بازتاب ديروز در چهره امروز

تاریخ انتشار:

دیروز یزید طغیان کرد؛ ستم در نهان و آشکار آغاز شد، حرمت‌ها شکسته شد و کارهایی انجام گرفت که هرگز شایسته انجام نبود.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر میثم ایرانی عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان« بازتاب ديروز در چهره امروز»

دیروز یزید طغیان کرد؛ ستم در نهان و آشکار آغاز شد، حرمت‌ها شکسته شد و کارهایی انجام گرفت که هرگز شایسته انجام نبود. کار به جایی رسید که به امام زمان خویش نیز جسارت کردند و از او بیعت خواستند؛ چه خواسته‌ای سخیف و ناممکن، چرا که «چون حسین(ع) هرگز با یزید بیعت نمی‌کند».
و چنین است که ما ماجرای کربلا را در لابه‌لای کتاب‌های تاریخ می‌خوانیم: ماجرا با بازداشت هر کسی آغاز شد که می‌توانست خود را به اردوگاه حق برساند و ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی» را پاسخ دهد. در کنار آن، رشته‌ای از ترورهای ناجوانمردانه نیز رخ داد که بزرگانی چون مسلم بن عقیل، هانی بن عروه و ده‌ها تن از بهترین‌ها را به کام شهادت کشاند.
از سوی دیگر، امویان محاصره‌ای ستمگرانه بر اردوگاه امام تحمیل کردند؛ آب و آذوقه را حتی بر کودکان و نوزادان بستند و هم‌زمان به شایعه‌پراکنی و فریب افکار پرداختند. این فشارها سبب شد برخی شبانه اردوگاه را ترک کنند. سرانجام آنچه رخ داد، شهادت حسین(ع)، عباس(ع)، علی‌اکبر(ع)، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین، حرّ و دیگر یاران بود؛ و بعدها نیز کسانی چون مختار و زید به آنان پیوستند.
و این‌گونه تاریخ گویی بار دیگر صفحه‌های خود را تکرار می‌کند. طاغوت زمان در زمین فساد می‌گسترد و فریاد می‌زند: من خدای شما هستم، مرا بپرستید. به مردم جهان می‌گوید: در برابر من رکوع و سجود کنید. سپس رو به سوی جبهه حق می‌آورد تا از آن بیعت بستاند؛ اما همچنان حقیقت پابرجاست: «چون ما، با چون یزیدی بیعت نمی‌کند».
باز هم تاریخ تکرار شد؛ محاصره‌ای ظالمانه که می‌توانست تر و خشک را با هم بسوزاند و ویرانی گسترده‌ای به بار آورد؛ محاصره‌ای که نه به پیر رحم کرد و نه به نوزاد. سلسله‌ای از ترورها نیز رخ داد که چهره‌هایی چون حاج قاسم سلیمانی، حاج ابومهدی المهندس، سید حسن نصرالله و ده‌ها تن از شخصیت‌ها و عالمان را هدف قرار داد و سرانجام با خبر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای ـ رهبر امت و حسینِ زمانه ـ به اوج رسید. سپس این جریان به سراغ دیگر فرماندهان و اندیشمندان نیز رفت؛ کسانی چون علی لاریجانی و سید خطیب.
جنگی آغاز شد تا ریشه‌های محور مقاومت از روی زمین برچیده شود، تا طاغیان بی‌هیچ مانع و پاسخی به طغیان خود ادامه دهند و در پرستش شیطان پایدار بمانند.
گویی چرخ زمان دوباره همان صحنه را ترسیم می‌کند. و چون تاریخ تکرار می‌شود، این بار نیز سرانجام روشن است: «پیروزی خون بر شمشیر»، پیروزی حق و شکست باطل.
با این حال نکته‌ای مهم هست که نباید از آن غافل شد؛ نکته‌ای که میان امروز و دیروز مرزی روشن می‌کشد و شاید مسیر تاریخ را تغییر دهد. عاملی که می‌تواند پیروزی را زودتر رقم بزند و «ظفری» بی‌تردید به همراه آورد؛ چرا که امروز ما از امتیازی برخورداریم که در سال ۶۱ هجری وجود نداشت.
پیروزی آن روزگار، سال‌ها پس از واقعه عاشورا آشکار شد. پیروزان میدان، پیروزی را در همان صحنه نبرد ندیدند و ستمگران نیز تلخی شکست را دیرتر چشیدند.
اما امروز با سرزمینی روبه‌رو هستیم که سر خم نمی‌کند؛ با مردمی که شکست را نمی‌شناسند؛ مردمی که از علی امیرالمؤمنین(ع) شجاعت آموخته‌اند، از حسن(ع) حکمت را، و از حسین(ع) درس ایثار و فداکاری را؛ و از فرهنگ مهدویت معنای صبر و انتظار را برای رسیدن به آرمان‌های خویش فراگرفته‌اند.
از این رو پیروزی امروز نیرومندتر، سریع‌تر و آشکارتر خواهد بود، و شکست دشمن بی‌گمان سخت و سنگین. دیگر نه اسیری از خاندان پیامبر خواهیم دید، نه چوبی که بر لبان حسین(ع) زده شود، نه پیکرهایی که بر ریگزار بی‌کفن و بی‌دفن بمانند، و نه جشن و پایکوبی بر دروازه‌های شام.
نشانه‌های پیروزی از هم‌اکنون در آسمان پدیدار شده و ما آن را در واقعیت می‌بینیم؛ دشمن نیز طعم تلخ شکست را آشکارا می‌چشد و زبانش به لکنتِ عذرخواهی افتاده است.
با این همه، این بار فریب نخواهیم خورد. ما از صفین آموخته‌ایم که حکم خدا همان حکم ولیّ خداست؛ و اجازه نخواهیم داد نهروانی دیگر پدید آید. هرگز نخواهیم گذاشت بار دیگر صفحه‌های فریب بر سر نیزه‌های نیرنگ بالا رود، و مجتبای زمان ما نیز مجبور نخواهد شد جام تلخ صلح را بنوشد. تاریخ نوشته شد تا از آن درس بگیریم، و ما این درس را آموخته‌ایم.