عذر تقصیر به پیشگاه بانوی دو سَرا، صدیقهی کبری
این تو بودی که با دفاع از میراث نبوت و حریم ولایت، حجت را بر همگان، حتی پیشوایان تمام کردی که باید پای دین ایستاد و بسا در راهش جان داد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حمیدرضا شریعتمداری، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب به مناسبت جشن میلاد حضرت زهرا (س) و زادروز قمریِ سلالهی ایشان امام خمینی (ره) در یادداشتی با عنوان «عذر تقصیر به پیشگاه بانوی دو سَرا، صدیقهی کبری» آورده است:
اینک که شمیم ولادت سرور بانوان گیتی، دنیای ما مسلمانان، بهویژه ایرانِ جانِمان را سرشار از عِطر جانفزا و انباشته از معنا نموده، چهزیباست که با بانوی آب و آینه، به نجوا بنشینیم و خودمان را در آن آینهی پاک و بیآلایش ببینیم و زنگار ذهن و دلمان را با زلال طَهورش بزداییم.
ای زادهی رسول خدا،
ما در وجودِ تو، نشانِ آن واپسین فرستادهی خدا را میبینیم. انسبنمالک از مادرش نقل میکند که از شبیهترینها به پدر بودی: «مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ[وآله] وَسَلَّمَ شَبَهًا”(المستدرک علي الصحيحين، ج۳، ص ۱۷۶، ح۴۷۵۹)»؛ حتی راهرفتن تو را بیکموکاست، بسان راهورَوِشِ رسول خدا میدانستند؛ «فأقْبَلَتْ فَاطِمَةُ تَمْشِي، ما تُخْطِئُ مِشْيَتُهَا مِن مِشْيَةِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عليهوَسَلَّمَ شيئًا”(صحيح مسلم، ش ۲۴۵۰)». از عایشه، به انحای مختلف، نقل شده که هیچ کسی را در سخنگفتن، شبیهتر از تو به پیامبر ندیده: «مَا رَأَيْتُ أَحَدًا كَانَ أَشْبَهَ كَلَامًا وَحَدِيثًا بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [وآله]و سَلَّمَ مِنْ فَاطِمَةَ”(همان، ص١٧٤، ح ٤٧٧٣)» و باید چنین باشد، زیرا تو شاخسار درخت نبوت هستی: «أَنَا الشَّجَرَةُ وَفَاطِمَةُ فَرْعُهَا وعلي لقاحها”(همان، ح ٤٧٧٥)».
مهر و مَحبتِ متقابل میان شما و پدر آنقدر زیاد بود که فِراقش را تاب نیآوردی و دیری نگذشت که به پدر ملحق شدی! پیش از آن، آنگاه که خبر رفتنِ پدر را از او شنیدی، گریان شدی و زمانی بهجای گریه تبسم بر لبان مبارکت نشست که بشارت پدر را به زود بههمرسیدن دریافتی.
ای همسر ولیّ خدا،
آنگاه که پدر را که آخرین پیامرسانِ آسْمان بود ازدست دادی، فقط نگران فَقْدِ پدر نبودی، که بیشتر، دلمشغولِ نَهبِ میراث پدر بودی. قرآنی که میرفت حروفش برپا بماند، اما حدودش را تباه سازند و سنّتی که داشت جاى خود را به سيره این و آن میداد و عترتی که داشت خانهنشین و محروم از جایگاه بَرین میشد. اینگونه بود که به میدان آمدی و شوکت و محبوبیت را با محنت و مظلومیت طاق زدی و خودت را برای میراث پدر، و به پای علی، میراثدار پیامبر فدا کردی.
بگذار کسانی شهادت تو را انکار کنند یا ظلم فلان و فلان را به تو نپذیرند یا با استبعاد، برخی حقائق تاریخی را پایمال کنند، اما مگر میشود این حقیقت را کتمان کنند که تو بر آنها خشم گرفتی، دنیایشان را خوش نداشتی، نَجَویده، از دهانت بیرونشان انداختی و در آزمون، مردودشان ساختی: «أصبحتُ عائفة لدنياكم قالية لرجالكم لَفَظتُهم بعد أن عَجَمتُهم و شنئتُهم بعد أن سبرتُهم (حاكم نیشابوری، فضائل فاطمةالزهراء، ح۸۳)».
