وداع با قائد شهید؛ معمار طلوع تمدن نوین اسلامی
حضرت آیتالله سیّد علی خامنهای، فقیهِ فرزانه، انقلابیِ نستوه و راهبرِ دوراندیش، بنیانگذار گفتمانی است که جغرافیای مقاومت را به هم میپیوندد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر حمیدرضا بیگدلی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «وداع با قائد شهید؛ معمار طلوع تمدن نوین اسلامی» آورده است:
در بامداد تاریخ، آنگاه که خورشید از مشرق ارادههای آهنین سر برمیآورد، مردی از تبارِ سالکانِ شبزندهدار، چشم از جهان فرومیبندد؛ همان که جهان را دگرگون دیده است. و این بار، مرگْ پایانِ راه نیست؛ مرگ، پردهای است که از برابر باشکوهترین رفراندومِ یک ملت کنار میرود.
حضرت آیتالله سیّد علی خامنهای، فقیهِ فرزانه، انقلابیِ نستوه و راهبرِ دوراندیش، تنها رهبر یک ملّت نیست؛ بنیانگذار گفتمانی است که جغرافیای مقاومت را از کوچهپسکوچههای جنوب لبنان تا کرانههای یمن، از صحنهای مقدّس عراق تا دشتهای حماسهخیز غزّه، به هم میپیوندد. او محور مقاومت را نه صرفاً یک ائتلاف نظامی یا سیاسی، که یک «جریان حقیقی تمدّنی» میسازد؛ جریانی که در آن، خون بر شمشیر پیشی میگیرد و معنویت بر مادّیت غلبه مییابد. و اکنون، پیکرِ خستهاش بر دستانِ امّت آرام میگیرد. تشییع میلیونیاش، رسانهای بیواژه میشود برای جهانیان.
پایِ پیاده، حکمِ حضور میدهد؛ اشک، مرکّبِ بیعت میشود؛ مشتِ گرهکرده، امضای پایِ یک میثاق؛ و سکوتِ آمیخته با فریاد، متنهایی سیاسی را بر سنگفرشِ خیابانها حک میکند که تحلیلگران را در اتاقهای فکر دشمن به چالشِ سهمگین میکشد. این تشییع، یک وداعِ ساده نیست؛ تشییع، زادنِ یک «وعده» از دلِ یک «فقدان» است.
شخصیتی که با جریانسازیِ حقیقیِ اسلامی و ملّی، ایرانِ زمین را ـ این گهوارهٔ کهنِ تمدّن را ـ دوباره در قامت یک بازیگرِ تمدنساز به رخ جهانیان میکشد. او اثبات میکند که «جمهوریت» میتواند از دل آرای مردم برخیزد و «ایرانیت» میتواند پرچمدارِ فرهنگ و اصالت باشد، بیآنکه در برابر غرب یا شرق، سرِ تسلیم فرود آورد. و «اسلامیت» میتواند نقشهٔ راهِ حکمرانیِ جدیدی را ترسیم کند که در آن، عدالت، معنویت و عقلانیت، سه ضلعِ جدانشدنیِ پیشرفت باشند. اکنون، این تشییعِ خاموش، بلندترین تصدیقِ این هر سه است؛ نمایشی بیبدیل از مردمسالاریِ دینی که در آن، جمهورِ حاضر، بقای گفتمان را تضمین میکند.
او در روزگاری که جهان در حیرتِ نظمِ فرسودهٔ غربی و دهکدهٔ سرگشتهٔ جهانی سرگردان است، الگوی «مردمسالاریِ دینی» را چونان خورشیدی در میانهٔ ظلمتکدهٔ ایدئولوژیهای بشری برمیافرازد و نشان میدهد که میتوان در اوج تحریم و تهدید، بر قلههای عزّت ایستاد و جهانِ جدیدی را بر ویرانههای نظمِ کهنه بنا نهاد.
امروز در سوگِ مردی مینشینیم که حتی خاموشیاش جهان را به تفکّر وامیدارد. دشمن میپندارد با خاموش کردنِ این شمع، شبِ ابدی بر این جغرافیا حکم خواهد راند. امّا سیلِ میلیونیِ تشییعکنندگان، فریاد میزند که او یک «بدن» نیست که بمیرد؛ او یک «گفتمان» است که اکنون در رگهای میلیونها تن به راه میافتد. او میرود تا جاودانه شود، چراکه شاگردانِ مکتبش هزاران خورشیدند در افقهای ناپیدا. این وعدهای است که از دل این ماتم زاده میشود: تمدنی نوین در راه است، و این تشییع، نخستین گامِ استوار آن است.
سلام بر روحِ بلندش، آنگاه که در ملأ اعلی با اجدادِ طاهرش، طلوع آن فتحِ نهایی را تماشا میکند. آیا تاریخ، این «رسانهٔ بیواژه» را خواهد فهمید؟ خیابانها همین حالا پاسخ میدهند.