دیپلماسی سازنده؛ جنگ یا صلح؟
با توجه به مدل و الگوی رفتار و دیپلماسی سازنده در شرایط حاضر اولویت اول جنگ بوده بلکه فی الواقع دفاع همه جانبه در مقابل دشمن قدار میباشد. از این رو هر گونه زمزمه و ندای صلح و آتش بس، خیانت به نظام و کشور است و از پشت شمشیر زدن به نیروهای خودی و رزمندگان در صف اول میدان میباشد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر محمد زرقانی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در وبینار علمی تخصصی، «جایگاه جنگ و صلح در دیپلماسی سازنده» با طرح این سئوال که الان در شرایط کنونی که جنگ ترکیبی دشمن به ما تحمیل شده است مهمترین وظیفه ما چیست؟ گفت:
- خوب طبعا برخی در مراکز نظامی و دفاعی و امنیتی پشت سامانهای دفاعی، موشکی و غیره مشغول انجام وظیفه هستند و بحمدالله افتخارات بزرگ و زرینی را آفریدهاند و خداوند پشت و پناهشان باشد؛
- برخی دیگر در سنگر دیپلماسی سیاسی، اجرائی، قضایی و حقوقی و غیره مشغول خدمتگزاری هستند که اجرشان مشکور؛
- و صد البته توده اقشار مختلف مردم در کف خیابان، پشتیبان نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند و قطعا اثر اقدامات جهادی آنها بالاتر از هزاران موشک و دیگر اقدامات سیاسی امنیتی مسئولین میباشد که به نوبه خود بستر و زمینهسازی هر نوع اقدام امنیتی و دفاعی را فراهم میسازند و موجبات دلگرمی دلیرمردان فعال در حوزه نظامی و سیاسی میباشند.
اما در این کارزار سخت سیاسی، نظامی و دفاعی امنیتی بعضا زمزمههای صلح و آتش بس از سوی برخی چه دوست و چه دشمن به گوش میرسد؟!
سوال اساسی در اینجا اینست که این زمزمه آتش بس و صلح از سوی هر کسی و به هر انگیزهای که باشد آیا در این شرایط مطلوب و سازنده هست یا نه؟ و به تعبیر دیگر جایگاه جنگ و صلح در دیپلماسی سازنده کجاست؟
قبل از طرح پاسخ تفصیلی به این سول به یک نکته مهم باید توجه داشت و آن اینست که از منظر اسلام هیچ کدام از صلح یا جنگ به ذاته اصالت ندارند. بله هر کدام از آنها صرفا تکنیک و ابزاری هستند که در شرایط مختلف تعین و اولویت پیدا میکنند. در پاسخ به این سوال ابتدا لازم است که توضیح مختصری از دیپلماسی سازنده ارائه گردد؛
دیپلماسی سازنده عبارت از هر نوع رفتار و ارتباطی که مطابق با مدل و الگوی رفتار و روابط سازنده باشد؛
مدل و الگوی رفتار و ارتباط (مناسبات) سازنده
در توضیح این مدل باید گفت که اساسا از منظر عقلی، فطری و دینی(اسلام) هر نوع رفتار و روابط افراد از طرفی برخواسته از یکسری اصول و مبانی میباشد و همینطور از سوی دیگر هر نوع رفناری درپی دستیابی به یکسری اهداف و نتایجی مشروع و مطابق اصول میباشد که البته در این میان از سوی سوم نباید، نقش شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جوامع انسانی را نادیده گرفت از اینرو مدل و الگوی رفتار سازنده بر سه پایه، محور و یا اضلاع اساسی استوار میباشد که از آن به مثلث رفتار و ارتباطات سازنده تعبیر می شود.
اما توضیح این اضلاع ثلاثه؛
- اصول و مبانی عقلی، اخلاقی، دینی و فطری؛ یکی از اضلاع و محورهای رفتار و روابط سازنده و مفید، این اصول و مبانی میباشد؛ برخی از این اصول عبارتند از: اصل اعتقاد به خدا و پذیرش حاکمیت حق، اصل کرامت انسانی و عزت نفس، اصل “اشدّاء علی الکفار و رحماء بینهم” و غیره می باشد؛ بنابر این بر اساس این ضلع و رکن، روابطی سازنده خواهد بود که برخواسته، دربردارنده و حافظ این اصول باشند و طبعا هر نوع رابطهای که برخواسته از این اصول نباشد یا در ادامه از این اصول فاصله بگیرد، مطلوب و سازنده نخواهد بود.
