نقاب‌های روانی جنگ‌افروزان: شش الگوی روانی دشمنان در تقابل با قدرت الهی

تاریخ انتشار:

رفتار دشمنان تصادفی نیست، بلکه ریشه در الگوهای عمیق روانی و تاریخی دارد. اما وعدهٔ الهی واضح است: هر بار که آتش جنگ برافروزند، خداوند آن را خاموش خواهد کرد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر نوید خاکبازان، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «نامه دوم: نقاب‌های روانی جنگ‌افروزان: شش الگوی روانی دشمنان در تقابل با قدرت الهی» آورده است:

بخش اول: دوست عزیزم؛ در نامهٔ پیشین، دربارهٔ چگونگی ایمن‌سازی ذهن و روان در برابر عملیات روانی دشمن با هم گفتیم. حالا بیا کمی عمیق‌تر شویم و از دریچهٔ روان‌شناسی سیاسی و اجتماعی، به رفتار دشمنان نگاه کنیم. این بار می‌خواهم برایت از الگوهای رفتاری آن‌ها بگویم؛ الگوهایی که قرآن قرن‌ها پیش فاش کرده و امروز در رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی به وضوح می‌بینیم.

۱. وقتی دشمن، واقعیت را تحریف می‌کند: بازی خطرناک “انکار”
حتماً دیده‌ای که برخی افراد وقتی در مواجهه با حقیقتی دردناک قرار می‌گیرند، به جای پذیرش، آن را تحریف می‌کنند یا کاملاً انکار می‌کنند. در روان‌شناسی به این می‌گویند «مکانیسم دفاعی انکار». آمریکا و رژیم صهیونیستی دقیقاً همین کار را با قدرت ایران و محور مقاومت می‌کنند. آن‌ها با وجود شکست‌های متوالی در منطقه، مدام ادعا می‌کنند: «دست ایران بسته است» یا «قدرت مقاومت ضعیف است».
قرآن پاسخ این تحریف را داده است: «بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» — دستان خدا (و جبههٔ حق) گشاده است. این انکار، تنها یک توهم برای حفظ اعتماد به نفسِ شکستهٔ آن‌هاست.

۲. گستاخی و پیامد روانی آن: وقتی دست‌ها بسته می‌شود
در روان‌شناسی اجتماعی، گستاخی و تکبر اغلب به «محرومیت نسبی» و «انزوای اجتماعی» منجر می‌شود. خداوند در قرآن می‌فرماید: «غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا» (سوره مائده، آیه ۶۴). امروز شاهدیم که دستان آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه روز به روز بسته‌تر می‌شود. کشورهای منطقه یکی پس از دیگری از زیر نفوذ آن‌ها خارج می‌شوند و این رژیم‌ها در انزوای فزاینده‌ای قرار گرفته‌اند. این «بسته شدن دست» نماد محرومیت از نفوذ و طرد شدن است.

۳. چرخهٔ معیوب طغیان: چرا دشمنان با دیدن حق، سرکش‌تر می‌شوند؟
یک پدیدهٔ جالب روان‌شناختی وجود دارد: برای برخی افراد، مواجهه با حقیقت به جای اصلاح، باعث تشدید رفتارهای نادرست می‌شود. قرآن این را در مورد دشمنان بیان می‌کند: آن‌ها با دیدن قدرت مقاومت، به جای درس گرفتن، طغیان‌شان بیشتر می‌شود. این چرخهٔ معیوب با کفر و پیش‌فرض‌های انکارآمیز نسبت به واقعیت آغاز می‌شود. در مرحلهٔ بعد، هنگامی که فرد با جلوه‌های اقتدارِ حق و پایداریِ حقیقت روبرو می‌شود، به جای آنکه مسیر اصلاح را در پیش بگیرد، دچار تنش شده و بر شدت طغیان و رفتارهای پرخاشگرانه خود می‌افزاید. این واکنش‌های ستیزه جویانه، در نهایت منجر به تثبیت و تعمیق انکار اولیه در لایه‌های درونی فرد می‌شود؛ به گونه‌ای که هر بار مواجهه با حقیقت، تنها به سخت‌تر شدن قلب و دورتر شدن او از مسیر هدایت می‌انجامد.

این چرخه نشان می‌دهد که قلب‌های برخی آن‌چنان سنگین شده که حق تنها بر طغیانشان می‌افزاید. امروز می‌بینیم که هرچه مقاومت قوی‌تر می‌شود، رفتارهای غیرمنطقی و پرخاشگرانهٔ آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز افزایش می‌یابد. این یک الگوی روان‌شناختی کلاسیک است: وقتی فرد یا گروهی نمی‌تواند شکست را بپذیرد، به جای تغییر استراتژی، بر اشتباهات خود پافشاری می‌کند.

