از احیای سرمایه اجتماعی تا مسئولیت سنگین حفظ اعتماد عمومی
خون شهیدان موتور محرکه اعتماد ملی شد و حالا مسئولین با مبارزه با فساد و بهبود معیشت باید این اعتماد را تثبیت کنند.
در شرایطی که ایران درگیر «جنگ رمضان» و تهدیدات امنیتی و رسانهای پیچیدهای است، جامعه ایرانی با پدیدهای بیسابقه و خیرهکننده روبرو شده است؛ تجمعات پرشور، خودجوش و مستمر مردم در میادین شهرها. این حضور گسترده فراتر از یک رویداد سیاسی ساده، به یک «پدیده جامعهشناختی» منحصربهفرد تبدیل شده است. حضور گسترده اقشار مختلف جامعه، از جوانان تا سالمندان و حتی کودکان، بدون هیچگونه فشار حکومتی یا تشویق مادی، زبانی گویا برای بیان «احیای سرمایه اجتماعی» و اعتماد عمیق مردم به نظام اسلامی است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه به نقل از رسا، دکتر سید مرتضی اسماعیلیطبا، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، در گفتوگویی از «احیای سرمایه اجتماعی» تا «مسئولیت رسانهها در حفظ وحدت» سخن گفته است که در ادامه میآید.
رسا: دلیل پرشور بودن راهپیماییها و اجتماعات شبانه مردم چیست؛ موضوعی که برخی آن را محدود به شبهای اول به خصوص قبل از آتش بس میدانند و برخی دیگر معتقدند پس از آتشبس نیز این شور و نشاط حتی بیشتر شده است؟
در پاسخ به این سوال، باید گفت که این تجمعات پنجاه روزه اخیر در ایران، پدیدهای جامعهشناختی بسیار پیچیده، جالب و منحصربهفرد است. من از جامعهشناسان، اساتید و کارشناسان علوم اجتماعی ایران انتظار دارم که این پدیده را به دقت بررسی کنند، چرا که حتی در انقلاب سال ۵۷ نیز هرگز شاهد چنین حضور گستردهای با این استمرار و این ترکیب جمعیتی نبودیم.
در کلاسهای درس خود نیز از دانشجویان خواستهام تا تحلیلی دقیق و علمی و آماری از این تجمعات ارائه دهند. این تحلیل باید شامل بررسی دقیق ردههای سنی مشارکتکنندگان، نسبت جنسیتی، سطح تحصیلات (اینکه آیا افراد با تحصیلات بالاتر یا پایینتر بیشتر شرکت کردهاند)، مشاغل مختلف، طبقات اجتماعی و حتی سرانه درآمدی آنها باشد. این بخش از تاریخ معاصر ایران که در جنگ رمضان شکل گرفته، حتماً باید در تاریخ ثبت شود، اما مهمتر از ثبت تاریخ، واکاوی علل آن است.
به نظر من، یکی از اصلیترین عواملی که منجر به این گسترش، جوش و خروش و نشاط در تجمعات شده است، «احیای سرمایه اجتماعی» است. همانطور که میدانید، سرمایه اجتماعی در علوم اجتماعی تعریف و مولفههای خاص خود را دارد که نیازمند تشریح دقیقتر است. ویژگی بارز این اجتماعات این است که هم خودجوش هستند، هم مردمی و هم سرشار از نشاط که مردم این روزها با انگیزه و شادی، حتی همراه با کودکان خردسال، در این مراسم شرکت میکنند.
نکته حائز اهمیت این است که هیچگونه فشار حکومتی، امنیتی یا سیاسی برای ایجاد این تجمعات وجود ندارد؛ در واقع نمیتوان از آن به عنوان «تجمع حاکمیتی» یاد کرد، زیرا کاملاً مردمی است. در هیچ مرحلهای تشویقهای مالی فشارهای سیاسی برای شکلگیری این رویدادها به کار نرفته است و عمدهترین دلیل این مشارکت گسترده، همان احیای سرمایه اجتماعی نظام و خواست واقعی مردم است.
مولفههای سرمایه اجتماعی، از جمله: میزان همدلی میان مردم و مردم، همدلی مردم با نظام، مشارکت در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، و انسجام اجتماعی و اعتماد بین مردم و نظام در این اجتماعات به وضوح دیده میشود. من پیش از جنگ رمضان در جایی نوشته بودم که به دلایل مختلف، شاهد کاهش نسبی سرمایه اجتماعی بودیم؛ البته دلایل این کاهش موضوعی مستقل است که نیازمند بررسی دقیقتر میباشد. یکی از شاخصهای آن کاهش، افت جزئی در میزان مشارکت در انتخابات بود که ریشههای خاص خود را داشت، اما این تجمعات اخیر نشان داد که با وجود فشارهای اقتصادی، مردم به مسائلی فراتر از دغدغههای روزمره توجه کردهاند. آنها دریافتهاند که مسئلهای بزرگتر در پیش است و آن، یکپارچگی و استقلال و امنیت کشور است.
