وقتی فرزندپروری به منبع اضطراب خانواده‌ها تبدیل می‌شود

تاریخ انتشار:

بنابر آنچه در کلام وحی آمده است والدین به‌طور فطری به فرزندان خود گرایش دارند؛ بنابراین قرآن از دلبستگی شدید و رسیدگی بیش‌ از حد به فرزند نهی می‌کند. این آموزه برای همه اعصار و قرون لازم است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به نقل از ایکنا در گذشته‌ای نه چندان دور، مسئله تربيت كودكان و رفتار با آن‌ها، دغدغه‌ای جدی محسوب نمی‌شد. والدين در مواجهه با فرزندان خود به‌صورت فطری و غريزی عمل می‌کردند و اغلب هم در اين زمينه موفق بودند يا لااقل نشانی از عدم موفقيت مشاهده نمی‌شد.

امروزه روش‌های تربيتی سنتی و فطری به كلی منسوخ شده است و بروز ناهنجاری‌های رفتاری در كودكان و پيامدهای ناگوار آن هم برای خود كودكان و هم برای خانواده و والدين آن‌ها باعث شده است كه مسئله تربيت كودک به‌عنوان يكی از پيچيده‌ترين و غامض‌ترين مسائل روزانه مطرح شود و صاحب‌نظران بسياری را به قلم‌فرسایی و تئوری‌پردازی در اين زمينه وادار كرده است.

پدر و مادر دلسوز و آگاه برای تربيت فرزندان خويش، هيچ لحظه‌ای را از بدو تولد فرزند از دست نمی‌دهند و از هر فرصتی برای مأنوس کردن آن‌ها با اصوات و مناظر خوب كمال استفاده را می‌کنند. برای همين است كه پيامبر اكرم(ص) به پيروانش دستور داده كه به محض تولد نوزاد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگويند. پيامبر(ص) می‌دانست كه نوزاد معانی عميق اذان و اقامه را درک نمی‌كند ولی از تأثير عميقی كه همين الفاظ بر سلسله اعصاب ظريف نوزاد بر جای می‌گذارد، غافل نبود. ايشان به اين نكته توجه داشتند كه اين جملات در روح و روان كودک نقش می‌بندد و او با اين كلمات مأنوس می‌شود.

از همین‌رو حجت‌الاسلام والمسلمین جواد ترکاشوند استادیار گروه روانشناسی دانشگاه ادیان و مذاهب در گفت‌وگویی مطرح کرد:

 نگاه خانواده‌های ایرانی به فرزندپروری در دو دهه اخیر چه تغییراتی کرده است؟ قرآن کریم چه الگویی درخصوص فرزندپروری ارائه می‌دهد؟

هر دوره‌ای ویژگی‌های خاص خود را در فرزندپروری دارد و معمولاً انسان‌ها در هر دوره دچار افراط و تفریط می‌شوند. برای نمونه، در دهه‌های ۵۰، ۶۰ و تا حدودی ۷۰، کودکان در کانون توجه نبودند و والدین دغدغه چندانی برای فرزندان نداشتند. به همین دلیل، تعداد فرزندان نیز بیشتر بود و تقریباً مشکلی وجود نداشت. البته مشکل در همان دهه‌ها این بود که کودکان با بی‌توجهی و کم‌اهمیتی روبه‌رو می‌شدند.

اما در دو دهه گذشته، اقبالی شگفت‌آور به مسئله فرزندپروری شکل گرفته است. اکنون خانواده‌ها به سمت بزرگ‌نمایی جایگاه فرزند و تربیت او حرکت کرده‌اند و همین بزرگ‌نمایی، عوارض زیادی برای جامعه و خانواده‌های ایرانی ایجاد کرده است. از جمله اینکه ترسی در خانواده‌ها به‌وجود آمده و باعث شده تعداد فرزندان خود را محدود کنند؛ چون به این نتیجه رسیده‌اند که فرزندپروری امری بسیار خطیر و دقیق است.

این افراط و تفریط‌ها باعث می‌شود در دوره‌ای فرزندانی بدون اعتماد‌ به‌نفس و ضعیف بار بیایند و در دوره‌ای دیگر آن‌قدر اعتماد‌ به‌نفسشان بالا برود که حتی در بزرگسالی والدین خود را به حساب نیاورند و از روی آن‌ها رد شوند. اما موضع قرآن کاملاً معتدل است. بنابر آنچه در کلام وحی آمده است والدین به‌طور فطری به فرزندان خود گرایش دارند؛ بنابراین از دلبستگی شدید و رسیدگی بیش‌ از حد به فرزند نهی می‌کند. این آموزه برای همه اعصار و قرون لازم است.

قرآن نهی می‌کند از اینکه والدین بیش‌ از حد به فرزند برسند، بیش‌ از حد به او اهمیت دهند و او را در کانون توجهات خانواده قرار دهند. از نظر بنده، اگر همین یک آموزه مورد توجه قرار گیرد، بسیاری از مشکلات خانواده‌ها و معضلات فرزندپروری حل می‌شود.

