به همت معاونت پژوهشی برگزار شد؛

کرسی‌ علمی-ترویجی «نقد و بررسی دیدگاه کالین ترنر در خصوص علامه مجلسی و بحارالانوار»

تاریخ انتشار:

مجلسی با عرفان اصیل مخالفتی نداشت و از شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی تجلیل می‌کرد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، نشست علمی از سلسله جلسات کرسی‌های علمی ترویجی با موضوع «نقد و بررسی دیدگاه کالین ترنر در خصوص علامه مجلسی و بحارالانوار» با ارائه حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی مداحی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و نقد دکتر محمد جاودان، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.

در ابتدای این نشست، دکتر مداحی به تشریح رویکرد تقلیل‌گرایانه کالین ترنر پرداخت و بیان کرد که نویسنده در این اثر تلاش می‌کند تصویری ظاهرگرا، خرافه‌پرور و امام‌محور از تشیع عصر صفوی، با تمرکز ویژه بر شخصیت علامه مجلسی، ارائه دهد. وی در نخستین محور نقد خود، تحریف مفهوم ظاهرگرایی و ایجاد تقابل ساختگی میان «اسلام ظاهری» (مبتنی بر فقه و اوامر الهی) و «ایمان باطنی» (مبتنی بر تصوف) توسط ترنر را مردود دانست. دکتر مداحی تأکید کرد که برچسب اخباری‌گری به عالمانی چبرگزاری کرسی علمی ترویجی در تاریخ 6اسفند 1404 با موضوع نقد و واکاوی ادعاهای کالین ترنر در کتاب «اسلام بدون خدا؛ ظهور ظاهرگرایی دینی در دوره صفوی» با حضور دکتر توران به عنوان دبیر جلسه، دکتر مرتضی مداحی در جایگاه ارائه‌دهنده و دکتر محمد جاودان به عنوان ناقد برگزار شد. در ابتدای این نشست، دکتر مداحی به تشریح رویکرد تقلیل‌گرایانه کالین ترنر پرداخت و بیان کرد که نویسنده در این اثر تلاش می‌کند تصویری ظاهرگرا، خرافه‌پرور و امام‌محور از تشیع عصر صفوی، با تمرکز ویژه بر شخصیت علامه مجلسی، ارائه دهد. وی در نخستین محور نقد خود، تحریف مفهوم ظاهرگرایی و ایجاد تقابل ساختگی میان «اسلام ظاهری» (مبتنی بر فقه و اوامر الهی) و «ایمان باطنی» (مبتنی بر تصوف) توسط ترنر را مردود دانست. دکتر مداحی تأکید کرد که برچسب اخباری‌گری به عالمانی چون محقق کرکی و مقدس اردبیلی با شواهد تاریخی مبنی بر گرایش آنان به علوم عقلی در تضاد است و علامه مجلسی نیز برخلاف ادعای ترنر، یک اخباری افراطی نبوده، بلکه با مشی اعتدالی خود، تقسیم‌بندی‌های چهارگانه حدیث را می‌پذیرفته و قائل به اصل برائت بوده است. همچنین اتهام چرخش کانون توجه از خدا به امامان شیعه در عصر صفوی، با استناد به اختصاص مجلدات 3 تا 9 کتاب بحارالانوار منحصراً به مباحث توحید و صفات الهی، ادعایی بی‌اساس خوانده شد و تکریم امامان صرفاً تلاشی برای تبیین مسیر صحیح هدایت دانسته شد.

ارائه‌دهنده در ادامه به واکاوی ریشه‌های واقعی ستیز با تصوف پرداخت و ادعای ترنر مبنی بر خشک‌اندیشی و سرکوب خشن تمامی فرقه‌های صوفیه توسط مجلسی را نقد کرد. وی یادآور شد که مبارزه با تصوف انحرافی در آن مقطع یک حرکت عمومی بود که حتی فیلسوفانی چون ملاصدرا نیز در آثاری مانند «کسر اصنام الجاهلیة» با آن همراه بودند. مجلسی با عرفان اصیل مخالفتی نداشت و از شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی تجلیل می‌کرد؛ بلکه برخورد او واکنشی به اباحه‌گری، جامعه‌گریزی و انحطاط اخلاقی متصوفه بازاری بود که شریعت را زیر پا می‌گذاشتند. دکتر مداحی همچنین تشکیک ترنر در اعتبار آثار علامه مجلسی با استناد به تولید بیش از 1400000 سطر و اتهام دستبرد در احادیث را رد کرد.

وی توضیح داد که تدوین بحارالانوار یک پروژه عظیم گروهی با حمایت مالی حکومت و همکاری ده‌ها شاگرد برجسته برای حفظ میراث روایی از خطر زوال بوده است. مجلسی خود در مواردی به ضعف روایات تصریح کرده و تفاوت در نقل کلمات یک حدیث نیز لزوماً تحریف عمدی نبوده، بلکه ریشه در تفاوت نسخه‌های خطی و تصحیفات رایج در طول زمان دارد.

