آمریکا و بازیگران منطقه؛ توهم اقتدار در رسانه و آسیب‌پذیر در میدان جنگ

تاریخ انتشار:

هیئت علمی گروه حقوق بین‌الملل دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به تبلیغات رسانه‌ای دشمنان گفت: گاهی اوقات پروپاگاندای رسانه‌ای آن‌ها به دنبال تغییر تحلیل و تغییر نظام محاسباتی ماست و ما باید مراقب این نکته باشیم. آمریکایی‌ها به هیچ وجه در شرایط مطلوب نیستند و هم به لحاظ داخلی درگیر بحران‌های متعددند و هم نظام داخلی‌شان به‌شدت بحران‌زده شده است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه به نقل از ایکنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مجید مسعودی عضو هیئت علمی گروه حقوق بین‌الملل دانشگاه ادیان و مذاهب، در پاسخ به این پرسش که با توجه به تحولات منطقه و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال ازسرگیری جنگ علیه ایران، به نظر شما رژیم صهیونیستی و آمریکا چه اهداف و محاسباتی را در این شرایط دنبال می‌کنند، اظهار کرد: اسرائیل از نظر بافت جمعیتی و محیط زیست اجتماعی، در زمره کشورهایی با سیاست‌های بسیار تندرو و به‌شدت افراط‌گرایانه قرار دارد. این ویژگی نه‌تنها در سطح سیاستمداران رژیم صهیونیستی، بلکه در ساختار اجتماعی آن نیز وجود دارد. آن‌ها به معنای واقعی طرفدار جنگ، ادامه جنگ و تنش هستند. بنابراین، علاقه‌مند به آغاز مجدد جنگ با ایران هستند.

وی ادامه داد: سران رژیم صهیونیستی با شناختی که از جامعه خود دارند و با توجه به اینکه این جامعه خودبرترپندار، به‌شدت متعصب و افراط‌گراست، طرفدار آغاز دوباره جنگ هستند. بنابراین، اسرائیل اساساً از حرکت وضعیت به سمت تنش استقبال می‌کند.

مسعودی با اشاره به جایگاه بنیامین نتانیاهو در ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی بیان کرد: نتانیاهو، نخست‌وزیر فعلی رژیم صهیونیستی که دو دوره است این سمت را برعهده دارد، متعلق به یکی از احزاب به‌شدت افراط‌گرا و تندرو در میان احزاب سیاسی است. این افراد با رأی مردم انتخاب می‌شوند؛ یعنی انتخاب نخست‌وزیر در یک فرایند دو مرحله‌ای صورت می‌گیرد.

پشت پرده نمایش ضدجنگ آمریکا در آستانه انتخابات

وی افزود: ابتدا انتخابات پارلمانی برگزار می‌شود و سپس از دل پارلمان، نخست‌وزیر انتخاب می‌شود. این نشان می‌دهد که مردم، تندروترین جناح سیاسی را بر سر کار آورده‌اند و این جناح همچنان امیدوار است رأی پارلمان را دوباره به‌دست آورد.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و جنگ این رژیم علیه ایران اظهار کرد: با توجه به جنایاتی که نخست‌وزیر فعلی اسرائیل در غزه مرتکب شده و جنگی که در منطقه به راه انداخته یا آخرین مورد آن، راه‌اندازی جنگ با جمهوری اسلامی ایران، بعید نیست که بار دیگر نیز چنین شود.

مسعودی گفت: این‌ها برخلاف کشورهای متمدن و ملل با فرهنگ و اصیل، آن خوی وحشی‌گری و درندگی که در ذاتشان وجود دارد را بروز می‌دهند و اتفاقاً از سوق دادن وضعیت به سمت تنش استقبال می‌کنند. بنابراین هرچه آستانه تنش بالاتر برود، جذب آرای عمومی بیشتر می‌شود.

وی ادامه داد: به همین دلیل، مشاهده می‌کنید که اسرائیلی‌ها اخیراً در رسانه‌ها اعلام کردند در گفت‌وگویی که میان نخست‌وزیر رژیم اشغالگر و ایالات متحده صورت گرفته، مجوز حمله به ایران را پیش از انتخابات دریافت کرده‌اند؛ با این برنامه که اسرائیل به‌تنهایی جنگ علیه جمهوری اسلامی را آغاز کند و این بار آمریکایی‌ها در آن مداخله نکنند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به مواضع آمریکا در قبال جنگ افزود: علت عدم مداخله آمریکا این نیست که آمریکایی‌ها مخالف جنگ هستند؛ اتفاقاً سران آمریکا به‌شدت جنگ‌طلبند و خوی استکباری و استعمارگرانه شدیدی دارند. در این میان، هیچ تفاوتی میان دموکرات و جمهوری‌خواه وجود ندارد.

