امام حسن عسکری علیه السلام “امانِ شیعه و سنّی”
حیات و سیرهی امام حسن عسکری (علیه السلام) در امتداد مسئولیتِ امامت و مشی دیگر امامان شیعه، تبلوری از پاکی، نزاهت، معرفت، فضیلت و در عین حال جهاد و مقاومت بوده است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ در آستانه سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حمیدرضا شریعتمداری عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «امام حسن عسکری علیه السلام “امانِ شیعه و سنّی”» آورده است:
حیات و سیرهی امام حسن عسکری (علیه السلام) در امتداد مسئولیتِ امامت و مشی دیگر امامان شیعه، تبلوری از پاکی، نزاهت، معرفت، فضیلت و در عین حال جهاد و مقاومت بوده است. ما در زیارت تک تک این امامان میخوانیم: “أشهد أنك جاهدت في الله حقّ جهاده”. مفاد این فراز این است که سیرهی امامان همام در همهی اشکالش نوعی جهاد بوده است. این فرازها ضمن تجلیل از مجاهدت مستمرِ امامان شیعه، نشاندهندهی نوعی توسّع در مفهوم و تطبیق جهاد هستند؛ به این معنی که جهاد(نه در معنای مبارزه با نفس، بلکه در همان معنای مبارزه با دشمنان بیرونی) تحققهای مختلفی دارد و محدود کردن آن به مبارزهی سیاسی یا تقابل نظامی برخلاف سیرهی مستمر امامان شیعه است.
درست است که در شرائطی که مبارزهی آشکار سیاسی یا رویارویی مسلحانه لازم و موجه است، نمیتوان و نباید به دیگر انواع جهاد و مبارزه مشغول و دلخوش بوده، نظارهگر تاراج سرمایههای انسانی و غیرانسانی مسلمانان باشیم و دم برنیاوریم، اما تأمل در بیش از دو قرن امامت شیعی نشان میدهد که همان دیگر انواع مبارزه بیشتر در مدّنظر بوده است.
طبعاً اولویت یا فراوانیِ دیگر انواع جهاد بهمعنای سازشکاری سیاسی یا سستی و مداهنه در برابر دشمنان یا خدایی ناکرده تعامل همدلانه با آنها نیست. از آنچه شیعه در طول تاریخ در قبال دشمنان امامت و غاصبان خلافت، بِدان شناخته شده است، میتوان به بغض فروخورده و غیظ بنهفته تعبیر کرد.
آنچه شیعه بیش از هرچیز دیگری بدان نیازمند است، تعمیق ایمان دینی و برخورداری از بصیرت دینی است و این دقیقاً همان کاری است که هر امامی مجاهدانه در زمان خودش به اقتضای شرائط انجام داده است. ساختِ یک جامعهی مؤمن، اخلاقی و پیشرو ولو در ابعاد و اندازههای کوچک، مهمترین کاری است که یک مؤمن مصلح و پیشگام میتواند انجام داده، الهام بخش دیگر مسلمانان باشد. همین الگو بودن که با ترکیبی از معرفت و فضیلت به دست میآید، حتی در ابعاد فردی و خانوادگی هم میتواند دنبال و پیاده شود.
آنچه امروزه از آن به جهاد تبیین تعبیر میشود(و البته نه محدود به ابعاد سیاسی و معطوف به دشمنشناسی، بلکه در ابعادی به مراتب گستردهتر در همهی زمینههای دینی و زیستی) و ناظر به شناخت درستِ دین و زمانه و جلوگیری از انحراف و بدعت است، از فاخرترین و رائج ترین انواع جهاد است که امامان شیعه انجام داده و عالمان شیعه را نیز به انجام آن فراخواندهاند.
در اینجا به دو نمونه از جهاد علمی و فرهنگی امام حسن عسکری (علیه السلام) اشاره میکنم:
۱. نقل است که به عرض امام رساندند که ابویوسف اسحاق بن یعقوب کِنْدی، نخستین کسی که در جهان اسلام به فیلسوف(فَيلسوف العرب) نامبردار شد، در حال نگارش تناقضات قرآن کریم است. امام یکی از شاگردان ایشان را خواستند و خواستار تلاش وی برای بازداشتن کندی از این کار شدند. او اظهار عجز کرد. امام از او خواستند که آنچه به او میفرمایند را عیناً به کندی منتقل کند. او نزد استادش آمد و ازجمله، به او گفت که آیا تو نسبت به آنچه از قرآن و معانی آیاتش دریافتهای اطمینان داری؟ و آیا احتمال نمیدهی که این آیات را معانی دیگری باشد که تو بِدانها تفطن نیافتهای؟ کندی از این استدلال قانع شد و از نقض قرآن دست کشید.
