نبرد رمضان، جنگ شناختی و لزوم ارتقای توان رسانه‌ای کشور

تاریخ انتشار:

توان رسانه‌ای غرب بخشی از افکار عمومی جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛دکتر هاتف پوررشیدی عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «نبرد رمضان، جنگ شناختی و لزوم ارتقای توان رسانه‌ای کشور» آورده است:

توان رسانه‌ای غرب در کنار سانسورهای شدید اعمال شده از سوی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در مورد میزان تلفات و خسارات وارده شده و در مقابل، بزرگ نمایی بیش از اندازه تلفات و خسارات وارده شده به کشور، بخشی از افکار عمومی جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. فارغ از اینکه مخاطب چه دیدگاهی در خصوص کشور، نظام سیاسی و شاکله ساختار سیاسی کشور دارد، به دلیل قرار گرفتن در معرض اخبار منفی و ناامیدکننده، با تغییر دیدگاه و همگامی با منویات صاحبان رسانه‌‌های غربی مواجه می‌شود.
این امر در چارچوب نظریات ارتباطات نظیر نظریه کاشت و چارچوب سازی قبال توجیه است و می‌توان هم مشکلات ناشی از این رویکرد را ارزیابی کرد و هم راه‌های مقابله با آن را. اما نکته مهم در این میان، تاثیرپذیری مخاطب از اخبار و مطالب منفی منتشر شده و همگامی با دشمن برای تحقق اهداف دشمن است.
امری که در چارچوب جنگ شناختی قابل توجیه است. این امر از سوی رهبر شهید انقلاب اسلامی، سال‌ها قبل، مورد توجه قرار گرفت و هشدارهای لازم از سوی ایشان برای مقابله با جنگ شناختی مطرح شد، اما شاید برخی رویکردهایی که حتی باور به تجهیر نظامی کشور نداشتند، در این امر هم با کم کاری، عرصه را برای جولان دشمنان فراهم کردند.
اما این بار همانند جنگ ۱۲ روزه، باز این مردم بودند که وارد عرصه شدند و ناکامی را بر دشمنان تحمیل کردند. دشمنی که در کنار عملیات گسترده نظامی، قصد داشت با رویکردهای جنگ نرم وجنگ شناختی، مردم را نیز در صفوف خود وارد کند و ضربه نهایی را بر پیکره نظام وارد نماید.
اما مردم با شناختی درست از اهداف دشمن و با تاسی از رهبر شهید و رهبر جوان انقلاب اسلامی، نشان دادند که نه در عرصه قدرت سخت میتوان با آنان مقابله کرد و نه در عرصه قدرت نرم. نه جنگ تسلیحاتی و نطامی می‌تواند آنان را از عرصه به دور کند و نه جنگ شناختی و ادراکی می تواند آنان را در صفوف دشمنان قرار دهد.
در این میان شاید بهره‌گیری از تجربیات این جنگ در عرصه قدرت نرم و رسانه‌ای، برای فردای پیروزی امری لازم و ضروی باشد که در گرو آن بتوان خلا رسانه‌‌ای قدرتمند و توانمند در عرصه جهانی و مختص ایران عزیز را پر کرد. امروز غرب با اتکای به این توان سعی در تخدیر افکار عمومی دارد اما افکار عمومی جهانی از روایت‌های رسانه‌های ایرانی به دور مانده و حتی جریان‌های خبری بین‌المللی را بر افکار عمومی کشور تحمیل کرده‌اند.
جریان‌های نظیر شمال جنوب و یا مرکز پیرامون شاید امروز بیش از هر زمانی در جامعه رسانه‌ای کشور نمود خود را داشته است که به تبع افکار عمومی داخل نیز از آن متاثر شده‌اند.
از این رو باید تاکید کرد که بی شک این نبرد با پیروزی جبهه اسلام و کشور عزیزمان به پایان خواهد رسید، اما بهره‌گیری از تجربیات مختلف آن و به ویژه در عرصه رسانه‌ای و جنگ شناختی، امری اجتناب ناپذیر و ضروری است.