مسعودی تصریح کرد: هر دو حزب هر زمان که بر سر کار آمده‌اند، جنگ، خونریزی، قتل، کشتار و غارت را در میان ملت‌ها رواج داده‌اند. بسیاری از این سیاستمداران خودشان دلال اسلحه و عملاً پیمانکار شرکت‌های بزرگ آمریکایی هستند. بنابراین، به نفعشان است که جنگ راه بیندازند، کشورها از آن‌ها اسلحه بخرند و آن‌ها دلالی کنند. یعنی دولتی کاملاً مافیایی؛ گاهی مافیا در اسلحه، گاهی در قاچاق و گاهی در نفت و اقتصاد. هر دو جناح نیز یکسان‌اند و هیچ تفاوتی با هم ندارند.

وی با اشاره به تفاوت ظاهری رویکردهای انتخاباتی دو حزب آمریکایی اظهار کرد: تنها تفاوت آمریکایی‌ها این است که سیاستمدارانشان اصرار دارند چهره‌ای مقبول و مشروع از خود در جامعه آمریکا نشان دهند. به همین دلیل، ترجیح می‌دهند دست‌کم در ایامی که به آرای مردم نیاز دارند، خود را مدافعان ضدجنگ تبلیغ کنند.

خستگی جامعه آمریکا از جنگ؛ چالشی برای سیاستمداران این کشور

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: علتش نیز آن است که مردم آمریکا دیگر تحمل شنیدن سخن از جنگ را ندارند. جنگ در عراق، افغانستان، کویت، زمزمه‌های جنگ در ونزوئلا، جنگ در اوکراین و هر جای دیگری که آشوب و جنگی برپاست، آمریکایی‌ها یکی از طرف‌های اصلی و حضور فعال هستند و با خون و جان مردم بازی می‌کنند تا منافع شیطانی و خبیث خود را از این راه جست‌وجو و بربایند.

وی بیان کرد: غرض این است که آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی در آن سطح از آمادگی راهبردی نیستند که بتوانند رویارویی با یک نظام محکم، مردمی و مقتدر را که مسیر خود را ادامه می‌دهد، رقم بزنند.

مسعودی با اشاره به تغییر نگرش بخشی از جامعه آمریکا نسبت به جنگ گفت: خانواده‌های آمریکایی خسته شده‌اند از اینکه سربازان و فرزندانشان در هزاران کیلومتر دورتر از خانه‌های خود، در جنگ‌هایی که بعضاً به نام دفاع از آمریکا نام‌گذاری می‌شود، کشته می‌شوند. این حنایی است که رنگ باخته و بخشی از جامعه آمریکا بیدار شده است.

وی افزود: آن‌ها دروغ‌ها و پروپاگاندای رسانه‌ای آمریکایی‌ها را دیگر باور ندارند و به نوعی خسته هم شده‌اند؛ یعنی دیگر نمی‌خواهند دائماً ناقوس جنگ در کشورشان به صدا درآید. بنابراین، آمریکا سعی می‌کند ژست «پلیس خوب» را حداقل در این ایامی که انتخابات آمریکا نزدیک است، بازی کند.

مسعودی تأکید کرد: بر همگان واضح است که همه جنایت‌هایی که مخصوصاً در منطقه غرب آسیا رخ می‌دهد، توسط رژیم صهیونیستی و با چراغ سبز، هدایت و پشتیبانی آمریکایی‌ها اعم از مالی، نظامی، اطلاعاتی و تکنولوژیکی صورت می‌گیرد. این امری واضح است و بر اهل خرد و تعقل پوشیده نیست.

وی اظهار کرد: همه می‌دانند که این‌ها صرفاً بازی با افکار عمومی، تمسخر افکار عمومی و تحریف واقعیت‌هاست. بنابراین، بعید نیست که آن‌ها مجدداً جنگی را علیه ایران آغاز کنند.

آمریکا شرایط ورود به یک جنگ جدی را ندارد

مسعودی در پاسخ به اینکه نقش سایر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند ترکیه، عربستان، قطر، روسیه و چین را چگونه ارزیابی می‌کنید، گفت: وضعیت آمریکا و بازیگران منطقه‌ای بسیار شکننده است. آمریکا در دو تنگه اصلی اقتصاد و تجارت دنیا، یعنی تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب، با جریانی مخالف خود روبه‌روست؛ همان چیزی که ما از آن به جبهه مقاومت یا محور مقاومت یاد می‌کنیم.

