حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب؛

آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی؛ انسانی روشن‌اندیش با ذهنی باز و جوّال بود

تاریخ انتشار:

در میان بزرگان حوزه علمیه قم، کمتر کسی از نسل ما و نسل‌های کمی پیش از ما، به‌ویژه بزرگانی که امروز در حدود هشتاد سال سن دارند، پیدا می‌شود که از محضر علمی آیت‌الله شبیری زنجانی بهره نبرده باشد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجت‌الاسلام‌ و المسلمین سید ابوالحسن نواب، مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب و از شاگردان و نزدیکان مرحوم آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی، در گفت‌وگویی به تبیین جایگاه علمی، اخلاقی و معنوی ایشان پرداخت و از فضائل و ویژگی‌های برجسته آن عالم فرزانه سخن گفت.

حجت الاسلام و المسلمین نواب تشریح کرد: وقتی در سال ۱۳۵۱ وارد مدرسهٔ حقانی شدیم، آیت‌الله زنجانی نزدیک‌ترین منزل را به مدرسه داشتند؛ به‌گونه‌ای که خانهٔ ایشان دقیقاً در مجاورت مدرسه و اولین خانه در کنار آن بود. آقازادهٔ ایشان، آقا سید محمد، که فرزند ارشدشان بودند، نیز همکلاس ما در مدرسه بودند. از همان سال ۱۳۵۱ با ایشان آشنا شدیم و این آشنایی برای ما افتخار بزرگی بود. توفیق داشتیم خدمت ایشان برسیم، دست‌بوسی کنیم و از محضرشان استفاده ببریم. ایشان در مدرسه نیز نماز جماعت اقامه می‌کردند و از همان زمان ارتباط و آشنایی ما با ایشان شکل گرفت.

وی گفت: این ارتباط در طول سال‌ها، در حد احوال‌پرسی و دیدارهای گاه‌به‌گاه، ادامه داشت تا اینکه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی توفیق پیدا کردیم در درس خارج ایشان شرکت کنیم. پس از آن نیز در جلسات و مباحث علمی ایشان حضور داشتیم. شاید یکی از شاگردانی که بیشترین زمان را در محضر ایشان می‌گذراند و به تعبیر خودم، بیش از همه مزاحم اوقات ایشان می‌شد، من بودم. تا سال ۱۳۶۸ که در قم حضور داشتم، مرتب در خدمت ایشان بودم.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: پس از اینکه به تهران رفتیم نیز ایشان لطف کردند و یک درس آخر هفته برای ما آغاز کردند. من چندین سال در آن درس شرکت می‌کردم و از محضرشان بهره می‌بردم. به همین دلیل، ارتباط شخصی و عاطفی ما با ایشان بسیار فراتر از یک رابطهٔ معمول استاد و شاگردی بود و پیوندی عمیق و صمیمانه میان ما شکل گرفته بود.

وی افزود: در سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸، من رئیس دانشکدهٔ سپاه بودم و به‌طور مرتب بین قم و تهران رفت‌وآمد می‌کردم. هر زمان که آیت‌الله زنجانی قصد داشتند به تهران تشریف ببرند، این افتخار نصیب من می‌شد که شخصاً رانندگی ایشان را بر عهده بگیرم. ایشان به منزل اخوی مرحومشان، حاج‌آقا ابراهیم، زیاد رفت‌وآمد داشتند و من نیز در بسیاری از این سفرها ایشان را می‌بردم و بازمی‌گرداندم. این همراهی‌ها فقط به مسیر تهران و قم محدود نمی‌شد. توفیق داشتم ایشان را به اصفهان، مازندران و شهرهای دیگر نیز همراهی کنم. سفرهای متعددی با ایشان داشتیم و از محضرشان استفاده می‌کردیم؛ اما رفت‌وآمد تهران و قم به‌صورت منظم و مستمر انجام می‌شد و بخش مهمی از خاطرات آن سال‌های من را تشکیل می‌دهد. با آقازادهٔ مکرم ایشان نیز، حسب مورد، در رفت‌وآمدها و برنامه‌های مختلف همراه بودیم و ارتباط نزدیکی داشتیم.

حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب افزود: حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی، با بسیاری از علما و بزرگان کشور ارتباط گسترده‌ای داشتند. با علمای مازندران، اصفهان و دیگر مناطق کشور ارتباط داشتند و با بسیاری از آنان آشنا و مرتبط بودند. همین آشنایی و گستردگی ارتباطات موجب می‌شد که ما نیز به واسطهٔ ایشان با بسیاری از این بزرگان و علما آشنا شویم و از این طریق، دامنهٔ ارتباطات علمی و حوزوی ما نیز گسترش پیدا کند.

وی گفت: آیت‌الله شبیری زنجانی از همان دوران جوانی در شمار چهره‌های برجستهٔ علمی حوزه قرار گرفته بودند. تقریباً در ۳۵ سالگی به عنوان یکی از رجال و شخصیت‌های علمی شناخته شده بودند و نامشان در میان اهل علم مطرح بود. در نوشته‌ها و کتاب‌های پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله سید احمد زنجانی، نیز از ایشان با تعابیر بسیار بلندی یاد شده است. ایشان دربارهٔ فرزند ارشد خود، حاج‌آقا سید موسی زنجانی، نوشته‌اند که «فرزند ارشد من که بحمدالله از مفاخر علم است».

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: حاج‌آقا سید موسی زنجانی از همان سال‌های جوانی، به‌ویژه از حدود ۳۵ سالگی، به‌تدریج به چهره‌ای شناخته‌شده و مورد توجه در میان اهل علم تبدیل شدند و این شهرت علمی در دهه‌های بعد نیز استمرار پیدا کرد. ایشان، افزون بر اینکه فرزند مرحوم آیت‌الله سید احمد زنجانی بودند، به واسطهٔ جایگاه علمی، شخصیت اخلاقی و ارتباط گسترده با علما و فضلای حوزه، خود نیز به عنوان یکی از شخصیت‌های برجسته و شناخته‌شدهٔ حوزه مطرح شدند.

حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب تصریح کرد: برای من، آشنایی با ایشان که از سال ۱۳۵۱ آغاز و به‌تدریج از یک آشنایی ساده به یک ارتباط عمیق علمی، معنوی و عاطفی تبدیل شد؛ ارتباطی که سال‌ها ادامه پیدا کرد و خاطرات فراوانی از دوران تحصیل، سفرها، جلسات درس و نشست‌های صمیمانه با ایشان برای من به یادگار گذاشت.

وی گفت: در درس مرحوم آیت‌الله العظمی داماد، شخصیت‌های بزرگی از جمله آیت الله العظمی شبیری زنجانی، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، آیت‌الله العظمی سبحانی، آیت‌الله العظمی جوادی آملی ،شهید آیت‌الله بهشتی، مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی و امام موسی صدر حضور داشتند. بسیاری از عالمان بزرگی که بعدها به مقام مرجعیت رسیدند.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: حاج‌آقا موسی شبیری زنجانی نیز در همان دوران جوانی، هم‌دوره و هم‌بحث بزرگانی مانند امام موسی صدر و شهید بهشتی بودند و خیلی زود، بزرگان حوزه به جایگاه علمی و استعداد کم‌نظیر ایشان پی بردند. یکی از کسانی که به‌خوبی ظرفیت، هوش، استعداد و عمق علمی ایشان را دریافته بود، شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر بود. شهید صدر به توانایی‌های علمی ایشان بسیار واقف بود، ارادت ویژه‌ای به ایشان داشت و مکاتباتی نیز میان آن دو بزرگوار صورت گرفته بود. در این مکاتبات نیز مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی مورد تجلیل و تکریم فراوان قرار گرفته بودند.

حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب افزود: من که خود را قابل نمی‌دانم درباره ایشان سخنی بگویم، اما اگر بخواهم از رابطه خودم با ایشان عرض کنم، باید بگویم که پیش از آنکه شاگرد فقه ایشان باشم، شاگرد اخلاق و منش ایشان بودم. اخلاق، رفتار، سعه صدر، تحمل و بزرگواری ایشان از همان دوران جوانی، به‌شدت مرا تحت تأثیر قرار داده بود؛ تأثیری که حتی تا آخرین لحظات زندگی ایشان نیز در وجود من باقی بود.

وی گفت: ما در حوزه علمیه قم استادان بزرگواری در اخلاق داشتیم؛ بزرگانی مانند آیت‌الله احمدی میانجی، آیت‌الله مشکینی و آیت‌الله سیدمهدی روحانی از ارادتمندان و بهره‌مندان علمی و اخلاقی مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی بودند. مرحوم آذری قمی و استاد ابوالفضل میرمحمدی نیز از جمله بزرگانی بودند که هم شیفته علمیت ایشان بودند و هم مجذوب اخلاق و شخصیت ایشان.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب در پاسخ به این سئوال که آیا همکاری نزدیکی با آیت الله العظمی شبیری زنجانی داشته‌اند، افزود: من بسیار کوچک‌تر از آنم که خود را همکار ایشان بدانم. ما شاگرد ایشان بودیم و از محضرشان درس می‌آموختیم. جالب است بدانید که سالیان سال درس خارج حج را خدمت ایشان می‌خواندیم. مباحث ایشان بسیار دقیق، مفصل و عمیق بود و هر مسئله را با حوصله و دقت فراوان بررسی می‌کردند. از زیباترین توفیقات زندگی من نیز این بود که در سفر حج در خدمت ایشان باشم. ایشان در مسئله ذبیحه احتیاط داشتند و معتقد بودند ذبح باید در محدوده واقعی منا انجام شود، نه صرفاً در کشتارگاه‌هایی که خارج از محدوده منا قرار دارد. من شخصاً ماشینی تهیه کردم، گوسفندی خریدم و پس از آنکه بیشتر مردم از منا خارج شده بودند، به محدوده واقعی منا رفتم و ذبح را در همان‌جا انجام دادم. این را از این جهت عرض می‌کنم که آیت‌الله شبیری زنجانی را فقط در کتاب و درس نشناختیم؛ بلکه توفیق داشتیم ایشان را در میدان عمل نیز ببینیم و در سفر حج در خدمتشان باشیم.

وی در خصوص شاگردان تربیت شده توسط آیت الله شبیری زنجانی تشریح کرد: باید عرض کنم در میان بزرگان حوزه علمیه قم، کمتر کسی از نسل ما و نسل‌های کمی پیش از ما، به‌ویژه بزرگانی که امروز در حدود هشتاد سال سن دارند، پیدا می‌شود که از محضر علمی آیت‌الله شبیری زنجانی بهره نبرده باشد. بزرگانی همچون آیت‌الله مؤمن، آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی، آیت الله شیخ محمد حسین امراللهی و دیگر علمای برجسته، در جلسات بحث علمی ایشان حضور پیدا می‌کردند و از محضرشان بهره می‌بردند. آیت‌الله استادی، آیت‌الله خرازی و بسیاری دیگر از بزرگان و عالمان نیز در جلسات علمی و بحث‌های علمی همراه ایشان شرکت داشته‌اند؛ همه این بزرگان معترف بودند که از ریزبینی‌ها، نکته‌سنجی‌ها، دقت‌های علمی و نکته‌پردازی‌های آیت‌الله شبیری زنجانی بهره فراوان برده‌اند.

