به همت معاونت پژوهشی بررسی شد؛

تحلیل نهادی تطبیقی دین و ورزش: ساختار، کارکرد و مشروعیت

تاریخ انتشار:

دین و ورزش؛ دو نهاد اجتماعی با کارکردهای مشترک و منطق‌های متفاوت است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهش دانشگاه ادیان و مذاهب و با همکاری دانشکده علوم اجتماعی نشست علمی «تحلیل نهادی تطبیقی دین و ورزش: ساختار، کارکرد و مشروعیت» با حضور رضا جهانفر، سیدعلی‌محمد رضوی و سیدحامد حسینیان و دبیری سیدرضا سجادی‌نژاد به صورت مجازی در دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.

سخنرانان در این نشست، با بررسی جایگاه اجتماعی دین و ورزش، از نقش این دو نهاد در هویت‌سازی، انتقال ارزش‌ها، ایجاد همبستگی و کسب مشروعیت سخن گفتند. در حالی که جهانفر بر افزایش اثرگذاری راهبردی ورزش و امکان تعامل آن با نهاد دین تأکید کرد، رضوی با تفکیک منابع مشروعیت این دو نهاد، بر ضرورت مطالعه نسبت نهادی آن‌ها تأکید داشت و حسینیان از منظر جامعه‌شناسی انتقادی، تجاری‌شدن ورزش و پیامدهای قدرت اقتصادی در ساختار ورزش مدرن را به بحث گذاشت.

 ورزش دیگر صرفاً فعالیت بدنی نیست

در ابتدای این نشست، دکترسیدرضا سجادی‌نژاد، دبیر جلسه، با معرفی موضوع و سخنرانان، بر اهمیت مطالعه نسبت میان نهاد دین و نهاد ورزش تأکید کرد. به گفته او، ورزش و دین دو حوزه مهم اجتماعی‌اند که مقایسه آن‌ها می‌تواند برای پژوهشگران علوم اجتماعی و دانشجویان رشته‌های مرتبط، زمینه‌های تازه‌ای برای پژوهش فراهم کند.

سجادی‌نژاد با اشاره به گستردگی نهاد دین و ظهور و گسترش نهادهای اجتماعی مدرن، این پرسش را مطرح کرد که آیا ورزش را باید رقیب نهاد دین دانست یا می‌توان از الگوهای متفاوت تعامل میان این دو سخن گفت. او ابراز امیدواری کرد که بحث‌های نشست، زمینه تدوین پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاهی و شکل‌گیری مطالعات کاربردی‌تر در این حوزه را فراهم کند.

 رضا جهانفر: ورزش به نهادی اجتماعی و اثرگذار تبدیل شده است

دکتر رضا جهانفر، پژوهشگر پسادکتری دانشگاه تربیت مدرس و متخصص جامعه‌شناسی ورزش، سخنان خود را با طرح موضوع «تحلیل نهادی تطبیقی دین و ورزش از منظر ساختار، کارکرد و مشروعیت» آغاز کرد. او برای تبیین اهمیت این بحث، ابتدا بر ضرورت شناخت محیط تصمیم‌گیری و توجه به تحولات آینده تأکید کرد و گفت که تصمیم‌سازی مؤثر، چه در سطح سازمان و چه در سطح حکمرانی، به شناخت مسائل، مدیریت دانش، توجه به فشارهای فناوری و آینده‌پژوهی نیاز دارد.

جهانفر در ادامه، میان ورزش، تربیت بدنی و آمادگی جسمانی تمایز گذاشت. از نظر او، ورزش برخلاف فعالیت بدنی به معنای عام، در چارچوبی از قواعد، مقررات، زمان و مکان مشخص و گاه استانداردهای بین‌المللی سازمان می‌یابد. همین ویژگی‌ها امکان بررسی ورزش را به‌مثابه یک نهاد اجتماعی فراهم می‌کند.

او نهاد اجتماعی را نظامی سازمان‌یافته از روابط اجتماعی دانست که ارزش‌ها و رویه‌های عمومی را تثبیت می‌کند و به تأمین نیازهای جامعه می‌پردازد. از این منظر، پرسش اصلی فقط این نیست که افراد چرا ورزش می‌کنند، بلکه باید بررسی کرد که ورزش چگونه بر ساختار قدرت، هویت اجتماعی، روابط جمعی و شیوه‌های حکمرانی اثر می‌گذارد.