وی ادامه داد: محور مقاومت به معنی ایستادگی در برابر شیطان، ایستادگی در برابر زورگویی، ایستادگی در برابر درنده‌خویی و ایستادگی در برابر وحشی‌گری و خوی وحشی‌گری غربی‌ها به رهبری آمریکاست. این دو تنگه، شریان اصلی اقتصاد و تجارت و بازرگانی دنیا، امروز در اختیار گروه‌هایی است که آمریکا نمی‌خواهد در اختیار آن‌ها باشد؛ این بسیار واضح است.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به شرایط آمریکا اظهار کرد: وضعیت خود آمریکایی‌ها به‌شدت شکننده است؛ زیرا آنچه برای آمریکایی‌ها مهم است، برخلاف تصوری که دیگران می‌کنند که گویا از منافع هم‌پیمانان خود دفاع می‌کنند، ابداً این‌گونه نیست و آمریکا منافع خودش را به هر چیزی ترجیح می‌دهد.

مسعودی افزود: آمریکا اکنون با بحران سوخت روبه‌روست. اگر بنا باشد تنگه باب‌المندب را نیز به‌طور کامل از دست بدهد، این وضعیت بسیار خطرناکی را برای آمریکا و سیاست آمریکایی رقم می‌زند. بنابراین، آمریکایی‌ها کاملاً محتاط هستند و شرایط ورود به یک جنگ جدی را ندارند.
توان رسانه‌ای دشمن فراتر از توان واقعی آن است

وی در پاسخ به اینکه تأثیرگذاری تبلیغات رسانه‌ای دشمنان را چگونه می‌بینید، بیان کرد: گاهی اوقات پروپاگاندای رسانه‌ای آن‌ها به دنبال تغییر تحلیل و تغییر نظام محاسباتی ماست و ما باید مراقب این نکته باشیم. آمریکایی‌ها به هیچ وجه در شرایط مطلوب نیستند و هم به لحاظ داخلی درگیر بحران‌های متعددند و هم نظام داخلی‌شان به‌شدت بحران‌زده شده است.

مسعودی ادامه داد: رژیم صهیونیستی نیز در این سنوات اخیر به همین ترتیب با بحران عدم مشروعیت و عدم مقبولیت نزد جامعه بین‌المللی روبه‌رو شده است. صحنه‌هایی از ترک سالن مجمع عمومی سازمان ملل توسط سیاستمداران و مقامات دنیا در جریان سخنرانی نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس را مشاهده کردیم. بخش عمده‌ای از هیئت‌های دیپلماتیک، سالن مجمع عمومی را ترک کردند. بنابراین، این‌گونه نیست که آن‌ها در سطح آمادگی بالایی باشند. بخش عمده‌ای از توان نظامی دشمنان، جریان رسانه‌ای و ضریب دادن به این هیبت و هیمنه در رسانه‌هاست؛ اما در واقعیت چیز دیگری است.
نمی‌توان همه بازیگران منطقه‌ای را در یک چارچوب تحلیل کرد

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به آنچه از آن به‌عنوان عملیات دشمن در جنگ رمضان یاد کرد، اظهار کرد: در جنگ رمضان، عملیات مضحکی را در کشور ما انجام دادند. در یک فرودگاه متروک، پیشرفته‌ترین هواپیماها، پیشرفته‌ترین تجهیزات و کماندوهای ارشد و فوق‌حرفه‌ای آموزش‌دیده خود را وارد این عملیات کردند؛ اما بسیار مفتضحانه فرار کردند؛ به‌گونه‌ای که مردم ما، مثلاً اهالی مناطق جنوب و کهگیلویه‌وبویراحمد که مردمانی اهل کوه و دشت‌اند و معمولاً اسلحه‌شان همیشه روی دوششان است، آن‌ها را با تفنگ‌های شکاری و برنو هدف قرار دادند و آن‌ها مفتضحانه مجبور به فرار شدند و خفت‌بار فرار کردند.

وی با تأکید بر ضرورت تفکیک بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بیان کرد: در خصوص بازیگران منطقه‌ای نظیر عربستان، ترکیه، قطر، روسیه و چین، لازم است تفکیکی صورت گیرد؛ زیرا نمی‌توان تمامی این بازیگران را در یک چارچوب و پازل واحد تحلیل کرد.

