خطبه هفتم نهجالبلاغه
جلسه تفسیر و شرح نهجالبلاغه با حضور حجتالاسلام والمسلمین دکتر نادم، در نمازخانه دانشگاه برگزار شد. این نشست در ادامه سلسله جلسات تبیینی این اثر گرانسنگ، با حضور جمعی از اساتید، کارکنان و دانشجویان علاقهمند برگزار گردید و به بررسی فراتزی چند ازخطبه هفتم نهجالبلاغه اختصاص داشت.
در ابتدای این جلسه، حجتالاسلام والمسلمین دکتر نادم با اشاره به مباحث جلسات گذشته، بیان کردند: در ادامه بررسی فرازهای نهجالبلاغه، به خطبه هفتم رسیدهایم که از جمله خطبههای کوتاه این کتاب شریف محسوب میشود و بنا بر برخی دیدگاهها، از خطبههای تقطیعشده توسط سید رضی (رضوانالله تعالی علیه) است. بهگفته ایشان، این خطبه از حیث تاریخی با وقایع جنگ جمل مرتبط دانسته شده و مخاطب آن را میتوان مخالفان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، بهویژه اصحاب جمل همچون طلحه و زبیر، قلمداد کرد؛ اما محتوای آن جنبه عام و فراگیر دارد.
ایشان در ادامه با تبیین محتوای اصلی خطبه، اظهار داشتند: محور اساسی این خطبه، بررسی چگونگی نفوذ شیطان در وجود انسان و تسلط تدریجی او بر قلب و رفتار انسان است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در این خطبه میفرمایند: «اتخذوا الشیطان لامرهم ملاکاً»؛ به این معنا که برخی افراد، شیطان را معیار و مبنای تصمیمگیری و عمل خود قرار دادهاند و رفتارشان را بر اساس خواستهها و منویات شیطانی تنظیم میکنند.
در بخش دیگری از سخنان، ایشان به تبیین مفهوم «شیطان» پرداختند و افزودند: واژه شیطان منحصر به ابلیس نیست، بلکه به هر موجودی که دارای روحیه طغیان و سرکشی باشد عرب شیطان می گوید ؛ ازاینرو، این مفهوم میتواند شامل انسان، جن و حتی برخی حیوانات سرکش و طغیانگر نیز بشود.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر نادم با اشاره به وجود دو دشمن برای انسان، تصریح کردند: انسان همواره با دشمن درونی، یعنی نفس اماره، و دشمن بیرونی شیطان مواجه است. اگر انسان تابع خواستههای نفسانی خود شود، همین نفس اماره به شیطان درونی تبدیل شده و انسان را از مسیر الهی منحرف میسازد.
ایشان در ادامه، با اشاره به عبارت «و اتخذهم له اشراکاً» بیان کردند: شیطان این افراد را شریک ویا دام خود قرار می دهد، از ویژگیها و ظرفیتهای درونی انسان، همچون روحیه ریاستطلبی، خودخواهی ، شهوتپرستی و… در جهت تحقق اهداف خود بهره میبرد. در همین راستا، ایشان با اشاره به تحلیل تاریخی جنگ جمل، نقش عوامل پشتپرده از جمله معاویه را در جهتدهی به رفتار برخی افراد مورد توجه قرار دادند و گفتند بر اساس آنچه در خطبه قبل بیان شد که طلحه وزبیر به وسیله معاویه تحریک به راه انداختن جنگ جمل شدند، چه بسا بتوان گفت مراد حضرت از شیطان در اینجا معاویه باشد که طلحه وزبیر بر اساس خواست ونیرنگ او عمل کردند واو آنها را شریک طغیانگری خود بر علیه امیر المومنین (ع) قرار داد.
در ادامه جلسه، حجتالاسلام نادم با استناد به فراز «فباض و فرخ فی صدورهم»، به تبیین مراحل نفوذ شیطان در قلب انسان پرداختند و اظهار داشتند: شیطان در گام نخست وارد قلب انسان میشود و در صورت فراهم بودن زمینه، در آن استقرار یافته و به تعبیر امیرالمؤمنین علیهالسلام، مانند مرغی که به آشیانه ای که اشتیاق پیدا می کند در آن تخمگذاری می کند، در دل انسان «تخمگذاری» میکند؛ این تخمها تبدیل به جوجه شیطان می شوند و بنابر قول آن حضرت که می فرماید« ودب ودرج فی صدورهم» این جوجه ها به جنب وجوش وجرکت در می آیند و تمامی اعضا و جوارح انسان را تحت تأثیر قرار میدهند.
ایشان افزودند: نتیجه این فرآیند آن است که انسان بهتدریج اختیار خود را از دست داده و اعضا و حواس او در خدمت شیطان قرار میگیرد؛ بهگونهای که شیطان بوسیله چشم او می بیند، بوسیله زبان او می گوید وحاصل اینکه همه اعضای انسان در خدمت او در می آیند.
در بخش پایانی این نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر نادم با تأکید بر اهمیت انس با نهجالبلاغه و بهرهگیری از معارف عمیق آن، بر ضرورت مراقبت از نفس و پرهیز از وسوسههای شیطانی تأکید کردند و از خداوند متعال خواستار توفیق حفظ انسان از شر شیاطین جنی و انسی و نیز هوای نفس شدند.
این جلسه با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) به پایان رسید.