هفته جهانی هارمونی بین ادیان، ابتکاری جدید است که همه ساله از اول فوریه (۱ تا ۷ فوریه) برگزار میشود. این رویداد بینالمللی در پی پیشنهاد پادشاه عبدالله دوم اردن و تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ شکل گرفت. هدف اصلی آن، ترویج فرهنگ گفتوگو، احترام متقابل و همکاری عملی میان پیروان ادیان و مذاهب مختلف است، به گونهای که هر گروه بتواند هویت مستقل خود را کاملا حفظ کند. این هفته بر این اصل استوار است که ادیان میتوانند بر محور ارزشهای اخلاقی مشترک، مانند محبت به همسایه، برای تحقق صلح و انسجام اجتماعی همکاری کنند. به مناسبت این هفته در یادداشت پیش رو به نکاتی در این زمینه خواهیم پرداخت.
یکم: برای درک صحیح هدف این هفته، ضروری است میان سه مفهوم کلیدی تمایز قائل شویم: وحدت ادیان و مذاهب، همزیستی مسالمتآمیز دینی و هارمونی بینادیانی. وحدت به دنبال ادغام و یکپارچهسازی هویتی است که ممکن است به حذف تفاوتهای غنی بینجامد. همزیستی مسالمتآمیز، شرایطی حداقلی است که در آن گروهها بدون خشونت در کنار هم زندگی میکنند، اما تعامل سازندهای وجود ندارد. در مقابل، هارمونی بینادیان وضعیتی پویا و مطلوب را توصیف میکند که مبتنی بر تعامل آگاهانه، گفتوگوی مستمر و مشارکت در پروژههای مشترک انسانی است، در حالی که تمامی طرفین، اعتقادات و هویت متمایز خود را محترم میشمارند و حفظ میکنند.
دوم:برای درک عینی این تفاوت، محلهای را تصور کنید که در آن سه خانه لوکس اما با سبکهای کاملاً متفاوت معماری وجود دارد: یک ویلای مدرن، دو عمارتی کلاسیک با ستونهای سنگی، و سه خانهای اصیل ایرانی با حوض با روح مرکزی و ایوانهای رو به باغ.
در حالت «وحدت»، از همه صاحبان خانه خواسته میشود تا نمای خانههای خود را به یک شکل واحد تغییر دهند که به از بین رفتن تنوع و زیبایی منحصربهفرد هر سبک میانجامد.
در حالت «همزیستی مسالمتآمیز»، هر صاحبخانه در حریم خود زندگی میکند، به طراحی دیگری کاری ندارد، اما هیچ ارتباط و همکاریای با همسایگان ندارد.
اما در وضعیت «هارمونی»، این سه همسایه، در عین حفظ کامل اصالت و زیباییشناسی منحصربهفرد خانه خود، فعالانه با یکدیگر تعامل میکنند. آنها ممکن است در طراحی و نگهداری یک پارک مشترک محله همکاری کنند، برای بهبود امنیت محل با هم گفتوگو کنند، یا در مناسبتها از مهمانی یکدیگر پذیرایی نمایند. این همکاری، ارزش و شکوه هر خانه را نه تنها کم نمیکند، بلکه بر غنای کل محله میافزاید. هارمونی بین ادیان نیز دقیقاً چنین الگویی از همکاری محترمانه و سودمند متقابل را ترویج میکند.
سوم: این هارمونی در عمل به اشکال مختلفی ظهور مییابد. از «همکاریهای بشردوستانه فرامذهبی در پاسخ به بلایای طبیعی و کمک به نیازمندان بدون توجه به باور آنان» تا «نشستهای مشترک رهبران و عالمان دینی برای صدور بیانیههای مشترک در دفاع از صلح و نفی خشونت». «مشارکت نمادین و محترمانه در مراسم مهم یکدیگر» مانند عزاداریها یا جشنهای ملی، نیز از نمونههای قدرتمند تقویت اعتماد و تفاهم است.
النهایه: با وجود استقبال گسترده از این رویداد در جهان اسلام این هفته در ایران پژواکی نداشته است ایران اسلامی با تنوع غنی مذهبی خود، پتانسیل تبدیل شدن به الگویی درخشان در این زمینه را دارد. برای حرکت در این مسیر و بسترسازی هارمونی بینادیانی در ایران، میتوان بر اقدامات تجربهمحور و عملی متمرکز شد. ایجاد تورهای فرهنگی-مذهبی در شهرهای متنوع، امکان آشنایی مستقیم با کارکرد اجتماعی اماکن عبادی مختلف را فراهم میکند. تأسیس کتابخانههای مشترک در بوستانها، اشتراک معرفتی را ترویج میدهد. جذب نسل جوان از طریق پلتفرمهای دیجیتال حاوی داستانهای اخلاقی مشترک و قدردانی از اقدامات مردمی مؤثر با اعطای جایزه، انگیزه بخش خواهد بود. در نهایت، برگزاری کارگاههای مشترک حل مسئله حول معضلات محلی، همکاری عملی را نهادینه میسازد. این رویکرد بر ایجاد تجربه عینی و استفاده از ظرفیتهای محلی تأکید دارد.