جلسه دفاع از پایان نامه برگزار شد
جلسه دفاع از پایان نامه با موضوع نقش رسانه ملي در مواجهه با پديده بدحجابي در جامعه ايران با ارائه خانم لیلا احمدنژاد برگزار شد. استاد راهنما این پایان نامه سرکار خانم دکتر وحیده نعیم آبادی و استاد داور آقای دکتر محمدرضا انواری بودند.
در چکیده این پایان نامه آمده است:
پژوهش پیشِ رو با هدف واکاوی چندبعدی نقش رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با پدیده بدحجابی در جامعه ایران طراحی و اجرا شده است. این مسئله به دلیل پیوند عمیق با هویت فرهنگی-دینی، تحولات نسلی و منازعات گفتمانی در فضای رسانهای معاصر، از اهمیتی راهبردی برخوردار است. مطالعه حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل مضمون از نوع قراردادی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از صاحبنظران حوزه رسانه، ارتباطات، جامعهشناسی، روانشناسی و مدیران فرهنگی که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از نظریه کارکردگرایی رسانه هارولد لاسول (با تأکید بر کارکردهای نظارت، همبستگی و انتقال فرهنگی) و نظریه کنش اجتماعی تالکوت پارسونز (با تأکید بر نظام کنش و نقشهای اجتماعی) است. فرایند تحلیل دادهها با استفاده از روش کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) انجام شد که به استخراج ۵۲۰ کد اولیه، ۲۰ مفهوم سازمانیافته و در نهایت ۸ مضمون فراگیر انجامید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نقش رسانه ملی در این عرصه را میتوان در قالب هشت بعد اصلی تبیین کرد: ۱) بازنمایی واقعگرایانه و مسئولانه تغییرات اجتماعی و پوشش؛ ۲) آموزش و توانمندسازی مخاطبان با رویکرد غیرمستقیم و خلاقانه؛ ۳) الگوسازی بومی و هویتمحور مبتنی بر فرهنگ ایرانی-اسلامی؛ ۴) ترویج مصرف متعادل و تولید بومی در حوزه پوشاک و مد؛ ۵) سرگرمیسازی ارزشمحور و مدیریت فرهنگی از طریق طنز و برنامههای تعاملی؛ ۶) آگاهیبخشی روانی و اجتماعی درباره پیامدهای بدحجابی؛ ۷) نقد و افشاگری رسانهای نسبت به صنعت مد جهانی و ترفندهای تبلیغاتی؛ و ۸) اعتمادسازی و اقناع عمومی از طریق شفافیت و گفتوگو. نتایج پژوهش مؤید آن است که رویکرد مسلط رسانه ملی عمدتاً مبتنی بر الگوی هنجاری-دستوری بوده که به واسطه فاصله گرفتن از زیستجهان مخاطب، به ویژه نسلهای زد و آلفا، با چالش کارآمدی مواجه شده است. در مقابل، الگوی مطلوب و کارآمد، رویکردی چندوجهی، اقناعی و مشارکتجویانه است که ضمن پاسداشت ارزشهای بنیادین، از ظرفیتهای هنری، روایی و تعاملی برای ایجاد همراهی و درونیسازی ارزشها بهره میگیرد. این پژوهش با شناسایی شکاف میان گفتمان رسمی رسانه و انتظارات مخاطبان، بر ضرورت تحول پارادایمیک در سیاستگذاری و برنامهسازی رسانه ملی، از رویکرد تکصدا و یکسویه به سوی الگوی گفتوگومحور و مشارکتجو تأکید میکند.
واژگان کلیدی: رسانه ملی، پدیده بدحجابی، فرهنگسازی رسانهای، تحلیل مضمون، نظریه کارکردگرایی، کنش اجتماعی، مدیریت فرهنگی، ایران