وبینار مولانا و ظرفیتهای وحدت و تقریب در جوامع اسلامی برگزار شد
به مناسبت روز جهانی مولانا به همت مرکز صلح و گفتوگوی دانشگاه ادیان و مذاهب و با همکاری اداره کل امور بینالملل نشست تخصصی و بینالمللی با عنوان «مولانا و ظرفیتهای وحدت و تقریب در جوامع اسلامی» با حضور استادان، پژوهشگران و علاقهمندان به مطالعات عرفانی و تقریب مذاهب به صورت برخط (وبینار) برگزار شد. این نشست همزمان با هشتصدوهفدهمین سالروز میلاد جلالالدین محمد بلخی (مولوی)، با پیوند برخط میان سه شهر قم، لندن و قونیه تشکیل گردید.
در آغاز نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر صدیقی ، مدیر گروه تقریب مذاهب مرکز صلح و گفتوگو و دبیر علمی نشست، ضمن خوشآمدگویی به حاضران و تبیین مناسبت برنامه، به بررسی جایگاه تاریخی و تمدنی مولانا پرداخت و گفت: هشت قرن از ولادت جلالالدین محمد بلخی میگذرد؛ عارفی که از بلخ در خراسان بزرگ برخاست و در قونیه رحلت کرد، اما پیام معنوی او مرزهای جغرافیایی و مذهبی را درنوردید. پرسش اساسی این نشست آن است که در میراث مولانا چه ظرفیتهای بنیادین و مشترکی وجود دارد که بتواند بسترساز وحدت، همگرایی و تقریب واقعی میان جوامع و مذاهب اسلامی باشد.
سخنران نخست نشست، دکتر سید سلمان صفوی ، رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن و سردبیر مجله تخصصی Transcendent Philosophy ، و برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی تحت عنوان «ساختار معنایی مثنوی معنوی»، بود که سخنان خود را با واکاوی نسبت اندیشه مولانا با مسئله تقریب مذاهب در دو ساحت «تاریخی–تفسیری» و «درونمتنی» ارائه کرد:
1سنت دیرپای شرح و تفسیر مثنوی میان علمای شیعه و اهلسنت:
دکتر صفوی با اشاره به سیر شروح مثنوی از سده هشتم هجری تاکنون، نشان داد که این متن همواره مورد عنایت متفکران فریقین بوده است. وی شرح گزیده ابیات بهدست شیخ صفیالدین اردبیلی در سده هشتم را از کهنترین تلاشها برشمرد و به آثاری چون «جواهرالاسرار» کمالالدین خوارزمی (قرن نهم) اشاره کرد که پیوندی وثیق میان مثنوی و نهجالبلاغه برقرار ساخته است. وی همچنین تداوم این سنت میان علمای برجسته شیعه را یادآور شد؛ از جمله «سراج السالکین» فیض کاشانی، شرح حکیم ملاهادی سبزواری و در دوره معاصر، شرح پانزدهجلدی علامه محمدتقی جعفری و عنایت ویژه امام خمینی (ره)،شهید آیتالله خامنهای و شهید مطهری به مثنوی. در کنار این، شروح عالمان اهلسنت، از جمله در شبه قاره (مانند شرح منسوب به امدادالله)، نشانگر آن است که مثنوی فراتر از مرزبندیهای مذهبی همواره متنِ وفاق و گفتوگوی امت اسلامی بوده است.
2 ظرفیتهای درونمتنی: گریز از منازعه کلامی و تکیه بر عشق و اخلاق
دکتر صفوی تصریح کرد که مثنوی بهجای دامن زدن به منازعات فرقهای و جدلهای فرساینده کلامی، محور حرکت مؤمنانه را بر عشق الهی ، اخلاق اسلامی و بازگشت به جوهر دین قرار میدهد؛ امری که ذاتاً تنشزدا و همگراکننده است. مولانا پس از پرداختن به ذات نبوت و وجود پیامبر اکرم (ص)، به صحابه و شخصیتهای صدر اسلام (همچون زید بن حارثه، بلال و دیگران) با احترام مینگرد، اما اوج قله معنویت را در ولایت امیرالمؤمنین (ع) ترسیم میکند.
رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن با تفکیک میان تشیع کلامی وفقهی و آنچه آن را «تشیع معنوی» نامید، تأکید کرد: مقصود از تشیع معنوی، پذیرش ولایت باطنی، علمی و معنوی امام علی (ع) بهعنوان سرسلسله و قطب اولیای الهی و انسان کامل است. با این نگاه توسعی، طریقتها و سنتهای عرفانی جهان اسلام که ولایت معنوی علی (ع) را پذیرفتهاند، در یک منظومه و افق هویتی مشترک با شیعه تعریف میشوند. در این چارچوب، تقریب به معنای یکسانسازی عقاید یا تحمیل فقهی نیست، بلکه همنشینی در ساحت ولایت و معنویت اولیای الهی است.
دکتر محمود آجار: آزادی معنوی، نفی رقیت و بازخوانی حدیث غدیر در مثنوی
سخنران دوم نشست، دکتر محمود آجار ، الهیدان، پژوهشگر و مترجم آثاری چون مقالات شمس تبریزی به زبان ترکی استانبولی، بود که از شهر قونیه به بحث پیوست. وی که اصالتا اهل کشور ترکیه بود با مروری بر تجربه زیسته خود و نحوه تشرف به مکتب اهلبیت (ع) سخنان خود را بر محور خوانش مولانا از حدیث شریف غدیر خم متمرکز کرد:
1 پیوند ولایت با آزادی از رقیت
دکتر آجار با استناد به روایت نبوی «مَن کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه» و بازتاب آن در مثنوی، به بیت درخشان مولانا اشاره کرد:
کیست مولا؟ آنکه آزادت کند / قید رقیت ز پایت برکند
وی تبیین کرد که مفهوم «بندگی و رقیت» در بیان مولانا تنها اسارت ظاهری نیست، بلکه هرگونه وابستگی دنیوی، حبّ ریاست، تعصبات قشری و هر عاملی است که امت اسلامی را از «وحدت کلمه» و صراط مستقیم بازمیدارد. در این منظر، «ولایت» مسیر نیل به حریت و آزادی معنوی است.
وی با یادآوری حدیث شریف «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»، بیان داشت که وحدت پایدار تنها با قراردادهای صوری سیاسی یا مصلحتاندیشیهای ظاهری محقق نمیشود؛ بلکه اتحاد واقعی هنگامی تجلی مییابد که دلهای مؤمنان از غلوزنجیرهای هوا و انانیت آزاد شود و پیوند معنوی با ولیّ خدا و مظهر علم و عدالت برقرار گردد.
دکتر آجار با ذکر داستان «انگور، عنب و اوزوم» اشاره نمود و توضیح داد: اختلاف در قالبها و نامها لزوماً نافی وحدت در حقیقت نیست. بسیاری از منازعات مذهبی ناشی از توقف در الفاظ و تعصبات تاریک است، حالآنکه حقیقتِ باطنی در جوهره اسلام و حقیقت ولایت یگانه است.
در بخش پایانی نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر صدیقی به جمعبندی مباحث مطروحه پرداخت و با تأکید بر اینکه شخصیت و ولایت امیرالمؤمنین امام علی (ع) مخرج مشترک و کانون پیوند هر دو ارائه بود، خاطرنشان ساخت: تفاوتهای کلامی، فقهی و حتی درونمذهبی نباید مانعی در مسیر گفتوگو و همدلی برادرانه باشد. پیام ماندگار میراث عرفانی جهان اسلام این است که اگر به مغز دین و معنویت اصیل بازگردیم، ظرفیت برادری بینهایت است؛ چنانکه امروز نیز نام و پیام مولانا توانست قلوب اهل نظر را از سه کانون مهم قم، لندن و قونیه به یکدیگر نزدیک سازد.