 از نهادهای سنتی تا نهادهای اجتماعی مدرن

جهانفر با اشاره به تغییرات گسترده اجتماعی و فرهنگی، ورزش، هنر، علم و فناوری را از جمله نهادهایی دانست که اثرگذاری آن‌ها در جهان معاصر رو به افزایش است. به اعتقاد او، این تحولات می‌توانند جایگاه نهادهای سنتی، از جمله دین، خانواده و آموزش را نیز تحت تأثیر قرار دهند.

او برای توضیح این موضوع به دیدگاه‌های شماری از نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی اشاره کرد. در روایت او از اندیشه امیل دورکیم، ورزش می‌تواند واجد پیام‌های اجتماعی قدرتمند باشد و برخی از ویژگی‌های آیین‌های جمعی را بازتولید کند. همچنین با ارجاع به ماکس وبر، بر اهمیت سازمان‌یافتگی عقلانی، قواعد رسمی و سلسله‌مراتب در ورزش مدرن تأکید کرد.

جهانفر با اشاره به نوربرت الیاس، ورزش را یکی از عرصه‌های مهم برای مطالعه جامعه و تنظیم اجتماعی خشونت دانست. از این منظر، رقابت ورزشی می‌تواند به‌جای انتقال مستقیم تعارض‌ها به عرصه خشونت، امکان بروز و مدیریت نمادین آن‌ها را فراهم کند؛ هرچند این ظرفیت لزوماً در همه موقعیت‌ها تحقق نمی‌یابد.

او همچنین ورزش را عاملی برای تقویت سرمایه اجتماعی معرفی کرد و گفت مسابقات ورزشی، در صورت برخورداری از شرایط مناسب، می‌توانند زمینه مشارکت، اعتماد و احساس تعلق جمعی را فراهم کنند. به اعتقاد او، ورزش در کنار کارکردهای سلامت و سرگرمی، در بسیج اجتماعی، شکل‌گیری گروه‌های مرجع، هویت‌یابی جوانان و حتی روابط میان ملت‌ها نیز نقش دارد.

 دین و ورزش؛ از جنگ و صلح تا هویت اجتماعی

جهانفر برای توضیح تغییرات تاریخی ورزش، به پیوند برخی رشته‌های ورزشی با مهارت‌های جنگی اشاره کرد. به گفته او، شمشیربازی، تیراندازی، سوارکاری و برخی ورزش‌های رزمی در گذشته با آمادگی نظامی ارتباط داشته‌اند؛ اما ورزش در دوره‌های بعد، به‌ویژه با گسترش رقابت‌های بین‌المللی، ظرفیت‌هایی برای دیپلماسی و تعامل میان ملت‌ها نیز پیدا کرده است.

او دیپلماسی ورزشی را نمونه‌ای از اثرگذاری ورزش بر روابط بین‌الملل دانست و یادآور شد که رقابت‌های ورزشی گاه می‌توانند در کاهش تنش‌ها یا تقویت احساسات ملی نقش داشته باشند. در عین حال، این ظرفیت به چگونگی سازمان‌دهی ورزش و نحوه استفاده بازیگران سیاسی و اجتماعی از آن وابسته است.

جهانفر در بخش دیگری از سخنان خود، به نسبت دین اسلام و فعالیت‌های بدنی پرداخت. او با اشاره به تأکید منابع اسلامی بر سلامت جسم، قدرت، آمادگی و مهارت‌های بدنی، از تیراندازی، شنا و سوارکاری به‌عنوان نمونه‌هایی از فعالیت‌های مورد توجه در سنت اسلامی نام برد. وی همچنین به روایت‌های دینی درباره اهمیت این مهارت‌ها و نمونه‌هایی از بازتاب ورزش در تاریخ تمدن اسلامی، از جمله دوره صفویه، اشاره کرد.

او در جمع‌بندی این بخش تأکید کرد که رابطه دین و ورزش در جوامع مختلف یکسان نیست. در برخی جوامع، دین در سازمان‌دهی و معنا‌بخشی به ورزش حضور پررنگ‌تری دارد؛ در برخی دیگر، ورزش بیشتر نهادی مستقل و سکولار است و دین عمدتاً در سطح ارزش‌ها و هویت‌های فردی و جمعی حضور پیدا می‌کند.

