جایگاه جهانی ادبیات فارسی و نقش آن در بازنمایی تمدن کهن ایرانی
از رودکی تا رهی معیری، خردورزی همواره مورد تأکید بوده است زیرا تمدن بدون دانش و دانایی شکل نمیگیرد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه در ادامه سلسله جلسات جهاد تبیین وبینار تخصصی-تحلیلی «تمدن ایرانی در آینه ادب فارسی» برگزار شد.
حجت الاسلام و المسلمین محمد انصاری اصل، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، در وبینار «تمدن ایرانی در آینه ادب فارسی» به تبیین جایگاه جهانی ادبیات فارسی و نقش آن در بازنمایی تمدن کهن ایرانی پرداخت و با استناد به اشعار ماندگار شاعران بزرگ این مرز و بوم، تصویری روشن از عظمت و تأثیرگذاری این گنجینه گرانسنگ بر تمدن بشری ترسیم کرد.
دکتر انصاری اصل ضمن محکوم کردن حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور عزیزمان ایران و شهادت قائد امت حضرت آیت الله العظمی شهید امام خامنهای و جمعی از هموطنان اظهار داشت: عنوان این نشست، «تمدن ایرانی در آینه ادب فارسی» است و حقیقتاً ما نمیدانیم از کجای این دریای بیکران سخن بگوییم؛ گوشهای از این دریای وسیع را واکاوی میکنیم تا هم خود لذتی ببریم و هم دینی را به این زبان، این تمدن، این کشور عزیز و این مردم نازنین ادا کرده باشیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب محور اصلی سخنان خود را بر این جمله بنیادین استوار کرد که «ادبیات فارسی، یک ادبیات جهانی است» و افزود: فارسیزبانانی که ادب را پاس میداشتند، همواره به جهان نگاه میکردند و میسرودند و از سوی دیگر، جهان نیز با حسرت و احترام به این گنجینه نگریسته است.
دکتر انصاری اصل با اشاره به سخن یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر و فیلسوف بزرگ آلمانی در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی، خاطرنشان کرد: گوته، ادبیات فارسی را یکی از چهار رکن اساسی ادبیات بشری میداند. یعنی اگر ادبیات فارسی را برداریم، تمدن بشری ناقص خواهد ماند. این حرف بسیار بزرگی است؛ چنانکه «خوشتر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران». غیر فارسیزبانان معترفند که ادبیات فارسی یک چهارم هویت فرهنگی بشر را تشکیل میدهد و اگر فارسی از بین برود، فرهنگ و تمدن بشریت ناقص میماند. بنابراین مشکل از آن کسی است که فارسی را از دست میدهد، نه از زبان فارسی.
وی سپس به دو حوزه اصلی در تبیین جهانی بودن ادبیات فارسی اشاره کرد و افزود: نخست، نسبت فارسی با جهان؛ و دوم، نگاه جهان به زبان فارسی را باید تبیین کرد.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با تأکید بر دوره زبان فارسی معاصر (از قرن چهارم هجری به بعد) که برای عموم فارسیزبانان قابل فهم و مطالعه است، گفت: ما در یک بازه هزار و صدساله، از رودکی تا رهی معیری، شاهد تولید مفاهیم جهانی توسط شاعران و ادیبان ایرانی هستیم. یکی از برجستهترین این مفاهیم و اولین آنها، «معنویت و عرفان» است که بیشترین خروجی ادبیات ما را به خود اختصاص داده و هدف غایی آن، «تعالی انسان جهانی» میباشد. ادبیات فارسی با انسان جهانی مواجه میشود و او را به سوی تعالی سوق میدهد. واژه «عشق» چنان با ادبیات فارسی عجین شده است که هیچ شاعری را بدون آن نمیتوان تصور کرد.
دکتر انصاری اصل دومین مفهوم جهانی در ادبیات فارسی را «دانایی، دانش و خردورزی» برشمرد و افزود: از رودکی تا رهی معیری، خردورزی همواره مورد تأکید بوده است و تمدن بدون دانش و دانایی شکل نمیگیرد.
وی گفت: سومین مفهوم، «حوزه جغرافیا و اقطار جهان» است. هر کس با شعر فارسی آشنا باشد، با شهرها، کشورها و دیارهای مختلف جهان آشنا میشود. ما در شیراز نشستهایم، اما حافظ از هند سخن میگوید، مولوی از چین یاد میکند و سعدی از سمرقند و بخارا. این یعنی ادبیات فارسی با جهان مواجه است و به مخاطب خود میفهماند که با انسان آن سوی دنیا سخن میگوید.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: چهارمین مفهوم توجه به «ادیان مختلف» است. در جای جای ادبیات فارسی، از ادیان شرق و غرب، ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی، سامی و غیرسامی، و پیامبران و شخصیتهای دینی یاد شده است که این خود گواهی بر جهانی بودن این ادبیات است.
دکتر انصاری اصل پنجمین مفهوم را، پرداختن به «جنگ و صلح» دانست و در این زمینه به بیتی از حافظ اشاره کرد که جنگ میدانی را ناشی از جهل معرفتی میداند: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند».
وی افزود: حافظ علل جنگهای فیزیکی را جستجو میکند و میگوید کسانی که جنگ را به راه میاندازند، مشکل معرفتی دارند. این مفهوم در شاهنامه فردوسی نیز به وفور دیده میشود؛ فردوسی که در دوره خلفای عباسی و با وجود حاکمیت زبان عربی، زبان فارسی را احیا کرد و حس اعتماد ملی را در ایرانیان برانگیخت.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه به نگاه جهان به ادبیات فارسی پرداخت و اظهار داشت: در دوره معاصر، بهترین چاپهای شاهنامه فردوسی در مسکو، آلمان و فرانسه منتشر شده است که نشان از توجه عمیق جهانیان به این اثر گرانسنگ دارد.
وی با ذکر خاطرهای از پروفسور ویلیام چیتیک، استاد بزرگ فلسفه و عرفان اسلامی در آمریکا، گفت: ایشان در پاسخ به دعوت گروه عرفان اسلامی دانشگاه ادیانو مذاهب برای همکاری در هیئت تحریریه نشریه علمی “عرفان پژوهی”، نوشتند: «شما به زور شعر حافظ توانستید من را متقاعد کنید.» این نشان میدهد که جهان نمیتواند ادبیات فارسی و تمدن ناشی از آن را کنار بگذارد.
دکتر انصاری اصل با استناد به سخن گوته درباره حافظ، بر این نکته تأکید کرد: گوته میگوید: «من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم» و در جای دیگر خطاب به حافظ میگوید: «حافظا ، … آرزو دارم همه ی این دستورها را به کار بندم تا شعری چون تو ، ای شاعر شاعران جهان ، سروده باشم … با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم .» اینها نشان از شیفتگی عمیق بزرگان جهان به ادبیات فارسی دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در پایان سخنان خود به شاعران قرن چهارم هجری اشاره کرد و افزود: رودکی با سیصد هزار بیت، شهید بلخی، ابوشکور بلخی، دقیقی، کسایی، رابعه بلخی، فردوسی، فرخی سیستانی و بسیاری دیگر، در اقطار مختلف ایران زمین (از بلخ و سیستان تا توس و مرو) حضور داشتند و تمدن ایرانی را در آن قرن طلایی به اوج رساندند. کسانی که امروز به تمدن ایران هتک حرمت میکنند، اگر فقط قرن چهارم ایران را مطالعه کنند، سر تعظیم فرود خواهند آورد.