دکتر امیر جوان آراسته بیان کرد؛

برجسته‌ترین عنصر تمدنی در ادب فارسی «وطن‌پرستی و میهن‌دوستی» است

تاریخ انتشار:

ما میراث‌دار تمدنی هستیم که به تعبیر قرآن، شجره طیبه‌ای است با ریشه‌ای استوار و شاخه‌هایی در آسمان دارد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، در ادامه سلسله جلسات جهاد تبیین وبینار تخصصی-تحلیلی «تمدن ایرانی در آینه ادب فارسی» برگزار شد.

حجت الاسلام والمسلین دکتر امیر جوان آراسته، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در وبینار «تمدن ایرانی در آینه ادب فارسی» به تبیین جایگاه رفیع تمدن ایرانی و بازتاب آن در گستره ادب فارسی پرداخت و با استناد به اشعار ماندگار شاعران بزرگ این مرز و بوم، تصویری روشن از عظمت و استمرار این تمدن کهن ترسیم کرد.

دکتر جوان آراسته با تأکید بر اهمیت واکاوی تمدن ایرانی به عنوان یکی از غنی‌ترین و پایدارترین تمدن‌های جهان افزود: ایستادگی و استواری امروز ایران اسلامی گواهی بر ریشه‌دار بودن و حیات جاوید این تمدن است. همچنان که آیه شریفه «فَامَا الزبد فیَذْهَبُ جُفَاء وَ أَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ» می‌فرماید: آنچه در تاریخ می‌ماند و به بار می‌نشیند، شجره طیبه‌ای است که ریشه در اعماق فرهنگ و ایمان دارد و میوه‌های آن نصیب جهانیان می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، تمدن را برآمده از «مدنیت» و مفهوم «مدینه» دانست و آن را مجموعه‌ای از پیشرفت‌های مادی و معنوی معرفی کرد که جامعه‌ای را از جوامع دیگر متمایز می‌سازد.

وی با اشاره به نظم، قانون‌مداری، سیاست, علم، هنر، اقتصاد و فرهنگ به عنوان ارکان یک تمدن بالنده، خاطرنشان کرد: ایران زمین از هزاران سال پیش، به ویژه در دوره هخامنشیان، واجد این ویژگی‌ها بوده و پس از ظهور اسلام نیز، تمدن ایرانی با الهام از تعالیم حیات‌بخش اسلامی، صفحه زرین دیگری در تاریخ گشود.

دکتر جوان آراسته با بهره‌گیری از شعر استاد شهریار، به عظمت این پیشینه تمدنی اشاره کرد و افزود: «مسلّم باشد ایران را در آفاق/به فرهنگ و تمدن، پیشوایی؛ همه مهر و محبت بود و تاریخ/نکو دارد بدین دعوی گُوایی؛ هنوز از خاکِ نادر سرمه سایند/سیه چشمانِ هندو و ختایی؛ ولی در پاسِ میهن هم سر و جان/به کف دارد نژاد آریایی».

وی ادامه داد: سه مرحله اساسی در نسبت میان تمدن و ادب فارسی وجود دارد. مرحله اول، واقعیت عینی و بیرونی تمدن ایجاد شده؛ مرحله دوم، انعکاس و بازنمایی این تمدن در آیینه ادب فارسی؛ و مرحله سوم، نقش این بازنمایی در انتقال گنجینه تمدنی به نسل‌های آینده است.

دکتر جوان آراسته با تأکید بر اینکه ادبیات هر جامعه، آیینه تمام‌نمای فرهنگ، دغدغه‌ها، آرزوها و فضای فکری حاکم بر آن جامعه است، اظهار داشت: وقتی با ادب فارسی مواجه می‌شویم و اشعار سعدی، حافظ، مولوی و فردوسی را می‌خوانیم، به خوبی درمی‌یابیم که ایرانی در چه فضایی تنفس می‌کرده و با چه دغدغه‌هایی زندگی می‌کرده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه به بررسی عناصر کلیدی تمدن ایرانی در آیینه ادب فارسی پرداخت و محوریت «خرد و خردمندی» را اولین و مهم‌ترین این عناصر برشمرد.

وی با اشاره به دعوت قرآن و سنت به عقلانیت، ویژگی خرد و خردمندی را ریشه در تاریخ و فرهنگ ایران باستان نیز دانست و به ابیات آغازین شاهنامه فردوسی استناد کرد: «به نام خداوند جان و خرد/کزین برتر اندیشه برنگذرد» و نیز این بیت فردوسی: «توانا بود هرکه دانا بود/ز دانش دل پیر برنا بود».

دکتر جوان آراسته با استناد به کلام مولانا جلال‌الدین بلخی، اندیشه را اصل وجود انسان معرفی کرد و افزود: «ای برادر تو همه اندیشه‌ای/مابقی خود استخوان و ریشه‌ای»، «گر بود اندیشه‌ات گل، گلشنی / ور بود خاری تو، هیمه گلخنی». وی سپس دومین عنصر تمدنی را «داد و عدالت» برشمرد و به تبیین جایگاه آن در تمدن ایرانی پرداخت.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب سپس تأکید کرد: عدالت در نگاه ایرانی‌‌اسلامی، تنها محدود به روابط انسانی و قضایی نیست، بلکه ناظر به تمام نظام هستی و پیوندی ناگسستنی با نظم عالم دارد. در حکمت ایرانی، «داد» هم‌ارز راستی و حقیقت است و «بیداد» برابر با کژی و تباهی. این نگاه را در اشعار فردوسی نیز می‌بینیم که «داد» را پایه‌ی پادشاهی و آبادی جهان می‌داند: «چو داد آوری، تخت آباد کن/جهان را ز بدنامی آزاد کن» و نیز «بدان کایهان راست بنیاد داد/بناکننده داد است و بنیاد داد».

