حجت‌الاسلام‌ والمسلمین دکتر نادم،

بررسی خطبه هشتم نهج‌البلاغه و تحلیل موضع زبیر در جنگ جمل

تاریخ انتشار:

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر نادم در ادامه سلسله جلسات تفسیر نهج‌البلاغه که در نمازخانه دانشگاه برگزار می‌شود، به تبیین و شرح بسیار مختصر خطبه هشتم نهج‌البلاغه پرداخت.

ایشان در ابتدای سخنان خود با اشاره به مباحث جلسات گذشته اظهار داشت: در جلسات پیشین به برخی از فرازهای خطبه‌های پنجم و ششم وهفتم  نهج‌البلاغه که با جنگ جمل ارتباط داشت پرداخته شد و در این جلسه به خطبه هشتم پرداخته می‌شود که با توجه  به کوتاه بودن آن، نکات عمیق و قابل تأملی دارد.

دکتر نادم با اشاره به دیدگاه شارحان نهج‌البلاغه گفت:  این خطبه را نیز شارحان نهج‌البلاغه مرتبط با حوادث جنگ جمل دانسته‌اند،

چنانکه سید رضی در معرفی این خطبه می‌نویسد: «و من کلام له علیه‌السلام للزبیر فی حال اقتضت ذلک». بر اساس این عبارت، مخاطب این سخن امیرالمؤمنین(ع) زبیر بن عوام بوده است. هرچند در متن مختصر نهج‌البلاغه نام زبیر ذکر نشده، اما از توضیح سید رضی و شواهد تاریخی می‌توان دریافت که این سخنان خطاب به زبیر در وقت خاص ایراد شده است.

ایشان با اشاره به جایگاه زبیر در تاریخ اسلام اظهار داشت: زبیر بن عوام از پیشگامان اسلام و از نخستین بیعت‌کنندگان با امیرالمؤمنین علی(ع) بود. او پسرعمه حضرت علی(ع) بود و در بسیاری از جنگ‌های مهم در کنار پیامبر اکرم(ص) حضور داشت. در منابع اهل سنت نیز روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند: «الزبیر ابن عمتی و حواریّ من امتی»؛ زبیر پسرعمه من و از حواریون امت من است.

وی ادامه داد: زبیر در ماجرای سقیفه از مدافعان امیرالمؤمنین(ع) بود، در وصیت حضرت زهرا(س) حضور داشت، از شاهدان دفن شبانه آن حضرت به شمار می‌رفت و در شورای شش نفره ای که خلیفه دوم تعیین کرد نیز تنها کسی بود که رأی خود را به امیرالمؤمنین(ع) اختصاص داد. از این رو، زبیر دارای سابقه‌ای درخشان در دفاع از ولایت و همراهی با اهل‌بیت(ع) بود. اما با وجود چنین سوابقی، در جنگ جمل در برابر امیرالمؤمنین(ع) قرار گرفت و همین مسئله همواره محل پرسش بود که چگونه فردی با آن پیشینه درخشان درچنین مسیری قرار گرفت وبیعت خود با امام را شکست، ما در سخنان پیشین اشاره کردیم که اولا فریب معاویه در او تاثیر داشت وثانیا حب جاه وحکومت نیز اورا به چنین روزی انداخت.

وی افزود: در برخی نقل‌های تاریخی آمده است که هنگامی که از زبیر درباره شکستن بیعتش با امام علی(ع) سؤال شد، او پاسخ داد که من با دستم بیعت کردم اما قلبم رضایت نداشت. بنا براین خطبه هشتم نهج‌البلاغه ناظر به این سخن او است.

این پژوهشگر نهج‌البلاغه با اشاره به فراز نخست خطبه گفت: امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:

یَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَایَعَ بِیَدِهِ وَلَمْ یُبَایِعْ بِقَلْبِهِ  زبیر می‌پندارد که با دست خود بیعت کرده و با قلبش بیعت نکرده است.

