به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، چهارمین کرسی علمی-ترویجی سال ۱۴۰۵ با موضوع «جنگ رمضان؛ رسانه ملی و سرمایۀ اجتماعی» برگزار شد. این نشست علمی با حضور دکتر سید مرتضی اسمعیلی طبا به عنوان ارائهکننده، دکتر سعید امیرکاوه به عنوان ناقد و دکتر فائزه فرهودی به عنوان دبیر علمی، با هدف بررسی نسبت میان رسانه ملی و سرمایه اجتماعیِ بازتولیدشده در بستر جنگ رمضان شکل گرفت و کوشید از منظر علمی و تحلیلی، ابعاد گوناگون این مسئله را مورد واکاوی قرار دهد.
در آغاز جلسه، دبیر علمی ضمن خوشآمدگویی به حاضران، توضیحاتی مقدماتی درباره مفهوم سرمایه اجتماعی ارائه کرد و بر این نکته تأکید داشت که سرمایه اجتماعی یکی از مؤلفههای بنیادین در تحلیلهای اجتماعی، سیاسی و ارتباطی معاصر به شمار میرود. وی یادآور شد که در ادبیات علمی، توسعه پایدار جوامع صرفاً بر سرمایههای اقتصادی و انسانی استوار نیست، بلکه میزان اعتماد، مشارکت، انسجام اجتماعی و شبکههای ارتباطی نیز در شکلگیری و تداوم آن نقشی تعیینکننده دارند؛ از اینرو، رسانهها بهعنوان نهادهای اصلی تولید و توزیع معنا میتوانند در تقویت یا تضعیف این سرمایه نقشی جدی ایفا کنند.
در ادامه، دکتر اسمعیلی طبا در ارائه خود با تمرکز بر عنوان «جنگ رمضان؛ رسانه ملی و سرمایۀ اجتماعی» کوشید نسبت میان رخداد جنگ رمضان، سرمایه اجتماعی عظیم برآمده از آن و نقش رسانه ملی در بازنمایی و حفظ این سرمایه را تبیین کند. ایشان با اشاره به اینکه در دهههای اخیر مفهوم سرمایه اجتماعی به یکی از محورهای اصلی تحلیلهای اجتماعی، سیاسی و ارتباطی تبدیل شده، تأکید کرد که پژوهشگران این حوزه معتقدند توسعه پایدار جوامع تنها متکی بر سرمایه اقتصادی و انسانی نیست، بلکه نیازمند سطح بالایی از اعتماد، مشارکت و انسجام اجتماعی نیز هست. وی با ارجاع به دیدگاههای نظری، بهویژه ادبیات کلاسیک سرمایه اجتماعی، خاطرنشان کرد که روابط اعتمادآمیز و شبکههای پیونددهنده اجتماعی، زمینهساز همبستگی و کنش جمعی در جامعهاند و از همین رو، هر رخدادی که بتواند چنین پیوندهایی را تقویت کند، واجد اهمیت راهبردی است. از منظر ارائهکننده، جنگ رمضان از جمله رخدادهایی است که در جریان آن، نوعی سرمایه اجتماعی عظیم و خارقالعاده در جامعه بازتولید شد و همین امر، لزوم مطالعه آن از منظر ارتباطات و رسانه را دوچندان میکند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود رسانهها را بهمثابه نهادهای تولید و توزیع معنا معرفی کرد و تصریح نمود که رسانهها صرفاً ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه در شکلدهی به روابط اجتماعی، بازنمایی هنجارها، تثبیت ارزشها و حتی هدایت افکار عمومی نقشی تعیینکننده دارند. در این میان، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به دلیل جایگاه نهادی خاص خود و برخورداری از گستره وسیع شبکههای رادیویی و تلویزیونی محلی، ملی و نیز ظرفیتهای مکتوب و مجازی، از موقعیتی ممتاز برای اثرگذاری بر افکار عمومی برخوردار است. دکتر اسمعیلی طبا با تأکید بر این نکته که صداوسیما تریبون رسمی نظام سیاسی و یکی از مهمترین بازیگران عرصه رسانهای کشور است، بیان داشت که نحوه عملکرد این رسانه میتواند بهطور مستقیم در حفظ، بازتولید یا تضعیف سرمایه اجتماعی شکلگرفته در بستر جنگ رمضان اثرگذار باشد. از نگاه ایشان، این سرمایه اجتماعی نهتنها یک دستاورد عاطفی یا مقطعی، بلکه ظرفیتی استراتژیک، ملی و حیاتی است که باید با نگاهی علمی و با بهرهگیری از نظریههای ارتباطی حفظ و ارتقا داده شود.