وی در ادامه با اشاره به شعری از سعدی شیرازی خاطرنشان کرد: این شاعر بزرگ، عدالت را نه فقط در حاکم، که در رفتار همگان لازم می‌داند و می‌فرماید: «بنای ملک و دین را، قوام عدل و داد است / تو خود قیاس بگیر این بدان که بنیاد است». تمدن ایرانی بدون «داد» معنا نمی‌یابد و ادب فارسی به خوبی این پیوند عمیق را به تصویر کشیده است؛ گویی شاعران ما زبان گویای وجدان بیدار جامعه‌ای بوده‌اند که عدالت را رکن بقا و سعادت خود می‌دانسته است.

دکتر جوان آراسته با تأکید بر اینکه انسان همواره در جستجوی سعادت و آرامش است، شادمانی را از مؤلفه‌های جامعه متمدن دانست و به اشعار حافظ و منوچهری دامغانی استناد کرد و گفت: سومین عنصر، «شادی و نشاط» در تمدن ایرانی است.

وی در این زمینه افزود: حافظ شیرازی در بیتی زیبا، شادی و عیش را نه در برابر عقل و دیانت، که هم‌سو با آن می‌داند و می‌فرماید: «مکن سرّ غم آن دلبر حوروش پیدا / که خلق را برود کار و عیش برهم خورد» و نیز آنجا که می‌گوید: «باده خورده‌ام چو حافظ وز می طربناکم / کاشکی که واقف گردی ز حال مستی من»، نشان می‌دهد که نشاط روحی در فرهنگ ایرانی جایگاهی والا دارد.

دکتر جوان آراسته سپس به منوچهری دامغانی، شاعر بزرگ قرن پنجم هجری اشاره کرد که در سرودن وصف طبیعت و شادمانی، کم‌نظیر است. وی به این ابیات معروف منوچهری استناد نمود: «ای نوروز فرخنده و مبارک باد / بر تخت نشسته مه نو بر چتر برآورده خورشید / برخاسته ابر بهاری رخسار چو عاشق زده بر باد» و نیز: «باده بده ای پسر باده که عمر عزیز است / باده بده ای پسر باده که فصل بهار است».

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب تأکید کرد: در تمدن ایرانی، شادی هرگز به معنای بی‌بندوباری نیست، بلکه شادمانی خردمندانه در چارچوب اخلاق و معنویت، همواره یکی از مؤلفه‌های اصلی زیستن در این سرزمین کهن بوده است؛ چنان‌که نوروز، جشن مهرگان و دیگر آیین‌های شادمانه ایرانیان، گواهی بر این مدعاست.

وی گفت: چهارمین و یکی از برجسته‌ترین عناصر تمدن ایرانی در ادب فارسی، «معنویت و عرفان» است. ادب فارسی مملو از مضامین عرفانی است و شاعران بزرگی همچون مولوی، عطار، سنایی، حافظ، عراقی و جامی همگی در زمره عارفان بزرگ این مرز و بوم به شمار می‌روند.

دکتر جوان آراسته به «جایگاه زن در تمدن ایرانی» اشاره کرده و افزود: تمدن غرب به زن نگاه ابزاری و سطحی داشته و زنان را در چهره و زیبایی ظاهری خلاصه می‌کند. اما تمدن ایران بر شخصیت والا، خردمندی، پرهیزگاری و میهن‌دوستی زنان در فرهنگ ایرانی تأکید دارد.

وی به نمونه‌های برجسته زنان در شاهنامه فردوسی اشاره کرده و افزود: در نگاه غربی، با از دست رفتن زیبایی ظاهری، زن به حاشیه رانده می‌شود، اما در فرهنگ دینی و ایرانی ما، ارزش زن به تقوا، علم، اخلاق و نقش‌آفرینی او در خانواده و جامعه است. مولوی درباره نگاه عمیق‌تر به حقیقت انسان می‌فرماید: «ابلهان گفتند مجنون را ز جهل/حسن لیلی نیست چندان هست سهل/بهتر از وی صد هزاران دلربا/هست هم‌چون ماه اندر شهر ما/گفت صورت کوزه است و حسن می/می خدایم می‌دهد از نقش وی/کوزه می‌بینی ولیکن آن شراب/روی ننماید به چشم ناصواب».

وی گفت: آخرین و در عین حال برجسته‌ترین عنصر تمدنی در ادب فارسی «وطن‌پرستی و میهن‌دوستی» است. حدیث شریف «حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْإیمانِ» (دوستی میهن از ایمان است) اشاره دارد که می‌توان از آن به ضرورت حفظ قداست و جایگاه ایران زمین به عنوان مادری که فرزندان خود را در دامان خود پرورانده، رسید.

دکتر جوان آراسته در پایان با اشاره به تمثیل آموزنده دهخدا از زبان یک مرغ خانگی که به کودک اجازه نمی‌دهد به لانه او دست درازی کند، افزود: ایران اسلامی امروز در برابر زورگویان عالم و در رأس آنان آمریکای جنایتکار، محکم و استوار ایستاده و از عزت، شرافت و دین خود دفاع می‌کند.

وی با ابراز امیدواری از نابودی کامل ظالمانی چون ترامپ و حامیانش، بر تداوم راه پرافتخار تمدن ایرانی تأکید کرد و گفت: ما میراث‌دار تمدنی هستیم که به تعبیر قرآن، شجره طیبه‌ای است با ریشه‌ای استوار و شاخه‌هایی در آسمان دارد؛ و این بار بر دوش ماست که این گنجینه ارزشمند را به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

مطالب مشابه