ریاست دانشکده علوم اجتماعی در گفتگو با خبرگزاری رسا مطرح کردند
حجتالاسلام مجید مبینی مقدس، استاد دانشگاه ادیان و مدرس سطوح عالی حوزه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با تأکید بر اهمیت «شناخت مغالطات» به عنوان کلید اصلی قدرت تحلیل در نسل جوان، به تشریح تکنیکهای مغالطات و پیامدهای استفاده نادرست از آنها در جنگ رسانهای دشمن پرداخت.
جنگ رسانهای؛ میدان نبرد با مغالطات
حجتالاسلام مبینی مقدس با هشدار درباره استفاده گسترده دشمن از تکنیکهای اقناع آمیخته با مغالطات در جنگ رسانهای تصریح کرد: در جنگ نرم امروز، دشمن از انواع تکنیک های اقناع و تکنیک های مغالطات برای تاثیر بر مخاطب استفاده میکند و آگاهی از این تکنیکها برای مواجهه موثر با پیامهای رسانه ای دشمن ضروری است.
وی در ادامه نکتهای مهم را یادآور شد: هدف اصلی از آموزش علم منطق، پیشگیری از خطای در فرایند تفکر است: « آلة قانونيه تعصم مراعاتها الذهن عن الخطأ في الفكر»؛ بخش عمده ای از این هدف در آشنایی با صناعت مغالطات حاصل می شود؛ اما متأسفانه بسیاری از افراد با غفلت از هدف علم منطق، صرفاً به مطالعهی آن میپردازند و به هدف غایی نمیرسند. این وضعیت مشابه وضعیت بسیاری از طلاب در هنگام خواندن فقه است؛ چرا که هدف اصلی از درس فقه در سطوح عالی، فهم روش اجتهاد است، اما اغلب طلاب از آن غافل میشوند؛ در نتیجه مثلا آورده کتاب مکاسب بعد از چندین سال درس خواندن برای آنها، آشنایی با فتواهای شیخ انصاری است و نه فهم روش اجتهاد شیخ انصاری.
قدرت تحلیل یعنی شناخت مغالطات
پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات با استناد به فرمایش های امام شهید، بر اهمیت آموزش این مبحث به نسل جدید تأکید کرد و گفت: امام شهید، به دادن قدرت تحلیل به جوانان تاکید می کردند و بخش مهمی از آن را هم آشنایی با خطاهای فکری و مغالطات می دانستند: «ما باید کاری کنیم که این جوان ما بتواند مغالطه را بشناسد؛ کما اینکه در فلسفه و منطق، شناخت مغالطه یکی از هنرهاست. ما بتوانیم جوان خودمان را آشنا کنیم به اینکه مغالطه چیست، تا بتواند مچ مغالطهکننده را بگیرد. بگوید این قضیهای که درست کردی، اینجایش اختلال و اشکال دارد. قدرت تحلیل سیاسی این است؛ بایستی این را در جوان به وجود آورد.»
حجتالاسلام مبینی مقدس در ادامه این گفتوگو، به معرفی شماری از مهمترین انواع مغالطات رایج در فضای رسانهای اشاره کرد:
نقل قول ناقص: بیان بخشی از یک متن که به نفع گوینده است و نادیده گرفتن بخش های دیگر.
ادعای بداهت: ارائه گزارههایی به عنوان بدیهیات، بدون اینکه استدلالی همراه آن باشد، مانند این ادعا که «بدیهی است که بیحجابی عامل پیشرفت است» یا «روشن است که بدون همراهی آمریکا امکان توسعه وجود ندارد».
فضلفروشی: استفاده از واژگان سنگین و پیچیده به گونهای که مخاطب احساس کند گوینده بسیار باسواد است و نتواند او را نقد کند.
توسل به جهل: این مغالطه انواعی دارد؛ یکی از آنها این است که به جای ارائه دلیل، میگویند «چون نقض نشده است، پس درست است». مثال آن این است: «این سخنی که من می گویم نظر رهبر انقلاب است و چون دفتر ایشان تکذیب نکرده، پس حتماً صحیح است.»
بار ارزشی کلمات: استفاده از کلمات دارای بار احساسی و ارزشی مثبت یا منفی به جای استدلال منطقی.
نادیده گرفتن (این که چیزی نیست): کوچک شمردن یا نادیده گرفتن یک مسئله یا استدلال معتبر.
وابستگی به افراد: به جای نقد محتوا، به وابستگیهای حزبی، جناحی و …گوینده حمله میشود.
پهلوان پنبه: مطرح کردن یک ادعای ضعیف یا تحریفشده از طرف مقابل، سپس حمله به آن و رد کردن آن. مثلا کسی بگوید: «آنهایی که امروز حرف از مذاکره می زنند معتقدند باید تسلیم دشمن شد و هیهات من الذله.» در حالی که اصل مذاکره، در این مقطع زمانی، برای امتداد پیروزی میدان نظامی در عرصه سیاسی بود و مورد حمایت فرماندهان میدان نیز بود.
سوال مرکب: پرسشی که در خود پیش فرضی را نهفته دارد. مثال: «چطور میتوانی از کسانی که کلاهبرداری کردهای، حلالیت بگیری؟» (در اینجا ابتدا باید کلاهبرداری ثابت شود، سپس سوال مطرح گردد).
خودِ تو هم: پرهیز از پذیرش نقد با این استدلال که «خودِ شما هم قبلاً این کار را کردهاید»، بنابراین حق ندارید نقد کنید.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه تعداد مغالطات بسیار زیاد است، منابعی همچون کتاب «منطق و تفکر انتقادی» (ویراست دوم) نوشته دکتر حسن معلمی، کتاب «مغالطات» و کتاب «منطق کاربردی» نوشته دکتر سیدعلی اصغر خندان را برای شناخت این موارد معرفی و در پایان خاطرنشان کرد: آگاهی از این تکنیکهای مغالطه، از اولین گام ها برای کنشگری صحیح در فضای رسانه ای است.