به گزارش روابط عمومی دانشگاه، میزگرد تخصصی «اندیشهها و رویکردهای نوین در عرصه غدیرپژوهی» با حضور و سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی (رئیس بنیاد بینالمللی امامت و رئیس انجمن امامت)، دکتر امداد توران (عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب) و دکتر سعید طاووسی مسرور (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) برگزار گردید. دبیری علمی این نشست را دکتر محمد جاودان، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، بر عهده داشت.
تأکید بر گذار از نگاه سنتی به رویکردهای نوین در غدیرپژوهی
دکتر محمد جاودان، دبیر علمی نشست، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ اخیر بهویژه امام شهید، رهبر معظم انقلاب و یاران شهیدشان، و همچنین تبریک ولادت امام هادی (علیهالسلام) و عید سعید غدیر خم، گفت: غدیر را میتوان جانمایه تشیع دانست. منصوب کردن حضرت علی (علیهالسلام) توسط پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به عنوان مولای مؤمنان، خط مشی آینده جامعه اسلامی را ترسیم کرد.
وی افزود: غدیر، اتفاقی تاریخی نیست که صرفاً به اثبات و دفاع از آن بسنده کنیم؛ بلکه غدیر، افقی برای ساخت تمدنی مبتنی بر عدالت، معنویت و عقلانیت است. آینده غدیرپژوهی از آن کسانی است که جرات عبور از چرخه تکرار جدالها را داشته و این گوهر گرانبها را در قالبها و زبانهای جدید، به عنوان راهحلی برای مسائل و بحرانهای درون جامعه تشیع، امت اسلامی و حتی جهان پیچیده امروز ارائه دهند.
دکتر جاودان با اشاره به اینکه جریان اصلی پژوهشهای غدیری طی ۱۴ قرن گذشته غالباً در چارچوبی سنتی و معطوف به مباحث اثباتگرایانه باقی مانده است، خاطرنشان کرد: این امر بسیار لازم و بجا بوده، ولی اکنون برای پاسخ به نیاز نسلی که از ذهنی و زبانی نو برخوردار است، غدیرپژوهی نیازمند گذار به افقهای جدید و تحولات جدی امروزین است.
نقد آثار مستشرقان و ضرورت بازخوانی روششناختی غدیرپژوهی
در ادامه این میزگرد، دکتر سعید طاووسی مسرور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با تبریک اعیاد شعبانیه و عید سعید غدیر خم، از دانشگاه ادیان و مذاهب به دلیل اهتمام به امر غدیر تقدیر کرد.
دکتر طاووسی با اشاره به سابقه پژوهشی خود در رشته تاریخ تشیع از دهه ۸۰ تاکنون، اظهار داشت: در طول این سالها با پژوهشها، کتابها و منابع متعددی مواجه شدم که نشان میدهد هنوز کارهای بسیاری در حوزه غدیر میتوان انجام داد و جای کار فراوان است. هرچند زحمات ارزشمندی مانند آثار علامه امینی و دیگران در این عرصه انجام شده، اما حوزههای مغفول بسیاری باقی مانده است.
وی یکی از مهمترین حوزههای مغفول را بررسی آرای خاورشناسان و شیعهپژوهان غربی درباره غدیر و نوع برخورد ایشان با این واقعه عظیم تاریخی دانست و گفت: چه رویکردهای منفی و چه رویکردهای مثبت مستشرقان در این زمینه، همه نیازمند بررسی و نقد جدی است. آرای برخی از بزرگان خاورشناسی در باب غدیر همچنان جای کار فراوان دارد.
دکتر طاووسی با نقد جدی برخی از آثار مستشرقان، به کتاب هانس هالم اشاره کرد و گفت: این کتاب که توسط دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده، از جمله آثاری است که با کمال تأسف رویکردی غیرعلمی و بیانصافانه به حدیث غدیر دارد. در این کتاب ادعا شده که واژه «مولی» در حدیث غدیر هر معنایی میتواند داشته باشد جز جانشینی، در حالی که این ادعا فاقد هرگونه مبنای علمی، لغوی و پژوهشی است. آیا یک مستشرق میتواند بدون ارائه هیچ مستندی از کتب لغت یا تحلیل ادبی، چنین ادعای جسورانهای مطرح کند؟
این استاد دانشگاه با اشاره به نمونهای دیگر از سفرنامههای غربیان به ایران، گفت: خانم دیلافوا، باستانشناس فرانسوی که در زمان ناصرالدین شاه قاجار به ایران آمد، در کتاب خود با انصاف بیشتری اعتراف میکند که در دعوای شیعه و سنی، حق با ایرانیان شیعه است و تصریح میکند که پیامبر اکرم، حضرت علی (علیهالسلام) را تعیین کرده بود. او همچنین به سنت جالبی اشاره میکند که ایرانیان وصیت میکردند پیکرشان را به وادیالسلام منتقل کنند تا در جوار امیرالمؤمنین باشند، در حالی که هرگز سنیای را ندیده که وصیت کند جنازهاش را به پیش خلفای دیگر ببرند. این نشاندهنده عمق اعتقاد شیعیان به ولایت است.