 چهار الگوی ارتباط میان دین و ورزش

جهانفر برای تحلیل رابطه این دو نهاد، چهار الگو را از یکدیگر متمایز کرد: تفکیک نهادی: دین و ورزش دو حوزه مستقل‌اند و ارتباط سازمان‌یافته‌ای میان آن‌ها برقرار نیست. تعامل نهادی: دو نهاد از طریق ارزش‌ها، کنشگران یا فعالیت‌های مشترک با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. هم‌پوشانی نهادی: عناصر دینی به‌صورت سازمان‌یافته در سیاست‌گذاری یا فعالیت‌های ورزشی حضور دارند. تقابل نهادی: کنشگران و ارزش‌های دو حوزه در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و زمینه تعارض فراهم می‌شود.

او الگوی تقابل را نامطلوب دانست و بر ظرفیت تعامل و هم‌پوشانی تأکید کرد. به‌عنوان نمونه، از فعالیت‌های ورزشی در مسجد یاد کرد که می‌توانند میان فضای دینی و نیازهای ورزشی جوانان پیوند برقرار کنند.

از نظر جهانفر، با افزایش اثرگذاری نهادهای مدرن و رسانه‌ها، کنشگران دینی برای حفظ ارتباط با نسل‌های جدید باید تحولات فرهنگی و ابزارهای ارتباطی را جدی بگیرند. او در این زمینه به نقش ورزشکاران به‌عنوان گروه‌های مرجع اشاره کرد و گفت چهره‌های ورزشی ممکن است در جذب نوجوانان و جوانان و انتقال ارزش‌ها، تأثیری متفاوت از کنشگران سنتی داشته باشند.

 سیدعلی‌محمد رضوی: مشروعیت دین و ورزش از منابع یکسانی سرچشمه نمی‌گیرد

سیدعلی‌محمد رضوی، استاد مدعو دانشگاه ادیان و مذاهب و جامعه‌شناس، بحث خود را با تأکید بر ضرورت روشن‌کردن مفهوم «نهاد» آغاز کرد. او میان نهاد اجتماعی و سازمان تمایز گذاشت و توضیح داد که وزارت ورزش یا فدراسیون فوتبال را می‌توان سازمان دانست، در حالی که نهاد اجتماعی مفهومی گسترده‌تر است و مجموعه‌ای از قواعد، ارزش‌ها، نقش‌ها و معانی را در بر می‌گیرد.

به گفته رضوی، دین در سطح کلان یک نهاد اجتماعی است و ورزش مدرن نیز، با توجه به سازمان‌یافتگی و گسترش روابط و قواعد آن، قابلیت بررسی به‌عنوان نهادی اجتماعی را دارد. او برای توضیح ابعاد نهادی، به دیدگاه‌هایی در سنت جامعه‌شناسی، از جمله آثار وبر، پارسونز، برگر و لاکمن و دورکیم اشاره کرد.

 ساختار، قواعد و کارکردهای نهاد دین

رضوی برای تحلیل دین به‌مثابه نهاد اجتماعی، سه سطح را از یکدیگر تفکیک کرد: ساختار، قواعد و کارکردها. در سطح ساختار، دین شامل نهادهای دینی، متخصصان دینی، روحانیت، سازمان‌ها، جماعت‌ها و شبکه‌های ارتباطی است؛ اما به اعتقاد او، ساختار دین را نمی‌توان به ساختار سازمانی محدود کرد، زیرا دین از ساختاری معنایی و هنجاری نیز برخوردار است. در سطح قواعد، دین مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها، فضائل و رذائل، تکالیف، مناسک، ممنوعیت‌ها و احکام را در بر می‌گیرد که رفتار انسان‌ها را تنظیم می‌کنند.

رضوی سپس کارکردهای دین را در سطوح مختلف توضیح داد: معنا‌بخشی و هویت‌بخشی در سطح فردی، ایجاد انسجام و اعتماد در سطح اجتماعی، انتقال ارزش‌ها در سطح فرهنگی و نقش‌آفرینی در مشروعیت‌بخشی و بسیج اجتماعی در سطح سیاسی. او همچنین با تأکید بر سطح نمادین، به نقش دین در تولید و بازتولید معنا و هویت جمعی اشاره کرد و در این زمینه از کتاب «صور ابتدایی حیات دینی» اثر امیل دورکیم یاد کرد.

