به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، هفتمین کرسی علمی ـ ترویجی سال 1405 با موضوع «از نص تا مناسک؛ تحول فهم غدیر در دوره آلبویه» ارائه دکتر احمد فلاحزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و نقد دکتر طاووسی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
دکتر فلاحزاده در این نشست تأکید کرد: دوره آلبویه (321ـ447ق) را میتوان یکی از مهمترین ادوار در بازخوانی، تثبیت و بسط معارف مربوط به غدیر در سنت امامیه دانست. به باور ایشان، در این دوره، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی نسبتاً مساعد، امکان بیشتری برای طرح علنی فضائل اهلبیت(ع) و بازتفسیر میراث روایی شیعه فراهم شد و همین امر موجب شد که غدیر از سطح یک «نص تاریخی ـ روایی» فراتر رود و به عرصه «مناسک»، «هویت مذهبی» و «تفسیر سیاسی ـ اجتماعی» وارد شود.
ایشان در تبیین این مدعا، نخست به جایگاه علمای بزرگ شیعه، یعنی شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی اشاره کرد و این دوره را از حیث تدوین و ساماندهی روایات غدیر، دورهای ممتاز خواند. به گفته ایشان، شیخ کلینی در الکافی با تأکید بر تواتر حدیث غدیر، واژه «مولی» را در معنای «اولی به تصرف» و «رئیس مطاع» مورد توجه قرار داده است. همچنین شیخ صدوق در الأمالی و دیگر آثار خود، با نقل مجموعهای از روایات ائمه(ع)، در تبیین روایی غدیر نقشآفرینی کرده و شیخ طوسی نیز در آثاری چون الأمالی و مصباح المتهجد، غدیر را در قالبی فقهی، اعتقادی و آیینی بازنمایی کرده است.
دکتر فلاحزاده در ادامه تصریح کرد: روایات و متون امامیه در دوره آلبویه، در چند محور مهم قابل تحلیلاند:
از این منظر، غدیر در این دوره صرفاً یک گزارش تاریخی یا یک فضیلتگویی مذهبی نیست، بلکه به مؤلفهای هویتساز در تعریف تشیع تبدیل میشود.
ارائهکننده در بخش دیگری از سخنان خود، نقش سید رضی و سید مرتضی را در این تحول برجسته ارزیابی کرد و اظهار داشت: ایشان با بهرهگیری از ظرفیتهای بلاغی، ادبی و کلام عقلی، غدیر را از یک روایت نقلی صرف به یک اصل استدلالی و هویتی ارتقا دادند. به اعتقاد ایشان، در این دوره غدیر نهتنها مرز میان تشیعِ قائل به نص و دیگر دیدگاههای قائل به شورا یا انتخاب را روشن میکرد، بلکه بهتدریج واجد دلالتهایی درباره حق حاکمیت شیعی نیز میشد.
دکتر فلاحزاده همچنین با اشاره به آثار برخی از عالمان اهل سنت، از جمله حاکم نیشابوری، طبرانی، خطیب بغدادی و ابونعیم اصفهانی، یادآور شد: اصل صدور حدیث غدیر در بسیاری از این منابع انکار نشده و محل اختلاف بیش از هر چیز در تفسیر واژه «مولی» بوده است؛ بدین معنا که در حالیکه عالمان شیعه آن را به معنای سرپرست و صاحباختیار میفهمیدند، بسیاری از اهل سنت آن را به معنای دوست، یاور یا اولی به محبت تفسیر میکردند. بر پایه این تحلیل، حضور حکومت آلبویه سبب شد غدیر از حوزه نص و فضیلت به عرصه هویت، مناسک و تا حدی خوانش سیاسی از تشیع انتقال یابد.
دکتر طاووسی در مقام نقد، ضمن اذعان به اهمیت موضوع و نوآوری نسبی آن، چند نکته انتقادی را مطرح کرد:
همچنین دکتر طاووسی یادآور شد: مطالب نقلشده توسط شیخ طوسی و دیگر عالمان این دوره، لزوماً به معنای تولید اصل محتوا توسط آنان نیست، بلکه بخش مهمی از آن برگرفته از میراث پیشین است. از این رو، در تعبیرهایی مانند «تولید ادبیات غدیر» باید دقت بیشتری به خرج داد.
وی در پایان افزود: برخی پیشفرضهای طرح، از جمله این فرض که غدیر در این دوره به عیدی با ابعاد هویتی و سیاسی تبدیل شده، نیازمند استناد تاریخی گستردهتر است. افزون بر این، از نظر اجرایی نیز فرصت جلسه برای تبیین تفصیلی موضوع و پاسخگویی کافی نبود و فضای گفتوگو در برخی لحظات، از بحث علمی آرام فاصله میگرفت.
