به گزارش روابط عمومی دانشگاه، همزمان با ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، مجلس عزاداری با حضور و سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
دکتر رضا اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه، در چهارمین جلسه از سلسله سخنرانیهای دهه اول محرم در نمازخانه دانشگاه ادیان و مذاهب به طرح مباحثی پیرامون «بازخوانی تاریخی مخالفتها با قیام امام حسین (ع) و عبرتهای آن برای امروز» پرداخت.
نصیحتگری؛ وظیفه عمومی یا ابزار مخالفت با امام؟
دکتر رضا اسلامی در ابتدای سخنان خود با اشاره به روایت النصیحة لأئمة المسلمین گفت: یکی از مباحث اساسی در پیرامون قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، مخالفتهایی بود که با ایشان میشد؛ مخالفتهایی که گاه در قالب نصیحتگری و خیرخواهی عرضه میشد. این پدیده، ما را به یک پرسش اساسی رهنمون میکند که وظیفه عمومی امت نسبت به امام و حاکم چیست؟ آیا مردم وظیفه دارند در برابر زمامداران، آنچه را که به نظرشان خیر و مصلحت میرسد، منعکس کنند؟
وی افزود: این وظیفه، چه امام معصوم باشد و چه ولی فقیه، تفاوتی در اصل مسئله ایجاد نمیکند. اما آنچه در قیام عاشورا به عنوان یک واقعیت تاریخی جلوهگر میشود، این است که برخی شخصیتهای عنواندار و مورد توجه جامعه، با امام حسین (ع) مواجههای یافتند که در آن، تشخیص ایشان را برای قیام در آن مقطع زمانی خاص، درست نمیدانستند.
سه عبدالله در برابر امام حسین (ع)
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به شخصیتهای شاخصی که در آستانه قیام عاشورا با امام حسین (ع) به مخالفت یا عدم همراهی پرداختند، گفت: در میان افراد متعددی که با حضرت مواجه شدند، سه شخصیت برجسته خودنمایی میکنند که همگی نامشان عبدالله است؛ عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر. این سه نفر، هر کدام به نحوی، یا امام را یاری نکردند و یا اساساً تشخیص ایشان را برای قیام نپذیرفتند.
عبدالله بن عمر؛ از بیعتگریزی تا قدرت طلبی
دکتر اسلامی در تشریح عملکرد عبدالله بن عمر گفت: عبدالله بن عمر کسی بود که پس از قتل عثمان، با امیرالمؤمنین علی (ع) بیعت نکرد و در مقطعی به مکه فرار کرد و به توطئهچینی پرداخت. اما جالب است که در زمان معاویه، زمانی که برای یزید بیعت میگرفت، ابتدا مخالفت کرد، اما بعد از مدتی بیعت خود را با یزید اعلام نمود.
وی افزود: امام حسین (ع) به عبدالله بن عمر فرمود: یا ابا عبدالرحمن، نصرت مرا فروگذار نکن. اما او نه تنها نصرت نکرد، بلکه پس از آنکه عبدالملک مروان، حجاج را برای سرکوبی عبدالله بن زبیر فرستاد، عبدالله بن عمر شبانه خود را به حجاج رساند تا با او بیعت کند! وقتی حجاج دلیل عجله او را پرسید، گفت میخواهم مرگم مرگ جاهلیت نباشد. این همان کسی است که قیام حسین (ع) را درست نمیدانست؛ و انسانی قدرتطلب و تنها به فکر منافع خود بود.
عبدالله بن عباس؛ دلسوز اما بیبصیرت
دکتر اسلامی در ادامه به دومین عبدالله، یعنی عبدالله بن عباس پرداخت و گفت: امام حسین (ع) به ابن عباس فرمود: «إنی والله أعلم أنک ناصح مشفق» یعنی من میدانم که تو نصیحتگر و دلسوز هستی، اما من تصمیم خود را گرفتهام. والله اینان (دشمنان) مرا رها نمیکنند تا مرا به شهادت برسانند و پس از آن، خداوند کسانی را بر آنان مسلط میکند که ذلیلشان سازد.
وی افزود: ابن عباس شخصیت بزرگ و برجستهای بود، اما همراهی لازم را با امام حسین (ع) نداشت. سؤال اینجاست که چرا ابن عباس با این مقام و منزلت علمی و دینی، امام را یاری نکرد؟ این عبرتی بزرگ است که حتی شخصیتهای دلسوز هم ممکن است در تشخیص مصلحت، با امام همراهی نکنند.
عبدالله بن زبیر؛ فتنهای که خانه خدا را ویران کرد
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، سومین عبدالله را چنین توصیف کرد: عبدالله بن زبیر، کسی است که دو بار خانه خدا را سپر بلای خود کرد و باعث شد که خانه خدا مورد هجمه قرار گیرد و بخشهایی از آن ویران شود. امام حسین (ع) به او فرمود: پدرم به من خبر داد که در مکه شخصیتی ظهور خواهد کرد که اگر کشته شود، حرمت خدا از بین میرود و من نمیخواهم آن شخص باشم. اینان چنان به دنبال من هستند که مرا بکشند، حتی اگر در کنار خانه خدا باشم، حرمت آن را رعایت نمیکنند؛ بنابراین از مکه خارج میشوم و هر چه دورتر باشم برایم بهتر است.
دکتر اسلامی افزود: ابن زبیر با امام بیعت نکرد و تشخیص امام را نپذیرفت. اما سرانجام همین عبدالله بن زبیر بود که در مکه پناه گرفت و فتنهای به پا کرد که به دو بار حمله به خانه خدا و کشته شدن خودش توسط حجاج انجامید. اینجاست که تفاوت آشکار میشود: امام حسین (ع) برای حفظ حرمت خانه خدا از مکه خارج شد، اما ابن زبیر برای قدرتطلبی خود، خانه خدا را به ویرانی کشاند.
تشخیص مصلحت امام، حجت است
دکتر اسلامی با آسیبشناسی این مواجهههای تاریخی، گفت: عبرت بزرگ عاشورا این است که بسیاری از شخصیتهای برجسته، با اینکه در عصمت امام شک نداشتند و به علم، آگاهی و درایت حضرت ایمان داشتند، اما تشخیص مصلحت امام را نپذیرفتند. این مسئله، امروز نیز برای ما کاربرد دارد. در زمان غیبت، هرچند عنصر عصمت در امام و ولی فقیه وجود ندارد، اما تشخیص مصلحت ایشان، بر اساس علم، فقه، درایت، مدیریت و مشاوران متخصص، حجت و منجز است و کسی نمیتواند از آن فرار کند.
وی با اشاره به مسئله روز جامعه افزود: در مسئله توافق اخیر و پیام مقام معظم رهبری، ایشان تصریح کردند که علیالاصول نظرشان چیز دیگری بوده، اما برخی آقایان تعهد دادند و اطمینان دارند که از حقوق ملت دفاع میکنند. اینجا نباید از کنار این تشخیص بزرگ عبور کنیم. برخی به سرعت از بند اول عبور کرده و روی قسمت دوم مانور دادند. در حالی که تشخیص مصلحت رهبری بر اساس احاطه کامل بر مسائل و اعتماد خبرگان به ایشان، مهم و حجت است و باید اذهان مردم را به آن معطوف کنیم.
گفتنی است پس از پایان سخنرانی، مداح اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) کربلایی سید حیدر حکیم با نوای جانسوز و روحنواز خود، در سوگ سید و سالار شهیدان به عزاداری پرداخت. سپس حاضران در این مجلس، مهمان سفره پرنعمت اباعبداللهالحسین (ع) بودند.