جنگها از دین برنمیخیزند؛ از سیاستهای سلطهجویانه برمیخیزند
تحولات اخیر نشان میدهد بسیاری از جنگها بیش از آنکه ریشه در تعالیم دینی داشته باشند، محصول قدرتطلبیهای سکولار هستند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر محسن محصّل یزدی رئیس اداره آسیا و اقیانوسیه دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «جنگها از دین برنمیخیزند؛ از سیاستهای سلطهجویانه برمیخیزند» آورده است:
برخی باور دارند که منشأ اصلی جنگها و ستیزهجوییها، آموزههای ادیان و رهبران دینی هستند و دولتهای مدرن از طریق سکولاریسم و کنار گذاشتن دین، خشونت را ریشهکن کرده و صلح را به جهانیان عرضه نمودهاند. اما تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران نشان میدهد که این دیدگاه، سادهسازی و حتی تحریف واقعیت است، چراکه در متون مقدس ادیان الهی، از قرآن گرفته تا عهد عتیق و عهد جدید، انسانها به صلح، عدالت و احترام متقابل فراخوانده شدهاند و بر اساس این آموزهها، بسیاری از رهبران دینی در این دوره بر پرهیز از خونریزی، عدالتورزی و ظلمستیزی تأکید کردهاند. از این رو، امروزه آنچه اغلب به جنگ و تجاوز میانجامد، نه آموزههای دینی و سخنان بزرگان و رهبران دینی، بلکه سیاستهای سلطهجویانهای است که به واسطهٔ پیروی از اعتقادات سکولار دنبال میشوند.
به اعتقاد کارن آرمسترانگ، دینپژوه معاصر، ظهور و گسترش سکولاریسم از میزان جنگ و جنایت ناشی از خشونت سیاسی نکاسته است و در عوض، نوع مشابهی از خشونت — حتی گاهی در مقیاسی بزرگتر — اما به دلایلی دیگر بروز پیدا کرده است؛ بنابراین خشونت سیاسی هنوز وجود دارد و منشأ واقعی آن در جایی غیر از دین نهفته است. ویلیام کاوانا، پژوهشگر علوم دینی، نیز در کتاب «اسطوره خشونت دینی» توضیح میدهد که مفهوم خشونت دینی تا حد زیادی ساخته و پرداختهٔ گفتمان مدرن غربی است؛ مفهومی که گاه برای مشروعیتبخشیدن به برتری سیاسی و فرهنگی غرب و حتی توجیه رفتارهای خصمانه علیه جوامع غیرغربی به کار گرفته شده است، در حالی که نهادها و ایدئولوژیهای سکولار نیز میتوانند همانند هر نظام اعتقادی دیگری گرفتار مطلقگرایی، تعصب و خشونت شوند. بنابراین، نسبت دادن جنگها و خشونتها به دین، نادیده گرفتن نقش سیاستهای قدرتطلبانه و منافع دولتهاست؛ سیاستهایی که گاه برای دستیابی به اهداف خود، هزاران انسان را به کام مرگ میفرستند و شهرها و سرزمینها را به ویرانی میکشانند.
همانگونه که مشاهده شد، در جریان جنگ رمضان، رهبران دولتهای غربی مانند ترامپ که خود را نمایندگان سکولاریسم معرفی میکنند، به جای پایبندی به حقوق بشر و کرامت انسانی، به سیاستهای تهدید، ارعاب و تشدید تنش روی آوردهاند. آنها با اتخاذ مواضع تجاوزطلبانه و ضدِانسانی، فضای سیاسی و امنیتی منطقه را بیش از پیش به سوی درگیری و ستیزهجویی سوق دادهاند. در مقابل، بسیاری از رهبران دینی با تکیه بر تعالیم اخلاقی و انسانی ادیان، بر ضرورت توقف جنگها، کاهش رفتارهای خصمانه و حرکت به سوی صلح و گفتوگو تأکید کردهاند. آنان دولتها و ملتها را به عدالتورزی، پرهیز از خونریزی و حفظ کرامت انسانها فراخوانده و خواستار آن شدهاند که اختلافات از مسیرهای مسالمتآمیز حلوفصل شود. برای نمونه، پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، در سخنانی در مراسم عید پاک، جنگافروزی را نکوهش کرد و تأکید نمود که خداوند به دعای رهبران جنگطلب و کسانی که دستانشان به خون آلوده است، گوش نمیدهد. او همچنین در واکنش به سخنان ضدِانسانی ترامپ که کل تمدن و مردم ایران را به نابودی تهدید کرده بود، از شهروندان تمام کشورها دعوت نمود با مقامات، رهبران سیاسی و نمایندگان مردم تماس بگیرند و از آنها بخواهند برای صلح تلاش کنند و تجاوز و درگیری را رد کنند، و تهدید ترامپ را کاملاً غیرقابلقبول خواند. اسقف پل کوکلی، رئیس انجمن اسقفان کاتولیک آمریکا، نیز تهدیدهای ترامپ علیه زیرساختهای غیرنظامی را محکوم کرد و بیان داشت که تهدید نابودی یک تمدن و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی از نظر اخلاقی قابل توجیه نیست و راههای دیگری برای حل اختلاف میان ملتها وجود دارد. او همچنین از ترامپ خواست که از لبهٔ پرتگاه جنگ عقبنشینی کند و برای صلح و جلوگیری از تلفات بیشتر، به مذاکره تن دهد.
در حالی که برخی رهبران سیاسی با وجود ادعای نمایندگی نظم سکولار و مدرن به سمت تهدید و تنش حرکت کردهاند، این رهبران دینی هستند که بر پیامهای بنیادین ادیان — یعنی صلح، عدالت، برادری انسانی و پایان دادن به درگیریها — تأکید دارند و تلاش میکنند دولتها و جوامع را به سوی آرامش، گفتوگو و توقف جنگها هدایت کنند. تحولات اخیر گویای این موضوع بود که ادیان الهی نه تنها عامل جنگ و خونریزی نیستند، بلکه در بسیاری از موارد پرچمدار عدالتخواهی و ظلمستیزی بودهاند.