دکتر طاووسی با اشاره به کتاب در دست انتشار خود با عنوان «امامان شیعه از منظر خاورشناسان و شیعهپژوهان غربی» (از آغاز تا ۲۰۰۹ میلادی) که به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر خواهد شد، افزود: در این کتاب، برای هر امام فصلی اختصاص داده شده است. در فصل مربوط به امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، مشخصاً مسئله جانشینی پیامبر را مورد بررسی قرار دادهایم. متأسفانه نگاه غالب مستشرقان به جانشینی پیامبر، نگاهی صرفاً سیاسی و تقلیلگرایانه است که خلافت را به مسئله نزاع قدرت فرو میکاهد، در حالی که ولایت امری بسیار فراتر از سیاست و حکومت است و ابعاد وجودشناختی، معنوی، اخلاقی و هدایتی گستردهای دارد.
وی در ادامه به آثار ویلفرد مادلونگ، خاورشناس برجسته آلمانی و نویسنده کتاب «جانشینی حضرت محمد» اشاره کرد و گفت: هرچند در قم نگاه بسیار منفی به این کتاب وجود دارد و جلسات و نشستهای متعدد و حتی مقالات علمی-پژوهشی فراوانی در رد آن منتشر شده است، اما من معتقدم این کتاب حداقل دو نکته بسیار مثبت و قابل تأمل دارد.
دکتر طاووسی در تبیین این دو نکته گفت: نخست آنکه مادلونگ این سؤال اساسی را مطرح میکند که آیا اساساً میتوان مسئله جانشینی پیامبر را از قرآن پاسخ گرفت؟ این سؤال از یک خاورشناس غربی بسیار ارزشمند است. او در این کتاب تلاش میکند با استناد به حدود ۵۰ آیه قرآن، پاسخی قرآنی به مسئله جانشینی ارائه دهد. دوم آنکه مادلونگ برخلاف بسیاری از مستشرقان دیگر که منابع تاریخی اسلامی را ایدئولوژیک و گزینشی میدانند، به این منابع اعتبار میبخشد و معتقد است با روششناسی صحیح میتوان به حقیقت تاریخ صدر اسلام نزدیک شد.
این محقق و استاد دانشگاه همچنین به مقاله رابرت گریف اشاره کرد و گفت: گریف معتقد است که پیش از مادلونگ، غرب اصلاً توجهی به غدیر نداشت و آن را صرفاً یک قصه کهن و یا یک متن ادبی تلقی میکرد. این مادلونگ بود که توجه به غدیر را در غرب احیا کرد و نشان داد که میتوان نگاههای جدیدی به مسئله جانشینی پیامبر داشت. از دیگر نکات مثبت مادلونگ، دفاع از یکپارچگی قرآن در برابر مستشرقانی بود که آیات قرآن را جابجا میکردند، و نیز نقد جدی نظریه یوزف شاخت که معتقد بود احادیث اصلاً متعلق به قرن دوم هستند.
