امت توحیدی در خیابان
عرفه بدون کربلا، شناختی انتزاعی است؛ و کربلا بدون عرفه، حماسهای بدون پشتوانه عقلانی. زیارت در این روز به معنای تجدید میثاق با کسی است که «عرفه» را به تمام معنا در روز عاشورا محقق کرد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به نقل از جام جم آنلاین حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدمهدی تسخیری، معاون ارتباطات و امور بین الملل دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «امت توحیدی در خیابان» آورده است:
«وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ»
(به ابراهیم وحی فرستادیم که) مردم را برای زیارت خانۀ ما ندا در ده و اعلام کن (یعنی مردم را به حج خانۀ خدا بخوان) تا مردم پیاده و سوار بر هر شتر لاغری (رنج و تعب سفر دیده) از هر راه دوری به سوی تو و به قصد زیارت خدا بیایند.
نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن بیان علل فرائض الهی، درباره علت وجوب حج فرمود: حج معادل همه شریعت است، یک مدل کوچک از اسلام بزرگ است. گویا خداوند اراده کرده که اسلام با همه ابعاد در یک عبادت جمع کند تا حاجی یکباره کل اسلام را به طور خلاصه تجربه نماید.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلی قابِلٍ إِلاَّ أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ؛ کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمیشود، مگر اینکه [روز] عرفه را درک کند.»
روز عرفه، قلهی معرفت و عید قربان، اوج تسلیم است. این دو، چرخه کامل تربیت را برای انسان موحد ترسیم میکنند. عرفه، آن شناختی که به ذبح خواستههای نفسانی منجر میشود. غروبِ «خود» و طلوعِ «خدا» در وجود ما یعنی عرفات است و مقدمهای است برای کربلایی شدن.
در عرفه، انسان با اقرار به گناهان و شناخت عظمت الهی، به خودشناسیِ توحیدی میرسد. امام حسین (ع) در دعای عرفه، یک دوره کامل «خداشناسی عملی» را ارائه میدهند. روانشناسی عرفه، خروج از خودمحوری است. وقتی انسان در صحرای عرفات در برابر عظمت خداوند خاشع میشود، تمام دغدغههای کوچک دنیوی در برابر افق ابدی رنگ میبازد.
اگر امروزه روانشناسانِ دین (مانند ویلیام جیمز) معتقدند که «تجربیات اوج» میتوانند ساختار شخصیتی فرد را متحول کنند، عرفه برای یک موحد، یک تجربه اوجِ آگاهانه است که به «خودشکوفایی متعالی» میانجامد؛ زیرا زیارت امام حسین (ع) در عرفه، پیوندِ شناخت و حماسه، به تعبیری پیوند زدن «معرفتِ نظری» به «عملِ اجتماعی» است.
عرفه بدون کربلا، شناختی انتزاعی است؛ و کربلا بدون عرفه، حماسهای بدون پشتوانه عقلانی. زیارت در این روز به معنای تجدید میثاق با کسی است که «عرفه» را به تمام معنا در روز عاشورا محقق کرد.
عید قربان تجلی عینِ توحید معنا مییابد. بیدلیل نبوده که امام صادق (علیه السّلام) فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَتَجَلَّی لِزُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) قَبْلَ أَهْلِ عَرَفَاتٍ وَ یَقْضِی حَوَائِجَهُمْ وَ یَغْفِرُ ذُنُوبَهُمْ وَ یُسْعِفُهُمْ [یُشَفِّعُهُمْ] فِی مَسَائِلِهِمْ ثُمَّ یَأْتِی أَهْلَ عَرَفَةَ فَیَفْعَلُ بِهِمْ ذَلِکَ؛ «خداوند تبارک و تعالی پیش از اهل «عرفات» برای زائران امام حسین (علیه السّلام) تجلی نموده و حوایج آنان را برآورده و گناهانشان را میآمرزد و در مورد خواستههایشان شفاعت میکند، آن گاه به سراغ اهل عرفات میرود و این عنایات را به آنان میکند».
اما عید قربان… قربانی کردن در فرهنگ ابراهیمی، نمادِ کشتنِ هوی و هوس و نیز درهم شکستن بتهای درونی است. تسلیم الهی، حضرت ابراهیم (ع) با آماده شدن برای ذبح اسماعیل، نشان داد که توحید، عبور از عزیزترین دلبستگیها فیسبیلالله و برای امرِ الهی است.
در زندگی روزمره هر مومن و مسلمانی، عید قربان باید در مدیریتِ میلها، نمود یابد. باید دید میتوان در برابر خشم، طمع یا منفعت شخصی، به خاطر رضای خدا ایستاد؟ این همان پیادهسازیِ توحید در متنِ زندگی است.
امروز حماسه ملت ایران در تقدیم قربانیانِ عظیم در مسیر حق تجلی کرده است. امام شهیدمان خامنهای، عبد صالح خدا، و دهها دانشمند و فرمانده و جانفدا را به قربانگاه توحید برده است تا شاهد و الگوی امتهای عالم باشد… شهداء علی الناس…
مردم ایران در سالهای اخیر، به ویژه در بزنگاههای تاریخی (از ایام سوگواریها و خلوتهای جمعی گرفته تا ایثارگریهای اجتماعی)، شکلی از «قربانی کردنِ منافع فردی» را به نمایش گذاشتهاند که در جامعهشناسیِ دین، میتوان آن را «جمعگراییِ ایمانی» نامید.
وقتی یک ملت در طول سه ماه با حضور میلیونی و همدلیِ آگاهانه، از آسایش خود میگذرند و هزینههای روحی و جسمیِ «پایبندی به عقیده» را میپردازند، و شبها با حضور پرشور در خیابان پشتیبان میدانهای رزم باشند، این یعنی تمرین یک «قربانیِ ملی». این یعنی جامعه از فردیتِ محض عبور کرده و به سمت امتِ توحیدی حرکت میکند. این پدیده بینظیر تاریخی، عینِ عملیاتی کردنِ آموزههای ابراهیمی در سطح یک کلانجامعه است؛ جایی که «من» در «ما» ذوب شده و همه «ما» در ارادهی الهی فانی میشوند.
برای یک پیرو مکتب اهلبیت، توحیدِ ابراهیمی یعنی: عرفه، دائماً با بازخوانیِ دعای عرفه، خود را در ترازویِ کمالِ الهی بسنجیم، آسیبشناسیِ نفسانی و درونی. قربانی کردن یعنی در برخورد با دیگران، از خودخواهی قربانی بگیریم تا فضایِ عدالت و ایثار باز شود.
آنچه که امروز در میان مردم ایران دیده میشود، ظرفیت عظیمی از «همدلی مبتنی بر باور» است که اگر با آن نگاهِ عرفانیِ عمیقتر همراه شود، میتواند جامعه را به سمت تمدنسازی نوین پیش ببرد؛ تمدنی که زمینهساز ظهور ولیعصر، تجلیگر پیمان الست و احیاگر دین احمد و خط علوی و انتقامگیر خون شهدای حق و حقیقت از کربلای عرفه تا ابدیت تاریخ است.
به امید پیروزی ملت بزرگ ایران بر صهیونیهای کودککش و مستکبران آمریکاییِ ویرانگر، و اعتلای پرچم الهی، پرچم جمهوری اسلامی ایران. (أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ).