به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، کرسی علمیـترویجی با موضوع «شبهه یا شاهد؟ نقدی نو بر ادله انصراف از معنای حدیث غدیر» با ارائه دکتر محمدعلی موحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، و نقد دکتر محمد جاودان، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، دبیر علمی نشست، دکتر سیدمحمد مهدی حسینپور، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، ابتدا با تبریک عید سعید غدیر خم به بیان شرح وظایف هر یک از اساتید و مختصری از مطالب طرح این کرسی پرداخت و یادآور شد در این طرح به این موضوع پرداخته شده که: واقعه غدیر خم و خطبه پیامبر گرامی اسلام در آن روز، از حیث کثرت طرق، تواتر اسانید و غنای مباحث کلامی، استثنایی بیرقیب و نقطه عطفی در تاریخ و عقاید اسلامی به شمار میآید. اهمیت این واقعه تا جایی است که قرنها به کانون محوریترین نزاعهای کلامی میان فریقین بدل شده است. مهمترین و بنیادیترین نزاع دلالی در این موضوع، به معناشناسی لفظ «مولی» در عبارت «من کنت مولاه فعلی مولاه» بازمیگردد. در حالی که شیعیان با اتکا به قرائن متقن، این لفظ را به معنای «اولی به» و دال بر امامت و ولایت مطلقه امیرالمؤمنین علیهالسلام میدانند، در مقابل، در میان اندیشمندان اهل سنت رویکرد واحدی درباره معنای «مولی» وجود ندارد.
سپس ارائهدهنده، جناب آقای دکتر محمدعلی موحدی، به بیان توضیحاتی پیرامون طرح خود پرداخت و گفت: این طرح بر اساس مقالهای بوده که چند سال قبل چاپ شده، اما نکته مهم این است که بحث ایشان در مورد سند خطبه یا معنای آن نیست، چون در پژوهشهای پیشینی در مورد آن بحث شده است. بحث ما این است که مخالفانمان از کلمه مولی معانی مختلفی را طرح میکنند و از پذیرش معنایی که ما مورد قبولمان هست سرباز میزنند. ما ۴۰ شاهد برای مدعایمان داریم که در کتاب «عبقات الانوار» میرحامد حسین ذکر شده و مرحوم علامه امینی هم در «الغدیر» ۲۰ شاهد ذکر کردهاند که میتوانید به آنها مراجعه کنید. حال میخواهیم بدانیم دلایل مخالفان ما و انصراف آنها از معنای ما چیست. آنها معمولاً دو شاهد دارند: یک شاهد درونی و یکی بیرونی. شاهد درونی آنها دعای پیامبر است که فرمود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه…» و شاهد بیرونی آنها این است که اساساً کل جریان غدیر به خاطر این بود که حضرت علی در غنائم جنگی در یمن تصرف کردند و به پیامبر این خبر رسید و آن حضرت در پاسخ خطبه غدیر را بیان کرد که حاصل آن این بوده که مردم علی را دوست داشته باشند.
