تکنیکهای رسانهای حماس در عملیات طوفانالاقصی بررسی شد
تکنیکهای رسانهای حماس در عملیات طوفانالاقصی، از جمله ترسآفرینی، اعتبار منبع، نمادسازی و اقناع مخاطبان، در شانزدهمین کرسی علمی ـ ترویجی دانشگاه ادیان و مذاهب بررسی شد.
شانزدهمین کرسی علمی ـ ترویجی معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب با موضوع «الگوی اقناع و جنگ نامتقارن روایی؛ سنخشناسی تکنیکهای رسانهای حماس در عملیات طوفانالاقصی» روز ۱۳ آبانماه ۱۴۰۵ در سالن شهید بهشتی این دانشگاه برگزار شد. در این نشست، دکتر مجید مبینی مقدس بهعنوان ارائهدهنده، دکتر محمدرضا انواری در جایگاه ناقد و دکتر فائزه فرهودی بهعنوان دبیر علمی حضور داشتند. این سه عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی، ابعاد مختلف تکنیکهای رسانهای حماس در عملیات طوفانالاقصی و الزامات مفهومی و روششناختی مطالعه این تکنیکها را بررسی کردند.
در آغاز نشست، دکتر فرهودی با اشاره به جایگاه رسانه در منازعات معاصر، بر نقش آن در شکلدهی به ادراک و باورهای عمومی تأکید کرد. در طرح مسئله نشست، رسانه نه صرفاً ابزاری برای بازتاب رویدادهای میدان، بلکه یکی از مؤلفههای مؤثر در مواجهه طرفهای درگیر معرفی شد.
دکتر مبینی مقدس نیز با بیان اینکه پژوهش ارائهشده همچنان در حال تکمیل است، پرسش اصلی آن را شناسایی راهبردها و تکنیکهای رسانهای و اقناعی حماس در رویارویی با اسرائیل عنوان کرد. وی توضیح داد که دادههای پژوهش از رسانههای مهم عربیِ بازتابدهنده فعالیتهای حماس گردآوری شده و تحلیل آنها با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی صورت گرفته است. به گفته او، این مطالعه حاصل رصد مستمر رسانهها و انباشت تدریجی دادههاست.
تکنیکهای اقناعی حماس و تفاوت اهداف ارتباطی مخاطبان
مبینی مقدس در تشریح یافتههای پژوهش، «ترس» و «اعتبار منبع» را از جمله تکنیکهای مورد توجه در کنشگری رسانهای حماس دانست. وی پیامهای مربوط به سرنوشت اسرا و استفاده از زبان عبری برای خطاب قرار دادن مخاطبان اسرائیلی را در چارچوب ایجاد ترس و فشار روانی تحلیل کرد. به اعتقاد او، انتخاب زبان و نحوه صورتبندی پیامها با مخاطب هدف ارتباط مستقیم دارد.
وی در توضیح تکنیک اعتبار منبع، اعتماد مخاطب به فرستنده پیام را از پیششرطهای پذیرش آن برشمرد و تأیید برخی اخبار نامطلوب برای حماس را نمونهای از تلاش برای حفظ این اعتبار معرفی کرد. مبینی این رفتار را نشانه توجه به اعتماد مخاطبان دانست؛ برداشتی که در بخش نقد نشست، ضرورت ارائه شواهد مستقل برای اثبات آن مورد تأکید قرار گرفت.
ارائهدهنده همچنین به ارتباط میان نمادسازی و تکرار پرداخت و استفاده از نماد مثلث قرمز وارونه را از نمونههای مورد بررسی خود عنوان کرد. به تحلیل وی، نمادهای ساده و تکرارپذیر میتوانند حامل پیامهای رسانهای باشند و امکان بازتولید و انتشار گسترده آنها را فراهم کنند.
بخش دیگری از ارائه به تصاویر و مراسم تبادل اسرا اختصاص داشت. مبینی مقدس مقایسه تصاویر اسرای دو طرف، نمایش حضور گروههای مختلف و بازنمایی همراهی مردم را در چارچوب تکنیکهای مقایسه و همراهی با جماعت بررسی کرد. او این موارد را تلاشی برای مقابله با تصویری دانست که به تعبیر وی، در فرایند «اهریمنسازی» از حماس ساخته میشود.
در جمعبندی این بخش، سه گروه مخاطب شامل جامعه اسرائیلی، افکار عمومی بینالمللی و جامعه فلسطینی از یکدیگر تفکیک شدند. مبینی ایجاد ترس، ناامیدی و تفرقه را از اهداف مورد نظر در ارتباط با مخاطبان اسرائیلی دانست. به اعتقاد او، در خطاب به افکار عمومی بینالمللی، نمایش رنج غیرنظامیان و توسل به احساسات برجسته بوده و در ارتباط با جامعه فلسطینی نیز تقویت امید، شجاعت و وحدت دنبال شده است.