وی گفت: من این توفیق را داشتم که پس از تغییر منزل ایشان، با ایشان همسایه شوم. این همسایگی را یکی از بهترین نعمت‌های الهی برای خودم می‌دانستم؛ چراکه هنگام رفتن ایشان به نماز حرم، می‌توانستم در مسیر، ایشان را همراهی کنم. این همراهی برای من فقط یک همراهی ساده نبود. در حقیقت، فرصتی بود برای بهره‌مندی از حضور شخصیتی که سال‌ها برای من جایگاه پدرانه داشت. اکنون که ایشان را از دست داده‌ایم، من و همسر و فرزندانم و همه خانواده‌مان واقعاً احساس دلتنگی و فقدان می‌کنیم. من نمی‌توانم فقط بگویم «معلمم را از دست دادم» یا «استادم را از دست دادم» یا حتی «مرشدم را از دست دادم»؛ احساس من عمیق‌تر از اینهاست. باید بگویم: من پدرم را از دست دادم. من پدرم را پیش از انقلاب از دست داده بودم؛ حضور ایشان برای من آن خلأ را پر می‌کرد. سال‌ها با بودن ایشان، احساس می‌کردم هنوز سایه پدرانه‌ای بر زندگی من وجود دارد. اما امروز، واقعاً فقدان پدر را احساس می‌کنم.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص ارتباط خانوادگی‌شان با خانواده آیت الله شبیری زنجانی افزود: رابطه ما فقط با شخص آیت‌الله شبیری زنجانی نبود؛ ایشان همسر مکرمه و بزرگواری داشتند که حقیقتاً بانویی سرشار از فضیلت، فداکاری و ایثار بود. ایشان از نظر دانش و حافظه نیز شخصیت کم‌نظیری داشتند؛ اشعار و ابیات زیادی در حافظه داشتند و حتی در سال‌های پایانی عمر، قصیده‌هایی در مدح امیرالمؤمنین(ع) را بدون کمترین فراموشی از حفظ می‌خواندند. اینها واقعاً شگفت‌انگیز بود. اما آنچه بیش از همه در ایشان برای ما برجسته بود، فداکاری و بزرگواری‌شان بود. همسر ایشان برای خانواده و فرزندان خود، به‌خصوص برای حاج‌آقا، حقیقتاً مایه آرامش و پشتوانه بودند. ما همیشه به حاج‌آقا می‌گفتیم: «برای اینکه شما سالم بمانید، همیشه دعا می‌کنیم که حاج‌خانم سلامت باشند؛ چون سلامت شما را در سلامت ایشان می‌دانیم.»

وی ادامه داد: یک خاطره هیچ‌گاه از ذهن من پاک نمی‌شود. روزی مادر من بیمار بودند و در بستر افتاده بودند. آن روز برف بسیار سنگینی در قم باریده بود. مرحومه مغفوره، همسر بزرگوار آیت‌الله شبیری زنجانی، با وجود آن برف شدید، به کوچه‌ها رفت و جست‌وجو کرد تا یک کسی را برای تزریقات داروهای مادرم پیدا کند. این صحنه هیچ‌گاه از خاطرم نمی‌رود. اینکه بانویی در آن سن و با آن جایگاه، در آن برف سنگین، برای کمک به مادر یک نفر دیگر این‌گونه از خودگذشتگی کند، نشان‌دهنده عمق محبت و بزرگواری ایشان بود. من هر وقت به خانه ایشان تلفن می‌کردم، پیش از هر چیز احوال حاج‌خانم را می‌پرسیدم. این علاقه و محبت، علاقه‌ای واقعی و از سر ارادت بود.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: حقیقتاً با خانواده‌ای مواجه بودیم که همه‌چیز در آن رنگ و بوی اخلاق و معرفت داشت؛ خانواده‌ای که در آن تحمل، صبر، فداکاری و بی‌اعتنایی به دنیا و مقام، یک حقیقت عملی بود، نه صرفاً یک سخن. آیت‌الله شبیری زنجانی برای ما فقط یک عالم بزرگ، یک استاد برجسته یا یک فقیه کم‌نظیر نبود. ایشان نمونه‌ای از اخلاق، علم، تواضع، سعه صدر و بی‌اعتنایی به دنیا بود. برای ما پناه، تکیه‌گاه و در حقیقت، پدر بود. امروز که ایشان در میان ما نیستند، بیش از هر چیز، جای خالی همین پدر را احساس می‌کنیم؛ جای خالی عالمی که سال‌ها در کنار علم و فقاهت، با اخلاق و منش خود به ما درس زندگی آموخت.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص جایگاه و عمکرد این عالم ربانی گفت: یکی از ویژگی‌های برجسته ایشان این بود که هیچ‌گاه به دنبال مقام و موقعیت دنیوی نبودند. ایشان و فرزندانشان هیچ‌گاه در پی کسب منصب و موقعیت‌های دنیوی نبودند و برای رسیدن به جایگاه‌های ظاهری و اجتماعی، قدمی برنداشتند.

وی افزود: جامعه مدرسین رسماً از محمد آقا فرزند ارشد ایشان برای عضویت دعوت کرد، اما ایشان نپذیرفتند. اساساً روحیه ایشان و فرزندانشان به گونه‌ای بود که از دنیاطلبی و جست‌وجوی موقعیت‌های اجتماعی و مالی پرهیز داشتند. حتی حاضر نبودند برای جمع‌آوری وجوهات و تأمین شهریه، وارد مناسبات و ارتباطاتی شوند که ممکن بود رنگ و بوی دنیوی پیدا کند.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد:‌ یک‌بار در حیاط منزل ایشان ماجرایی پیش آمد. برخی افراد که واسطه جمع‌آوری وجوهات بودند، نزد ایشان آمده بودند. یکی از آنها گفت فردی را که قصد داشت وجوهات خود را در جای دیگری پرداخت کند، منصرف کردم و گفتم نزد شما بیاید و اجازه بگیرد اما آقا وقتی متوجه این مسئله شدند، فرمودند: «برو، برو؛ نمی‌خواهم تو را ببینم. تو می‌خواهی آخرت من را خراب کنی تا دنیای دیگران را آباد کنی؟ من اصلاً چنین چیزی نمی‌خواهم.»

