خطبه شقشقیه به عنوان یکی از مهمترین خطبههای نهجالبلاغه، به تشریح موضع امام علی(ع) در قبال جریان سقیفه و خلافت پس از پیامبر(ص) میپردازد. هسته مرکزی این خطبه، تبیین فلسفه «صبر» امام در شرایطی است که حق مسلم ایشان غصب شد. این صبر، نه یک تسلیم منفعلانه، بلکه یک انتخاب عقلانی و استراتژیک برای پیشگیری از بروز فتنهای بزرگتر و حفظ کیان جامعه نوپای اسلامی بود.
تحلیل محتوای خطبه شقشقیه و مبانی تاریخی آن
حجت الاسلام دکتر نادم با تفکیک میان «دفاع از حق» و «شرایط اجرای حق»، به تبیین دیدگاه امام علی(ع) پرداخت. دفاع در زمانی رواست که زمینهها و بسترهای اجتماعی فراهم باشد و اقدام، به نتیجه مثبت بینجامد. در غیر این صورت، عقلانیت حکم میکند که شخص برای جلوگیری از ضرر بزرگتر – که در آن مورد، جنگ داخلی و نابودی اسلام بود – صبر پیشه کند. این صبر، همانگونه که امام فرمود، صبری دردناک و چون «خار در چشم» بود.
برای درک عمق این تصمیم، تحلیل شرایط پس از رحلت پیامبر(ص) ضروری است. دشمنان شکستخورده دوران پیامبر، از جمله منافقین و مشرکین، در پی فرصتی برای انتقام و ایجاد تفرقه بودند. تشکیل سقیفه و غصب خلافت، همین فرصت را ایجاد کرد. نقل تاریخی که در شرح نهجالبلاغه درباره دیدار ابوسفیان و عباس با امام علی(ع) آمده، گواهی بر این مدعاست که آنان نه به قصد حمایت از حق، بلکه به نیت شعلهور کردن آتش جنگ داخلی («لیقتل بعضکم بعضا») اقدام میکردند. در چنین فضای مسموم و مستعد فتنه، درگیری مسلحانه امام، تنها به نفع دشمنان اسلام تمام میشد. بنابراین، انتخاب امام، انتخابی خردمندانه برای «دفع امواج فتنه با سکون و صبر» و حفظ وحدت بود.
تطبیق آموزههای خطبه بر شرایط اجتماعی کنونی
دکتر نادم با استفاده از استعاره «کشتی واحد»، وضعیت کنونی جامعه ایران را تحلیل نمود. مطابق این تحلیل، امروز ملت ایران با چالشهای اقتصادی و اجتماعی روبرو است که حق طبیعی هر شهروندی است که نسبت به آن اعتراض و مطالبه داشته باشد. اما نکته محوری این است که این اعتراضات در بستری پیچیده رخ میدهد. دشمنان خارجی و جریانهای داخلی مخالف نظام جمهوری اسلامی – اعم از سلطنتطلبان، گروهکهای تروریستی، برخی جریانهای روشنفکری افراطی، انجمن حجتیه و نظایر آن – که در طول چهار دهه گذشته شکست خوردهاند، از هر نارضایتی به عنوان فرصتی برای پیگیری اهداف خود و ایجاد بیثباتی استفاده میکنند. هدف نهایی این گروهها، نه اصلاح، بلکه ایجاد آشوب و «گلآلود کردن آب» برای صید مقاصد خویش است.
در چنین شرایط حساسی، عقلانیت جمعی – که از آن به «خردورزی» تعبیر شد – حکم میکند که همه اقشار و گروهها، صرفنظر از انتقادات مشروع، نسبت به حفظ کلیت نظام و امنیت ملی احساس مسئولیت کنند. تضعیف ارکان حاکمیت و نظام، در نهایت به ضرر تمامی شهروندان است و میتواند به از دست رفتن دستاوردهای ملی و استقلال کشور بینجامد. سخنران با تمثیل «لامپ ۱۰۰ واتی در سالن تاریک» تأکید کرد که اگرچه ممکن است نظام حاضر با آرمانهای کامل فاصله داشته باشد، ولی تخریب آن به معنی سقوط در تاریکی مطلق و هرجومرج است. عقلانیت، مقایسه با گزینههای بهتر نیست، بلکه سنجش پیامدهای واقعی ویرانی ساختار موجود است.
ایشان در جمعبندی، بر چند اصل کلی تأکید کرد:
-
تفکیک میان انتقاد مشروع و مشارکت در پروژه بیثباتی: هر شهروندی حق دارد خواستار اصلاح و بهبود شرایط باشد، اما باید مراقب بود که این انتقاد، ناخواسته به دستاویزی برای دشمنان تبدیل نشود.
-
اولویت حفظ وحدت و امنیت ملی: در شرایط تهدید، نجات کشتی مشترک «ایران» باید اولویت همه باشد. آسیب به این کشتی، غرق شدن همه سرنشینان را در پی دارد.
-
مسئولیت تاریخی همگان: سکوت در برابر تخریب اموال عمومی، خشونت و جنایت، یا طعنهزنیهای تفرقهافکن، در پیشگاه تاریخ و خداوند مسئولیتآور است. تاریخ اسلام، لعنت بر ساکتان در برابر ظلم را نیز در خود ثبت کرده است.
-
تأسی به سیره علوی: راهحل نهایی، پیروی از خردورزی و صبر مسئولانهای است که امام علی(ع) در شرایط سخت الگو قرار دادند. این به معنای پذیرش ظلم نیست، بلکه به معنای انتخاب هوشمندانهترین راه برای حفظ اصل دین و جامعه در بلندمدت است.
حجت الاسلام و المسلمین نادم در پایان، با دعا برای خردورزی ملت و حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی تحت رهبری ولی فقیه، و انزجار از دشمنان اصلی این ملت (آمریکا و رژیم صهیونیستی)، سخن خود را به پایان برد.