تعمیمهایی ناموجه منجر شود.
از نظر ناقد، در تحلیل تطبیقی باید روشن شود که چه متغیرهایی در میان آثار مشترکاند، چه تفاوتهایی بر تفسیر نشانهها اثر میگذارند و چگونه میتوان نقش بافت را در مقایسهها لحاظ کرد. وی تأکید داشت که تفاوت میان نشانههای بدنی در یک روایت عرفانی و همان نشانهها در روایتی جنگی یا علمیتخیلی، صرفاً تفاوتی ظاهری نیست، بلکه میتواند به تفاوت در نظام معنایی و کارکرد روایی آنها مربوط باشد.
۶. ضرورت بازنگری در پرسشهای پژوهش، تحلیل یافتهها و منابع
ناقد در ادامه، به نحوه صورتبندی پرسشهای پژوهش و نسبت آنها با هدف تحلیل نشانهشناختی پرداخت. از دیدگاه وی، پرسشهایی درباره فراوانی نشانهها، اعضای بدن یا کارکردهای پرتکرار، هرچند برای توصیف دادهها مفیدند، بهتنهایی جایگزین پرسشهای نظری درباره نقش نشانهها در ساخت معنا، شخصیتپردازی و بازنمایی گفتمان نمیشوند.
وی همچنین برخی تحلیلهای ارائهشده درباره ویژگیهای شخصیتی کاراکترها را بیش از اندازه توصیفی دانست و بر ضرورت عبور از برداشتهای آشکار و بدیهی به سوی تبیین لایههای پنهان متن تأکید کرد. در این نگاه، تحلیل نشانهشناختی زمانی از ظرفیت علمی بیشتری برخوردار میشود که نشان دهد رفتارهای غیرکلامی چگونه در شکلگیری معنا و سازماندهی روایت نقش دارند.
بخش دیگری از نقد نیز به منابع و پیشینه پژوهش اختصاص داشت. دکتر حاجعلیپور بر ضرورت بهرهگیری از منابع تخصصی و مرتبط با نشانهشناسی ادبی و نظریههای متناسب با موضوع تأکید کرد و درباره تناسب برخی منابع استفادهشده با مسئله اصلی پژوهش ملاحظاتی مطرح ساخت.
پاسخ ارائهدهنده و گفتوگوی علمی
دکتر باوانپوری در پاسخ به نقدهای مطرحشده، توضیح داد که هدف پژوهش از ابتدا بررسی چگونگی انتقال پیام از طریق نشانههای غیرکلامی بوده است؛ ازاینرو، انتخاب آثار و شیوه تحلیل آنها در راستای شناسایی نشانهها، کانالهای انتقال پیام و کارکردهای ارتباطی صورت گرفته است.
وی با اشاره به ماهیت میانرشتهای پژوهش، استفاده از منابع حوزههای مختلف را متناسب با گستردگی موضوع دانست و توضیح داد که به دلیل کاربرد مفاهیم ارتباطات غیرکلامی در زمینههایی همچون روانشناسی، جامعهشناسی، ارتباطات و رفتارشناسی، استفاده از منابع این حوزهها در مطالعه نیز ضرورت داشته است.
ارائهدهنده همچنین با بخشی از نقد ناقد درباره اهمیت بافت و امکان تکمیل تحلیلها موافقت کرد، اما توضیح داد که تحلیل جامع گفتمانی و ایدئولوژیک آثار در محدوده اهداف اولیه پژوهش قرار نداشته است. وی تأکید کرد که مطالعه حاضر بیشتر بر وجه کمی و توصیفی ـ تحلیلی نشانهها تمرکز داشته و بررسی عمیقتر بافت و زمینههای گفتمانی میتواند موضوع پژوهشهای بعدی باشد.
در این گفتوگو، اختلافنظر اصلی به تفاوت در انتظار از دامنه و عمق پژوهش بازمیگشت: ارائهدهنده بر شناسایی و تحلیل کارکردهای ارتباطی نشانهها تأکید داشت، درحالیکه ناقد معتقد بود عنوان و ادعای نشانهشناختی پژوهش، توجه گستردهتری به بافت و لایههای پنهان معنایی آثار را ایجاب میکند. این تفاوت دیدگاه زمینه بحثی تفصیلی درباره حدود تحلیل، انتخاب چارچوب نظری و امکان توسعه پژوهش فراهم کرد.
جمعبندی
در پایان نشست، دکتر محمد سعدی، دبیر علمی کرسی، به مهمترین محورهای ارائه و نقد اشاره کرد. وی موضوع نشانهشناسی ارتباطات غیرکلامی، کانالهای انتقال پیام و نمونههای مطرحشده از رمانهای برگزیده را از محورهای اصلی ارائه دانست و نقدهای مطرحشده درباره عنوان پژوهش، تناسب اهداف و دامنه مطالعه، روششناسی، ارزیابی جامعه آماری، توجه به بافت و منابع و پیشینه پژوهش را مرور کرد.
دبیر علمی همچنین به پاسخهای ارائهدهنده اشاره کرد و گفت که در جریان نشست، گفتوگویی علمی و جدی میان ارائهدهنده و ناقد شکل گرفت. وی این تعامل را زمینهای برای غنای بحث و تقویت گفتوگوی علمی ارزیابی کرد.
از منظر جمعبندی تحریریه، این کرسی نشان داد که مطالعه ارتباطات غیرکلامی در رمانها میتواند از دو مسیر مکمل پیگیری شود: نخست، شناسایی، طبقهبندی و بررسی فراوانی نشانهها و کارکردهای ارتباطی آنها؛ دوم، تفسیر نشانهها در پیوند با ساختار روایت، شخصیتپردازی، بافت تاریخی و اجتماعی و دلالتهای گفتمانی متن.
بر این اساس، یکی از مسائل محوری برای توسعه چنین پژوهشهایی، روشنکردن نسبت میان توصیف کمّی نشانهها و تحلیل کیفی معناست. همچنین، در مطالعات تطبیقی، لازم است معیارهای انتخاب آثار، حدود تعمیم نتایج و تأثیر تفاوتهای ژانری و زمینهای بهصراحت مشخص شوند تا مقایسهها از پشتوانه نظری و روششناختی کافی برخوردار باشند.
کرسی علمی ـ ترویجی «نشانهشناسی ارتباطات غیرکلامی در پنج رمان جایزه بوکر عربی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸» با ارائه دکتر مسعود باوانپوری، نقد دکتر محمدعلی حاجعلیپور و دبیری علمی دکتر محمد سعدی، فرصتی برای بررسی ظرفیتها و چالشهای روششناختی مطالعات میانرشتهای در حوزه ادبیات و ارتباطات فراهم کرد و اهمیت تعامل انتقادی در ارتقای کیفیت پژوهشهای دانشگاهی را برجسته ساخت.