۴. دشمنی درونی: کینه‌ای که تا قیامت ادامه دارد
خداوند در سوره مائده آیه ۶۴ می‌فرماید: «وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ». این آیه به صراحت اشاره به یهودیانی دارد که با وجود ادعای وحدت، اغلب دچار تعارض درون‌گروهی (Intragroup Conflict) هستند. از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی، چنین تعارضی می‌تواند از عواملی مانند مقایسهٔ اجتماعی (Social Comparison) که به حسادت می‌انجامد، رقابت مخرب (Destructive Competition) میان اعضای گروه، و سطح پایین اعتماد اجتماعی (Low Social Trust) ناشی شود. امروز نیز شاهدیم که دشمنان ما با وجود ادعای اتحاد استراتژیک، همواره درگیر رقابت‌های پنهان و اختلاف‌های عمیق هستند. این تفرقهٔ درونی، ضعف ساختاری آن‌ها را تشدید می‌کند و نشان می‌دهد که اتحاد ظاهری آن‌ها بر پایه‌های سست و منافع مقطعی استوار است.

در بخش بعدی، ادامهٔ این الگوها و وعدهٔ الهی را با هم مرور خواهیم کرد.

بخش دوم: دوست عزیزم؛ در بخش پیشین، به چهار الگوی رفتاری دشمنان اشاره کردیم: انکار واقعیت، پیامدهای روانی گستاخی، چرخهٔ معیوب طغیان و دشمنی درونی. حالا بیا ادامهٔ این تحلیل را با هم دنبال کنیم.
۵. الگوی تاریخی جنگ‌افروزی: آتشی که همیشه خاموش می‌شود
قرآن در سورهٔ مائده آیهٔ ۶۴ یک الگوی تاریخی را فاش می‌کند: «کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ». از منظر مطالعات تاریخی در علوم اجتماعی، این وضعیت را می‌توان در قالب الگوهای تاریخی تعارض توضیح داد. در برخی موارد، جوامع یا گروه‌ها در طول زمان درگیر چرخهٔ خشونت (Cycle of Violence) می‌شوند؛ الگویی که از طریق انتقال فرهنگی تعارض (Cultural Transmission of Conflict) بازتولید شده و گرایش به سلطه‌جویی یا خشونت را در نسل‌های بعدی تداوم می‌بخشد. گروه‌هایی که هویت خود را بر پایهٔ سلطه‌گری و تجاوز بنا کرده‌اند، به طور مداوم به جنگ‌افروزی روی می‌آورند. اما نکتهٔ جالب اینجاست که این الگوی رفتاری هر بار با شکست مواجه می‌شود. این پدیده «تکرار شکست‌خورده» است: انجام مکرر یک رفتار ناموفق با این امید که این بار نتیجه متفاوت باشد. امروز نیز شاهدیم که هرگونه آتش جنگ‌افروزی توسط دشمنان در منطقه، با مقاومت مردمی و ارادهٔ الهی خاموش می‌شود.

۶. سه گانه تاریک شخصیت به عنوان بخشی از هویت: روان‌شناسی یک الگوی مخرب
آیه ادامه می‌دهد: «وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا». از دیدگاه روان‌شناسی شخصیت، برخی الگوهای رفتاری می‌توانند به صورت صفات پایدار شخصیتی (Stable Personality Traits) تثبیت شوند. در این چارچوب، ویژگی‌هایی که در ادبیات روان‌شناسی با سه‌گانهٔ تاریک شخصیت (Dark Triad) ــ شامل ماکیاولیسم، خودشیفتگی و سایکوپاتی ــ توصیف می‌شوند، با گرایش به رفتارهای دستکاری‌گرانه، فرصت‌طلبانه و غیراخلاقی ارتباط دارند. افرادی که هویت خود را بر پایهٔ سلطه، بهره‌کشی و نادیده گرفتن حقوق دیگران شکل می‌دهند، به مرور زمان فساد را به عنوان بخشی از ذات خود می‌پذیرند. نمونه‌های معاصر مانند رسوایی‌های مالی، سوءاستفاده‌های جنسی در سطوح بالا (مانند پرونده جزیره اپستین)، و نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط این رژیم‌ها، همگی نشان‌دهندهٔ تداوم این الگوی رفتاری است.
در روان‌شناسی اجتماعی و سازمانی، هنگامی که رفتارهای غیراخلاقی به‌تدریج به امر عادی تبدیل می‌شوند، از مفاهیمی مانند عادی‌شدن انحراف (Normalization of Deviance) و گسست اخلاقی (Moral Disengagement) استفاده می‌شود؛ وضعیتی که در آن رفتارهای نادرست به دلیل تکرار و نهادینه‌شدن، حساسیت اخلاقی افراد نسبت به آن‌ها کاهش می‌یابد.

دوست من؛ این تحلیل روان‌شناختی به ما نشان می‌دهد که رفتار دشمنان تصادفی نیست، بلکه ریشه در الگوهای عمیق روانی و تاریخی دارد. اما وعدهٔ الهی واضح است: هر بار که آتش جنگ برافروزند، خداوند آن را خاموش خواهد کرد. این وعده مایهٔ دلگرمی ماست که در نهایت، حق بر باطل پیروز خواهد شد.

پس نترس، استقامت کن و بدان که در این نبرد، تنها نیستی. ارادهٔ الهی پشت توست.