بر اثر صبر نوبت ظفر آید
با ایمان و تلاش صبورانه، شکستها مقطعی و پیروزیها راهبردی است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدناصر موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «بر اثر صبر نوبت ظفر آید» آورده است:
دنبال بیان تحلیل سیاسی نیستم ولی اخبار این روزهای حزب الله لبنان مرا یاد خاطره و نکتهای انداخت. روز ۲۵ مهر ۱۴۰۴ یکی از اعضای موثر و مرکزی حزبالله لبنان در دانشگاه ادیان مهمان ما بود.
این نشست در شرایطی بود که سال قبل همین روزها حزبالله لبنان بعد از یک جنگ ۶۶ روزه در حمایت از غزه مظلوم ضربات زیادی به رژیم صهیونیستی زده بود ولی با پایان تلخی روبرو شده بود، شهادت هزاران نفر درعملیات پیجری و شهادت سید حسن نصرالله (۶ مهر ۱۴۰۳) و سپس سید هاشم صفی الدین. ما بودیم و نگرانیهای زیاد از آینده جبهه مقاومت، مخصوصا ایران و هم حزبالله.
به عنوان یک غیرمتخصص در سیاست به نظرم وضعیت جبهه مقاومت با همه فراز و نشیبش همواره در حال قویتر شدن بوده و آغاز نگرانی و ضعف ظاهری را شهادت سردار بزرگ شهید سلیمانی میدانم که متواضعانه خود را سرباز کوچک میدید. برای اینکه نگرانیم درباره جبهه مقاومت را بیان کنم بد نیست این حوادث را مرور کنیم:
شهادت سردار سلیمانی دی ماه ۱۳۹۸
حمله به کنسولگری ایران در سوریه و شهادت تعدادی از بهترین سرداران در فروردین ۱۴۰۳
حمله مستقیم به پدافنر ایران در فروردین ۱۴۰۳
شهادت شهید رئیسی در اردیبهشت ۱۴۰۳
شهادت اسماعیل هنیه در تهران در یک منطقه نظامی در مرداد ۱۴۰۳
عملیات پیجری و شهادت هزاران نفر از حزبالله و مردم لبنان و سپس شهادت سید حسن نصر الله در 6 مهر ۱۴۰۳
شهادت یحیی سنوار در ۲۶ مهر ۱۴۰۳
شهادت سید هاشم صفی الدین در آبان ۱۴۰۳
سقوط سوریه در آذر ۱۴۰۳
شهادت اکثر فرماندهان شناخته شده حزب الله و بویژه فواد شکر نخبه راهبردی در بهمن ۱۴۰۳
جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و شهادت سرداران و دانشمندان درجه یک ایران و عده زیادی از مردم
و البته جزئیات بیشتری وجود دارد که ذکرش لازم نیست.
در تمام این موارد پاسخهای جبهه مقاومت (به نظر من) ناکافی بود و دشمن در هر مرحله بیشتر طمع کرد. (باز هم به عنوان یک غیرمتخصص در سیاست و جنگ به نظرم قضیه پس از جنگ ۱۲ روزه البته تبیینی متفاوت دارد.)
حالا پس از یکسال از شهادت آن مرد بزرگ و شهید مظلوم، پای سخنرانی نکات مهمی شنیدم که اگر صادقانه بگویم در دلم همسنگ نگرانیها نبود.سخنران ابتدا در خلال تبیین گذشته چند نکته مهم را یادآوری کرد: مقاومت خود را ذیل ولایت فقیه تعریف کرده وکارش با بسیج مردم و برگزاری نماز جمعه آغاز کرده است. اوج تهاجم صهیونیستها به لبنان ۱۹۸۲ بود که مقاومت نوپا به شدت ضربه خورد و بیروت محاصره شد؛ همه تصور کردند مقاومت تمام شد.
مقاومت خود را ترمیم و قوی تر کرد و در سال ۲۰۰۰ و جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ پیروز شد و خاک لبنان را آزاد کرد. عملیات پیجری و شهادت سید حسن و سید هاشم یک شوک بزرگ بود. سپس با اطمینان و یقین چند ادعا داشت، آنچه توجه مرا جلب کرد این بود:
شهید سید حسن نصرالله فرد بی نظیری بود و فقدانش شوک عظیمی بود ولی برای این دوره و این شرایط شیخ نعیم قاسم بهترین فرد ممکن است. او حزبالله را احیا خواهد کرد و موجب اعجاب خواهد شد(نقل به معنا).
پس از شروع جنگ رمضان حزبالله هم وارد شد و شگفتانههایی نشان داد هم سلاحهای جدید و هم قدرت فراتر از باور و تعداد عملیاتها. دیروز که رکورد برد موشکهایش را دیدم و انجام بیش از ۶۰ عملیات در ۲۴ ساعت را دیدم یاد آن سخنرانی افتادم.
حزب الله با این حجم کنترل امنیتی کنار مرز اسرائیل و بدون همراهی دولت، کی خود را ترمیم کرد چگونه نیروی انسانی را آموزش داد؟ چگونه سلاح ساخت و تولید انبوه کرد، چگونه بانک اهداف را تنظیم کرد؟ هنوز پاسخ واضحی ندارم ولی آن سخنران میگفت ما به قول امام خمینی (ره) ایمان داریم که پیروز خواهیم شد، با ایمان و تلاش صبورانه، شکستها مقطعی و پیروزیها راهبردی است. به وعدههای الهی امیدوار باشیم نه تعلل و نه تعجیل، کارساز نیست بر اثر صبر نوبت ظفر آید…