دکتر سید حسن اسلامی بیان کرد؛

سکوت در برابر جنایات جنگی، خود یک کنش غیراخلاقی است

تاریخ انتشار:

عواطفی مانند تحقیر، تمسخر، دشنام نابجا و تهدیدهای بی‌مبنا، نه تنها از نظر اخلاقی نکوهیده هستند، بلکه از نظر عقلانیت ابزاری نیز به ضرر خودِ فرد عمل می‌کنند.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب نشست علمی تخصصی با عنوان «جنگ، اخلاق و عواطف» با ارائه دکتر سید حسن اسلامی‌اردکانی، عضو هیئت علمی این دانشگاه، برگزار شد. در این وبینار دکتر محمد حیدرپور، عضو هیئت علمی گروه فلسفه اخلاق و دبیر علمی نشست، به تبیین ابعاد مسئله پرداخت.

دکتر حیدرپور، دبیر علمی نشست در ابتدای نشست به تبیین شرایط کنونی جهان و ضرورت بازاندیشی در نسبت میان عقلانیت عملی، اصول اخلاقی و عواطف انسانی در موقعیت‌های جنگی پرداخت و گفت: «آنچه در این جلسه به دنبال آن هستیم، ایجاد یک فضای علمی برای بحث درباره رابطه پیچیده میان این سه عنصر است. عنوان جلسه، جنگ، اخلاق و عواطف، دقیقاً به این پرسش اساسی اشاره دارد که چگونه می‌توان میان کارآمدی نظامی، الزامات اخلاقی و واکنش‌های عاطفی در شرایط بحرانی جنگ، تعادل برقرار کرد. بحث از جنگ و اخلاق در روزگار کنونی، بیش از هر زمان دیگر ملموس و ضروری است و چالش‌های تازه‌ای را فراروی اندیشمندان قرار داده است.»

دکتر سید حسن اسلامی‌اردکانی، سخنران اصلی نشست «جنگ، اخلاق و عواطف»، ابتدا با تسلیت به مناسبت جانباختگان و شهدای جنگ‌های اخیر، بحث خود را با توصیف جایگاه جنگ در تاریخ تمدن بشری آغاز کرد. جنگ خشن‌ترین و عالی‌ترین شکل ابراز خشونت در طول تاریخ است که همواره با کشتار، نابودی و به زانو درآوردن حریف همراه بوده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: از دیدگاه کلود فون کلاوزویتس، جنگ ادامه سیاست با وسایل دیگر است و در طول تاریخ، دولت‌ها یا در حال جنگ بوده‌اند یا خود را برای جنگ آماده می‌کرده‌اند. جنگ همواره امری بسیار خطرناک بوده و سون تزو در هنر جنگ، آن را عرصه مرگ و زندگی و راهی برای بقا یا نابودی ملت‌ها معرفی کرده است.

دکتر اسلامی در ادامه به تبیین سه عنصر اصلی درگیر در جنگ پرداخت: عقلانیت ابزاری، اخلاق و عواطف. در دوران باستان و قرون وسطی، عقلانیت ابزاری که به دنبال پیروزی به هر قیمتی بود، تنها عنصر تعیین‌کننده در جنگ به شمار می‌رفت. در آن دوران، هیچ مرزی بین نظامی و غیرنظامی، زن و مرد، پیر و جوان وجود نداشت و هر کاری که به پیروزی منجر می‌شد، مجاز بود. ایشان برای تبیین این وضعیت به نمونه‌هایی از کتاب مقدس در داستان فتح اریحا، واقعه حره در مدینه، ایلیاد هومر و رفتار جلال‌الدین خوارزمشاه در برابر مغولان اشاره کرد که در آن‌ها کشتار جمعی، اسارت و غارت، امری عادی و غیرقابل نکوهش تلقی می‌شد.

وی تأکید کرد: در گذر تاریخ، به تدریج اخلاق وارد عرصه جنگ شد و به عقلانیت ابزاری خط کشید. این ورود اخلاق، حاصل نوعی بلوغ فکری و همچنین محاسبه منفعت‌طلبانه بود که اگر امروز زنان و کودکان دشمن را بکشم، فردا ممکن است خود من در جایگاه مغلوب قرار گیرم و زنان و کودکان من کشته شوند. به این ترتیب، مفاهیمی مانند رزمنده و غیررزمنده، مناطق امن (معابد، کلیساها، مساجد) و حرمت روحانیان، زنان، کودکان و زخمیان شکل گرفت.