عربستان در منطقه به شدت آسیب‌پذیر شده است

مسعودی ادامه داد: معمولاً کشورهای حوزه خلیج فارس را در ذیل رهبری عربستان سعودی می‌بینیم و کشورهای عربی منطقه تا حدودی از عربستان تبعیت می‌کنند و سعودی به نوعی برای آن‌ها نقش پدر معنوی را ایفا می‌کند. با این حال، عربستان نیز وضعیت مطلوبی ندارد و در منطقه به‌شدت آسیب‌پذیر شده است؛ فرودگاه‌های این کشور مکرراً مورد هدف قرار می‌گیرند.

وی افزود: می‌دانید که یکی از مقاصد گردشگری مذهبی، دولت سعودی است و اخیراً نیز به سمت توسعه گردشگری در حوزه‌های دیگر و حوزه‌های فرهنگی حرکت کرده‌اند تا صرفاً منبع ارزآوری از حج نباشد. کنسرت‌های متعددی برگزار می‌کنند و تغییری در نگرش خود ایجاد کرده‌اند.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب اظهار کرد: این‌ها معمولاً دارای تفکرات افراطی هستند و تلاش کرده‌اند حداقل چهره‌ای اصلاح‌شده از خود به نمایش بگذارند و به نوعی به‌دنبال آن هستند که به دنیا نشان دهند «بذر اصلاح‌شده‌ای» هستند که شاخ و برگشان متفاوت از گذشته خواهد بود. سعودی‌ها عامل تقویت گروه‌های تکفیری در منطقه هستند و این را کسی نمی‌تواند انکار کند.

مسعودی گفت: بنابراین، همچنان بر همان تفکر و محور پیشین خود باقی مانده‌اند. آن‌ها در جنگ با یمن به‌شدت دچار سرشکستگی و سرخوردگی شدند؛ علی‌رغم داشتن تجهیزات پیشرفته نظامی که اکثراً از شرکت‌های آمریکایی خریداری کرده‌اند، پاکستانی‌ها نیز در منطقه به آن‌ها کمک می‌کنند و سایر کشورهای عربی نیز به همین ترتیب در ائتلاف ضد یمن به خاطر سعودی‌ها حضور دارند، اما عملاً کاری از پیش نبردند.

وی ادامه داد: در همین ماه‌ها و هفته‌های اخیر، حداقل بخش‌های عمده‌ای از مناطقی که اشغال کرده بودند را از دست دادند و بخش عمده نیروهای نظامی‌شان که ترکیبی از تابعیت‌ها و کشورهای مختلف است، به اسارت نیروهای مقاومت یمن درآمدند. بخش عمده‌ای از باب‌المندب را به‌طور کامل از دست دادند، به‌گونه‌ای که امروز جبهه مقاومت و حوثی‌های یمن کاملاً بر باب‌المندب مسلط هستند.

مسعودی بیان کرد: بنابراین، آن‌ها نیز در چنین وضعیتی قرار دارند و خودشان درگیر یک بحران هستند. البته علاقه‌مند هستند که از جنگ با ایران استقبال کنند و حمایت مالی نیز انجام می‌دهند؛ آن‌ها دوست دارند ایران را علاوه بر حصار اقتصادی و فشارهای اقتصادی، در فشار نظامی نیز قرار دهند.

وی افزود: این موضوع را حداقل در محافل رسمی و علنی اعلام نمی‌کنند، اما در خفا به‌دنبال آن هستند و حمایت مالی انجام می‌دهند و اشتباه می‌کنند؛ این سیاست‌ها، سیاست‌های غلطی است. ما این دولت‌ها را به‌عنوان دولت‌های اسلامی می‌شناسیم و دوست می‌داریم که وحدت میان دولت‌های اسلامی محقق شود.

منافع اقتصادی؛ عاملی مؤثر بر رویکردهای روسیه و چین در ایران

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به مواضع روسیه و چین در قبال تحولات منطقه اظهار کرد: اما کشورهایی مانند روسیه و چین که در جنگ غزه مواضع خوبی در قبال کشور ما داشتند، همچنان بر همان موضع هستند. روس‌ها و چینی‌ها مخالفت دیرینه‌ای با بلوک غرب به رهبری آمریکا دارند و این خودش تأثیرگذار است.

مسعودی گفت: تقابلی که روسیه در اوکراین دارد و حمایت‌هایی که آمریکا از اوکراین می‌کند، در موضع روس‌ها و چینی‌ها تأثیر دارد. به همین ترتیب، آن‌ها بازار اقتصادی و سرمایه‌گذاری جذابی در ایران دارند و این را به راحتی از دست نمی‌دهند؛ اقتصاد برای روسیه و چین یکی از اولویت‌های اصلی است و تلاش کرده‌اند که از این منافع مراقبت کنند.