دکتر طاووسی در ادامه با اشاره به ضرورت استفاده از متون تاریخی به زبانهای سریانی، آرامی، ارمنی، حبشی و پهلوی گفت: ما در ایران هنوز دانشجوی تاریخ اسلام را با این زبانها آشنا نمیکنیم، در حالی که غربیها با استفاده از همین متون، روایتهایی از تاریخ اسلام تولید میکنند که گاه علیه ما و گاه به نفع ما قابل استفاده است. به عنوان نمونه، در یک متن تاریخی ارمنی به صراحت آمده است که «معاویه علی پارسی را کشت». یا در متن سریانی «تاریخ خوزستان» که متعلق به سال ۶۶۰ میلادی است، یک مسیحی به سریانی مینویسد که مرکز مسلمین مکه است و کعبه را حضرت ابراهیم ساخته است. این متون میتواند شواهد محکمی در مناقشات تاریخی ارائه دهد، اما افسوس که ما ابزار بهرهگیری از آنها را نداریم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به غفلت از ظرفیت ادبیات فارسی در غدیرپژوهی اشاره کرد و گفت: در حالی که مرحوم علامه امینی در کتاب ارزشمند «الغدیر» بیشتر به شواهد ادبیات عرب توجه کرده، ما گنجینه بسیار غنی از اشعار فارسی درباره غدیر داریم که نه جمعآوری شده و نه دستهبندی و تحلیل گردیده است. به عنوان نمونه، اشعار ایرج میرزای قاجار درباره غدیر یا اشعار شهریار که ابعاد اگزیستانسیال و عاطفی غدیر را به تصویر کشیده، نشان میدهد که ادبیات فارسی چه ظرفیت عظیمی برای تبیین پیام غدیر دارد.
دکتر طاووسی همچنین به پژوهش در منابع اهل سنت و زیدیه اشاره کرد و گفت: در کتاب «فضائل الصحابه» احمد بن حنبل، بارها حدیث غدیر با عبارت «یوم غدیر خم» نقل شده و محقق کتاب نیز به صحت آن تصریح کرده است. یا در کتاب «البروج فی اسماء امیرالمؤمنین» تألیف ابنالوزیر از علمای بزرگ زیدیه در قرن نهم، بیش از ۲۰۰ لقب برای امیرالمؤمنین با استناد به قرآن و سنت جمعآوری شده و از جمله لقب «مولی المسلمین» که تصریح شده مستند به حدیث متواتر غدیر است. این نشان میدهد که حتی در میان زیدیان، حدیث غدیر نصِّ امامت تلقی میشده است.
این استاد دانشگاه در پایان با تأکید بر ضرورت پژوهش در مورد مبلغان و مروجان غدیر در صدر اسلام، به افرادی مانند عمار یاسر، ابوطفیل عامر بن واثله (آخرین صحابی از دنیا رفته) و هوشی بن جناده (صحابی گمنام و راوی مهم حدیث غدیر) اشاره کرد و گفت: این بزرگواران در سختترین شرایط فشار و تقیه، حدیث غدیر را فاش کردند و به ما رساندند، اما متأسفانه بسیاری از شیعیان حتی نام هوشی بن جناده را نشنیدهاند. حضرت امیر (علیهالسلام) در رهبه کوفه فرمود هرکس غدیر را شنیده و به یاد دارد شهادت دهد. چند نفر از کبار صحابه برخاستند، اما برخی که بلند نشدند به نفرین حضرت دچار عذاب شدند. اینها همه نشان میدهد که هنوز پژوهشهای فراوانی درباره ابعاد مختلف غدیر، از خاورشناسی گرفته تا ادبیات و تاریخ، باید انجام شود و غدیرپژوهی نیازمند روشهای نوین و نگاههای میانرشتهای است.
در ادامه میزگرد تخصصی «اندیشهها و رویکردهای نوین در عرصه غدیرپژوهی» حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی، رئیس بنیاد بینالمللی امامت و رئیس انجمن امامت، با اشاره به فعالیتهای بنیاد بینالمللی امامت در جلب، حمایت و هدایت پایاننامههای طلاب و پژوهشگران گفت: ما تا حدود ۳۰۰ عنوان پایاننامه را در مراحل مختلف ایدهپردازی، تبیین و تصویب دنبال میکنیم. هدف ما این است که هر دستاورد، ایده، نکته، اشکال و شبههای که در این جلسه مطرح شود، ثبت و ضبط گردد و با همکاری مجموعههایی مانند دانشگاه ادیان و مذاهب، بتوانیم گامی در جهت توسعه و تکمیل غدیرپژوهی برداریم.
دستهبندی سهگانه مباحث جدید غدیرپژوهی
رئیس انجمن امامت با اشاره به اینکه مجموعه مباحث قابل طرح در حوزه غدیرپژوهی را میتوان به سه دسته عمده تقسیم کرد، گفت: دسته اول، تنقیح و تکمیل مباحث غدیرپژوهی سنتی است. اگرچه در دو سه دهه اخیر کارهای خوب و شایستهای در این زمینه صورت گرفته، اما هنوز کارهای فراوان دیگری وجود دارد که باید انجام شود.