وی گفت: اگر آقازاده‌های ایشان، پنج شش نفر، دست به دست هم می‌دادند، می‌توانستند برای ایشان تبلیغات گسترده‌ای فراهم کنند، زمینه مرجعیت ایشان را تقویت کنند و حتی به‌طور منظم و دائمی میان طلاب حوزه‌های علمیه شهریه توزیع کنند؛ اما هیچ‌گاه چنین مسیری را دنبال نکردند. من همیشه آیت‌الله شبیری زنجانی را به عنوان عالمی می‌شناختم که فرزندانش را به گونه‌ای تربیت کرده که جز خدمت فکری و علمی، دغدغه دیگری در سر نداشتند.

حجت الاسلام و المسلمین نواب تصریح کرد: اگر به منزل آیت‌الله زنجانی در مشهد بروید، تعجب می‌کنید که چگونه چنین استوانه‌ای از فقاهت و فضیلت، با وجود همه امکانات و دسترسی‌هایی که داشت، در منزلی بسیار محقر و ساده زندگی می‌کرد. حتی آستان قدس رضوی آمادگی داشت بهترین منزل را برای ایشان فراهم کند، اما ایشان به زندگی ساده خود ادامه دادند. در وجودشان هیچ رغبتی به دنیا دیده نمی‌شد.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: حاج‌آقا موسی با آیت الله بهجت هیچ فرقی نداشت. بنده توفیق داشتم محضر هر دو بزرگوار را نیز درک کرده بودم و با دقت از حضور هر دو بزرگوار بهره برده بودم؛ و آقای شبیری را مثل آیت الله بهجت استادی در اخلاق و معنویت می‌دانستم که برخلاف بسیاری، هیچ‌گاه چنین عنوانی را برای خود نمی‌پذیرفتند. البته آقای بهجت هم چنین ادعایی نداشت و با گذشت زمان، در جامعه این‌گونه مشهور شد که ایشان استاد معنویت و اخلاق‌اند و واقعاً نیز چنین بودند؛ اما آقای شبیری زنجانی استاد معنویتی بودند که از این عنوان هم احتراز داشتند. حتی از اینکه معروف شوند به «استاد اخلاق» یا «استاد معنویت»، ابا داشتند. با این حال، ما می‌دیدیم که بزرگانی همچون آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله احمدی میانجی و آیت‌الله روحانی و دیگر استادان اخلاق، در محضر ایشان زانو می‌زدند و ایشان را استاد خود می‌دانستند. ایشان در معنویت، اخلاق و فضیلت، شخصیتی کم‌نظیر بودند و در کنار آن، دیدگاه‌ها و نوآوری‌های فقهی خاص خود را نیز داشتند.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص ویژگی‌های بارز علمی آیت الله العظمی شبیری زنجانی بیان کرد: یکی از ویژگی‌های بارز ایشان، پرهیز از سطحی‌نگری در همه مسائل علمی بود. اگر مسئله‌ای جدید و از مسائل مستحدثه فقهی را با ایشان مطرح می‌کردید، بلافاصله و بدون شتاب‌زدگی، با دقت و تأمل به آن می‌پرداختند و پاسخ می‌دادند. برای نمونه، ایشان معتقد بودند که تورم به خودی خود موضوع خمس نیست و افزایش اسمی ارزش مال بر اثر تورم، موجب تعلق خمس به مقدار افزایش‌یافته نمی‌شود.

وی ادامه داد: کتاب «نکاح» ایشان در هفده جلد منتشر شده است. در این اثر، مسائل فراوانی را با ظرافت و دقت بررسی کرده‌اند. بیش از هر چیز، دقت نظر ایشان در موضوعاتی که مورد بحث قرار می‌گرفت، جلب توجه می‌کرد. با هیچ مسئله‌ای سطحی و سرسری برخورد نمی‌کردند.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: آیت‌الله شبیری فقیهی نواندیش بودند و در مواجهه با مسائل جدید، صرفاً به دلیل جدید بودن مسئله، پاسخ منفی نمی‌دادند؛ اما در عین حال، به‌شدت اهل احتیاط بودند و از دنیا و جلوه‌های آن گریزان. هیچ‌گاه به دنبال این نبودند که مسئله‌ای مطرح کنند تا فتوایی ابتکاری به نام ایشان ثبت شود. برای مثال، ایشان قرائت سوره را در نماز واجب نمی‌دانند. یا در مسئله مهریه و تأثیر تورم، معتقدند اگر مهریه‌ای متعلق به سی سال پیش باشد، صرفاً مبلغ اسمی آن زمان ملاک نیست، بلکه باید قدرت خرید آن مبلغ در زمان تعیین مهریه و معادل ارزش آن در زمان پرداخت مورد توجه قرار گیرد. ایشان همچنین نقل می‌کردند که مرحوم والدشان، حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در موارد خاصی طلاق ولایتی را جایز می‌دانستند. اگر تشخیص می‌دادند که ادامه زندگی برای زنی واقعاً خارج از طاقت اوست و راه دیگری وجود ندارد، طلاق ولایتی را مجاز می‌دانستند.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص نقش این فقیه برجسته در تربیت شاگردان و محققان نسل جدید افزود: به نظر من، کمتر فقیه و استاد درجه ‌اولی در حوزه وجود دارد که بگوید من در درس آیت الله شبیری شرکت کرده یا آثار و نوارهای او را شنیده و از خرمن علمی‌اش بهره نبرده باشم. آیت‌الله شبیری از جمله معدود بزرگانی بودند که آثار علمی بسیاری از فقهای معاصر و پیشین را با دقت دنبال کرده بودند و درک عمیقی از میراث علمی حوزه داشتند.