- هدف یا اهداف مطابق با اصول؛ رکن و ضلع دیگر مدل اینست که هر گونه رفتار و ارتباط افراد باید در در پی دستیابی به هدف یا اهدافی منطبق با اصول و ارزشهای انسانی باشد؛ مثلا دستیابی به سعادت همه جانبه یا کمال و قرب الهی یکی از بالاترین اهداف است و اهداف دیگری مثل تأمین امنیت جانی، فکری، سرزمین و غیر ذلک جزء اهداف پذیرفته شده از سوی همه افراد با هر نوع گرایشی دینی و سیاسی میباشد. بنابراین بر اساس این ضلع و رکن هر نوع رفتار و رابطهای باید تامین کننده اهداف فوق باشد تا مطلوب و سازنده باشد و طبعا هر نوع رابطه و ارتباطی که در این جهت خللی ایجاد نماید یعنی امنیت جانی، اعتقادی و سرزمینی را به خطر اندازد مطلوب و سازنده نخواهد بود.
- بصرت و توجه به شرایط و تعینات سیاسی اجتماعی؛ رکن و ضلع سوم الگوی رفتاری و روابط سازنده بصیرت و توجه کافی به شرایط یا اصطلاحا تعینات سیاسی و اجتماعی حاکم میباشد؛ مثلا درک درست از تجاوز و قصد دشمن در حال حاضر نسبت به تجزیه کشور، قصد دشمن مبنی بر تسلیم نمودن بدون قید و شرط کشور، دشمنی با اصل دین و امام دوازدهم، توجه به موقعیت استراتژیکی کشور، توجه به وضعیت و قدرت بازدارندگی کشور، توجه به نتیجه صلح و آتش بس در جنگ های تحمیلی قبل خصوصا جمگ 12 روزه و غیر ذلک از جمله شرایط سیاسی اجتماعی حاکم بر جامعه و جهان هست که اشراف بر اینها در کنار دو رکن و ضلع دیگر مدل می تواند رفتار و روابط سازنده ما اعم از جنگ و صلح را رقم بزند؛
تبیین جایگاه صلح و جنگ بر اساس الگو و مدل؛
در تشریح و توضیح مدل رفتاری، ارتباط و یا دیپلماسی سازنده باید گفت که در اینجا در مقام عمل دو حالت قابل تصور میباشد:
الف. مطابقت رفتار و روابط افراد با الگو؛
یعنی اگر همگان در رفتارهای خودشان این مدل و الگو را مد نظر قرار بدهند قطعا سعادت و کمال مادی و معنوی شامل حالشان خواهد شد و فی الواقع مدینه فاضله اتفاق خواهد افتاد؛ و در این صورت دیگر اختلاف و نزاعی نخواهد بود که حرفی از جنگ صلح مطرح شود.
با این توضیح که مثلا یکی از اضلاع محوری این مدل اصل اعتقاد خدا و پذیرش حاکیت خدا و قانون الهی در جامعه میباشد؛ این اصل که بالاتری اهداف تمام انبیاء و رسولان الهی هم هست (و به نوبه خود در بردارند سایر اصول و اهداف منعقد در الگو میباشد) اگر تحقق یابد، موجبات تأمین امنیت همه جانبه مادی و معنوی انسان را فراهم میسازد و استمرار آن، قطعا مقدمات و بسترهای کمال و سعادت دنیوی و اخروی در خور شأن انسان الهی یعنی اشرف مخلوقات و جایگاه خلیفه خدایی بودن وی را به ارمغان میآورد.
ب. عدم تطبیق رفتار و روابط افراد با الگو؛
همانطور که عرض شد یکی از مهمترین اصول و ارکان این مدل، اصل اعتقاد به وجود و پذیرش حاکیت خدا و قانینن الهی میباشد که سایر اصول و ارکان دیگر مدل را در بر دارد که مثلا در صورت مخالفت و عدم تطبیق رفتار افراد با این اصل، چند فرض در علل آن قابل تصور میباشد؛
- مخالفت ناشی از جهل و استضعاف فکری؛
مخالفت و عدم اعتقاد به خدا و پذیرش حاکمیت حق از سوی افراد یا گروه ها، ممکن است از باب جهل به حق باشد که اصطلاحا در قالب مستضعفان فکری و عقیدتی تعریف میشوند؛ که طبعا وظیفه افراد و حکومت حق در قبال آنها ارشاد و بصیرت بخشی توأم با همگرایی؛ صلح، تحمل مخالف و همزیستی مسالمت آمیز با آنها میباشد
- مخالفت به منظور دستیابی به منابع مادی و نفسانی؛
گاهی مخالفت افراد با اصل وجود خدا و قوانین الهی به خاطر دستیابی به منافع مادی و شهوانی بیشتر میباشد یعنی پذیرش حق و حاکمیت الهی را مانعی در دستیابی بیشتر خود به منافع نفسانی خود میدانند از این رو با آن مخالفت مینمایند.
در اینجا هم تا زمانی که این مخالفت ها همراه با عناد و مبارزه پنهان و علنی با حق نباشد و به تعبیری تا زمانی که این گونه اقدامات اصل اسلام و حکومت حق را تهدید ننماید اصل بلکه اولویت اول در همگرای اعم از تعامل و راواداری و صلح میباشد.
