به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، کرسی علمی ترویجی با موضوع «نقد باورهای مسیحیت صهیونیستی» با حضور و ارائه دکتر احمدرضا مفتاح عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
در بخش نخست این کرسی، دکتر احمدرضا مفتاح به تفصیل به نقد باورهای بنیادین مسیحیت صهیونیستی پرداخت و بحث خود را با نقد ادعای «قوم برگزیده» و «وعده سرزمین موعود» آغاز کرد. وی با استناد به متون تورات و وعدههای خداوند به حضرت ابراهیم استدلال کرد که برگزیدگی در کتاب مقدس ماهیتی نژادی ندارد، بلکه پیوندی با ایمان موحدان در برابر مشرکان دارد و کاملاً مشروط به اطاعت و وفاداری به عهد الهی است. ایشان با ارجاع به «سفر خروج»، مجازاتها و آوارگیهای تاریخی قوم اسرائیل را نتیجه عهدشکنی آنان دانست. همچنین با اشاره به آیاتی که به هاجر و اسماعیل میپردازند، گستره وعده الهی را فراتر از نسل اسحاق توصیف نمود. دکتر مفتاح در ادامه بیان کردند علاوه بر اینکه اصل ادعای قوم برگزیده محل تامل است برای مسیحیان صهیونیست دچار اشکال دیگری میشوند. چرا که دیدگاه رایج در مسیحیت مفهوم «الهیات جایگزین» است. با این بیان که مسیحیان معتقدند بر اساس عهد جدید، پس از ظهور عیسی مسیح و عدم پذیرش وی توسط رهبران یهود، کلیسا جایگزین قوم خدا شده است. بر این اساس، ادعای چهرههایی چون ایروئینگ، داربی و اسکوفیلد در 2 قرن اخیر مبنی بر جایگاه ویژه و ابدی یهودیان بدون پذیرش مسیح، انحرافی آشکار از باورهای سنتی و رایج مسیحیت محسوب میشود.
دکتر مفتاح در ادامه ارائه خود، تفسیر ظاهری و آیندهنگر مسیحیان صهیونیست از «مکاشفه یوحنا» را به چالش کشید. وی با تأکید بر اینکه تفسیر غالب در میان آبای کلیسا نظیر اوریگن و آگوستین همواره تفسیری تمثیلی بوده است، ماهیت این کتاب را نمادین و متعلق به سبک ادبیات آخرالزمانی یهود دانست. معاون پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب با برشمردن 4 نوع تفسیر از مکاشفه یوحنا شامل رویکردهای گذشتهنگر، آیندهنگر، تاریخنگر و ایدئالیستی، خاطرنشان کرد که تفسیر آیندهنگرِ مورد استناد صهیونیستهای مسیحی، کمترین طرفدار را در تاریخ مسیحیت داشته است. ارائهدهنده با دفاع از رویکرد گذشتهنگر، نمادهایی چون «زن بر هفت کوه» را به شهر رم و مفهوم «دجال» را به امپراتوری روم تطبیق داد که پیشگوییهای آن تا فروپاشی روم غربی در قرن 5 میلادی محقق شده است. در همین راستا، ادعای «هزارهگرایی» و باور به حکومت 1000 ساله مسیح بر اساس آیات1 تا 10 از باب 20مکاشفه یوحنا نیز مورد نقد قرار گرفت. دکتر مفتاح با اشاره به نظام نامنسجم هرمنوتیکی تدبیرگرایان، برداشت تحتاللفظی از عدد 1000 را رد کرد و یادآور شد که از دیدگاه الهیدانان برجستهای چون آگوستین، این عدد صرفاً نمادی از کمال یا یک دوره زمانی طولانی است و گره زدن بازگشت مسیح به تشکیل دولت اسرائیل در فلسطین، فاقد هرگونه سندیت قطعی در الهیات سنتی است. بخش دیگری از سخنان دکتر مفتاح به نقد تفاسیر فاجعهبار از «جنگ آرماگدون» و ادعای