وی افزود: برای بررسی دقیقتر این دسته، میتوان به مسئله غدیر از چهار لایه نگاه کرد: غدیر به عنوان یک رویداد (مطالعات تاریخی)، غدیر به عنوان یک متن (مطالعات نسخهپژوهی)، غدیر به عنوان یک کلام (که با متن تفاوت دارد و شامل القا، تفهیم و تفاهم است)، و غدیر به عنوان یک اندیشه (بحثهای کلامی). متأسفانه در همه این چهار لایه، خلأهای پژوهشی جدی وجود دارد.
دکتر سبحانی با تأکید بر ضرورت ارائه منابع مرجع قابل قبول برای جهان امروز خاطرنشان کرد: فهم ما از غدیر باید یک بار با استفاده از همه این لایههای مختلف ارائه شود. ما هنوز مهمترین حادثه تاریخ تشیع را به صورت بنیادین، عمیق، روشن و منظم بازخوانی و کاوش نکردهایم.
پنج حوزه مطالعاتی جدید در غدیرپژوهی
دکتر سبحانی در ادامه به معرفی پنج حوزه مطالعاتی جدید پرداخت که میتواند به واقعه غدیر و حوزه مطالعات امامت کمک شایانی کند:
حوزه اول: مطالعات تاریخی جدید شامل سندپژوهی، گزارشپژوهی، صنعتپژوهی، مدلکاوی و … . وی با اشاره به پیشرفتهای روششناختی در این زمینهها گفت: در مطالعات امروز، هم به لحاظ منابع و هم به لحاظ شیوههای نگاه به واقعه تاریخی، افزودههای فراوانی نسبت به روشهای گذشته (که صرفاً رجالی یا مبتنی بر قرائن درونی و بیرونی بود) صورت گرفته است. حوزه دوم: معناشناسی متن.
وی با اشاره به تحولات دانش زبانشناسی از دوره سوسور تاکنون و ظهور معناشناسی شناختی و میدانهای معنا، گفت: اگر این روشهای کاملاً تکنیکال و بیطرفانه بر روی خطابه غدیر و واژه کلیدی «مولی» اجرا شود، دیگر کسی نمیتواند ادعا کند که «شما شیعه هستید، از روی تعصب میگویید». متن است و اصول علمی؛ هر کسی این روشها را اجرا کند، همان نتیجه را خواهد گرفت. حوزه سوم گفتمانپژوهی است. مطالعات مربوط به دیسکورس و توجه به متن به عنوان یک کل در بستر پیچیده و مرتبط با عوامل مختلف. حوزه چهارم جامعهشناسی تاریخی است.
دکتر سبحانی با اشاره به ضرورت جریانشناسی مناسبات و پیوندهای اجتماعی عصر صدور حدیث غدیر گفت: تا نتوانیم جامعهشناسی دقیقی از جهان آن روز ارائه دهیم، بسیاری از سؤالات غدیری پاسخ خود را پیدا نخواهند کرد. نمونه موفق این رویکرد، کار ابن خلدون است که با نگاه جامعهشناختی تاریخی، تحلیل تازهای از مسئله خلافت ارائه داد. حوزه پنجم: پیامپژوهی غدیر است.
رئیس بنیاد بینالمللی امامت با تأکید بر جنبههای وجودشناختی، انسانی و عاطفی غدیر گفت: غدیر فقط یک رویداد تاریخی یا بحث کلامی نیست؛ غدیر پیامهایی برای هویت انسانی، مناسبات اجتماعی، معنای زندگی و حل آسیبهای جامعه مدرن دارد.
نقد نگاه انتزاعی و ضرورت کلنگری در مطالعات اسلامی
دکتر سبحانی در بخش دیگری از سخنان خود به نقد نگاه انتزاعی و تجزیهگرایانه در مطالعات اسلامی پرداخت و گفت: یکی از آفات جدی پژوهشهای دینی ما، نگاه بریده از واقعیت و انتزاعاندیشی افراطی است. متأسفانه ما همچنان در دام منطق ارسطوییِ صرف گرفتار آمدهایم و از روشهای استقرایی، تجربی و واقعیتبنیان غافل میمانیم.