ای مادر حجتهای خدا،
اینگونه بود که تو حجتی شدی برای یازده حجت معصوم از نسل خودت. این تو بودی که با دفاع از میراث نبوت و حریم ولایت، حجت را بر همگان، حتی پیشوایان تمام کردی که باید پای دین ایستاد و بسا در راهش جان داد. تو ولایت را میخواستی، چون امتداد نبوت بود و ولایت و نبوت را میطلبیدی، چون به توحید، رهنمون میشوند، چون به عدالت و معنویت فرامیخوانَند، چون به اخلاق و انسانیت راه میبرند.
نمیشود از فاطمه دم زد و دهان را به ناسزا و نسبتهای ناروا، ولو دربرابر اهل جفا بازکرد. نمیشود مرثیهسَرای فاطمهای بود که امامت را مایهی امان از فُرقت و حال پریشان میدانست، درعینحال، آتش به خِرمنِ امت پیامبر افکند و فتنهها برانگیخت. فاطمه مظهر حجاب و عفاف بود؛ اختلاط مردوزنِ نامحرم را برنمیتافت؛ قوام خانه و کیان خانواده را پاس میداشت؛ از کارِ خانه، درکنار مردِ کاشانه، مطابق با تقسیمی عادلانه ابایی نداشت؛ در جنگها، مَرهَم بر زخم لشکریان میگذاشت؛ چون ناخشنودی پدر را از برخی زیبوزیورها دریافت، به خواستِ پدر تن داد؛ از خَدَم و حَشَم هم گذشت و بهجایش تسبیحات صدگانه را از پدر فراگرفت.
ای زهرای اطهر،
فراتر از شعائر شیعی، و بالاتر از آموزههای کلامی و با گذر از حقائق تاریخی، تو نماد والاترین ارزشهای ایمانی و انسانی هستی. تو تجسم صدق و راستی هستی و از اینروست که نه “صادقه”، که “صدّیقه” هستی، یعنی گفتارت با واقعیت، و رفتارت گواه صدق گفتارت، و راستیِ درون و پندارت خاستگاه صدق تو در گفتار و رفتار است.
از عایشه بشنوید که گفت: «أنها كانت إذا ذُكرت فاطمة بنت النبي (ص)، قالت: ما رأيت أحداً كان أصدق لهجة منها إلا أن يكون الذى ولدها»، چون نام فاطمه به میان میآمد، میگفت: «کسی را راستگفتارتر از او ندیدم، مگر پدرش»؛ و چون اختلافی میان پیامبر و همسرش پدید میآمد، همسرش میگفت: از فاطمه بپرسیم که او جز راست نمیگوید: «… و کان بینهما شيء فقالت عائشة سَلْها يا رسول الله فإنها لاتكذب».
ای آینهی جلال و جمال،
در پیشگاه تو آمدهایم با دستانی پُرشده، اما نه از تحفه و سُبحه، بلکه آکنده از عذر تقصیر. ما را ببخشای که نامت را در هر کوی و برزن، فراز کردیم، اما مرامت را نجُستیم و از آن کمتر گفتیم.
ای سرور زنان جهان،
اینگونه است که نه فقط پدر که بیش از ۱۴ قرن پیش به احترام شما برمیخواست، که ما نیز یکهزار و چهارصد و اندی سال بعد، همگی تمامقامت به احترام شما برمیخیزیم. زمان و جهان انسان تکانههای شدیدی خورده، اما همچنان انسان و ایمان را باید در خانهای و خاندانی جُست که شما و همسرتان به لطف پدرتان برساختید، خانهی پاکی و اهلبیت عصمت و طهارت؛ خدا میخواهد که از شما اهل این خانه، هرنوع پلیدی و ناپاکی را بزداید و شما را بهکمال، طهارت بخشد.