نقد روششناختی پژوهش؛ تفاوت تحلیل پیام و اثبات اثرگذاری رسانهای
در بخش نقد و بررسی، دکتر انواری ضمن تأکید بر اهمیت و روزآمدی موضوع، تصریح کرد که ارزیابی او ناظر به مقاله و فرم کرسیِ در اختیارش است. وی توجه به دو مقطع جنگ و تبادل اسرا را ظرفیتی برای دقیقتر شدن پژوهش دانست، اما بر ضرورت تناسب میان عنوان، ادعاهای پژوهش و شواهد ارائهشده تأکید کرد.
محور اصلی نقد او، تمایز میان شناسایی تکنیکهای اقناعی در پیام و اثبات تأثیر آنها بر مخاطب بود. انواری توضیح داد که وجود یک تکنیک در محتوای رسانهای، بهتنهایی نشان نمیدهد که مخاطب پیام را پذیرفته یا نگرش او تغییر کرده است. از نظر وی، دادههای ارائهشده بیشتر به ویژگیهای پیامها مربوط بودند و برای اثبات اثرگذاری آنها باید واکنش مخاطبان نیز با طراحی پژوهشی متناسب بررسی شود.
وی در همین زمینه بر ضرورت تعیین جامعه مخاطبان و نمونه مورد بررسی تأکید کرد و سنجش میدانی را یکی از مسیرهای تکمیل پژوهش برشمرد. همچنین یادآور شد که حضور جمعی از افراد در یک مراسم یا نمایش یک رفتار حمایتی، بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره افکار عمومی یا وحدت یک جامعه کافی نیست.
انواری روشن شدن روش تحقیق را نیز ضروری دانست و خواستار تصریح جامعه پیامها، تعداد نمونههای تحلیلشده، شیوه انتخاب آنها و بازه زمانی بررسی شد. به گفته او، ادعای دستیابی به یک «الگو» نیازمند توضیح رابطه میان شرایط، انتخاب شیوه ارتباطی، مخاطب هدف، سازوکار عمل و پیامدهای مورد انتظار است. بررسی موارد ناکامی یا نتایج معکوس تکنیکهای رسانهای نیز از دیگر پیشنهادهای او بود.
این عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی، تعریف دقیق مفهوم «جنگ نامتقارن روایی» را از دیگر الزامات مفهومی پژوهش دانست و پرسید نامتقارن بودن بر چه شاخصی استوار است: تفاوت منابع و امکانات، محدودیت دسترسی به رسانهها و پلتفرمها، یا تفاوت توان تولید و توزیع محتوا؟
وی همچنین در ارزیابی یکی از مثالهای ارائهشده، میان «سکوت رسانهای» و «انتشار قطرهچکانی خبر» تمایز گذاشت. به توضیح او، اگر در یک مقطع اطلاعاتی منتشر نشده باشد، تعبیر سکوت رسانهای دقیقتر است؛ اما برای اطلاق عنوان انتشار قطرهچکانی، باید توالی و روند عرضه تدریجی اطلاعات نشان داده شود.
پرسشهای حاضران درباره تکنیکهای رسانهای حماس
در ادامه نشست، حاضران پرسشها و پیشنهادهایی درباره نشانهشناسی پوشش و نمادها، ویژگیهای سخنگو، زبان بدن، ملاحظات امنیتی اطلاعرسانی و ظرفیت رسانههای دیجیتال مطرح کردند. یکی از پیشنهادها، بررسی پوشش و نشانههای بصری بهعنوان بخشی از بازنمایی هویت و اقتدار بود. نسبت میان صداقت رسانهای، ابهام و اعتبار منبع نیز از دیگر موضوعات مورد پرسش قرار گرفت.
مبینی مقدس در پاسخ، برخی از این موضوعات، از جمله نقش سخنگو و تحلیل پوشش رسانهای رویدادهای مشخص، را واجد ظرفیت پژوهش مستقل دانست. او با اشاره به تفاوت زمینههای فرهنگی تأکید کرد که ارزیابی شیوه بیان و شخصیت رسانهای سخنگویان باید با توجه به اقتضائات جامعه مخاطب انجام شود.
وی همچنین توضیح داد که اثرسنجی موضوع مستقلی است و پژوهش حاضر با هدف سنجش مستقیم تأثیر پیامها آغاز نشده است. مبینی در پاسخ به بحث اعتبار رسانهای، بر اهمیت صداقت و پرهیز از ادعاهای تحققناپذیر تأکید کرد و میان این موضوع و استفاده از ابهام در اطلاعرسانی تمایز گذاشت.
این نشست پس از پاسخ به پرسشهای حاضران و قدردانی از مشارکتکنندگان به پایان رسید.