مشّایهٔ اربعین: فرصتی برای قدرشناسی
اربعین همچون عاشورا آمیزهای است از شور و معنا، حماسه و عرفان، و مقاومت و معنویت و البته همه با ملاط معرفت و درونمایهٔ بصیرت.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر حمیدرضا شریعتمداری عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی به مناسبت اربعین حسینی آورده است:
بار دیگر اربعین حسینی فرا رسید؛ با همهٔ شور و هیجانش و با همهٔ الهامبخشی و معرفتزاییهایش.
در تاریخ شیعه، اربعین هویتی مستقل یافته، در کنار عاشورا. درست است که اربعین سال ۶۱ همزمان شد با گذشتِ چهلروز از عاشورا و طبعاً در پیوند کامل با سیدالشهدا و حماسهای بوده که او و خاندان و یارانش آفریدند، اما از همان آغاز، اربعین هویت مستقلی یافت. اگر فقط یادبودِ چهلمین روز عاشورا بود، یکسال بیشتر نمیپایید، اما گویا تقدیر این بوده که در پیوند با زیارت جابر و عطیه و در ارتباط با عبور مجدد کاروان اسیران کربلا از مقتل و مدفن حسین و عزیزانش، روز مستقلی در تاریخ حماسهٔ حسینی شکل بگیرد؛ به نام اربعین.
و اینگونه مقدر شد که اربعین پیوند بخورد با همهٔ چلههای معنوی و عرفانی و در صفحهٔ تاریخ، برگ زرینی پیدا بشود که مقاومت و معنویت را توأمان فریاد کند و الهام ببخشد.
اهل سلوک و عرفان اربعین را به شیوهٔ خاصِ خودشان پاس داشتند و احیاناً بُعد سیاسی و انقلابیاش را مغفول گذاشتند؛ دقیقاً همانند کسانی که عاشورا را به عواطف و شعائر محدود کردند و به اینکه سکوی جهش معنوی باشد و بشود، بسنده کردند.
اربعین همچون عاشورا آمیزهای است از شور و معنا، حماسه و عرفان، و مقاومت و معنویت و البته همه با ملاط معرفت و درونمایهٔ بصیرت.
در سدهٔ اخیر، نکوداشتِ اربعین با آیینی ابتکاری، اما ریشهدار در شور و شعور حسینی همراه شد که در کنار گرامیداشتِ اربعین باید حساب مستقلی برای آن باز کرد: پیادهروی به سمت کربلا. این آیین پُرطنین و بس دلنشین، خودش صفحه و بلکه صفحات زرّینی شد در کتاب شیعه (اما نه اختصاصیِ شیعه) و بلکه دفتری شد در قاموس انسانیت.
شاید کسانی باشند که به هر دلیلی از دین و مناسک دینی فاصله گرفته باشند یا به هر دلیلی حتی با آیینهای عزاداریِ حسینی میانهای نداشته باشند، اما به همین ناباوران یا دیرباوران میتوان گفت که پیادهرویِ اربعین، فارغ از مضمون دینی و حسینیاش به صفحهٔ نمایشِ بزرگی تبدیل شده که شاید بتوان گفت جلوهگاهی شده برای همهٔ ارزشهای انسانی.
نمیدانم در کجای تاریخ و در کدامین گوشه از جغرافیای انسانی، میتوان این صحنهٔ منوّر و درعینحال مکرّر را یافت که انسانهایی به وسعت جغرافیای انسانیِ عراق (با مشارکت جزئیِ دیگر ملتها) قریب به یک ماه، همهٔ داشتههای خود را (به رغم همهٔ نابرخورداریها و محدودیتها) در خدمت میلیونها زائر از داخل و خارجِ عراق قرار دهند و بیمزد و مواجب و حتی بدون چشمداشتی به هرنوع تقدیر و تشکر، بستهٔ کاملی از خدمات را به زائران از هر قومیت، ملیت و حتی مذهب و دیانت پیشکش کنند.
هرکسی چه معتقد و چه بیاعتقاد، شاید و بلکه باید برود و این تبلور همهٔ ارزشهای انسانی و معنوی را ولو یکبار شده از نزدیک ببیند و لمس کند.
خوشا به حال آنان که از این توفیق برخوردار شدند یا عزمشان را جزم کردهاند تا سالی دیگر به این خیل عاشق و فارغ بپیوندند.
امسال، مَشّایهٔ اربعین ویژگی دیگری پیدا کرد: همزمانشدن با اوجگرفتن نبرد جبههٔ مقاومت با آمریکا و اسرائیل و نیز فاصلهٔ اندکش با تشییع تاریخی رهبر شهید در عراق. آنچه فراتر از ابعاد سیاسی و انقلابیِ این نقطهٔ عطف تاریخی، باید مورد توجه قرار بگیرد، بُعد انسانی و مردمیِ آن است. تشییع باشکوه پیکر رهبر انقلاب اسلامی در نجف و کربلا، در کنار همهٔ دلالتهایش دلالتی فرهنگی و انسانی داشت و آن، تعمیق پیوندهای عاطفی و انسانی میان دو ملت زخمخوردهٔ ایران و عراق که روزگاری درگیر یک جنگ تحمیلی بودند و قبل از آن نیز همواره در معرض دوگانهٔ ساختگیِ عرب و عجم بودند.
در سالهای اخیر، رفتوآمدها و مبادلات زیاد میان دو کشور ایران و عراق، در کنار همین پیادهروی اربعین و مقابلهٔ دوشادوش ایرانیها و عراقیها با داعش، خیلی از یخهای موجود در مناسبات این دو ملت بزرگ مسلمان را آب کرده است. دانشگاه ادیان و مذاهب در قم نیز بهنوبهٔ خود با جذب هزاران دانشجوی عراقی در مقاطع تحصیلات تکمیلی، نقشی درخور و شایسته را در این فرآیند ایفا کرد.
با وجود این پیشینهٔ ارجمند، در نظر این کمترین، هیچ رویدادی به اندازهٔ تشییع بینظیر رهبر شهید، در اثبات و تثبیت پیوند میان دو ملت بزرگ عراق و ایران اثرگذار و معنادار نبوده است. ازاینرو، انتظار میرود و همینطور هم تاکنون پیش رفته است که ایرانیانِ حاضر در پیادهروی اربعین، بدون آنکه رنگوبوی ایرانی یا سیاسی به این پیادهروی بدهند، با گفتار و در رفتار از مردم عراق، هم به خاطر میزبانی از زائران حسینی، هم بهدلیل تشییع و تکریم رهبر دینی و سیاسیشان، تشکر کنند و این پیوندهای عمیق دو ملت را پایدار سازند.تا باد چنین بادا!