اعتراف دشمن: «ملت ایران، ملت سرسختی است»
سرسختی شخصیتی ایرانیان در طول تاریخ، این ملت را به ملتی تمدنساز تبدیل کرده است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر عباس آینهچی عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهبدر یادداشتی با عنوان “اعتراف دشمن: «ملت ایران، ملت سرسختی است»” آورده است:
فهم این واقعیت و اعتراف به آن نیازی به آغاز جنگ، سیلی خوردن و تحقیر شدن نداشت؛ بلکه با مطالعه ویژگیهای شخصیتی ایرانیان بهعنوان مثال، توصیف پروفسور آرتور کریستینسن حاصل میشد: «ایرانیان دلیرترین اقوام روی زمیناند و خاصه در روز جنگ و در مصافهای بافاصله بسیار هولناک هستند. مردمی شجاع و چالاکاند و همه سختیهای روز جنگ را تحمل میکنند». ترکیب این میراث با آموزههای اسلامی، ایران معاصری ساخته است که سرسختانه در برابر مشکلات چون کوه ایستاده است. سرسختی شخصیتی ایرانیان در طول تاریخ، این ملت را به ملتی تمدنساز تبدیل کرده است. این سازه روانشناختی دارای سه مؤلفه تعهد، مبارزهجویی و کنترل است.
نگرشهای سرسختانه و تعهد شامل این باور اساسی است که موقعیتهای دشوار نباید به کنارهگیری و انزواطلبی منجر شود، بلکه باید در برابر حوادث ایستادگی کرد. این باور به شما قدرت میدهد در اوج فشارها ارتباط خود را با واقعیتهای زندگی حفظ کنید و در راهبردهای تابآورانه در پرداختن به حل مسأله، تعاملات حمایتی- اجتماعی و خودمراقبتی بهرهمندانه درگیر شوید.
اگر شما در مبارزهجویی قوی باشید، میپذیرید رویدادهای استرسزا فرصتی برای رشد و دانایی است تا از آن طریق شرایط را به نفع خودتان تغییر دهید. احساس رضایت زمانی حاصل میشود که بتوانید استرسها را تبدیل به فرصتی برای رشد کنید. مبارزهجویی انگیزه لازم برای انجام کارهای سخت در شرایط بحرانی را فراهم میسازد.
کنترل به این معناست که هر قدر اوضاع وخیم باشد، شما تلاش میکنید بر موقعیت کنترل داشته باشید و اثر مثبت بگذارید. نقطه مقابل این وضعیت، زمانی است که به خودتان اجازه دهید ناتوانی و انفعال بر شما غلبه کند و آن وقت، پایان تلخ ماجراست.
ایران مورد هجوم دشمن قرار گرفت و در همان ضربه اول رهبر خود را از دست داد. به نوعی میتوان گفت آن مجموعه ایستارهای ذهنی را که مردم برای رهبرشان، ماه رمضانشان و کارهای روزمرهشان داشتند زیرورو شد. بر اساس محاسبات مادی دشمن باید شاهد فروپاشی جامعه میبودیم؛ اما این مردم به گذشته مقدسشان معنای جدیدی بخشیدند و بار دیگر سرسختی نشان داده و اثبات کردند که بدخواهان ایران اسلامی پایان تلخ ایران را نخواهند دید. مردم با ترکیب عرق ملی و باورهای دینی توانستند دژی مستحکم در برابر حوادث و انگیزهای قوی برای مبارزه تولید کنند و با قدرت و خلاقیت شرایط را کنترل کرده و به نفع پیروزی تغییر دهند. آنچه ملت ایران در ادامه این فرایند مقابله سرسختانه و تابآورانه در جهت تحقق پیروزی نهایی به آن نیازمندند عبارتنداز:
– این باور که «اراده خدا فوق ارادههاست و با اتکاء به او پیروز خواهیم شد» را درونیسازی کنیم. تجمعات حماسی را باید فرصتی برای تقویت این باورهای کارآمد بدانیم و با جهتدهی به شعارها این شور حماسی مزین به شعور سیاسی و مذهبی را بیش از پیش تقویت کنیم.
– انگیزه الهی در مبارزه را باید تقویت کنیم. اگر تلاشها برای خدا شد، نتیجه هر چه باشد احساس رضایت خواهیم داشت و راه را برای جنگ روانی بعد از جنگ خواهیم بست.
– امید به پیروزی که شرط اساسی سرسختی است را باید تقویت کنیم. با مدیریت مصرف رسانه باید جنگ روانی ناامیدسازی و ایجاد ترس را خنثی نماییم.
– همدلی و همراهی اجتماعی روزهای ابتدایی را باید تداوم بخشیم.
– با حضور در اجتماعات و دیدن روحیه بالا در مردم در مسیر تقویت روحیه خود و تقویت سرسختی روانشناختی حرکت کنیم.
– خلاقیت و ایجاد راههای جدید رویارویی با مشکلات که شرط اساسی برای کنترل موقعیتها و افزایش سرسختی و تابآوری است را حفظ کنیم.
– ایجاد آمادگی برای زندگی پس از جنگ یکی از مهمترین وظایف نخبگان، کنشگران اجتماعی و آحاد مردم است.
# ایران اسلامی مانند 47 سال گذشته سرسختی و تابآوری خود را به جهان نشان خواهد داد و وعده الهی را محقق خواهد ساخت:
«و یومئذ یفرح المؤمنون بنصر الله، ینصر من یشاء، و هو العزیز الرحیم»