وی در خصوص آثار علمی، تألیفات و ویژگی‌های شخصیتی ایشان افزود: آثار علمی و تألیفات این عالم بزرگوار نیز بسیار گسترده است. برخی از مباحث فقهی ایشان، از جمله مباحث مربوط به نکاح، در مجموعه‌های متعدد منتشر شده و دقت‌نظرهای ایشان در علم رجال نیز تدوین و مورد استفاده قرار گرفته است. از دیگر ویژگی‌های کم‌نظیر ایشان، حافظه شگفت‌انگیز ادبی و تاریخی بود. بیش از هزاران بیت شعر در حافظه داشتند و اشعار را به زیبایی از حفظ می‌خواندند. شاعران را می‌شناختند، ترتیب تاریخی آنان را می‌دانستند و حتی از تاریخ تولد و زندگی بسیاری از آنان آگاهی داشتند. من عالمی را نمی‌شناسم که جریان‌شناسی علما و فقهای ایران و نجف در یکصد سال اخیر را با چنین دقتی بداند. ایشان شخصیت‌ها، مواضع و مبانی علمی آنان را به‌خوبی می‌شناختند. درباره مرحوم شیخ عبدالکریم حائری و دیگر بزرگان حوزه، اطلاعات دقیق و گسترده‌ای داشتند و از سیره و روش رفتاری آنان آگاه بودند. ایشان در حدود سی‌وپنج‌سالگی، با دقت و ژرف‌نگری، با مبانی علمی و شیوه فقهی مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی آشنا شده و از نزدیک با روش علمی ایشان انس گرفته بودند. آیت‌الله شبیری در بیان اهمیت توجه به آثار و تلاش‌های علمی پیشینیان، خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله بروجردی نقل می‌کردند و بر اساس آن، همواره سفارش می‌فرمودند که در کار علمی نباید گرفتار دوباره‌کاری شد.
آیت الله شبیری نقل می‌کردند که مرحوم آیت‌الله بروجردی درصدد تألیف کتابی در علم رجال بودند. پس از مدتی، کتابی دو جلدی از یکی از عالمان پیشین به دست ایشان رسید که بخش درخور توجهی از مباحث موردنظرشان را دربر داشت. آیت‌الله بروجردی پس از مطالعه آن اثر فرمودند که با یافتن این کتاب، دیگر نیازی به تألیف کتاب رجال احساس نمی‌کنند.
ایشان با نقل این خاطره، بر یک اصل مهم در پژوهش و فعالیت علمی تأکید می‌کردند: پیش از آغاز هر کار علمی، باید آثار و تلاش‌های عالمان پیشین را با دقت بررسی کرد و از آنچه پیش از این انجام شده، آگاهی یافت. اگر پژوهش و تألیف پیشینیان نیاز علمی موردنظر را برطرف کرده باشد، تکرار دوباره همان کار ضرورتی ندارد و توان علمی پژوهشگر بهتر است در جهت تکمیل، نقد، اصلاح یا گشودن افق‌های تازه به کار گرفته شود.
از این رو، این خاطره از آیت‌الله بروجردی، در نگاه آیت‌الله شبیری، تنها بیان یک واقعه تاریخی نبود؛ بلکه نمونه‌ای عملی از یک روش علمی بود: شناخت دقیق میراث گذشتگان و پرهیز از دوباره‌کاری، پیش از ورود به هر عرصه پژوهشی.

وی افزود: خوشبختانه یکی از دوستان عزیز ما، آقای مختاری اصفهانی، مدت طولانی همراه ایشان رفت‌وآمد داشت و در این مسیر از خاطرات و سخنان ایشان بهره برد. حاصل این همراهی، کتابی با عنوان «پنج جرعه از دریا» است که بخشی از خاطرات و دانسته‌های ارزشمند آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی را ثبت کرده است؛ اثری که می‌توان آن را گوشه‌ای از دریای گسترده خاطرات، اطلاعات تاریخی و علمی ایشان دانست.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص تأسیس دانشگاه ادیان و مذاهب و نظر آیت الله شبیری زنجانی در خصوص این دانشگاه تشریح کرد: دانشگاه ادیان محل بحث و گفت‌وگوست و طبیعی است که درباره آن مباحث و دیدگاه‌های مختلفی مطرح شود. اما به هیچ‌وجه، با توجه به شناختی که از من دارید، در طول سی سال صحبت‌ها و فعالیت‌های من، حتی یک مورد پیدا نمی‌کنید که من کاری را در اینجا به یکی از بزرگان منتسب کرده باشم؛ اینکه بگویم با مجوز فلانی این کار را کردم یا با مشورت فلانی چنین تصمیمی گرفتم. البته من با همه این بزرگان مشورت کرده‌ام و با افراد مختلف در این زمینه گفت‌وگو داشته‌ام؛ حتی بعضی از نوادگان ایشان نیز در اینجا تحصیل کرده‌اند. با این حال، من هیچ‌گاه نام ایشان را در اینجا مطرح نکرده‌ام و نمی‌کنم و نخواهم کرد. این دانشگاه محل جر و بحث و مناقشه است. اما من می‌خواهم حرمت و جایگاه ملکوتی ایشان از این بحث‌ها و اختلاف‌نظرها محفوظ بماند و از نام و شخصیت ایشان برای اثبات یا رد هیچ دیدگاهی استفاده نشود.

