روز بزرگداشت سلمان فارسی
سلمان، برای ما ایرانیها همان پنجرهی روشن و آفتابی است که سختیهای راهِ رسیدن به خورشید را به جان خرید تا مسیر را به ما نشان دهد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر مصطفی فرهودی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «روز بزرگداشت سلمان فارسی» آورده است:
او که رفت، با خرمنی از رازها و معرفت فهلویون بر دوش رفت. آوارهی بیابانها شد تا حقیقت را آنگونه که هست تماشا کند؛ تا سپیدیِ راست را از سیاهیِ دروغ بازشناسد و سر بر آستانِ فرِّ همه فرهمندان عالم، یعنی محمد خاتم بگذارد. سلمان، برای ما ایرانیها همان پنجرهی روشن و آفتابی است که سختیهای راهِ رسیدن به خورشید را به جان خرید تا مسیر را به ما نشان دهد. تمامِ دغدغهی سلمان این بود که پیلهی تن و هیاهوی جامعه، او را از رسیدن به آب حیات باز ندارد. او به جای جستجو در اسطورهها و پیگرفتنِ کیخسرو به عنوان نمادِ انسان کامل، سر از ریگهای داغ حجاز درآورد؛ چرا که همهی آن راستی و پاکیِ اساطیری را یکجا در سیمای پیامبرِ باران دید. احمد، محبوبِ خدا، برای او تنها نمادِ نظم و درستی نبود، بلکه خودِ معیار و میزانِ انسانیت بود.
سلمان چنان سر بر آستانِ جانِ جانان، احمد مختار سپرد و چنان در جلوهی بیکرانش حل شد که مرادِ هستی در حقش گفت: «سلمانُ مِنّا أهلَ البیت». او برای زهرای اطهر پناه و عمویی غمخوار شد، برای علیِ مظلوم و صبور، برادری باوفا و در شبِ تاریک و بیفانوسِ سقیفه، چراغِ راهِ کسانی که راه را گم کرده بودند. سلمان دنیا را به بازی گرفت، درست مثل مرشدِ دومش امیرالمؤمنین علی علیه السلام .
داستان او به ما یاد داد که خدا دلهای بیقرارِ حقیقت را در تاریکی رها نمیکند. او تجسمِ عینیِ همان شعری است که: *«یک قدم بر خویشتن نه، واندگر در کوی دوست…»
او پلِ نامرئیِ میانِ دلِ ایرانیان و آستانِ بهشتیِ عترت است؛ پیوندی ناگسستنی از جنسِ عشق و معرفت.
و امروز، سلمانِ محمدی، همانندِ معشوقِ ازلیاش پیامبر، زنده و جاری است؛ سبکبال بر بلندای روح ایستاده، دستگیرِ تمامِ دلهای خسته و شکسته است و در گوشِ شبزدگانِ این روزگار نجوای صبوری سر میدهد؛ که هان! بردباری پیشه کنید و دل قوی دارید، اندکی صبر، سحر نزدیک است.