دکتر اسلامی بالاترین شکل تجلی اخلاق در جنگ را در کنوانسیون‌های مدرن مانند قواعد مربوط به اسرای جنگی دانست و گفت: بر اساس اخلاق، به محض تسلیم شدن سرباز دشمن، کشتن او ممنوع است. نمونه معاصر این مسئله را در محکومیت جهانی شکنجه زندانیان ابوغریب و گوانتانامو و نیز اعتراض به فجایعی مانند کشتار دختران میناب است و واکنش اخلاقی به این وقایع، نشان می‌دهد که امروزه جنگ بدون اخلاق قابل قبول نیست.

وی در ادامه به سومین عنصر یعنی عواطف پرداخت و آن را پیچیده‌ترین و گاه مغفول‌ترین جزء در فلسفه جنگ معرفی کرد و گفت: عواطف شامل خشم، اندوه، ترس، نفرت، کینه و شعف هستند، و در طول تاریخ، عواطف امری کور و مانع تفکر صحیح دانسته می‌شدند، اما از دهه ۱۹۶۰ به بعد، رویکردهای شناختی به عواطف، ارزش معرفتی و عملی آن‌ها را برجسته کرده‌اند.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب تأکید کرد: «ما در جنگ به عواطفی مانند خشم، شجاعت و نوعی بی‌گانه‌ستیزی نیاز داریم تا بتوانیم بجنگیم. مارش‌های نظامی برای برانگیختن خون در رگ‌هاست و بدون حداقلی از خشم، دفاع ممکن نیست.» عواطفی مانند تحقیر، تمسخر، دشنام نابجا و تهدیدهای بی‌مبنا، نه تنها از نظر اخلاقی نکوهیده هستند، بلکه از نظر عقلانیت ابزاری نیز به ضرر خودِ فرد عمل می‌کنند.

استاد دانشگاه ادیان و مذاهب در این زمینه به ماکیاولی در کتاب گفتارها اشاره کرد و گفت: ماکیاولی می‌گوید: «دشنام و تهدید، دشمن را ضعیف نمی‌کند، بلکه او را محتاط‌تر و کینه‌توزتر می‌سازد. سردار خردمند باید سربازانش را از هرگونه اهانت به دشمن بازدارد.»

دکتر اسلامی داستانی از محاصره شهر آمیدا توسط سردار ایرانی گابادس نقل کرد که با تحقیر و تمسخر از سوی مردم شهر مواجه شد و از شدت خشم، تصمیم به نابودی کامل شهر گرفت؛ در حالی که پیش از آن قصد عقب‌نشینی داشت. این مثال نشان می‌دهد که چگونه عواطف نسنجیده می‌توانند استراتژی عقلانی را بر هم بزنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در مقابل رفتارهای عاطفی مخرب، به آموزه‌های نهج‌البلاغه اشاره کرد که حضرت علی (ع) به جای دشنام دادن، توصیف اعمال نادرست دشمن را سفارش می‌فرماید که هم به ثواب نزدیک‌تر است و هم کارآمدتر. همچنین از گشایش‌نامه (متن اخلاقی قرن ششم) نقل کرد که ابومسلم خراسانی از توهین به دشمن نهی می‌کند و می‌گوید: «بندگان خدا عزیزان آفریدگارند و هر که را خدا عزیز گردانید، اهانت به او محذور عقل و دین است.»

دکتر سید حسن اسلامی اردکانی در جمع‌بندی نهایی خود تأکید کرد: «ما در جنگ باید بکوشیم سه عنصر عقلانیت ابزاری، اخلاق و عواطف را به گونه‌ای درهم تلفیق کنیم که هیچ‌یک بر دیگری طغیان نکند. طغیان عقل ابزاری منجر به وحشی‌گری، طغیان اخلاق منجر به انفعال و ناتوانی، و طغیان عاطفه منجر به رفتارهای تکانشی و پشیمان‌کننده می‌شود.»

وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش رسانه و افکار عمومی در جنگ مدرن گفت: «امروزه سکوت در برابر جنایات جنگی، خود یک کنش غیراخلاقی است. رسانه‌ها می‌توانند با پوشش گسترده فجایعی مانند کشتار دختران میناب، عواطف عمومی جهان را برانگیزند و فشار اخلاقی ایجاد کنند. اما نباید فراموش کرد که تحقیر و تمسخرآمیز صحبت کردن با دشمن، حتی در رسانه، هم خلاف اخلاق است و هم خلاف کارآمدی. همان قاعده ماکیاولی همچنان معتبر است: توهین، دشمن را مصمم‌تر می‌کند.»

photo_1_2026-04-25_12-02-40
photo_1_2026-04-25_12-02-40
photo_2_2026-04-25_12-02-40
photo_3_2026-04-25_12-02-40
photo_5_2026-04-25_12-02-40
photo_6_2026-04-25_12-02-40
photo_7_2026-04-25_12-02-40
photo_4_2026-04-25_12-02-40

مطالب مشابه