فراتر از فقدان!

تاریخ انتشار:

اگر امروز خود را از سیره و کلام نبوی بی‌نیاز بدانیم و برداشت‌های شخصی را به ایشان نسبت دهیم، در عمل چه تفاوتی با عاملان شهادت آن حضرت خواهیم داشت؟

به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر اکبر باقری عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی به مناسبت سالروز شهادت رسول خدا حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلم آورده است:

هر ساله در سالروز شهادت پیامبر رحمت (ص) و سبط اکبرش امام حسن مجتبی (ع)، پرسش از «نحوه درگذشت» پیامبر به یکی از مباحث جدی بدل می‌شود.

واژه «رحلت» که در عرف عمومی این ایام بسیار به کار می‌رود، اگرچه واژه‌ای محترمانه است، اما در تحلیلِ دقیقِ تاریخی، عنوانی خنثی است و در تعیینِ شیوه درگذشت ایشان، دلالت روشنی ندارد.

در مجامع علمی و پژوهشیِ فریقین (شیعه و اهل‌سنت)، مباحث مبسوطی پیرامون این واقعه صورت گرفته است. نکته حائز اهمیت این است که اجماعِ نسبیِ تاریخ‌نگاران و محدثان، بر «شهادتِ» آن حضرت به واسطه مسمومیت استوار است؛ و اختلاف‌نظرهای موجود، صرفاً بر سرِ مقطع زمانی و نحوه وقوع آن است. عده‌ای آن را به رویدادِ فتحِ خیبر در سال هفتم هجری نسبت می‌دهند و برخی دیگر، آن را به حوادثِ سال‌های پایانیِ حیاتِ ایشان در سال یازدهم هجری مرتبط می‌دانند.

 هدف من در اینجا، بازنماییِ صرفِ یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه می‌خواهم دعوتی داشته باشم به یک «اندیشیدنِ بلند»؛ به گونه‌ای که این تأملات در معرضِ نقد و نظر شما نیز قرار گیرد.
ما از شهادت آن حضرت متأثریم، چرا که ظلمِ روا شده بر ایشان، امت را از استمرارِ حضورِ مستقیمِ آن بزرگوار محروم ساخت. اما پرسشِ بنیادین این است:

 اگر آن حضرت صد سال یا بیشتر می‌زیستند، آیا وضعیتِ امروزِ امت به مراتب بهتر از اکنون بود؟ آیا با از میان رفتنِ فیزیکیِ پیامبر یا امام (چه با سم، چه با شمشیر)، مکتب و نظامِ فکری و اخلاقیِ او نیز پایان می‌یابد، یا آنچه مسیرِ هدایت را منحرف می‌کند، برنامه‌ها و توطئه‌هایی است که فارغ از بودن یا نبودنِ فیزیکیِ او، مسیر را تغییر می‌دهد؟!

 بالاخره پیامبر (ص) نیز ـ همچون هر انسان دیگری، فارغ از طول عمر ـ از این جهان رخت برمی‌بستند. پرسشِ اصلی برای ما که داعیه‌دارِ عضویت در «امت محمد (ص)» هستیم، این است که: ما تا چه حد آشنا و پاسدارِ آرمان‌ها، عقاید، اخلاق و احکام نبوی هستیم؟ یا خود را بی نیاز از پایبندی به سیره و کلامِ ایشان دانسته، راه دیگری برگزیده‌ایم و برداشت‌ها و فهم خود را به ایشان منتسب می‌کنیم؟! اگر چنین کنیم، ما با قاتلان و عاملان شهادت آن حضرت چه تفاوتی داریم؟!

امید آنکه اندیشیدن بر این دغدغه، فرصتی برای تأملی عمیق‌تر فراهم آورد و تلنگری باشد برای بازنگری در آنچه «اندیشه» و «عمل» در ساحت نبوی (ص) می‌نامیم‌‌ش!