بازارگردی پیامبران
یکی از آسیبهای اجتماعی ما، مخصوصاً در دههها و سالهای اخیر، کم شدن ارتباط و مواجهه حضوری و ملموس طلاب و روحانیان با مردم، به دلایل مختلف، بوده است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر محمدحسن محمدی مظفر، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «بازارگردی پیامبران» آورده است:
قرآن در آیات متعددی به بهانهتراشیهای کافران در برابر پیامبر اشاره کرده است، از جمله در سوره اسرا، آیات ۹۰-۹۳؛ و سوره فرقان، آیات ۴-۸.
در آیه ۷ سوره فرقان، چنین فرموده است:
«وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً ».
«و گفتند: این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟ چرا فرشتهای به سوی او نازل نشده که همراه او بیمدهنده باشد؟»
چنانکه ملاحظه میکنیم، در این آیه دو ویژگی برای پیامبر گرامی ما ذکر شده که عبارتند از: غذا خوردن، و راه رفتن در بازارها. این دو ویژگیِ حضرت رسول، از امور آشکار و قابل مشاهده برای همگان بوده است. البته این دو ویژگی از سوی کافران، و به غرض انتقاد از رسالت پیامبر مطرح شده است؛ زیرا به زعم آنان، رسالت الاهی در شأن انسانهای معمولی و بشروار نبوده است.
در آیه ۲۰ همین سوره، قرآن به این اشکالتراشی کافران، پاسخ داده است:
«وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلاّ إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَمْشُونَ فِی الأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَکُمْ لِبَعْض فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ کانَ رَبُّکَ بَصِیراً ».
«و ما پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان هم غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند، و ما برخی از شما را [وسیله] آزمایش برخی دیگر قرار دادیم [توانگر را به تهیدست و تهیدست را به توانگر، بیمار را به تندرست و تندرست را به بیمار، پیامبر را به امت و امت را به پیامبر]. آیا [نسبت به اجرای احکام الهی و تکالیف و مسئولیتها] شکیبایی میورزید؟ و پروردگارت همواره [به احوال و اعمال همه] بیناست.» (برگرفته از پایگاه دانشنامه اسلامی)
قرآن در پاسخ به بهانهگیران، نه تنها آن دو ویژگی را از پیامبر سلب نکرده است؛ بلکه آنها را به صورت قضیه کلیه برای همه پیامبران ثابت دانسته و مورد تأکید قرار داده است. بنابراین غذاخوردن و گشتوگذار در بازارها دو نمونه بارز از ویژگیهای بشری و عادی پیامبران بوده است.
بازارگردی هم میتوانسته برای تأمین معاش و خرید ارزاق مورد نیاز بوده باشد؛ و هم برای جویا شدن احوال مردم و خبرگیری از اوضاع و احوال جامعه؛ مخصوصاً با توجه به اینکه در قدیم، معمولاً بازارها محل جنبوجوش مردم و انتشار اخبار و اطلاعات مهم و گوناگون، و گرفتن نبض جامعه بوده؛ و نه تنها کارکرد مالی و اقتصادی، بلکه کارکرد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و … هم داشتهاند.
امروزه علاوه بر بازارها، نهادها و سازمانها و تشکیلات متعدد و متنوع دیگری هم در همه جوامع به وجود آمده است؛ ولی میتوان گفت که هنوز هم بازارها یکی از مؤلفههای مهم در ایفای کارکردهای پیشگفته هستند.
یکی از درسهایی که آیات فوقالذکر میتوانند برای جامعه ما داشته باشند، لزوم ورود در جامعه و بازارگردی و ارتباطگیری با مردم، و پرهیز از انزواگزینی است. این امر برای همه مؤمنان لازم، ولی برای طلاب و روحانیان و عالمانی که حاملان رسالت انبیاء محسوب میشوند، لازمتر و مفیدتر است. شاید یکی از آسیبهای اجتماعی ما، مخصوصاً در دههها و سالهای اخیر، کم شدن ارتباط و مواجهه حضوری و ملموس طلاب و روحانیان با مردم، به دلایل مختلف، بوده است. آگاهی از اینکه قرآن بازارگردی (مشی فی الاسواق) را به عنوان یکی از اوصاف و مشغلههای همه پیامبران، ذکر کرده است، میتواند به طلاب و روحانیان و عهدهداران امور دینی و فرهنگی جامعه، انگیزه و نیروی بیشتری برای حضور پررنگتر در میان مردم، و تظاهرات بیرونی و بازاری و خیابانی و میدانی، ببخشد؛ انشاءالله.