حمایت والدین از فرزندان چه زمانی به عامل آسیب‌زا تبدیل می‌شود؟

والدینی که بیش‌ از حد نگران اخلاق فرزندشان هستند، یا زیادی نگران درس او هستند، یا بیش‌ از حد نگران آینده فرزندشان هستند، متأسفانه خودشان به فرزندان آسیب می‌زنند.

یعنی این نگرانی بیش‌ از حد درباره فرزندآوری و فرزندپروری باعث می‌شود فرزند آسیب ببیند. برای نمونه، حمایت و کنترل بیش‌ از حد یکی از موارد آسیب‌زاست. حمایت تا حدودی لازم است که والدین از فرزندشان داشته باشند و باید با سیر نزولی همراه باشد. یعنی فرزند از لحظه تولد به حمایت صد درصدی نیاز دارد و تا زمانی که ازدواج می‌کند، تقریباً این حمایت باید به پایان رسیده باشد.

بعد از ازدواج نیز رسماً به‌عنوان یک فرد مستقل و یک انسان بالغ در جامعه زندگی می‌کند. اما همین نگرانی باعث می‌شود والدین وارد فضای کنترل‌گری شوند، هر چیزی را آسیب تلقی کنند، کودک را بیش‌ از حد محدود کنند و او را همگون و بی‌هویت بار بیاورند و این خود آسیب بزرگی برای آینده کودک است.

فرزندانی که حتی در بزرگسالی متکی به والدین خود هستند، قاعدتاً نمی‌توانند ازدواج خوبی داشته باشند؛ چون با همسرشان مشکل پیدا می‌کنند. همچنین نمی‌توانند والد خوبی باشند؛ چون خودشان هنوز کودک‌اند و متکی هستند. وقتی ده‌ها عنوان کتاب، نکته و روش درباره فرزندپروری تولید می‌شود، طبیعی است که والدین این امر را خطیر بدانند یا کلاً از فرزنددار شدن انصراف دهند، یا اگر فرزنددار شدند به یک فرزند اکتفا کنند تا بتوانند تربیتش کنند. هر دوی این‌ها غلط است.

اگر ما کمی عادی‌تر با مسئله فرزندپروری و فرزندآوری مواجه شویم، اوضاع بسیار بهتر می‌شود. درواقع امروز یک مسئله کاملاً فطری و غریزی، یعنی فرزنددار شدن و رشد فرزند، به یک بحران و دغدغه بزرگ تبدیل شده است و خودش یک آسیب است.

آیا آموزش‌های رایج فرزندپروری توانسته‌اند به بهبود وضعیت تربیت فرزندان در خانواده‌های ایرانی کمک کنند؟

اگر رسانه‌ها به‌جای پرداختن به جزئیات، به این مسئله بپردازند که اساساً آیا فرزندپروری به این معنایی که امروزه مطرح شده وجود دارد یا خیر، بسیار بهتر است. فرزند شما اگر در یک خانواده معمولی بزرگ شود، به‌طور طبیعی آموزش خاصی نیاز ندارد؛ چون پدر و مادر فرزندشان را دوست دارند و نگران سلامتی، اخلاق و ادبش هستند.

ما می‌توانیم چند اصل کلی در مورد فرزندپروری داشته باشیم یعنی فرزند باید هم مورد توقع والدین باشد، هم مورد پاسخگویی و هم محترم باشد. اگر همین سه اصل را داشته باشیم، فرزندپروری متناسب و خوبی خواهیم داشت و تقریباً می‌توان گفت چیز دیگری نیاز نیست.

نکته بعدی این است که بسیاری از نکات، ظرایف و اصولی که مطرح می‌شود، برای خانواده‌ها قابل اجرا نیست. وقتی می‌خواهی جزئیات فرزندپروری را برای یک مادر نگران یا یک مادر بی‌خیال مطرح کنی، تنها به او می‌گویی که اوضاع خیلی خراب است و تو خیلی عقب هستی و همین، به او اضطراب می‌دهد. این امر باعث می‌شود که فرزندان بعدی را نخواهد داشته باشد.

اساساً غالب والدین نمی‌توانند این نکات و ظرایفی که در کتاب‌ها و مقالات مطرح می‌شود را اجرا کنند؛ به‌طور نمونه، در فلان موقعیت اگر بچه این حرف را گفت، شما به او چه بگویید. تقریباً می‌توانم بگویم والدین توان این‌گونه برخورد کردن را ندارند. والدین همان‌هایی هستند و فرزندشان هم همان کسی خواهد شد که آن‌ها هستند و این آموزش‌ها واقعاً تأثیرش محدود است و نمی‌تواند در میان والدین گسترش پیدا کند.

بنابراین، در این یکی دو دهه که فرزندپروری بیش‌ از حد مهم و بزرگ‌نمایی شده و به سبک اروپایی در ایران اجرا می‌شود، اضطراب والدین بیشتر شده، اما وضعیت فرزندپروری بهتر نشده است.