به نظر میرسد سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی که به صورت نهفته وجود داشت و پس از مدتی و بدلایلی دچار افت شده بود، اکنون دوباره در دل مردم زنده شده است. چه این نارضایتهای قبلی کاملاً برطرف شده باشند و چه هنوز پابرجا باشند، مردم اکنون متوجه اهمیت موضوع بزرگتری هستند. شک نیست که در پنجاه روز گذشته، سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی به شدت افزایش یافته و این امر، دلیل اصلی حضور حماسی مردم در صحنه است. یکی از مهمترین عوامل این احیاء سرمایه اجتماعی، برکت خون پاک شهیدان، به ویژه امام شهید ( حضرت آیتالله سید علی خامنهای) است که به عنوان یک موتور محرکه عمل کرده و سرمایه اجتماعی کاهشیافته پیشین را به شدت احیا کرده است.
این پدیدهای عجیب و قابل مطالعه است. اگر سرمایه اجتماعی وجود نداشت، مردمی که همچنان درگیر مشکلات اقتصادی، گرانی و گرفتاریهای معیشتی هستند، هر شب تا نیمههای شب در صحنه حاضر نمیشدند تا از پایگاه نظام و حکمرانی اسلامی دفاع کنند. این حجم از حضور، جز با تکیه بر سرمایه اجتماعی عمیق توجیهپذیر نیست. البته باید توجه داشت که این سرمایه اجتماعی تضمینشده و پایدار نیست؛ ما باید با سیاستگذاریهای صحیح و کارآمد، این سرمایه ارزشمند را حفظ و تقویت کنیم، زیرا بدون این حمایت مردمی، هیچ ساختار حکمرانیای نمیتواند دوام بیاورد.
رسا: این حضور پر شور مردم در این اجتماعات و میادین شهر، چه پیام هایی را در پی داشت؟
حضور حماسی و خودجوش مردم در این اجتماعات، پیامهای متعددی را برای مسئولین نظام به همراه دارد و امیدواریم که این پیامها به درک رسیده و مورد عمل قرار گیرند. پیام اصلی مردم این است که آنها در سختترین شرایط، پای حاکمیت و کشور ایستادهاند و از مسئولین نیز انتظار دارند که به همین شکل، از منافع نظام و مردم دفاع کنند. به نظر من، این تجمعات دارای دو پیام کلیدی هستند: یکی پیام مربوط به دوران جنگ و دیگری پیام مربوط به دوران پس از جنگ. در دوران جنگ، پیام مردم به مسئولین این است که در مقابله نظامی و دیپلماتیک با حفظ ارزشهای انقلاب، تصمیماتی عاقلانه و هوشمندانه بگیرند که در نهایت به نفع مردم و نظام تمام شود.
پیام دوم، پیامی برای دوران پس از جنگ است که زمان پاسخگویی مسئولین به این اعتماد میلیونی فرا میرسد. همانطور که در سوال قبل اشاره شد، شاخصهای اصلی سرمایه اجتماعی عبارتند از اعتماد، انسجام، همدلی و مشارکت؛ و «اعتماد» کلیدیترین عامل است. مردم با این حضور نشان دادهاند که به نظام اعتماد دارند و پیامشان در دوران جنگ این است که با قاطعیت بایستید و مذاکرات را به نفع مردم و نظام پیش ببرید. اما پیام آنها برای پس از جنگ این است که مسئولین باید با ارائه خدمات بهتر، تدبیرهای حاکمیتی کارآمدتر و مبارزه جدی با فساد، این اعتماد را توجیه کنند.
به نظر من، یکی از دلایل کاهش نسبی مشارکت و سرمایه اجتماعی قبل از جنگ رمضان (و کودتای 18 و 19 دیماه 1404)، احساس مردم از وجود فساد در سیستم اداری و اقتصادی بود و این که مردم احساس میکردند با فسادها به صورت جدی برخورد نمیشود. اکنون آنها از مسئولین انتظار دارند که پس از پایان جنگ و عادی شدن شرایط، اولویت اول را بر بهبود وضعیت معیشتی مردم قرار دهند و دومین اولویت، مبارزه قاطع و بدون چشمپوشی با فساد در تمام ابعاد کشور باشد. اگر مسئولین این خواستههای مردم را برآورده کنند، میتوانیم مطمئن باشیم که سرمایه اجتماعی نه تنها احیا میشود، بلکه ارتقا خواهد یافت. بنابراین، برای تداوم این حضور حماسی، خودجوش و با نشاط، مسئولین نیز باید در زمان جنگ وظایف خود را به درستی انجام دهند و در دوران پس از جنگ، تمام تلاش خود را برای ارتقای معیشت و اولویت دادن به دغدغه های مردم و مبارزه بیرحمانه با فساد به کار گیرند.