نکتهی جالب توجه در این مواجهه و به تعبیری مجابهه(جبههگیری) رویآوردِ امام به استدلال برهانی و اقناعی(و پرهیز از تهدید، توعید، لعن و تکفیر) و تأکید بر قرائتبردار بودنِ قرآن کریم(و طبعاً همهی متون دینی) است. قرائتبردار بودن از طرفی راه را برای تأویل( غزالی در فیصل التفرقه به پنج نوع تأویل مُجاز که مانع تکفیرند، اشاره کرده است) باز میکند و طبعاً جلوگیرِ مواجهههای طردی و تکفیری میشود، از طرف دیگر، راه را بر آنچه میشود تحکم عقلانی و روشنفکرانهاش خواند، میبندد، یعنی در مواجهه با هر متنی، به ویژه با متون مقدس نمیتوان برای فهم خود، نوعی قدسیت و مرجعیت قائل شده، بر اساس آن به نقادی آن متون پرداخت.
نکتهی دیگری که در این ماجرا برای ما درسآموز است، این است که امام از واسطه میخواهند که با کندی از درِ لطف و مؤانست وارد شود و سعی کند نظر او را جلب کند و حتی در آغاز با دیدگاههای او همراهی کند، آنگاه در اولین فرصت، توجه او را به این نکتهی منطقی، یعنی قرائتبردار بودنِ قرآن و رَوا نبودنِ داوری قطعی و نهایی دربارهی قرآن با تکیه بر برداشتهای خود جلب کند.
۲. امام حسن عسکری (علیه السلام) اهتمام ویژهای نسبت به همدلی و حسن معاشرت هم در میان شیعیان، هم در مناسبات بینااسلامی نشان میدادند. ابوهاشم جعفری نقل میکند که امام (علیه السلام) میفرمود: در بهشت، دروازهای وجود دارد به نام معروف که هر که اهل کار نیک باشد از آن وارد میشود. اهل معروف در دنیا اهل معروف در آخرت نیز هستند. امام بنابه این نقل، ابوهاشم را به خاطر تلاشش برای رفع نیازهای مؤمنان میستایند.
همچنین امام حسن عسکری(علیه السلام) که مزار خود را مایهی آرامش و امنیت شیعه و سنی میدانست(قبري بسرّ من رأى أمان لأهل الجانبين)، در توصیهی بلند و بالایی، شیعیان را به رعایت تقوا، ورع و تلاشگری برای خدا درکنار راستگویی، ادای امانت نسبت به نیکوکار و بدکار و حسن جوار فرا میخوانند، آنگاه سفارش آباء طاهرین خود را (که تصریح میکنند، سفارش پیامبر اکرم(ص) نسبت به همهی همکیشان مسلمان است)، تکرار میکنند: با خویشاوندان از عشائر آنها صلهی رحم کنید، در تشییع مردگانشان حاضر شوید، از بیمارانشان عیادت کنید و حقوق ایشان را ادا کنید. هرکدام از شما، آنگاه که در دین خود پرهیزگار باشد، در سخن گفتن، راستگویی را پیشه کند، امانت را به اهلش برساند و با مردمان خُلقی نیکو داشته باشد، همگان خواهند گفت که این نیک سیرت یک شیعی است و همین من را شادمان میکند. تقوا پیشه باشید و مایهی زیب و زیور باشید، نه مایهی ننگ و عار. دوستی مردم را به سوی ما جذب کنید و نسبتهای ناروا را از ما دور کنید.
امامی که بنابه روایت “علائم مؤمن” و بنا به شواهدی دیگر، هواخواه شکلگیریِ هویت متمایز شیعی بود و در همین فرمودهی مکتوب هم از حق خودش و خاندانش در امامت سخن میگوید، همزمان، شیعیانِ استوار در عقیده و برخوردار از هویت خاصِ شیعی را به حسن تعامل با دیگر مسلمانان توصیه میکنند.
با وجود این تصویرِ واقعنمون از امام و رسالتِ امامت، اینکه کسانی در روزی همجوار با سالروز شهادت امام و بنابه یک تاریخنگاری غلط و در قالب آیینی نامستند، دست به کارهایی میزنند که به هیچوجه با تقیه و مدارات امامان شیعه و با آن توصیههای صریح امام حسن عسکری (علیه السلام) نمیسازد، نشان میدهد که ما هنوز به آداب اهلبیت، متأدب نشدهایم و هنوز بخشهایی از جامعهی شیعی، آمادگی و شایستگی لازم برای ایفای نقش تمدنی را پیدا نکردهاند و طبعاً نمیتوانند به عنوان راهبر یا الگو، مغناطیسی باشند که مسلمانان را به آیین پاک اهلبیت(علیهم السلام) رهنمون شوند و در نیل جامعهی اسلامی به اهداف بلند ایمانی تأثیرگذار باشند.