وی در خصوص یادآوری خاطره‌ای از این عالم بزرگوار اضافه کرد: من در تمام این سال‌ها فقط یک بار احساس کردم که ایشان از دست من آزرده‌خاطر شده‌اند. خدمتشان رسیدم و عرض کردم: «حاج‌آقا، چه شده است؟» فرمودند: «تو در فلان‌جا فلان صحبت را کرده‌ای.» عرض کردم: «حاج‌آقا، شما همه صحبت من را دیده‌اید؟» فرمودند: «نه.» گفتم: «من همه صحبت‌هایم را تقدیم شما می‌کنم. بعد از اینکه آن را خواندید، هرچه بفرمایید، روی چشم من است.» ایشان متن آن سخنرانی را مطالعه کردند و فرمودند: «با هم بخوانیم.» وقتی با هم مرور کردیم، فرمودند که هیچ مشکلی در آن نیست. آن صحبت من در زاهدان و در جمع اهل سنت بود. به ایشان عرض کردم: «من در زاهدان، در میان اهل سنت، با لسان و ادبیات خود آنان صحبت کردم.» ایشان نیز با نگاه روشن و باز خود، مسئله را دیدند و پذیرفتند.

وی افزود: به نظر من، آیت الله العظمی شبیری زنجانی انسانی روشن‌اندیش بودند؛ ذهنی روشن، باز و جوّال داشتند و ذهن خودشان را در برابر هیچ مسئله‌ای از پیش نمی‌بستند. همین روحیه باعث می‌شد که بتوانند با مسائل مختلف، با دقت و بدون پیش‌داوری مواجه شوند. برای نمونه، حتی آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، از علمای بزرگ اهل سنت، آقای وهبه الزحیلی را به منزل خود برای شام دعوت کرده بودند. آیت‌الله شبیری زنجانی نیز دعوت شده بودند. در برخی از این جلسات، بعضی از حاضران سخنان تند یا نسنجیده‌ای مطرح کردند. نه خود آیت‌الله موسوی اردبیلی و نه آیت‌الله زنجانی این شیوه را تأیید نکردند و تأکید داشتند که در چنین مجالسی باید ادب و آداب گفت‌وگو رعایت شود. ایشان نه‌تنها از گفت‌وگو با دیگران نگران نبودند، بلکه در جلسات گفت‌وگو و مباحث علمی نیز حضور پیدا می‌کردند. این نشان‌دهنده همان روحیه روشن و آزاداندیش ایشان بود. ایشان از روشن‌اندیش‌ترین دوستان و همفکران آیت الله العظمی جوادی آملی، آیت الله العظمی مکارم و شهید بهشتی و دیگر بزرگان بودند.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب در خصوص فرزندان ایشان بیان کرد: من هیچ‌کدام از فرزندان روحانی آقای شبیری را کمتر از یک آیت‌الله نمی‌دانم. ایشان پنج فرزند روحانی دارند و من هر پنج نفر را واقعاً آیت‌الله می‌دانم و این سخن را با دقت عرض می‌کنم. آقا سید جواد، یکی از فرزندان روحانی ایشان، شخصیتی بسیار برجسته و فوق‌العاده است. فرزند دیگرشان، آیت‌الله سیدمحمد آقای شبیری، از فضلای برجسته و از استادان مبرز حوزه هستند. مرکز تحقیقاتی که ایشان داشته و دارند، به نظر من از بهترین مراکز فقهی قم است؛ حتی می‌توان گفت از بهترین مراکز فقهی قم، بدون استثناست. شاگردان ایشان و حتی شاگردانِ شاگردان ایشان، در نسل‌های بعد، به جایگاه‌های مهم علمی و حوزوی رسیده‌اند و برخی از آنان به مجلس خبرگان نیز راه یافته‌اند.

وی افزود: در کنار فرزندان روحانی، سه نفر از فرزندان ایشان نیز تحصیلات دانشگاهی داشته‌اند. یکی از پسرانشان مهندس است و روحانی نیست و بسیار باهوش و توانمند است. آخرین پسر ایشان، آقا احمد نیز تحصیلات دانشگاهی دارد و لیسانس مهندسی نفت گرفته، اما بعداً وارد حوزه شده و به تحصیل علوم حوزوی پرداخته است. بنابراین، در میان فرزندان ایشان، هم چهره‌های برجسته حوزوی داریم و هم کسانی که مسیر دانشگاهی را طی کرده‌اند. صبیه ایشان نیز از پزشکان بسیار برجسته قم هستند و در حوزه پزشکی زنان تخصص و جایگاه علمی بالایی دارند. من خودم از کودکی به ایشان و بیتشان علاقه و احترام بسیار زیادی داشتم و این علاقه و احترام تا امروز نیز ادامه دارد. فرزندان ایشان نیز فقط فرزندانشان نبودند؛ آنان مرید و شیفته پدرشان بودند و ارادت عمیقی به ایشان داشتند.

حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب در خصوص دیدگاه آیت‌الله شبیری در مورد علوم دانشگاهی گفت: اگر کسی تصور کند که ایشان کوچک‌ترین زاویه‌ای با علوم دانشگاهی یا دانش جدید داشته‌اند، کافی است به همین خانواده و فرزندان ایشان نگاه کند. اگر چنین نگاهی وجود داشت، این‌همه پیوند میان خانواده ایشان و فضای دانشگاهی و علمی قابل توضیح نبود. به ویژه ما در میان دانشگاهیان نیز افراد بسیار زیادی را می‌شناسیم که از شیفتگان، دلدادگان، محبان و مخلصان ایشان بوده‌اند و هستند. افراد دانشگاهی بسیاری به ایشان ارادت داشتند و از محضر و اندیشه ایشان بهره می‌بردند.

