بازنمایی نقش و جایگاه روحانیت در سینمای ایران در بعد از انقلاب

نویسنده:
عبدالله گودرزی
سطح:
دکتری

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، در جلسه دفاع از رساله دکتری عبدالله گودرزی دانشجوی رشته دکتری دین‌پژوهشی دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب با موضوع «بازنمایی نقش و جایگاه روحانیت در سینمای ایران در بعد از انقلاب»، دکتر الله‌کرم کرمی‌پور به عنوان استاد راهنما، دکتر سیدمحمدعلی دیباجی فروشانی و دکتر محمدمهدی علیمردی به عنوان استادان مشاور و دکتر احمدرضا مفتاح، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مهراب صادق‌نیا و دکتر فاطمه توفیقی به عنوان استادان داور حضور داشتند.

 

در چکیده این رساله آمده است:

سینما به عنوان یکی از مؤثرترین رسانه‌های جمعی٬ نقش برجسته‌ای در نظارت بر محیط، همبستگی اجتماعی و هدایت و رهبری بشر بر عهده دارد. مهارت سینما در انتقال مفاهیم و نیز شکل دادن به ساختار ذهنی مخاطب  منجر شد که دین به سینما علاقه‌مند شود و رهاوردی تحت عنوان سینمای دینی شکل بگیرد. این پیوند بعد از انقلاب اسلامی ایران، اهمیت بیشتری یافت؛ به‌گونه‌ای که از اواخر دهه هفتاد علاوه بر ارائه مدلی از سبک زندگی در شخصیت‌های روحانی فیلم‌ها، ابعادی از حضور اجتماعی آنها نیز با برخی فرازونشیب‌هایش به تصویر کشیده شد که می‌توان رنگی از عرفی‌شدگی را در آنها مشاهده کرد. در این پژوهش که در پنج فصل تدوین شده است نویسنده پس از بیان اصول مربوط به کلیات و روش تحقیق، به تبیین یافته‌های خود می‌پردازد. بدین‌گونه که در بخش یافته‌های تحقیق، به تبیین مفهوم سینمای دینی و نسبت میان دین و سینما می‌پردازد و درباره تعریف این نوع از سینما و تحلیل دینی فیلم‌های سینمایی سخن می‌گوید. آن‌گاه در بخش دوم به تعریف روحانیت و اهمیت و کارکرد آن در جامعه ایران از دیرباز تاکنون می‌پردازد و با اشاره به مفهوم عرفی شدن از دیدگاه پیتر برگر به مفهوم اصلی تحقیق نزدیک‌تر می‌شود. در ادامه نیز پس از بیان نوعی از سبک زندگی دینی که در سینمای دینی ایران به تصویر کشیده شده است به آسیب‌شناسی سیمای روحانیت از نگاه سینماگران می‌پردازد و ضرورت به تصویر درآوردن روحانیت در سینمای ایران را واکاوی می‌کند. سپس با وجود این مقدمات به تحلیل فیلم‌های طلا و مس، زیر نور ماه، مارمولک، آزادراه، رسوایی ۲ و سه بیگانه می‌پردازد. در پایان نیز این آثار را از منظر روش تحلیل دینی فیلم بررسی می‌کند و به بررسی نشانه‌ها و نمادهای این آثار می‌پردازد و ضمن سخن گفتن از شخصیت‌شناسی روحانیون این آثار، وجوه عرفی‌شدگی را در سیمای آنها برمی‌شمرد و این ابعاد عرفی‌شدگی را که بیشتر ذیل عرفی‌شدن هنجارها هستند، بررسی می‌کند.