نکته مهم این که اهل سنت و سلفیها، برخی از آنها معنایی که ما از حدیث غدیر داریم یعنی اولی بودن را هم ذکر کردهاند؛ پس همه اهل سنت مخالف ما و معنای ما نیستند، اما اکثراً میگویند معانی دیگری دارد مثل محب، محبوب، ناصر، ترک عداوت، ولاء اسلام و امثال آن. ما از آنها میپرسیم دلیل شما بر این معانی چیست؟ آنها معمولاً این دو تا دلیلی را که ذکر کردیم میآورند. حال نوآوری ما این بود که تا الان عالمان ما به این دو تا دلیل به عنوان شبهه نگاه میکردند و در پی پاسخ به آن بودند، اما ما به دنبال آن هستیم که بگوییم اینهایی که مخالفین ما میگویند نه تنها دلالت بر مدعایشان ندارد، بلکه شاهد بر مدعای ما هستند و ما باید نگاهمان را به این مدعا تغییر دهیم. حال چگونه اینها شاهد هستند؟ به این شکل که اساساً ما «اللهم وال من والاه» را جز برای رهبر و رئیس جامعه به کار نمیبریم. اصلاً این دعا برای ولات امر است و این دعا خود نشانه عصمت حضرت علی است. همچنین وقتی در مورد دوست داشتن یا نداشتن خداوند در قرآن نگاه میکنیم، هیچگاه خداوند از فرد و شخص صحبت نمیکند، اما اینجا خداوند حتی بالاتر از دوست داشتن شخص حضرت علی صحبت میکند و میفرماید هر کس علی را دوست دارد دوست بدار. نیز در مورد شبهه شکایت یمن باید گفت آن در سال هشتم بوده و این در سال دهم اتفاق افتاد؛ علاوه بر اینکه در خود روایت غدیر میفرماید او اولی به تصرف است. حال اگر حضرت علی در یمن در غنائم تصرف کرده، اولی به تصرف بوده مثل وجود پیامبر(ص). پس هر دو مسئله، دو تا دلیل به نفع ما است و آنها باید پاسخ بدهند نه ما.
در ادامه دبیر جلسه خلاصه بیانات ارائهکننده را بیان کرد و سپس ناقد جلسه، جناب دکتر محمد جاودان، به نقد پرداخت و سه نقد اساسی را بر این طرح مطرح کرد و گفت:
اولاً در مقاله گاهی از عبارات جدلی استفاده شده که شاید بهتر بود استفاده نمیشد و به شکل دیگری بیان میگردید و ادبیات بهتری میبایست به کار برده میشد، مثلاً «ابداع ناشیانه» یا «تقطیع فریبنده» و امثال آن. این مقاله را ممکن است افرادی غیر از شیعه هم بخوانند و اگر با این عبارات مواجه شوند خوب نیست و اگر این تعابیر نباشد بهتر میتوانند با این مقاله همراهی کنند.
ثانیاً خبر بیهقی به صرف اینکه بعد از چهار قرن از واقعه غدیر خم برای اولین بار ذکر شده، دلیل بر بیاعتباری آن نیست و بهتر است از واژه «ابداع» برای آن استفاده نشود، چون مانند این مسئله ما در تاریخ زیاد داریم.
ثالثاً در واقعه غدیر خم ما با اهل سنت شراکتهایی داریم، اما چرا با آنها اختلاف داریم؟ به دلیل این است که آنها زمینی به این مسئله و امثال آن نگاه میکنند و بر طبق آن نظر میدهند و ما فرازمینی نگاه میکنیم؛ و لذا خوب است که کلام آنها و دلایل آنها را دقیق ببینیم و ضعیف به حساب نیاوریم تا بتوانیم دقیقتر پاسخ دهیم.
پس از نقد ناقد، دبیر جلسه دکتر حسینپور خلاصه نقد را بیان کرد و سپس فرصت را به ارائهدهنده داد تا پاسخهای خود را بیان کند. دکتر موحدی در پاسخ به چند نکته اشاره کرد و گفت آنچه در مقاله آمده بخش محدودی از آن مسائلی است که ایشان کار کرده، چون در مقاله به علت محدودیت نمیتوان به همه مسائل پرداخت. همچنین اگر تقریر ضعیف است به علت این است که خودشان ضعیف آوردهاند نه اینکه ما به دنبال ضعیف آوردن باشیم. نیز در بحث ابداع بیهقی حرف شما درست است و باید بگوییم بر اساس منابع موجود اولین بحث را بیهقی کرده است، اما بحث ما این نیست که چون در منابع قبلی نیست مبدع او بوده، بلکه این است که بعد از او هم تا سه قرن بعد از او کسی ذکر نکرده تا ابن کثیر. همچنین قبول داریم که برخی واژههای جدلی نباید استفاده شود.
در ادامه برخی حضار و شرکتکنندگان سوالاتی را مطرح کردند که دکتر موحدی به آنها پاسخ داد و در پایان دبیر جلسه دکتر حسینپور با تشکر از اساتید و حضار، جلسه را به اتمام رساند.