حجت الاسلام و المسلمین نواب ادامه داد: ایشان بر زبان ترکی و ظرایف و ادبیات دقیق آن تسلط بسیار خوبی داشتند. من با ایشان صحبت کرده‌ام و این ویژگی را به‌خوبی در ایشان دیده‌ام. به همین دلیل نیز دوستان ترک‌زبان بسیار زیادی داشتند. آقای مجتهدی تبریزی شاید از صمیمی‌ترین دوستان ایشان بودند و بسیاری از علمای ترک‌زبان نیز علاقه‌ای بسیار عمیق و کم‌نظیر به ایشان داشتند و ایشان را مراد و استاد خود می‌دانستند. آقای دکتر شهابی نیز یکی از همین افراد ارادتمند ایشان بودند. همه اینها نشان می‌دهد که شخصیت ایشان محدود به یک محیط یا یک گروه خاص نبود. در حوزه، دانشگاه، میان علما و در میان اهل سنت و شیعیان، افراد بسیاری با ایشان ارتباط داشتند و از شخصیت، دانش و نگاه روشن ایشان بهره می‌بردند. به همین دلیل، وقتی از ایشان سخن می‌گوییم، باید مراقب باشیم که شخصیت گسترده و چندوجهی ایشان را در چارچوب یک بحث یا یک مناقشه محدود نکنیم.

وی افزود: ایشان در خط و شعر و ادب، مثال‌زدنی بود. خط ایشان واقعاً استثنایی بود. در علم انساب نیز فوق‌العاده بود و با دقت و عمق کم‌نظیری به این دانش احاطه داشت؛ با این حال، برخلاف بسیاری که در این زمینه مدعی‌اند، ایشان اهل ادعا نبود. در علوم مختلف نیز تسلطی کم‌نظیر داشت. بهره‌ای از ریاضیات داشت، از نجوم می‌دانست و در بسیاری از حواشی علوم، اطلاعات فراوان و عمیقی داشت. تاریخ را بسیار خوب می‌دانست، فرق و مذاهب را می‌شناخت و در شناخت جریان‌های فکری و تاریخی، صاحب‌نظر بود.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: ایشان حتی از سلسله‌اسناد روایی اهل سنت تا پیامبر اکرم و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آگاهی داشت و از برخی از آنان اجازه نقل روایت دریافت کرده بود. در بعضی از سلسله‌اسناد نقل روایت ایشان، حتی واسطه‌هایی از اهل سنت وجود داشت. خاطرم هست که روزی در بیان یکی از سلسله‌ اسناد، فرمودند که در میان این سلسله‌اسناد، طایفه‌ای از جن نیز قرار دارد و حتی نام آن جن را هم ذکر کردند. می‌فرمودند همان‌گونه که در میان انسان‌ها مؤمن و غیرمؤمن وجود دارد، در میان جنیان نیز مؤمن و غیرمؤمن وجود دارد و حتی از جنیان مؤمن نیز در سلسله‌اسناد نام برده شده است.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص فقدان این شخصیت برجسته دینی تشریح کرد: اساتید که از میان ما می‌روند، جایگزین کردنشان به این آسانی نیست. برای بعضی از آنان واقعاً جایگزینی نمی‌توان پیدا کرد. این سخن در مورد ایشان کاملاً صدق می‌کند. بنابراین، حوزه‌های علمیه باید برای تداوم مکتب فقهی و رجالی و تربیتی آنان تدبیر کنند.

وی اضافه کرد: حوزه علمیه فقط محل آموزش علوم نیست؛ حوزه باید کارخانه انسان‌سازی باشد. آیت الله شبیری زنجانی می‌فرمودند که طلبه‌ها باید متوجه این مسئله تربیتی باشند؛ چراکه آنچه ما را در جامعه تأثیرگذار می‌کند و به روحانیت معنا می‌بخشد، صرفاً لباس و عنوان نیست، بلکه روحانیت و معنویت است. حاج‌آقا موسی، همه هستی‌اش را در همین مسیر گذاشته بود. روحانیت و معنویت، اساس شخصیت ایشان بود.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: یکی از نکاتی که ایشان بسیار بر آن تأکید داشت، شناخت ظرفیت جامعه و مردم بود و می‌فرمودند: «این‌قدر مناسبت‌ها را زیاد نکنید که مردم نتوانند تحمل کنند. فیلم‌ها و برنامه‌های مربوط به مناسبت‌های عزاداری را آن‌قدر زیاد نکنید که مردم خسته شوند.» دلیلش را هم این‌گونه بیان می‌کردند که بزرگان ما جلسه روضه داشتند؛ نیم ساعت. در روز شهادت ائمه (علیهم‌السلام)، یک ربع یا بیست دقیقه، روحانی می‌آمد، صندلی‌ها را می‌چیدند، مردم می‌نشستند، روضه می‌خواندند، جلسه تمام می‌شد و مردم می‌رفتند. ایشان به‌شدت متوجه این معنا بود که باید ظرفیت مردم را دید. جامعه را بسیار خوب می‌شناخت.

وی درخصوص ارتباط این عالم ربانی با مردم افزود: یک‌بار که با هم به تهران می‌رفتیم، مشکلی پیش آمده بود و وسیله‌ای برای بردن ایشان نداشتیم. یکی از پاسداران وظیفه جوان، حدود بیست‌ساله، را انتخاب کردیم که ایشان را به تهران برساند و برگردد. باور کنید، بر سر بردن حاج‌آقا میان جوان‌های پاسدار وظیفه که آنجا بودند دعوا و مسابقه بود! همین که اسم آقای زنجانی می‌آمد، همه مشتاق می‌شدند تا در خدمت ایشان باشند. مردی در حدود شصت‌وپنج سال، چگونه می‌تواند با یک جوان بیست‌ساله در یک سفر دو ساعته چنان ارتباطی برقرار کند که آن جوان شیفته و مدهوش شخصیت او شود؟ این ناشی از شناخت عمیق ایشان از جامعه و ظرفیت‌های مردم بود. باید ظرفیت مردم را شناخت و مراقب بود.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص نظر آیت الله شبیری زنجانی درباره مسئله صله رحم بیان کرد: حتی درباره مسئله حجاب و بی‌حجابی ایشان می‌فرمودند: مبادا این مسئله باعث شود صله رحم را کنار بگذارید. ممکن است کسی بگوید من به خانه عمه‌ام نمی‌روم؛ چرا؟ چون دخترعمه‌ام بی‌حجاب است. اگر دخترعمه من بی‌حجاب باشد و آنجا بنشیند، آیا باید به همین دلیل رفت‌وآمد را قطع کنم؟ صله رحم واجب است؛ نباید یک واجب را فدای مسئله‌ای دیگر کرد.