ارضی «نیل تا فرات» اختصاص یافت. وی بیان کرد که مفسران تدبیرگرا با تعمیم پیشگوییهای باب 24انجیل متی و بابهای12 تا 14کتاب زکریا به آینده، سناریوهای هولناکی از جمله کشتار 2.5 میلیون یهودی، حملات هستهای و هلاک صدها هزار نفر در اثر تشعشعات رادیواکتیو را پیشبینی میکنند. ایشان این رویکرد را که به تعبیر برخی پژوهشگران غربی به نوعی «خودتحققبخشی خشونتبار» میانجامد، در تضاد با نگاه نمادین کلیساهای کاتولیک، ارتدکس و پروتستانهای سنتی دانست که آرماگدون را صرفاً نبردی معنوی میان خیر و شر میدانند. علاوه بر این، ادعای مالکیت از نیل تا فرات به عنوان یک زیادهخواهی افراطی معرفی شد که پیامدی جز آوارگی فلسطینیان و بنبست در مذاکرات صلح ندارد. در پایان این بخش، ارائهدهنده با طرح یک نقد اخلاقی جدی، حمایت بیچونوچرای انجیلیها از جنایات و ستم بر فلسطینیان را با تعالیم محبتآمیز عیسی مسیح و دستورات اخلاقی عهد عتیق کاملاً ناسازگار خواند.
دکتر مرتضی صانعی در جایگاه ناقد، ضمن تحسین انتخاب موضوعی چنین راهبردی و کاربردی، جامعیت دستهبندی نقدها را ستود و استفاده از ظرفیتهای درونمسیحی برای مقابله با این جریان را نقطهقوتی برای پژوهش ارزیابی کرد. وی با این وجود، به منظور تکمیل بحث، ملاحظاتی را بیان نمود. وی یادآور شد که پژوهشگر باید این واقعیت کلیدی را برجستهتر کند که جریان صهیونیسم مسیحی از سوی الهیاتِ جریانهای اصلی مسیحیت، تفکری مطرود و خارج از دین شناخته میشود. ناقد نشست همچنین توجه بیشتر به وضعیت کلیساهای شرقی شامل ارتدکس، سریانی و قبطی، و مسیحیان فلسطینی را که از قربانیان اصلی این جریان هستند، امری ضروری قلمداد کرد. دکتر صانعی در بخش پایانی نقدهای خود، پیشنهاد داد که 4 تناقض اساسیِ نهفته در درون جریان مسیحیت صهیونیستی که توسط پژوهشگران غربی نیز احصا شده است، در این مطالعه به صورت صریحتری مفصلبندی شود. این 4 محور شامل: «تناقض ادعای الهیاتی در برابر داشتن یک دستور کار کاملاً سیاسی»، «تناقض ابراز عشق به یهود در برابر آرزوی غایی برای مسیحی شدن آنها در آخرالزمان»، «تناقض دفاع ظاهری از قوانین سکولار در تقابل با تلاش برای حاکمیت قوانین کتاب مقدس بر سرزمین فلسطین»، و در نهایت «تناقض ادعای دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در برابر حمایت همهجانبه از سرکوب ملت فلسطین و شهرکسازیهای غیرقانونی» بود. این نشست علمی پس از مشارکت فعال حاضران در قالب پرسش و پاسخ پایان یافت.
گفتنی است این نشست تخصصی با حضور دکتر احمدرضا مفتاح دانشیار دانشگاه ادیان به عنوان ارائهدهنده، دکتر مرتضی صانعی، دانشیار گروه ادیان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در مقام ناقد و دکتر محمدتقی انصاریپور به عنوان دبیر علمی شکل گرفت. در ابتدا دکتر انصاریپور دربارۀ اهمیت این موضوع در عرصههای بینالمللی و منطقهای اشاره کرد و پس از تعیین چارچوب زمانی، فرصت در اختیار ارائه دهنده قرار گرفت تا ابعاد الهیاتی، تاریخی و سیاسی این جریان را مورد واکاوی دقیق قرار دهد.