وی در پایانِ بخش ارائه، گسترش تشیع را متکی بر فعالیت‌های علمی و نگارش متون فارسی مسالمت‌آمیز دانست و با اشاره به دیدگاه امام خمینی تأکید کرد که حضور علما در دربار به معنای مشروعیت‌بخشی مطلق نبود، بلکه بستری برای هدایت حاکمان به سوی شریعت محسوب می‌شد؛ لذا تحلیل‌های ترنر ناشی از عدم شناخت دقیق پیچیدگی‌های فقهی و استفاده از دوگانه‌های ساده‌انگارانه وارداتی است.

در بخش دوم نشست، دکتر محمد جاودان در مقام ناقد، ضمن تأکید بر لزوم خوانش انتقادی تولیدات انبوه شیعه‌پژوهی در غرب، با استناد به دانشنامه جهان اسلام خاطرنشان کرد که تنها در آمریکای شمالی از زمان انقلاب اسلامی، حدود 800 تا 1000 اثر در این حوزه تولید شده است که حضور آن‌ها در فضای دانشگاهی نیازمند نقادی روشمند است.

وی در نقد روش‌شناختی ادعاهای ترنر بیان کرد که بخشی از نتایج وی مبتنی بر پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده است؛ از جمله اینکه ترنر با استناد به تفکیک «اسلام» و «ایمان» در قرآن، نتیجه می‌گیرد که ایمان منحصراً ناظر به ساحت تصوف است. دکتر جاودان این نتیجه‌گیری را فاقد استدلال و پشتوانه متنی دانست و تأکید کرد که نسبت ظاهر و باطن در سنت اسلامی امری تشکیکی و طیفی است. وی منشأ خطاهای پژوهشگران غربی را فاصله زمینه‌ای و محدودیت منابع دانست که موجب می‌شود روایت‌های یک‌سویه مبنای تحلیل قرار گیرند و بدون توجه به منابع محلی و رقیب، برداشت‌های مخدوشی درباره مسائلی نظیر نقش شیعه یا خواجه نصیرالدین طوسی در سقوط خلافت عباسی شکل بگیرد.

ناقد جلسه در ادامه، تأثیرپذیری عمیق ترنر از دوگانه «تشیع صفوی و تشیع علوی» دکتر شریعتی را مورد نقد قرار داد و تأکید کرد که نقدهای شریعتی به مجلسی، خطابی، تعمیم‌دار و فاقد استناد تاریخی کافی برای مبنا قرار گرفتن در پژوهش‌های آکادمیک است.

وی در دفاع تحلیلی از جایگاه علمی علامه مجلسی تصریح کرد که تقلیل دادن او به یک محدث نقل‌محور نادرست است؛ زیرا مجلسی در بحارالانوار به تحلیل، داوری روایی، تضعیف و تقویت احادیث و اظهارنظر علمی پرداخته و نحوه مواجهه او با مسئله جبر و تفویض نمونه‌ای از رویکرد دقیق و استدلالی اوست. دکتر جاودان همچنین روایت «گسترش تشیع با شمشیر صفویه» را به چالش کشید و با اشاره به ریشه‌های تاریخی گرایش به اهل‌بیت در ایران، تبیین‌هایون محقق کرکی و مقدس اردبیلی با شواهد تاریخی مبنی بر گرایش آنان به علوم عقلی در تضاد است و علامه مجلسی نیز برخلاف ادعای ترنر، یک اخباری افراطی نبوده، بلکه با مشی اعتدالی خود، تقسیم‌بندی‌های چهارگانه حدیث را می‌پذیرفته و قائل به اصل برائت بوده است. همچنین اتهام چرخش کانون توجه از خدا به امامان شیعه در عصر صفوی، با استناد به اختصاص مجلدات 3 تا 9 کتاب بحارالانوار منحصراً به مباحث توحید و صفات الهی، ادعایی بی‌اساس خوانده شد و تکریم امامان صرفاً تلاشی برای تبیین مسیر صحیح هدایت دانسته شد. ارائه‌دهنده در ادامه به واکاوی ریشه‌های واقعی ستیز با تصوف پرداخت و ادعای ترنر مبنی بر خشک‌اندیشی و سرکوب خشن تمامی فرقه‌های صوفیه توسط مجلسی را نقد کرد. وی یادآور شد که مبارزه با تصوف انحرافی در آن مقطع یک حرکت عمومی بود که حتی فیلسوفانی چون ملاصدرا نیز در آثاری مانند «کسر اصنام الجاهلیة» با آن همراه بودند. مجلسی با عرفان اصیل مخالفتی نداشت و از شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی تجلیل می‌کرد؛ بلکه برخورد او واکنشی به اباحه‌گری، جامعه‌گریزی و انحطاط اخلاقی متصوفه بازاری بود که شریعت را زیر پا می‌گذاشتند. دکتر مداحی همچنین تشکیک ترنر در اعتبار آثار علامه مجلسی با استناد به تولید بیش از 1400000 سطر و اتهام دستبرد در احادیث را رد کرد. وی توضیح داد که تدوین بحارالانوار یک پروژه عظیم گروهی با حمایت مالی حکومت و همکاری ده‌ها شاگرد برجسته برای حفظ میراث روایی از خطر زوال بوده است. مجلسی خود در مواردی به ضعف روایات تصریح کرده و تفاوت در نقل کلمات یک حدیث نیز لزوماً تحریف عمدی نبوده، بلکه ریشه در تفاوت نسخه‌های خطی و تصحیفات رایج در طول زمان دارد.