در بخش تحلیلی ارائه، تأکید شد که بررسی تأثیر رسانه ملی بر سرمایه اجتماعی جنگ رمضان، از منظر نظریههای ارتباطی و اجتماعی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا رسانه در چنین موقعیتهایی میتواند میان تجربه زیسته مردم، روایت رسمی از رخداد و ادراک عمومی از واقعیت اجتماعی پیوند برقرار کند یا برعکس، در صورت ضعف در روایتگری، موجب فاصلهگیری مخاطب و تضعیف سرمایه اجتماعی شود. ارائهکننده با اشاره به گستردگی و تنوع ابزارهای رسانهای امروز، تصریح کرد که نوع عملکرد سازمان صداوسیما در مواجهه با رخدادهایی از این دست، صرفاً مسئلهای فنی یا برنامهسازی نیست، بلکه واجد پیامدهای عمیق اجتماعی و گفتمانی است. از این رو، ایشان بر ضرورت طراحی سازوکارهایی تأکید کرد که بتوانند در قالب سیاستگذاری رسانهای، روایتگری دقیق، استفاده از زبان مناسب و بهرهگیری از ظرفیتهای تعاملی، به حفظ و تقویت این سرمایه اجتماعی کمک کنند.
پس از آن، دکتر سعید امیرکاوه به عنوان ناقد وارد بحث شد و ضمن تأکید بر اهمیت موضوع و ضرورت توجه به نسبت میان رسانه ملی و سرمایه اجتماعی، به برخی کاستیهای عملکرد صداوسیمای ایران در بازنمایی جنگ رمضان اشاره کرد. وی در سخنان خود خاطرنشان ساخت که در مواجهه با چنین رخدادهایی، رسانه نباید صرفاً به بیان کلیات یا تکرار گزارههای رسمی بسنده کند، بلکه لازم است ابعاد رسانهای، گفتمانی، اجتماعی و حتی عاطفی موضوع را بهطور عمیقتر درک و بازنمایی کند. ناقد با اشاره به این که بخشی از چالشهای رسانه ملی در این زمینه ناشی از فاصله میان زبان رسمی رسانه و زبان زیسته مخاطبان است، بر این نکته تأکید کرد که استفاده از الگوهای کلیشهای و یکسویه در روایت جنگ رمضان، نهتنها به ارتقای سرمایه اجتماعی نمیانجامد، بلکه ممکن است موجب کاهش اعتماد عمومی و ایجاد نوعی گسست ارتباطی میان رسانه و جامعه شود. وی همچنین اظهار داشت که صداوسیما برای ایفای نقش مؤثرتر در این حوزه، نیازمند بازنگری در شیوههای تولید و بازنمایی محتوا، و نیز توجه بیشتر به ظرفیتهای مردمی، محلی و تعاملی است.
در ادامه نقدها، دکتر امیرکاوه به ضرورت توجه به تنوع مخاطبان و تفاوت افقهای معنایی آنان اشاره کرد و یادآور شد که سرمایه اجتماعی، ماهیتی پیچیده و چندلایه دارد و نمیتوان آن را با رویکردی یکسان و سادهانگارانه در همه سطوح بازتولید کرد. به باور وی، رسانه ملی زمانی میتواند در تقویت این سرمایه موفق باشد که از یکسو به فهم دقیق زمینههای اجتماعی و فرهنگی جامعه بپردازد و از سوی دیگر، با ایجاد فضای گفتوگو، مشارکت و همافزایی، امکان بازنمایی چندصدایی و چندلایه از رخدادهای مهمی مانند جنگ رمضان را فراهم آورد. او تأکید کرد که رسانه اگر بخواهد بهراستی در خدمت حفظ دستاوردهای اجتماعی و معنوی چنین رخدادهایی باشد، باید از منطق صرفاً ابلاغی فاصله بگیرد و به سمت منطق اقناعی، مشارکتی و تعاملی حرکت کند.
در بخش پایانی نشست، دبیر علمی با جمعبندی مباحث مطرحشده، بار دیگر بر اهمیت موضوع و ضرورت تداوم پژوهشهای علمی در این زمینه تأکید کرد. وی یادآور شد که جنگ رمضان بهعنوان یکی از رخدادهای مهم در حافظه اجتماعی جامعه، سرمایهای اجتماعی و نمادین پدید آورده که صیانت از آن نیازمند دقت، مسئولیتپذیری و نگاه علمی از سوی رسانه ملی است. ایشان خاطرنشان ساخت که اگر رسانه بتواند با شناخت دقیقتر از نیازها، حساسیتها و انتظارات جامعه، روایت خود را بازسازی کند، خواهد توانست در حفظ و ارتقای این سرمایه عظیم نقشی مؤثر و ماندگار ایفا نماید. در پایان نشست نیز فضای گفتوگو و تبادل نظر میان حاضران شکل گرفت و پرسشهایی درباره نسبت میان رسانه ملی، جنگ رمضان و سرمایه اجتماعی مطرح شد که نشان از اهمیت و تازگی موضوع برای مخاطبان داشت. برآیند این نشست آن بود که رسانه ملی، در صورتی که با رویکردی مسئولانه، علمی و مبتنی بر فهم دقیق از سازوکارهای اجتماعی عمل کند، میتواند به یکی از ارکان اصلی در حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی برخاسته از جنگ رمضان تبدیل شود؛ سرمایهای که نهفقط متعلق به یک رویداد، بلکه بخشی از حافظه جمعی و پشتوانه انسجام ملی به شمار میآید.