سعهصدر و واقعبینی؛ رمز موفقیت شهید نصرالله در مدیریت بحرانهای لبنان
عقلگرایی، واقعبینی، سعهصدر و توانایی ایجاد مصالحه میان جریانهای مختلف از مهمترین ویژگیهای مدیریتی شهید نصرالله بود.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ شهید سید حسن نصرالله طی سالهای حضور در رأس حزبالله لبنان، علاوه بر نقشآفرینی در عرصه مقاومت، الگویی متفاوت از مدیریت بحران، تعامل با جریانهای سیاسی و اجتماعی و حفظ انسجام داخلی ارائه کرد. نحوه مواجهه او با بحرانهای پیچیده لبنان، اختلافات طایفهای و سیاسی و همچنین مدیریت مسائل درون حزبالله، از جمله ابعاد قابل تأمل در بررسی شخصیت و اندیشه این فرمانده شهید است.
در همین راستا و به مناسبت دومین سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، ایکنا در گفتوگویی با عباس خامهیار، مشاور رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب در امور بین الملل و رایزن اسبق فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان، به بررسی ابعاد الگوی مدیریتی شهید نصرالله و درسهایی که میتوان از این الگو برای مدیریت بحران و حفظ وحدت و انسجام اجتماعی در شرایط امروز گرفت، پرداخته است که مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ شهید سید حسن نصرالله چه الگویی از مدیریت را در لبنان و در هدایت جبهه مقاومت به نمایش گذاشت و مهمترین ویژگی این الگو چه بود؟
یکی از ویژگیهای برتر سید حسن نصرالله، بحث الگوی مدیریتی ایشان بود. ایشان تقریباً همه بحرانهای مهم لبنان را به زیبایی مدیریت میکردند و این مدیریت، تأثیرگذار بود.
یکی از بزرگترین فتنههایی که در لبنان با عنوان «الفتنة الکبری» ایجاد شد، ماجرای ترور رفیق حریری بود. بنا بر این بود که شیعیان و اهل سنت را وارد یک درگیری جدید کنند و از سوی دیگر، حزبالله را به عنوان عامل ترور رفیق حریری معرفی کنند. این موضوع در ادامه طرحی بود که پال برمر، سفیر آمریکا در عراق، برای تقسیم و تجزیه عراق دنبال کرده بود و قرار بود با ایجاد واگرایی، زمینه جنگ طایفهای در لبنان نیز فراهم شود؛ همان اتفاقی که بعدها در سوریه شاهد آن بودیم.
سید حسن نصرالله به زیبایی این فتنه را مدیریت کرد و اجازه نداد این طرح به نتیجه برسد. ایشان توانستند این توطئه را خنثی و از تبدیل شدن آن به یک درگیری گسترده میان طوایف جلوگیری کنند.
ایکنا ـ آیا در بحرانهای اجتماعی و درگیریهای داخلی لبنان نیز چنین نقشی از سوی شهید نصرالله مشاهده میشد؟
یکی دیگر از بحرانهای مهم، جنگ «امل و حزبالله» و از طرف دیگر جنگ اردوگاهها، یعنی درگیری میان فلسطینیها و جنبش امل بود. اینها برای بخشی از شیعیان، جنگهایی خانمانسوز بود و تأثیرات بسیار منفی داشت و شرایط نامساعدی را برای جریانهای مختلف اسلامی در لبنان ایجاد کرده بود.
شهید نصرالله توانست این مسئله را نیز به زیبایی مدیریت کند، آتش جنگ را خاموش کند و مانع از تداوم و گسترش این درگیریها شود.
در مسائل مختلف چنین نقشی را از ایشان شاهد بودیم. حتی در ماجرای موسوم به «انقلاب نارنجی» که نوعی حرکت اعتراضی و کودتاگونه با حمایت آمریکاییها در کشورهای مختلف شکل گرفته بود و لبنان را نیز تحت تأثیر قرار داد، شهید نصرالله نقش مهمی در مدیریت شرایط داشت.
عدهای به دلیل وضعیت نابسامان دولت به خیابانها ریختند و میدانها و خیابانهای بیروت را اشغال کردند. این اعتراضات ابتدا با مطالبات معیشتی مطرح شد اما آمریکاییها از این موج اجتماعی استفاده کردند و تلاش کردند آن را علیه حزبالله مصادره کنند.
حتی بخشی از شعارها علیه خود شهید نصرالله بود و ایشان را در ردیف سیاستمداران فاسد لبنان قرار میدادند، اما سید حسن نصرالله با همان سعهصدر و نگاه مدیریتی خود، این شرایط را نیز مدیریت کرد و در نهایت توانست این جریان را خنثی کند.
ایکنا ـ مدیریت شهید نصرالله فقط محدود به بحرانهای سیاسی و اجتماعی لبنان بود یا در درون حزبالله نیز با بحرانهایی مواجه بود که نیازمند مدیریت ایشان باشد؟
یکی از بزرگترین بحرانها، بحران درون حزبالله بود. مسائل و اختلافات مختلفی در درون حزب ایجاد شده بود و میان جناحهای مختلف، اختلافات و واگراییهایی وجود داشت. شهید نصرالله در آنجا نیز وارد شد و شرایط را مدیریت کرد و حزبالله را به آن چیزی تبدیل کرد که امروز شاهدش هستیم.