وی با اشاره به تعبیر شهید صدر مبنی بر «نگاه تجزیعی، جزءنگری» در مقابل «کلنگری» افزود: اگر بتوانیم یک پدیده را در بستر کل خود ببینیم، معنایش تغییر میکند، افقش تغییر میکند. پیامپژوهی غدیر باید توأم با نگاه کلنگرانه، منظومهاندیشانه و توجه به همه ساحات غدیر باشد.
غدیر، پیامهایی فراتر از مرزهای شیعه و اسلام
دکتر سبحانی با اشاره به حدیث منشور از امام رضا (علیهالسلام) که ابعاد پنجگانه تاریخی، انسانی، جهانی، آیندهنگرانه و عاطفی امامت را تبیین میکند، گفت: امام رضا (علیهالسلام) میفرمایند «امام پدری رئوف، مادری است که از مادر به فرزند نزدیکتر است». این یک رابطه ایمانی، قلبی، انسانی و عاطفی است. چرا نمیتوانیم پیام غدیر را چنان بگوییم که یک انسان ملحد یا سکولار نیز آن را بفهمد؟
وی افزود: غدیر فقط مالِ شیعیان نیست، مالِ فقط مسلمانان نیست؛ غدیر مالِ همه انسانیت است. امروز یک شهروند آمریکایی در روز غدیر باید بتواند با هموطنان خود درباره غدیر سخن بگوید. ما باید با هندوها، بوداییها و پیروان همه ادیان بتوانیم درباره پیام غدیر گفتگو کنیم. غدیر پیام آزادی، انسانیت و عدالت است. اگر پیام غدیر گسترش یافته بود، بشریت به نقطهای نمیرسید که به نام انسانیت و آزادی و عدالت، بدترین جنایتها را مرتکب شود.
رئیس انجمن امامت با انتقاد از غفلت از ظرفیتهای عظیم غدیر در جامعهپردازی و خانوادهپردازی گفت: ما خانواده غدیری نداریم، جامعه غدیری نداریم، روابط بینالملل مبتنی بر ارزشهای غدیری نداریم. در ایام غدیر، دهها موکب در خیابانها برپاست، اما آیا میتوانیم از زبان غدیر و پیام غدیر برای مردمی که ساعتها ایستادهاند و پرچم تکان میدهند، حرف بزنیم؟ آیا میتوانیم مشکلات امروز دنیا را با مسئله غدیر پیوند بزنیم؟
ضرورت نگاه منظومهای و جامع به غدیر
دکتر سبحانی در پایان با تأکید بر ضرورت نگاه منظومهای و جامع به غدیر، گفت: اگر غدیر را در بستر کل قرآن قرار دهیم، اگر آن را در متن سنت نبوی ببینیم، اگر آن را به عنوان یک فرایند تاریخی پویا و داینامیک تحلیل کنیم، هم ابعاد غدیر بیشتر میشود، هم شبهات پاسخگویی پیدا میکند و هم غدیر در مکانت واقعی خود مینشیند.
وی با اشاره به پژوهشهای انجام شده در زمینه «امامت علوی در سیره نبوی» و پژوهشهای مرتبط در منابع اهل سنت گفت: اینها آغاز یک حرکت جامعاندیشی نسبت به غدیر است. اگر غدیر در بستر کل سنت پیامبر مطرح شود، کسی که غدیر را انکار میکند، در واقع کل سنت را انکار کرده است.
در ادامه نیز دکتر امداد توران، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، به بیان نکات کلیدی درباره خلأ موجود در غدیرپژوهی پرداخت.
بررسی خلأ روششناختی در کلام امامیه
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به سنت طولانی کلام امامیه در بحث امامت، گفت: در کلام امامیه، ما یک بحث «امامت عامه» داریم (که در آن از شروط امامت، راههای شناخت امام، نصب، علم، عصمت، افضلیت و مقومات امامت سخن گفته میشود، بدون اینکه از مصادیق نام برده شود) و یک بحث «امامت خاصه» (که باید نشان دهیم چه کسانی واجد این شرایط هستند). طبیعی است که بحث به امیرالمؤمنین و ادله اثبات امامت ایشان و سپس سایر ائمه میرسد.