 ورزش مدرن؛ شبکه‌ای چندلایه از سازمان‌ها و کنشگران

رضوی با استفاده از همین چارچوب تحلیلی، ورزش مدرن را بررسی کرد. به گفته او، ورزش معاصر تنها مجموعه‌ای از فعالیت‌های بدنی نیست، بلکه شبکه‌ای چندلایه از باشگاه‌ها، فدراسیون‌ها، لیگ‌ها، داوران، مربیان، ورزشکاران، هواداران، رسانه‌ها، حامیان مالی، بازار و نهادهای بین‌المللی را شامل می‌شود.

او برای ورزش نیز کارکردهای گوناگونی برشمرد: کارکرد جسمانی و ارتقای سلامت، کارکرد اجتماعی از طریق تعامل و همکاری، کارکرد هویتی در قالب تعلق به تیم‌ها و گروه‌ها، کارکرد فرهنگی از طریق ارزش‌هایی مانند انضباط و تلاش و کارکرد اقتصادی و سیاسی از طریق صنعت سرگرمی، تبلیغات، گردش مالی، هویت ملی و دیپلماسی.

از این منظر، رضوی تأکید کرد که ورزش مدرن را نمی‌توان صرفاً یک بازی یا فعالیت بدنی تلقی کرد؛ همان‌گونه که دین نیز به عبادت و مناسک فردی محدود نمی‌شود.

 نظم، کارآمدی و مشروعیت؛ سه مفهوم متفاوت

یکی از محورهای اصلی سخنان رضوی، تفکیک میان نظم، کارآمدی و مشروعیت بود. او توضیح داد که وجود قواعد و تحقق نظم، به‌خودی‌خود به معنای مشروعیت یک نهاد نیست. ممکن است نهادی بتواند رفتارها را منظم کند، اما پذیرش اجتماعی اقتدار و قواعد آن همچنان محل پرسش باشد.

به گفته او، در بحث نظم می‌پرسیم آیا قواعد رعایت می‌شوند؛ در بحث کارآمدی بررسی می‌کنیم که آیا نهاد به اهداف خود می‌رسد؛ اما در بحث مشروعیت، پرسش اصلی این است که آیا کنشگران، قواعد و اقتدار آن نهاد را موجه و پذیرفتنی می‌دانند.

رضوی در ادامه، منابع مشروعیت دین و ورزش را متفاوت دانست. در نهاد دین، امر قدسی، وحی، سنت و مرجعیت دینی می‌توانند از منابع مشروعیت باشند؛ در حالی که در ورزش، قانون، تخصص، عملکرد و پذیرش اجتماعی اهمیت دارند.

او برای توضیح این تمایز، به نقش داور در یک مسابقه ورزشی اشاره کرد. اقتدار داور صرفاً از ویژگی‌های شخصی او ناشی نمی‌شود، بلکه به نقش نهادمند داوری و پذیرش قواعدی وابسته است که به او اجازه تصمیم‌گیری می‌دهد.

 آیا ورزش دینی می‌شود یا دین ورزشی؟

رضوی با طرح این پرسش که «آیا دین ورزشی می‌شود یا ورزش دینی؟»، به بررسی امکان تأثیرگذاری متقابل دو نهاد پرداخت. به اعتقاد او، دین می‌تواند از طریق ارزش‌های اخلاقی، قواعد رفتاری، پوشش، مناسک و تعریف‌هایی مانند جوانمردی بر ورزش اثر بگذارد. در مقابل، ورزش نیز می‌تواند بر تجربه دینی، هویت جمعی، مناسک و احساس تعلق اجتماعی تأثیرگذار باشد.

او با اشاره به مفهوم «دین مدنی» در اندیشه رابرت بلا، امکان مطالعه شباهت‌های میان مناسک دینی و برخی آیین‌های ورزشی را مطرح کرد. پرچم‌ها، سرودها، لباس‌های تیمی، تشویق جمعی و آیین‌های پیروزی یا سوگواری پس از شکست، از جمله نمونه‌هایی بودند که رضوی برای توضیح این شباهت‌ها برشمرد.

