ایران؛ تجلی عاملیت تاریخی در پیوند سنت شیعی و صیانت از حریم

تاریخ انتشار:

آنچه در سنت شیعی «انتظار» نامیده می‌شود، به معنای انفعال نیست، بلکه انتظار فعال است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر حمیدرضا بیگدلی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «ایران؛ تجلی عاملیت تاریخی در پیوند سنت شیعی و صیانت از حریم» در تحلیل نسبت «میدان اجتماعی» و «بدنه‌ی جامعه» در پرتو فلسفه‌ی تاریخ آورده است:

در سپهر فلسفه‌ی تاریخ، جوامع تنها هنگامی از موقعیت «موضوع حوادث» فراتر می‌روند و به مرتبه‌ی عاملیت تاریخی دست می‌یابند که بتوانند پیوندی معنادار میان «حافظه‌ی جمعی» و «ضرورت‌های زمانه» برقرار کنند. در این نقطه، جامعه دیگر صرفاً واکنش‌گر شرایط نیست، بلکه به کنشگری فعال در جهت‌دهی به مسیر تاریخی خویش تبدیل می‌شود. تجربه‌ی تاریخی ایران — به‌ویژه در بزرگ‌ترین بزنگاه‌های بحرانی — نمونه‌ای شاخص از همین گذار است: گذاری که ریشه‌های آن را باید در لایه‌های عمیق تاریخ اجتماعی تشیع و الگوهای دیرپای «مسئولیت جمعی» جست‌وجو کرد.

از دیدگاه جامعه‌شناسی تاریخی، پیوند میان «کنشگران میدان» و «بدنه‌ی اجتماعی» را می‌توان در پرتو بازخوانی نوین مفهوم عصبیت فرهنگی–دینی (در قرائتی گسترش‌یافته از ابن‌خلدون) تحلیل کرد. در این الگو، «میدان کنش» صرفاً صحنه‌ی تقابل نیروها نیست، بلکه تجلی اراده‌ای است که از عمق جامعه تغذیه می‌شود. مردم — با ایفای نقش پشتوانه‌ی هویتی و اجتماعی — استمرار و مشروعیت کنش جمعی را تضمین می‌کنند؛ و کنشگران میدان، در واقع، حاملان «اراده‌ی بقا» و «حفظ ساختار معنایی» جامعه هستند.

این چارچوب با یکی از قواعد بنیادین قرآن هم‌خوان است:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِم»
(رعد، ۱۱)
«خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد، تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.»

بر این اساس، تحول تاریخی نه صرفاً نتیجه‌ی نیروهای بیرونی، بلکه محصول دگرگونی درونی جامعه است. تعامل میان میدان کنش و بدنه‌ی اجتماعی، در این رویکرد، نوعی «خودآگاهی تاریخی جمعی» است که از دل آن، اراده‌ی استمرار جامعه شکل می‌گیرد. این تعامل، فراتر از الگوی کلاسیک دولت–ملت، نوعی هم‌تنیدگی فرهنگی–اجتماعی پدید می‌آورد که می‌توان آن را از مختصات «امت–ملت ایرانی» به شمار آورد.

در این میان، مفهوم «حریم» در اندیشه‌ی شیعی نقشی بنیادین دارد. حریم تنها حوزه‌ای جغرافیایی نیست، بلکه قلمروی نمادین است که کرامت، هویت و ساحت قدسی جامعه را در خود نگاه می‌دارد. دفاع از حریم، در این چارچوب، نه صرفاً کنشی سیاسی، بلکه پاسداری از «مرکز ثقل معنایی» جامعه است. این معنا در قرآن نیز بازتاب یافته است:
«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهُ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»
(بقره، ۲۵۱)
«و اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر بر نمی‌انگیخت، فساد روی زمین را فرا می‌گرفت.»

در این منطق، حضور مردم در عرصه‌های عمومی، نوعی مشارکت در صیانت از نظم اخلاقی–معنوی به شمار می‌آید؛ نظمی که در سنت سیاسی تشیع، شرط فعلیت‌یافتن «حق» تلقی می‌شود.

نهاد خانواده — و به‌ویژه نقش مادر — در این ساختار معنایی جایگاهی محوری دارد. خانواده، نخستین عرصه‌ای است که در آن الگوهای «صبر»، «مسئولیت‌پذیری» و «پایداری» در قالب جامعه‌پذیری دینی–اخلاقی منتقل می‌شود. مادران، از طریق بازتولید نمادین الگوهای صبوری و معنا‌بخشی به رنج، نوعی سرمایه‌ی عاطفی–معنوی ایجاد می‌کنند که در لحظه‌های بحران، به تاب‌آوری جمعی تبدیل می‌شود. قرآن صبر را به عنوان یکی از ارکان پایداری اجتماعی معرفی می‌کند:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا»
(آل عمران، ۲۰۰)
«ای اهل ایمان، صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید.»

در این چارچوب، صبر صرفاً فضیلتی فردی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی برای حفظ انسجام جامعه در شرایط دشوار به شمار می‌آید — امری که می‌توان آن را در قالب «جامعه‌شناسی تاب‌آوری» تحلیل کرد.

از منظر فلسفه‌ی تاریخ، سنت شیعی با تکیه بر الهیات امید، افق آینده را در نسبت با غایت عدل‌گستر بازمی‌خواند. این چشم‌انداز غایت‌شناسانه، جامعه را قادر می‌سازد تا وضعیت‌های دشوار را نه گسست از معنا، بلکه بخشی از سیر تاریخی به سوی تحقق عدالت تفسیر کند. قرآن نیز همین امید تاریخی را در قالب وعده‌ی الهی بیان می‌کند:
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»
(قصص، ۵)
«ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.»

در این افق معنایی، آنچه در سنت شیعی «انتظار» نامیده می‌شود، به معنای انفعال نیست، بلکه انتظار فعال است: نوعی آماده‌سازی اخلاقی، سیاسی و فرهنگی برای استقبال از عدالت. این انتظار، جامعه را به حفظ هویت، تاب‌آوری در بحران و تلاش برای تحقق عدالت دعوت می‌کند.