رسا: این اجتماعات مردمی، چه فوائدی به همراه داشت؟
به نظر من، وقتی کسی چه در حوزه دیپلماسی و چه در حوزه نظامی از منافع مردم دفاع میکند، بدون پشتوانه اعتماد و همدلی مردمی به جایی نمیرسد. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند:” کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند(سخنرانی 13 دیماه 1404)”. حتی اگر حاکمیت بهترین برنامهها را نیز داشته باشد، اگر مردم در صحنه نباشند و کمک نکنند، آن برنامهها به ثمر نمینشینند. این یک قاعده ثابت است؛ یعنی دیپلماتهای ما برای مذاکره و رزمندگان ما در میدان نبرد، به یک «سوخت» ضروری نیاز دارند. این سوخت، همان حمایت، همدلی و انسجام مردمی است که پشت سر این حضورها قرار دارد.
اگر این حضور مردمی نبود، مطمئن باشید بخش دوم از پازل دشمن، یعنی تکیه بر عوامل داخلی برای به هم ریختن امنیت و راه انداختن جنگ داخلی، فعال میشد. حضور حماسی مردم، هم به رزمندگان ما قوت قلب داد و به آنها کمک کرد تا کارآمدتر عمل کنند، هم به دیپلماتهای ما اعتماد به نفس بخشید و هم دشمنان را از اجرای نقشههایشان برای ایجاد ناامنی، خونریزی و جنگ داخلی ناامید کرد همانطور که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه شاهد بودیم؛ حال اگر این تجمعات نبود، دشمنان قطعاً تلاشهای شدیدتری برای ایجاد ناآرامیهای شدیدتر در داخل کشور انجام میدادند. بنابراین، این حضور مردمی، مانع از اجرای نقشههای دشمن برای تخریب امنیت داخلی کشور شد.
رسا: برای جلوگیری از انحراف این اجتماعات و مسیر مقدس، چه اقداماتی باید صورت گیرد؟
در هفتههای اول جنگ رمضان نیز تأکید کرده بودم که برای حفظ سلامت این اتحاد، باید مراقب چند نکته کلیدی باشیم. مهمترین اصل این است که نمادها، پرچمها، پلاکاردها و شعارها باید صرفاً در جهت منافع ملی و اطاعت از منویات رهبری باشد و هیچگونه ورودی به دغدغههای حزبی، جناحی یا سیاسی نباید در این فضا وجود داشته باشد. ورود به این مباحث، قطعاً به این صف محکم و متحد مردم لطمه میزند.
متأسفانه مشاهده میشود که برخی افراد با بهانه دلسوزی یا نگرانی، عملاً دامن به تفرقه میزنند و ممکن است ناخواسته یا خواسته اعتماد مردم را به مسئولین ارشد نظام کاهش دهند. اکنون وقت تسویه حسابهای قدیمی سیاسی نیست و تنها زمانِ وحدت است. اگر رسانهها یا جریانهای خاص با سیاست و برنامهریزی سعی در برهم زدن این وحدت داشته باشند، باید جلوی این حرکتها گرفته شود. همه ما باید پیرامون پرچم ایران و منافع ملی حرکت کنیم، نه اینکه بخواهیم حسابهای قدیمی را تسویه کنیم. من به عنوان کسی که سالها در حوزه مدیریت رسانه فعالیت داشتهام، این موضوع را به عنوان یک هشدار جدی مطرح میکنم. رسانه ملی، بهویژه در شرایط جنگی به برکت خون شهدا، مرجعیت و اعتماد بیشتری نزد مردم کسب کرده است. این اعتماد نباید با ورود به بازیهای جناحی یا کاهش اعتماد به ارکان نظام، خدشهدار شود.
رسانه ملی باید با دقت بسیار زیادی مراقب باشد که در این مسیر، اعتماد مردم را از دست ندهد و نقش خود را در اطلاعرسانی دقیق و تقویت روایت اول به درستی ایفا کند. متأسفانه برخی رسانههای فضای مجازی، دانسته یا ندانسته، به این تفرقهافکنی دامن میزنند. رسانه ملی نباید بازیچهای در دست جناحهای سیاسی شود که بخواهند با مخالفات با تصمیمات کلان نظام وارد کشمکشهای جناحی شوند. در نهایت، امیدوارم مسئولین و رسانهها با درک عمیق از حساسیت زمانه، تمام تلاش خود را برای حفظ وحدت ملی و تقویت اعتماد عمومی به کار گیرند.