با این حال، او هشدار داد که شباهت کارکردی میان مناسک دینی و ورزشی به معنای یکسان‌بودن این دو نیست و نباید از وجود آیین‌های ورزشی نتیجه گرفت که ورزش جایگزین دین شده است.

رضوی در جمع‌بندی سخنان خود گفت که دین و ورزش، با وجود برخورداری از منطق نهادی متفاوت، در تولید هویت، هنجارگذاری و مشروعیت‌بخشی با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. از نظر او، مسئله اصلی صرفاً حضور دین در ورزش یا ورزش در دین نیست، بلکه باید بررسی کرد که این رابطه چگونه نهادمند می‌شود، چه کسانی قواعد آن را تعیین و اجرا می‌کنند و این قواعد چه نوع روابط انسانی و اجتماعی را بازتولید می‌کنند.

 سیدحامد حسینیان: ورزش مدرن در معرض کالایی‌شدن و بحران مشروعیت است

سیدحامد حسینیان، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهب، ضمن تأکید بر تفاوت نهاد دین و ورزش، بر برخی شباهت‌های ساختاری و کارکردی آن‌ها انگشت گذاشت. او گفت که هدف از مقایسه این دو نهاد، یکسان‌انگاری آن‌ها نیست؛ بلکه باید هم‌عرضی برخی کارکردها و سازوکارهای نهادی آن‌ها را بررسی کرد.

حسینیان با اشاره به نظم و قواعد حاکم بر دین و ورزش، از انضباط بدنی، سلسله‌مراتب و مناسک جمعی به‌عنوان وجوه قابل مقایسه یاد کرد. به اعتقاد او، بدن ورزشکار حامل قواعد نهادی است و انضباط جسمانی و ذهنی در ورزش، در کنار ارزش‌هایی مانند تلاش، وفاداری و کار تیمی، بخشی از هویت ورزشی را شکل می‌دهد.

او همچنین با اشاره به مفهوم «غلیان جمعی» در جامعه‌شناسی دین، توضیح داد که مناسک جمعی می‌توانند احساس تعلق را تقویت کنند و هویتی مشترک بسازند. در ورزشگاه نیز، همانند برخی مناسک دینی، افراد با پیشینه‌ها و موقعیت‌های اجتماعی متفاوت در یک تجربه جمعی مشارکت می‌کنند و ممکن است احساس تعلقی فراتر از تفاوت‌های فردی خود پیدا کنند.

 فتوت و پهلوانی؛ پیوند اخلاق و بدن در سنت ایرانی

حسینیان در تحلیل نسبت دین و ورزش در جامعه ایران، به سنت فتوت و پهلوانی پرداخت. به گفته او، در تاریخ اجتماعی ایران، ورزش سنتی در مواردی با تشیع، تصوف و آیین‌های جوانمردی پیوند خورده است. در این سنت، برتری صرفاً با غلبه بر حریف تعریف نمی‌شود، بلکه اخلاق و فضیلت نیز در ارزیابی پهلوان اهمیت دارند.

او برای توضیح این موضوع به زورخانه و شخصیت‌هایی چون پوریای ولی و غلامرضا تختی اشاره کرد و گفت که در الگوی پهلوانی، بدن و توانایی جسمانی می‌توانند در خدمت فضیلت اخلاقی قرار گیرند. از این منظر، ورزش ظرفیت آن را دارد که فراتر از رقابت، حامل ارزش‌هایی چون جوانمردی، مسئولیت‌پذیری و احترام به دیگری باشد.

 مناسک ورزشی؛ همبستگی یا طرد دیگری؟

حسینیان در عین اشاره به کارکردهای مثبت مناسک، بر پیامدهای منفی احتمالی آن‌ها نیز تأکید کرد. به اعتقاد او، مناسک جمعی همیشه به همبستگی فراگیر منتهی نمی‌شوند و گاه می‌توانند به مرزبندی شدید میان «ما» و «دیگران» بینجامند.