از سوی دیگر باید شرایط خاص لبنان را نیز در نظر گرفت. در لبنان حدود ۱۸ جریان سیاسی و طایفهای وجود دارد و رقابتها بسیار زیاد است. گاهی این رقابتها به جنگ، دعوا و درگیری منجر میشود.
سید حسن نصرالله در بسیاری از این موارد، عامل صلح و دوستی و نوعی مصالحه بود. وقتی طرفهای مختلف درگیر میشدند، از ایشان درخواست میکردند وارد مسئله شوند و مشکل را حل کنند.
به همین دلیل، سید، یک مدیر، یک مدبّر و در واقع یک مدیر راهبردی در لبنان شناخته میشد و در طول مسئولیت خود همواره چنین نقشی را ایفا میکرد.
ایکنا ـ با توجه به این تجربه، چه درسهایی میتوان از الگوی مدیریت شهید نصرالله به عنوان یک مدیر جهادی و فرمانده میدان برای مدیریت امور ایران در شرایط فعلی، بهویژه در زمینه حفظ وحدت و انسجام داخلی، گرفت؟
این سؤالی است که همیشه مطرح است، یکی از موضوعاتی که شاید کمتر به آن اشاره شده این است که ایرانیها در برخی بحرانها از سید مشورت میگرفتند و این یک واقعیت انکارناپذیر است و کسی نمیتواند آن را منکر شود. در بحرانهایی که در داخل ایران ایجاد میشد، از جمله ناآرامیهایی که در دورههای مختلف اتفاق افتاد، من بعد از شهادت سید، چون در حوزه فرهنگی بودم، از برخی مسئولان و دوستان حزبالله، از جمله شهید سید هاشم صفیالدین که مسئول امور اجرایی و اجرائیات حزبالله بود، مطالبی میشنیدم و آنها بعضاً مطرح میکردند که ای کاش برخی مسائل به این شکل مدیریت میشد. برای مثال، میگفتند چه اشکالی دارد جایی مشخص شود که افراد بتوانند در آنجا حضور پیدا کنند، صحبتهای خود را مطرح کنند و مطالباتشان را بیان کنند و در مقابل، حکومت نیز قدرت شنیدن این صحبتها را داشته باشد.
این موضوع را بیشتر به عنوان یک نگاه درونحزبی مطرح میکردند؛ یعنی معتقد بودند نباید بهانهای به دشمنان داده شود البته آنها در مسائل داخلی ایران پرهیز داشتند که وارد مسائل سیاسی داخلی شوند، اما انصافاً نگاهی که داشتند، میتوانست در مدیریت برخی مسائل کارساز باشد.
ایکنا ـ چه ویژگیای در رفتار مدیریتی حزبالله و شخص شهید نصرالله وجود داشت که باعث میشد حتی جریانهای منتقد نیز بتوانند با ایشان ارتباط برقرار کنند؟
حزبالله یک حزب ایدئولوژیک و معتقد بود، اما سعهصدرش نسبت به جریانهای دیگر، چه درون جامعه شیعی و چه در میان جریانهای مختلف جامعه ۱۸گانه لبنان، بسیار زیاد بود. آنها با سعهصدر فوقالعادهای با دیگران برخورد میکردند و دیدگاههای مختلف را تحمل میکردند.
برای مثال، المنار سخنگوی کامل حزبی و مقاومتی است اما خود حزبالله از رسانههای دیگری که لزوماً همگرا نبودند و شاید حتی منتقد بودند، چه به لحاظ زبانی و چه عملی، حمایت میکرد. این رویکرد در یک فضای باز اتفاق میافتاد و به همین دلیل بود که بسیاری از افراد به سید نصرالله پناه میبردند و جذب ایشان میشدند.
قدرت جذابیت سید حسن نصرالله یکی از ویژگیهای مهم ایشان بود و مهمترین نکته درباره شخصیت مدیریتی سید، عقلگرایی، واقعبینی و واقعگرایی ایشان بود. همین عقلگرایی و واقعبینی بود که سید را «سید» کرد و محبوبیت ایشان را در میان گروههای مختلف رقم زد.
ایکنا ـ بنابراین میتوان گفت یکی از پایههای اصلی الگوی مدیریتی شهید نصرالله، ترکیب عقلگرایی، واقعبینی و سعهصدر در مواجهه با جریانهای مختلف بود؟
دقیقاً. سید حسن نصرالله در کنار باورهای اعتقادی و ایدئولوژیک، در مدیریت مسائل، عقلگرا و واقعبین بود. همین مسئله باعث میشد بتواند میان گروهها و جریانهای مختلف ارتباط برقرار کند و حتی در شرایطی که اختلافات به درگیری نزدیک میشد، زمینه گفتوگو و مصالحه را فراهم کند.
به همین دلیل است که الگوی مدیریتی سید را نمیتوان صرفاً در چارچوب مدیریت یک حزب یا یک جریان سیاسی بررسی کرد؛ بلکه بخشی از این الگو به نحوه مواجهه او با بحران، مخالفان، جریانهای اجتماعی و طوایف مختلف لبنان بازمیگردد.