وی در پایانِ بخش ارائه، گسترش تشیع را متکی بر فعالیت‌های علمی و نگارش متون فارسی مسالمت‌آمیز دانست و با اشاره به دیدگاه امام خمینی تأکید کرد که حضور علما در دربار به معنای مشروعیت‌بخشی مطلق نبود، بلکه بستری برای هدایت حاکمان به سوی شریعت محسوب می‌شد؛ لذا تحلیل‌های ترنر ناشی از عدم شناخت دقیق پیچیدگی‌های فقهی و استفاده از دوگانه‌های ساده‌انگارانه وارداتی است.

در بخش دوم نشست، دکتر محمد جاودان در مقام ناقد، ضمن تأکید بر لزوم خوانش انتقادی تولیدات انبوه شیعه‌پژوهی در غرب، با استناد به دانشنامه جهان اسلام خاطرنشان کرد که تنها در آمریکای شمالی از زمان انقلاب اسلامی، حدود 800 تا 1000 اثر در این حوزه تولید شده است که حضور آن‌ها در فضای دانشگاهی نیازمند نقادی روشمند است. وی در نقد روش‌شناختی ادعاهای ترنر بیان کرد که بخشی از نتایج وی مبتنی بر پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده است؛ از جمله اینکه ترنر با استناد به تفکیک «اسلام» و «ایمان» در قرآن، نتیجه می‌گیرد که ایمان منحصراً ناظر به ساحت تصوف است.

دکتر جاودان این نتیجه‌گیری را فاقد استدلال و پشتوانه متنی دانست و تأکید کرد که نسبت ظاهر و باطن در سنت اسلامی امری تشکیکی و طیفی است. وی منشأ خطاهای پژوهشگران غربی را فاصله زمینه‌ای و محدودیت منابع دانست که موجب می‌شود روایت‌های یک‌سویه مبنای تحلیل قرار گیرند و بدون توجه به منابع محلی و رقیب، برداشت‌های مخدوشی درباره مسائلی نظیر نقش شیعه یا خواجه نصیرالدین طوسی در سقوط خلافت عباسی شکل بگیرد. ناقد جلسه در ادامه، تأثیرپذیری عمیق ترنر از دوگانه «تشیع صفوی و تشیع علوی» دکتر شریعتی را مورد نقد قرار داد و تأکید کرد که نقدهای شریعتی به مجلسی، خطابی، تعمیم‌دار و فاقد استناد تاریخی کافی برای مبنا قرار گرفتن در پژوهش‌های آکادمیک است. وی در دفاع تحلیلی از جایگاه علمی علامه مجلسی تصریح کرد که تقلیل دادن او به یک محدث نقل‌محور نادرست است؛ زیرا مجلسی در بحارالانوار به تحلیل، داوری روایی، تضعیف و تقویت احادیث و اظهارنظر علمی پرداخته و نحوه مواجهه او با مسئله جبر و تفویض نمونه‌ای از رویکرد دقیق و استدلالی اوست. دکتر جاودان همچنین روایت «گسترش تشیع با شمشیر صفویه» را به چالش کشید و با اشاره به ریشه‌های تاریخی گرایش به اهل‌بیت در ایران، تبیین‌های صرفاً زورمحور را رد کرد.

وی با ذکر مثال حکومت حدوداً 2 قرنی فاطمیان در مصر که لزوماً به شیعه ماندن آن سرزمین ختم نشد، تداوم مذهب را پدیده‌ای چندعاملی خواند. در پایان، دکتر جاودان به ارائه‌دهنده پیشنهاد کرد که در چاپ‌ها و ارائه‌های آتی، حتماً به پیشینه اثر ترنر، ارتباط آن با رساله دکتری وی و همچنین نقدها و ریویوهای منتشرشده درباره این کتاب به‌صورت منظم اشاره شود تا تصویر جامع‌تر و دقیق‌تری از جایگاه علمی این اثر ارائه گردد.

photo_1_2026-04-19_12-02-49
photo_1_2026-04-19_12-02-49
photo_2_2026-04-19_12-02-49
photo_3_2026-04-19_12-02-49
photo_4_2026-04-19_12-02-49
photo_5_2026-04-19_12-02-49
photo_6_2026-04-19_12-02-49
photo_7_2026-04-19_12-02-49

مطالب مشابه