دکتر فلاحزاده در پاسخ به نقدهای مطرحشده، نخست تصریح کرد: مقصود ایشان هرگز خلق اصل غدیر یا جعل سنت غدیری در دوره آلبویه نبوده است. به گفته وی، اصل واقعه غدیر، دلالتهای آن در سنت شیعی، و حتی برخی ابعاد آیینی و هویتی آن، در دورههای پیشین و در زمان ائمه(ع) نیز سابقه داشته و این مسئله محل مناقشه نیست. آنچه در این تحقیق مورد تأکید قرار گرفته، تحول در صورتبندی، کارکرد و نهادینهسازی این میراث در دوره آلبویه است.
ایشان در پاسخ به اشکال مربوط به شباهت با نظریات مستشرقان، خاطرنشان کرد: تفاوت بنیادین این طرح با رویکرد خاورشناسان در این است که مستشرقان غالباً چنین تحولات را ناشی از جعل یا برساخت متأخر میدانند، حال آنکه در این پژوهش سخن از توسعه نصوص موجود در پاسخ به شرایط زمانه است، نه جعل اصل سنت. به عبارت دیگر، بخشی از مواد این گفتمان از کتابهای کهن و سنتهای پیشین به دوره آلبویه رسیده بود و عالمان این عصر آنها را نقل، تنظیم و تبیین کردهاند؛ و بخش دیگر، در قالب پاسخ به شبهات و نیازهای نوپدید، بسط یافته است.
در خصوص تعبیر «تولید»، دکتر فلاحزاده توضیح داد: مراد از این واژه، «ابداع از صفر» نیست، بلکه نظامبخشی، بازتفسیر و گفتمانسازی تازه است. از این منظر، حتی اگر شیخ طوسی و دیگر عالمان این دوره بر پایه آثار گذشتگان سخن گفته باشند، باز هم نقش آنان در تبدیل غدیر به یک بحث سامانیافته فقهی، کلامی و هویتی قابل انکار نیست. وی در ادامه افزود که پیشفرض اصلی طرح این بوده است که غدیر در این دوره از سطح یک عنصر هویتی، به عیدی با ابعاد سیاسی و فقهی نیز ارتقا یافته است؛ از جمله در برخی مباحث مربوط به آداب و احکام روز غدیر، میتوان مشاهده کرد که نگاه فقهی به این مناسبت تقویت شده و همین امر نشان از تحول در جایگاه اجتماعی آن دارد.
دکتر اکبر باقری، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و دبیر علمی نشست، در جمعبندی نهایی اظهار داشت: موضوع طرحشده از حیث علمی، واجد ظرفیت قابل توجهی برای توسعه در مطالعات تاریخی، حدیثی و کلامی تشیع است. به گفته وی، نقطه قوت اصلی ارائه در آن است که کوشیده است غدیر را نه فقط به عنوان یک نص روایی، بلکه به مثابه پدیدهای دارای تحول معنایی، کارکردی و آیینی در بستر تاریخ اجتماعی تشیع تحلیل کند. این نگاه، در صورت تکمیل و استناددهی گستردهتر، میتواند افق تازهای برای فهم نسبت میان حدیث، هویت مذهبی و مناسک دینی بگشاید.
در عین حال، دبیر علمی تأکید کرد که نقدهای مطرحشده نیز حائز اهمیت است و لازم است در نگارش نهایی، پیشینه تاریخی غدیر پیش از دوره آلبویه بهصورت روشنتر و مستندتر عرضه شود تا تمایز میان «امتداد سنت پیشین» و «تحول در دوره آلبویه» به خوبی آشکار گردد. همچنین پیشنهاد شد که در کاربرد برخی تعابیر، از جمله «تولید ادبیات غدیر»، دقت مفهومی بیشتری صورت گیرد تا امکان سوءبرداشت کاهش یابد.
بر این اساس، جمعبندی نهایی نشست آن است که نظریه دکتر فلاحزاده را باید ناظر به تحول در فهم، تفسیر، مناسک و کارکرد اجتماعی ـ سیاسی غدیر در دوره آلبویه دانست، نه ناظر به انکار پیشینههای کهن این سنت. از منظر دبیر علمی، اگر این نظریه با پیشینهپژوهی دقیقتر، شواهد تاریخی گستردهتر و تفکیک روشمند میان «اصل سنت» و «مرحله نهادینهسازی و گفتمانسازی» همراه شود، میتواند بهعنوان پژوهشی جدی و قابل اعتنا در حوزه مطالعات غدیر و تاریخ تشیع عرضه شود.