تعبیر «یزعم» در ادبیات عرب و در موارد متعددی از قرآن کریم غالباً درباره پنداری به کار می‌رود که با واقعیت مطابقت ندارد. همانند آیه شریفه «زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا» کافران پنداشتند قیامتی در کار نیست، در حالی که این پندار خلاف واقع است. امیرالمؤمنین(ع) نیز در اینجا سخن زبیر را صرفاً یک پندار می‌دانند و آن را مطابق با واقع نمی‌شمارند.

وی ادامه داد: حضرت می‌فرمایند زبیرخود اقرار می‌کند که بیعت کرده است، اما ادعا دارد که این بیعت تنها ظاهری بوده و قلب او همراه نبوده است. امیرالمؤمنین(ع) این ادعا را نمی‌پذیرند؛ زیرا چه بسا در باره بعضی از انسانها بشود چنین اعترافی را پذیرفت اما برای شخصیتی مانند زبیر که از خواص جامعه اسلامی و از یاران برجسته پیامبر(ص) و با چنان سوابقی که یاد شد بوده است، چنین ادعایی پذیرفتنی نیست.

حضرت برای غیر قابل پذیرش بودن سخن زبیر استدلال می‌کنند که اگر زبیر در ادعای خود صادق است که بیعت کرده وبیعت او ظاهری بوده است، باید دلیل روشنی بر این ادعا ارائه کند. کسی که مدعی است بیعت او واقعی نبوده، باید بر ادعای خود برهان و دلیل قانع‌کننده داشته باشد. در غیر این صورت موظف است به بیعت خود بازگردد و در صف مسلمانانی قرار گیرد که بر پیمان خویش با امام جامعه پایبند مانده‌اند.

دکتر نادم همچنین به برخی وقایع منتهی به جنگ جمل اشاره کرد و گفت: یکی از کارگزاران عثمان در یمن که توسط امیرالمؤمنین(ع) از مسئولیت خود برکنار شده بود، از مخالفان حضرت شد و امکانات خود را در اختیار سران جنگ جمل قرار داد. در همین راستا، شتر راهواری داشت به عایشه داد و گروهی را مأمور محافظت از او در مسیرمکه تا بصره کرد واین اقدامها زمینه شکل گیری سپاه جمل در مقابل امام علی(ع) را فراهم کرد.

وی در جمع‌بندی مباحث خود اظهار داشت: از مجموع این خطبه و خطبه‌های پیشین چنین استفاده می‌شود که امیرالمؤمنین(ع) تا آخرین لحظه نسبت به هدایت زبیر دغدغه داشتند و با توجه به سوابق درخشان او تلاش می‌کردند وی را از مسیر انحراف بازگردانند. لذا در این خطبه حضرت با استدلال‌های روشن یادآور می‌شوند که بیعت با من همراه با آزادی و اختیار انجام شد و هیچ اجبار و اکراهی در کار نبوده تا زبیر بخواهد با این گونه سخنان در مقابل معترضان خود را برهاند زیرا در عرب پایبندی به بیعت بسیار اهمیت داشت .

وی خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین(ع) پیش از پذیرش حکومت بارها تصریح کرده بودند که اگر مردم فرد دیگری را انتخاب کنند، ایشان اصراری بر پذیرش حکومت ندارند. بنابراین، ادعای بیعت اجباری یا بیعت بدون رضایت قلبی ووو نمی‌تواند توجیهی برای پیمان‌شکنی زبیر باشد.

دکتر نادم در پایان با اشاره به عبرت‌های این حادثه تاریخی گفت: سرگذشت زبیر نشان می‌دهد که سابقه درخشان، مجاهدت‌های گذشته و حضور در کنار پیامبر اکرم(ص) تضمین‌کننده عاقبت‌به‌خیری نیست و انسان باید همواره مراقب انگیزه‌ها، خواسته‌ها و جهت‌گیری‌های خود باشد.

وی در پایان برای همه مؤمنان از خداوند متعال درخواست کرد که همگان را در مسیر هدایت، بصیرت و سعادت ثابت‌قدم بدارد.

مطالب مشابه