او با اشاره به برخی قرائت‌های خشونت‌گرایانه از دین و نیز پدیده‌هایی مانند خشونت هواداری در ورزش، توضیح داد که مناسک در صورت فاصله‌گرفتن از کارکرد اخلاقی خود ممکن است به تعصب، طرد اجتماعی و آسیب‌زدن به دیگری منجر شوند. از نظر او، ارزیابی نهادهای دینی و ورزشی باید هم ظرفیت همبستگی‌آفرینی آن‌ها و هم امکان تبدیل‌شدنشان به ابزار یکپارچه‌گرایی را در نظر بگیرد.

 نقد سرمایه‌محوری در ورزش مدرن

بخش انتقادی سخنان حسینیان به تجاری‌شدن ورزش مدرن اختصاص داشت. او این پرسش را مطرح کرد که آیا ورزش حرفه‌ای، در ساختار کنونی خود، همچنان در خدمت رقابت سالم، همبستگی اجتماعی و پرورش فضیلت است یا در مواردی به ابزاری برای کسب سود و تثبیت قدرت اقتصادی تبدیل شده است.

حسینیان با اشاره به نقش سرمایه‌گذاران، صاحبان منافع اقتصادی و نهادهای بین‌المللی ورزشی، استدلال کرد که ورزش مدرن را نباید نهادی کاملاً بی‌طرف تلقی کرد. از نظر او، قواعد و تصمیم‌های سازمان‌های ورزشی نیز می‌توانند موضوع بررسی انتقادی از منظر قدرت، پاسخ‌گویی و مشروعیت باشند.

او همچنین به فناوری کمک‌داور ویدئویی (VAR) اشاره کرد و این پرسش را پیش کشید که آیا اتکای فزاینده به فناوری، همواره به شفافیت و عدالت بیشتر منجر می‌شود یا ممکن است در برخی موقعیت‌ها، قضاوت انسانی را به حاشیه ببرد و نوعی اعتماد بیش از اندازه به تصمیم‌های فنی ایجاد کند.

حسینیان در بخش دیگری از سخنانش، ورزش حرفه‌ای را با اقتصاد سرمایه‌داری و تبدیل سرمایه نمادین به سرمایه اقتصادی مرتبط دانست. به اعتقاد او، شهرت ورزشکاران و تعلق هواداران می‌تواند به دارایی اقتصادی تبدیل شود؛ در نتیجه، ممکن است احساس تعلق جمعی به کالایی برای فروش بدل شود.

او با طرح این پرسش که آیا نهاد ورزش در برخی موقعیت‌ها به بازتولید منافع گروه‌های اقتصادی قدرتمند کمک می‌کند، خواستار توجه بیشتر جامعه‌شناسان به مناسبات قدرت در ورزش شد. حسینیان تأکید کرد که نقد ورزش مدرن نباید به معنای نادیده‌گرفتن ظرفیت‌های مثبت آن باشد، بلکه باید زمینه‌های حفظ اخلاق، فضیلت و مسئولیت اجتماعی در ساختارهای ورزشی را نیز بررسی کند.

 پرسش‌وپاسخ؛ اعتراض به فوتبال مدرن و توزیع نابرابر منابع

در بخش پرسش‌وپاسخ، حسینیان از جهانفر پرسید که آیا اعتراض‌های مطرح‌شده در برخی ورزشگاه‌ها علیه «فوتبال مدرن» را می‌توان نوعی اصلاح‌طلبی در ساختار ورزش دانست؛ اعتراضی که هدف آن مقابله با تجاری‌شدن و کالایی‌شدن فوتبال است.

جهانفر در پاسخ، ابتدا بر ضرورت تفکیک انواع ورزش تأکید کرد و میان ورزش همگانی، قهرمانی، حرفه‌ای و تربیتی تمایز گذاشت. او گفت که در ایران، به اعتقاد منتقدان ساختار موجود، بخش قابل‌توجهی از منابع و توجه عمومی به ورزش قهرمانی، به‌ویژه فوتبال، اختصاص می‌یابد؛ در حالی که ورزش تربیتی و همگانی می‌توانند در رشد اجتماعی، تقویت کار تیمی و پیشگیری از برخی آسیب‌های اجتماعی نقش داشته باشند.

