به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت «معاونت پژوهشی» دانشگاه ادیان و مذاهب، نشست علمی – ترویجی با عنوان «تحلیل حقوقی ترور رهبر انقلاب در جنگ رمضان در پرتو حقوق بینالملل» با ارائه دکتر نادر اخگری، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و نقد دکتر مجید مسعودی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
در ابتدای این جلسه دبیر علمی نشست، دکتر سید محمد سعید طاهری موسوی بیان کرد: ترور یا بعبارت دیگر قتل سیاسی یک رهبر بزرگ سیاسی و دینی در محل کار سیاسی، دینی و حکومتی، آنهم بطور مستقیم و با استفاده از تسلیحات نظامی یک اقدام جنایت آمیز دهشت بار بی سابقه تاریخی است که حتی توسط مغول ها و بدسابقه ترین جنایت کاران تاریخ نیز رخ نداده است. بررسی ابعاد حقوقی این جنایت عظیم از دید حقوق بین الملل که بهترین ابزار بررسی یک اقدام جنایتکارانه بین المللی است، موضوع این نشست علمی است. این اقدام بی سابقه دارای دست کم 7 عنوان جنایتکارانه از دید حقوق بین المللی است که هر کدام می تواند مستقلا یک کشور را در مقابل شورای امنیت سازمان ملل قرار دهد و اقدام بین المللی تنها نهاد بین المللی که ادعای تامین صلح و امنیت را دارد باعث شود:
در ادامه جلسه دکتر نادر اخگری اظهار کرد: هدف قرار دادن رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنهای که همزمان دارای جایگاه سیاسی عالی در ساختار حکومتی کشور و نیز مرجعیت دینی در جامعه است، از منظر حقوق بینالملل ابعاد پیچیدهای دارد. این موضوع را میتوان از دو جنبه اصلی حقوقی مورد بررسی قرار داد: نخست، از منظر اقدام علیه رهبر سیاسی یک دولت، و دوم، از منظر تعرض به یک مرجع دینی. زیرا چنین شخصیتی هم نماینده حاکمیت سیاسی یک کشور محسوب میشود و هم مرجع مذهبی بخشی از جامعه است. بر این اساس، تحلیل حقوقی این موضوع تنها به چارچوب قواعد مربوط به ممنوعیت توسل به زور در حقوق بینالملل محدود نمیشود، بلکه از جنبههای دیگری نیز قابل ارزیابی است.
اقدام علیه شخصی با چنین جایگاه دوگانهای، هم میتواند در قالب ترور یا حذف فیزیکی رهبران سیاسی یک دولت تحلیل شود و هم بهعنوان تعرض به رهبران دینی و پیامدهای آن در چارچوب حقوق بینالملل حقوق بشر، به ویژه در ارتباط با آزادی دین و عقیده، مورد توجه قرار گیرد. این پیچیدگی ناشی از نقش دوگانه سیاسی و مذهبی چنین افرادی است که هرگونه اقدام علیه آنان را نه تنها در سطح روابط بینالدولی، بلکه در حوزههایی مانند آزادی دین، امنیت مذهبی و انسجام اجتماعی نیز دارای تأثیرات گسترده میکند.
از منظر حقوق بینالملل، بررسی این موضوع مستلزم درنظرگیری همزمان چندین چارچوب حقوقی است، از جمله قواعد مربوط به منع توسل به زور، اصول حاکم بر حاکمیت دولتها، حقوق بینالملل بشردوستانه و نیز تعهدات ناشی از حقوق بینالملل حقوق بشر. در شرایطی که چنین اقدامی خارج از چارچوب یک مخاصمه مسلحانه مشروع رخ دهد و به یک دولت منتسب باشد، میتوان آن را از منظر اصل منع توسل به زور و احترام به حاکمیت سرزمینی دولتها ارزیابی کرد. حتی در وضعیت مخاصمه مسلحانه نیز مشروعیت هدفگیری، تابع شرایط دقیق حقوق بشردوستانه، از جمله اصول تفکیک، تناسب و ضرورت نظامی است.
علاوه بر این، با توجه به حق بنیادین حیات و آزادی دین و عقیده برای هر فرد، تحلیل چنین اقداماتی ناگزیر به حوزه حقوق بشر نیز کشیده میشود، به ویژه زمانی که تأثیرات آن فراتر از فرد هدف گرفته شده و جامعه پیروان یک مذهب یا یک گروه اجتماعی خاص را تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه، بررسی حقوقی این موضوع نیازمند رویکردی جامع و میانرشتهای در چارچوب حقوق بینالملل است؛ رویکردی که بتواند همزمان ابعاد حاکمیتی، انسانی و مذهبی موضوع را در نظر بگیرد و از تقلیل آن به تحلیلی صرفاً امنیتی یا سیاسی پرهیز کند.
در ادامه نشست دکتر مجید مسعودی نکاتی را بیان کرد و گفت: توجه به نگاه آمریکایی و توجیهات آنها برای مقابله با قرائت جنایت آمیز آنها: توسل به قوانین بین المللی برای محاکمه جنایتهای ارتکابی توسط رژیم جنایت کار آمریکا اصولا به نتیجه نمی رسد و باید در جستجوی اقدامات متقابل بود.
فقدان ضمانت اجرای لازم در حقوق بین الملل: علت نگاه دیگر به این جنایت، عدم وچود ضمانت اجرای لازم برای رسیدگی به جرم های جنایی بین المللی است، مگر در مورد برخی جرم ها با رسیدگی اعضای شورای امنیت. عدم عضویت ایران در دادگاه جنایی بین المللی این مسئله را مضاعف کرده است.
لزوم توجه به عناصر چندگانه جنایت ترور رهبر شهید انقلاب: اقدامات جنایت آمیز آمریکا در ترور رهبر شهید انقلاب، دارای عناصر چندگانه و عناوین مجرمانه مختلف است که هر کدام مستقلا قابل رسیدگی است.
تلاش در اقدام متناسب در عرصه بین المللی برای تقاص خون رهبر شهید و سایر شهدا: برای اعمال حق ایران بر پاسخ مناسب و متناسب به اقدامات آمریکا راهی جز اقدامات مشابه نمی ماند.
در پایان این نشست نیز دکتر اخگری در پاسخ به نقد دکتر مسعودی افزود: با پذیرش اصل عدم وجود ضمانت اجرا برای قوانین بین المللی، اساسا راهی جز حقوق بین الملل وجود ندارد، زیرا رسیدگی به این موارد برای ایران که به اصل احترام به تعهدات بین المللی تکیه می کند، نوعی تکلیف به حساب می آید و در قالب حقوق بین الملل تحقق حقوق ایران امکان پذیرتر است، گرچه نباید در ابداع مفاهیمی که غربی ها برای اعمال تصمیمات خود انجام می دهند، مانند دفاع پیش دستانه و … که فاقد قاعده یا قانون بین المللی است نباید راه افراط را در پیش گرفت و توجه به این اصول خلاف حقوق بین المللی است.
با توجه به اقدامات تروریستی دولت آمریکا و عدول از تمامی قوانین بین المللی و بخصوص مخالفت با منشور سارمان ملل ایران با توجه به حقوق خود در فضای بین المللی اقدامات نظامی متناسبی را انجام داده و می دهد. تحقق همه حقوق ایران در فضای نابرابر بین المللی که فاقد ضمانت اجرای مناسب است، تحقق عدالت الهی در این زمینه را به تنها امید ایران تبدیل شده است که انشالله با ظهور حضرتش پرچم عدالت جهانی را بر جهان برافراشته نماید.