وی افزود: بنده خودم نیز بارها این نکته را در رفتار مردم دیده‌ام. همین اواخر وارد آسانسور شدم. خانمی که حجاب کاملی نداشت، به محض دیدن من، از عمق دل و بدون هیچ تصنعی سلام کرد. روز دیگری به دفتری رفته بودم. خانمی که هیچ ارتباطی هم با من نداشت، از فاصله حدود بیست متری، از پشت میز بلند شد و سلام کرد. من در حال پایین رفتن از راه‌پله بودم و او در انتهای سالن نشسته بود، اما بلند شد و سلام کرد.

مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی جامعه را درست می‌شناخت. در شناخت مردم اشتباه نمی‌کرد. هیچ‌گاه سخنی نمی‌گفت که به بخشی از جامعه بر بخورد یا مردم را از دین و روحانیت دور کند. در طول این سال‌های انقلاب، همه مسئولین نظام را مکرراً مورد احترام قرار می‌داد و هیچ‌گاه یک کلمه گزنده درباره آنان بر زبان نیاورد. تذکر می‌داد، اما همواره رعایت حقوق مردم، احترام به مردم و دفاع از مردم برایش اصل بود. حتی یک تعبیر گزنده از او نسبت به مسئولان و مردم به یاد ندارم.

حجت الاسلام و المسلمین نواب در خصوص ارتباط ایشان با مقام معظم رهبری (قدس سره الشریف) تصریح کرد: ایشان برای رهبر شهید انقلاب نیز احترام بسیار ویژه‌ای قائل بود. می‌فرمود: «حتی اگر فرض کنیم کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد، آیا جامعه حاکم می‌خواهد یا نه؟ عقل می‌گوید جامعه حاکم می‌خواهد و حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای بهترین حاکمی است که من می‌شناسم.» یعنی فارغ از لباس و عنوان، جامعه به حاکم نیاز دارد و ایشان رهبر جامعه را شایسته این جایگاه می‌دانست.

وی افزود: ایشان با مقام معظم رهبری نیز رفاقتی بسیار صمیمی و عمیق داشت. آبروی فوق‌العاده‌ای نزد بزرگان و افراد مختلف داشت. گاهی اگر به نظری می‌رسید، حتی اگر کسی با نظر ایشان مخالفت می‌کرد، تلاش می‌کرد در امور و شئون دیگران دخالت نکند؛ اما آنجا که احساس می‌کرد وظیفه‌ای بر عهده اوست، وارد میدان می‌شد. در روابطش با جریان‌های مختلف نیز بیش از هر چیز، روحیه‌ای معنوی و پدرانه داشت و این حالت پدرانه را در میان روحانیون و اطرافیان خود جاری می‌کرد.

حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب در پایان افزود: با چشم خود می‌دیدم که وقتی حاج‌آقا موسی در مسجد فیضیه، در روزهای پایانی، نماز می‌خواندند، صحنه‌ای کم‌نظیر شکل می‌گرفت. هیچ‌کس با شبهه و بدبینی وارد نماز نمی‌شد؛ راست و چپ و میانه، تند و کند، هرکس با هر نگاه و سلیقه‌ای، در صف نماز حاضر می‌شد. این اتفاق در حوزه علمیه قم کمتر نمونه داشت و دلیلش همین شخصیت بی‌نظیر ایشان بود.

اگر بخواهیم تعبیری برای ایشان پیدا کنیم، شاید «باران رحمت» تعبیر مناسبی باشد؛ بارانی که از هر سو می‌بارد و همه را بهره‌مند می‌کند. درباره ایشان هرچه بگوییم، باز هم کم است. تعبیر «هو البحر من أیّ النواحی أتیته» درباره ایشان صدق می‌کند؛ دریا بود، و از هر طرف که به او نزدیک می‌شدید، دریا بود. حتی عنوان کتاب «جرعه‌ای از دریا» نیز چه تعبیر زیبایی برای چنین شخصیتی است.

وی ادامه داد: متأسفانه امروز طلبه‌های ما گاهی گرفتار برخی فضاهای رسانه‌ای می‌شوند و برای خودشان تابوهایی می‌سازند که اجازه نمی‌دهد به بعضی از بزرگان نزدیک شوند و از آنان بیاموزند. نتیجه این می‌شود که عمیق نمی‌شوند. کسانی که می‌خواهند در حوزه تأثیرگذار باشند، باید عمیق شوند؛ و عمیق شدن، راهی جز اقتدا به سیره عملی بزرگان ندارد. بسیاری از این معارف، نوشتنی و خواندنی نیست؛ سینه‌به‌سینه منتقل می‌شود. طلبه‌ای که می‌خواهد در حوزه تأثیرگذار باشد، باید این تربیت را از نزدیک ببیند، لمس کند و از سیره عملی بزرگان بیاموزد. این میراث، بیش از آنکه در کتاب‌ها نوشته شده باشد، در رفتارها، معاشرت‌ها، اخلاق، معنویت و سبک زندگی آنان نهفته است. راه تربیت عمیق در حوزه، همین انتقال سینه‌به‌سینه و اقتدا به سیره عملی بزرگان است.

مطالب مشابه