انسجام اجتماعی، مؤلفه راهبردی امنیت ملی در شرایط جنگ تحمیلی

تاریخ انتشار:

مقاومت میدانی و تدبیر سیاسی، دو بال مکمل یکدیگرند. دیپلماسی کارآمد، نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه ابزار تثبیت دستاوردها و به رخ کشیدن اقتدار در همه میدانهاست.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر سید محمد حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «انسجام اجتماعی، مؤلفه راهبردی امنیت ملی در شرایط جنگ تحمیلی» آورده است:

در مقطع حساس کنونی که کشور با تحمیل جنگ ناجوانمردانه و ترور رهبر عزیز و شهادت کودکان، زنان و سایر شهروندان بی دفاع و البته شدیدترین فشارهای نظامی و سیاسی مواجه است، تحلیل امنیت ملی صرفا با شاخص‌های سخت‌افزاری مانند توان نظامی و ظرفیت اقتصادی، یک تحلیل ناکافی است. تجربه تاریخی ایران در چنین شرایطی و و البته سایر کشورها نشان می‌دهد که آنچه در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز تعیین‌کننده است در واقع سرمایه اجتماعی حاضر در میدان و همچنین اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت است. سرمایه‌ای بنیادین که می‌تواند ضریب اثربخشی سایر مؤلفه‌های قدرت ملی را چند برابر کرده و عرصه تخاصم را بر دشمن تنگ تر نماید. این مهم همان نکته ای است که در فرمایشات رهبر شهید و یادگار برومندش ولی امر مسلمین امام خامنه ای عزیز بارها مورد تاکید قرار گرفته است.
در الگوهای رایج تخاصم، دشمن با ابزار نظامی وارد میدان می‌شود اما در الگوهای نوین، هم‌زمان با فشار میدانی، جنگ شناختی و رسانه‌ای نیز فعال می‌شود. هدف این جنگ نه صرفا تخریب زیرساخت‌ها، بلکه فرسایش اعتماد عمومی، القای ناکارآمدی و بازتعریف واقعیتی جدید در ذهن افکار عمومی است. طراحی و تکثیر خط‌روایت‌های هدفمند در فضای مجازی، ایجاد دوگانه‌های کاذب، برجسته‌سازی اختلافات درون‌گفتمانی و القای بی‌اعتمادی نسبت به نیروهای انقلابی و فعال، بخشی از این راهبرد پیچیده است.
در چنین شرایطی، هوشیاری اجتماعی نه فقط یک توصیه اخلاقی بلکه یک ضرورت امنیتی برای عموم جامعه است. شناخت میدان خصومت، به‌ویژه در عرصه روایت‌سازی مجازی، مستلزم ارتقای سواد رسانه‌ای و تحلیل انتقادی اخبار و داده‌هاست. جامعه‌ای که بتواند میان نقد مسئولانه و تخریب سازمان‌یافته تمایز قائل شود، عملا یکی از مهم‌ترین ابزارهای دشمن را خنثی کرده است.
تفرقه و بدبینی اجتماعی دقیقا همان نقطه‌ای است که جنگ روانی بر آن متمرکز می‌شود. در مقابل، ولایت پذیری، اعتماد به ساختارهای تایید شده نظام، گفت‌وگوی عقلانی و انسجام گفتمانی سپر دفاعی جامعه در برابر این هجمه ها است.
از این رو یکی از جلوه‌های عینی این اعتماد، باور به توان مدیریت میدانی مسئولان مومن، انقلابی، دلسوز و ظرفیت‌های دیپلماتیک کشور در صیانت از منافع ملی و دستاوردهای صبر ملت در جنگ تحمیلی اخیر است.
تاریخ منازعات نشان داده است که مقاومت میدانی و تدبیر سیاسی، دو بال مکمل یکدیگرند. دیپلماسی کارآمد، نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه ابزار تثبیت دستاوردها و به رخ کشیدن اقتدار در همه میدانهاست. اعتماد به کارگزاران نظام، تحت زعامت رهبر عزیز و فرماندهی کل قوا، به معنای حفظ چارچوبی است که در آن اختلاف‌نظرها در مسیر اصلاح و تقویت کارآمدی حرکت کند و به ابزار واگرایی ملی تبدیل نشود.
امروز و در شرایطی که دشمن قسم خورده از بسیاری از خطوط قرمز ملی ما عبور کرده است، بیش از هر زمان دیگری باید بر این اصل تأکید کرد که برادری، همدلی و یکپارچگی ملی، صرفا مفاهیمی ارزشی نیستند، بلکه فراتر از آن به عنوان متغیرهایی راهبردی در معادلات قدرت‌اند. در چنین شرایطی، هر میزان انسجام داخلی افزایش یابد هزینه‌های تحمیل‌شده از بیرون، کاهش و قدرت چانه‌زنی ملی در همه عرصه ها را افزایش خواهد داد. به تعبیر دقیق‌تر، انسجام اجتماعی در چنین شرایطی در حقیقت عمق استراتژیک درونی نظام است. بنابراین چنانچه جامعه ما بتواند همانند تجربه همدلی اخیر، همچنان در برابر موج‌های تفرقه‌افکنانه ایستادگی کند و سرمایه اعتماد میان مردم و مسئولان را تقویت نماید، بی تردید فشارهای بیرونی کارایی خود را از دست خواهد داد. این همبستگی، افزون بر عبور از شرایط فعلی، می‌تواند به ذخیره‌ای پایدار برای توسعه و پیشرفت آینده کشور تبدیل شود. ذخیره‌ای که نه با تحریم فرسوده می‌شود و نه با عملیات روانی از میان می‌رود، بلکه در بستر آگاهی، مسئولیت‌پذیری و همدلی ملی تقویت می‌شود.