- مخالفت از باب طغیان و روحیه تفرعنی می باشد؛
فرض سوم اینست که شیاطین و انسان نماهای دیو صفت، جهت استیلا هر چه بیشتر بر منابع و منافع نفسانی و شهوانی علاوه بر مخالفت درونی با خدا و قانون حق در ظاهر هم با عناد هر چه تمام با روحیه تفرعنی با ندای “انا ربکم الاعلی”، و امثال ذلک در مقابل جبهه حق و الله تبارک تعالی صف آرایی نمینمایند و از طرق مختلف، مثل کار شکنی، توطئه، تحریم و حتی حمله و هجوم نظامی همه جانبه، اقدام و مقابله با جبهه حق نموده و به گمان و وهم باطل خود در صدد خاموش نمودن نور حق و الهی با فوت دهانشان هستند.
در مقابل این جریان سوم، قطعا بحث همگرایی و صلح جایی ندارد؛ بلکه بر اساس شرایط و تعینات سیاسی اجتماعی، یعنی وجود قدرت و توانمندیهای نظامی و تحقق زمینه های لازم دیگر، قطعا اصل و یا بهتر بگوییم اولویت اولیه با جنگ و مبارزه بلکه فی الواقع دفاع همه جانبه در مقابل این جانیان و متجاوزان می باشد
نتیجه گیری و تشریح وضعیت کنونی جامعه
الآن در شرایطی که بحمدالله حکومت حقه الهی و نظام جمهوری اسلامی تحت زعامت و مدیرت ولایت فقیه بعد از صدها سال (که آرزوی خیلی از انبیاء، ائمه، علما و اولیاء الله بوده) تحقق یافته است و این امر مهم و ارزشمند طبعا موجبات خوشحالی و رضایت خیلی از بندگان خدا و مشتاقان حق را فراهم ساخته است؛ و صد البته مخالفت همه جانبه دشمنان مختلف در راس آنها استکبار جهانی و سایر شیاطین خارجی و داخلی را بر انگیخته است.
قطعا نوع مخالفت این گروه، از باب مخالفت گروه اول که مخالفتشان از روی جهل و استضعاف فکری بود، نیست بلکه مخالفت آنها از باب مخالفان نوع دوم و حتی مخالفت برخی از آنها و مشخصا استکبار جهانی با محوریت رژیم آمریکای جنایتکار و رژم غاصب و کودککش صهیونی از باب تقیان با هدف و شعار مبارزه با حکوت حق و برندازی آن میباشد؛ استکبار جهانی و ایادی آن در طول این ۴۷ سال گذشته بعد از پیروی انقلاب اسلامی علاوه بر توطئه، کودتا، تحریم همه جانبه،جنگ بلکه دفاع های ۸ ساله و ۱۲ روزه را در گذشته به ما تحمیل نمودند که نظام مقدس جمهوری اسلامی در آن دو جنگ به دلایل مختلف راهکار ودیپلماسی آتش بس و صلح را انتخاب نمود .
ولی در این جنگ تحمیلی اخیر، دشمنان با سبعبت تمام، کلیه خطور قرمز انسانی، اخلاقی و حقوقی ملی و بین المللی را زیر پا قرار داده است؛ به این صورت که آمریکای جنایت کار و اسراییل کودککش با ترور بالاترین مقام رسمی و سیاسی کشور، به لحاظ حقوق و بین المللی مرتکب جنایت و کار ضد حقوق بشری شده است؛ علاوه بر این دشمنان با این عمل شنیع خود یعنی به شهادت رساندن مرجع شیعیان، امام و رهبر ملت و محبوب امت اسلامی بزرگترین جسارت را نسبت به شیعیان و امت اسلامی بلکه نسبت به آزادی خواهان جهان انجام داده است.
مضافا بر این دشمن جانی با حمله به غیر نظامیان خصوصا کودکان، بیماران و پرستاران و غیره تمام نظامهای حقوقی وحقوق بشر دوسانه را هم زیر سوال برده است.
از این رو امروز مخالفت و مبارزه تمام عیار دشمن ما، دیگر مخالفت از باب چهل استضعاف فکری و حتی صرفا از باب دستیابی به اهداف مادی نیست بلکه همانطور که خودشان هم اقرار نمودهاند اهداف آنها علاوه بر دستیابی به منافع مادی مثل نفت و غیره اهداف دیگری هم مثل مخالفت با دین اسلام و امام زمان هم دارند و به تعبیر دیگر مخالفت با حق و حاکمیت الله مینمایند.
بنابر این با توجه به مدل و الگوی رفتار و روابط سازنده (یعنی: اصول و اهداف عقلی، فطری و دینی و در نظر گرفتن شرایط سیاسی اجتماعی و نظامی و غیر ذلک)، در شرایط حاضر اولویت اول جنگ بوده بلکه فی الواقع دفاع همه جانبه در مقابل دشمن قدار میباشد.
از این رو هرگونه زمزمه و ندای صلح و آتش بس، خیانت به دین و نظام و کشور است و شمشیر زدن به نیروهای خودی خصوصا رزمندگان در صف اول میدان و جبهه میباشد.