وی افزود: حدیث غدیر، از جمله مستندات اصلی در این زمینه است. عالمان امامیه در طول تاریخ — از میر حامد حسین و علامه امینی در «الغدیر» تا پژوهشهای معاصر مانند کتاب «المنیر فی نبع الغدیر» آقای تقدمی — این بحث را به لحاظ اعتبار سندی و دلالی به خوبی پیش بردهاند. محصل این بحثها اثبات این مطلب است که امیرالمؤمنین همان امامی است که اوصافش در بحث امامت عامه بررسی شده است.
تفکیک امامت تطبیقی از امامت تبیینی
دکتر توران با تفکیک دو رویکرد «امامت تطبیقی» و «امامت تبیینی» خاطرنشان کرد: رویکرد امامت تطبیقی (که مخاطبان آن مخالفان اعتقادی هستند) موجب شده است که بخش امامت تبیینی قضیه مغفول بماند. به عبارت دیگر، ما از بس که غرق در اثبات امامت امیرالمؤمنین با استناد به حدیث غدیر شدهایم، از عمق معنای مولویت، اولویت و ولایت غافل ماندهایم.
وی ادامه داد: این سؤال برای ما کمتر پیش میآید که خود رسول خدا و ائمه (علیهمالسلام) — امیرالمؤمنین، امام صادق و دیگران — این مولویت و واقعه غدیر را چگونه تبیین کردهاند و چه ابعادی برای آن قائل بودهاند. به تعبیر دیگر، از عمق محتوایی غدیر غافل شدهایم.
ولایت به مثابه فریضه، نه صرفاً عقیده
دکتر توران با اشاره به اینکه ائمه (علیهمالسلام) فراوان و کثیراً ولایت و مولویت را به عنوان یک فریضه یاد کردهاند، گفت: در روایات، ولایت در ردیف فرایض دیگر — نماز، روزه، زکات، حج — مطرح شده و حتی به عنوان آخرین فریضه و رأس همه فرایض معرفی گردیده است. این در حالی است که ما همواره از ولایت به عنوان یک «عقیده» یاد کردهایم، نه یک فریضه.
وی افزود: ولایت هم بُعد عملی دارد و هم بُعد اعتقادی. آن بُعد اعتقادیِ امامت — یعنی پذیرش ولایت و مولویت ائمه — خود یک فریضه است، بلکه رأس همه فرایض. وقتی ما غدیر را در این چارچوب ببینیم، تازه به عمق معنای آن پی میبریم. غدیر فقط اثبات نمیکند که «علی جانشین پیامبر است»؛ این درست است، اما بسیار فراتر از این است. غدیر به ما میگوید که اصل ولایت و امامت چه نقشی در هویت دینی و انسانی ما دارد، چه نسبتی با سایر فرایض دارد و چگونه میتواند تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را سامان دهد.
دکتر توران در پایان سخنان خود تأکید کرد: این رویکرد میتواند غدیر را از یک واقعه تاریخی صرفاً اثباتگرایانه، به یک جریان زنده و پویا و همهجانبهنگر تبدیل کند. وی ابراز امیدواری کرد که این خلأ پژوهشی با همکاری نهادهایی مانند بنیاد بینالمللی امامت و دانشگاه ادیان و مذاهب مرتفع گردد.
در پایان این میزگرد تخصصی دکتر محمد جاودان، دبیر علمی نشست، به جمعبندی مباحث مطرح شده پرداخت. وی با اشاره به اینکه این کارها نیاز به روشهای نوین دارد، افزود: طبیعتاً باید بحث روششناسی و جذب کارهای مقایسهای در دستور کار قرار گیرد. بحث پیامها که استاد سبحانی فرمودند، همان چیزی است که امروزه به آن «کارکردگرایی» میگویند. پیشنیاز ما این است که ببینیم غدیر چه کارکردهایی دارد: برای منِ فرد، برای جامعه شیعه و مؤمن، برای جامعه عام جهانی، برای حکمرانی، برای نسل نو، برای خانواده، برای عرصههای مختلف.
دکتر جاودان با بیان اینکه غدیر واقعاً به یک معنا «همه چیز» است، تصریح کرد: برای شیعه، اساس امامت است. امامت یعنی سنگ بنای شیعه. همانطور که فردوسی در حماسههای ایرانی (که البته شاید انطباق کامل با واقعیت تاریخی نداشته باشد) در عین حال همه چیز را استخراج میکند — جنبههای اخلاقی، انسانی — غدیر نیز واقعاً دریایی است که برخلاف آنجا، واقعیت هم دارد؛ یک امر عینی و تاریخی است.