او با اشاره به تنوع مشاغل مرتبط با ورزش، از مربیان و ورزشکاران تا روزنامه‌نگاران، تحلیلگران و عکاسان ورزشی، بر ضرورت توجه به مسائل حرفه‌ای و معیشتی فعالان این حوزه تأکید کرد. به گفته جهانفر، مشکلات بیمه‌ای و وضعیت اقتصادی برخی ورزشکاران، در کنار تفاوت میزان توجه به رشته‌های مختلف، از جمله موضوعاتی است که باید در سیاست‌گذاری ورزشی مورد توجه قرار گیرد.

جهانفر همچنین به نارضایتی برخی ورزشکاران از وضعیت موجود و افزایش مطالبه‌گری در میان کنشگران ورزشی اشاره کرد. او معتقد بود که نقد توزیع منابع و نفوذ گروه‌های ذی‌نفع در ورزش، موضوعی قابل بررسی است و اصلاح ساختارهای حکمرانی ورزش می‌تواند در آینده اهمیت بیشتری پیدا کند.

 حامد محمدی: ورزش حرفه‌ای و تبدیل سرمایه نمادین به سرمایه اقتصادی

حامد محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، نیز در ادامه بحث با اشاره به ارتباط ورزش حرفه‌ای با اقتصاد جهانی، توضیح داد که برجسته‌شدن برخی رشته‌ها، به‌ویژه فوتبال، با قابلیت آن‌ها در تولید سرمایه نمادین و تبدیل این سرمایه به منافع اقتصادی ارتباط دارد.

او برای توضیح این موضوع به سرمایه‌گذاری‌های ورزشی در عربستان سعودی و جذب چهره‌هایی مانند کریستیانو رونالدو اشاره کرد و گفت که حضور ستاره‌های جهانی می‌تواند دامنه مخاطبان بین‌المللی باشگاه‌ها را گسترش دهد و ظرفیت‌های اقتصادی تازه‌ای ایجاد کند.

محمدی با تأکید بر پیچیدگی رابطه ورزش حرفه‌ای و اقتصاد کلان، پیشنهاد کرد که موضوع دین و ورزش در نشست‌های بیشتری بررسی شود. او با توجه به زمینه‌های میان‌رشته‌ای این موضوع، امکان همکاری با انجمن‌های تخصصی و بهره‌گیری از نتایج پژوهش‌ها در نهادهای ورزشی را نیز مطرح کرد.

 جمع‌بندی: ضرورت گسترش مطالعات میان‌رشته‌ای دین و ورزش

سیدرضا سجادی‌نژاد در جمع‌بندی نشست، با اشاره به تفاوت موضوع و گستره فعالیت نهاد دین و نهاد ورزش، یادآور شد که دین از گستره‌ای جهانی برخوردار است، در حالی که ورزش مدرن در بسیاری از صورت‌های سازمان‌یافته خود با دولت‌ها، ملت‌ها و زمینه‌های جغرافیایی پیوند دارد. او تأکید کرد که بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو نهاد می‌تواند دریچه‌های تازه‌ای به روی دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی بگشاید.

سجادی‌نژاد همچنین با استقبال از پیشنهاد حامد محمدی برای ادامه نشست‌ها، گفت که دین و ورزش موضوعاتی کاربردی‌اند که می‌توانند برای پژوهشگران، روزنامه‌نگاران و سیاست‌گذاران نیز اهمیت داشته باشند. او ابراز امیدواری کرد که این نشست، زمینه‌ساز گفت‌وگوهای تکمیلی و مطالعات گسترده‌تر در این حوزه شود.

در پایان، سخنرانان بر ارزش ادامه بحث و گسترش مطالعات میان‌رشته‌ای تأکید کردند. آنچه از مجموع دیدگاه‌های مطرح‌شده در این نشست برمی‌آید، این است که دین و ورزش را نمی‌توان صرفاً دو حوزه جدا از یکدیگر یا دو نهاد کاملاً مشابه دانست. این دو، با وجود تفاوت در منابع مشروعیت و منطق نهادی، در عرصه‌هایی مانند هویت‌سازی، انتقال ارزش‌ها، مناسک جمعی و همبستگی اجتماعی با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. در عین حال، بررسی انتقادی مناسبات قدرت، تجاری‌شدن ورزش و امکان طرد اجتماعی نشان می‌دهد که آثار این تعامل به شیوه سازمان‌یابی و قواعد حاکم بر هر دو نهاد وابسته است.

مطالب مشابه