جنگ و نوروز؛ نشاط و تاب آوری اجتماعی در برابر قتل عام هویتی
تقاطع «جنگ» و «نوروز»، میدانی برای آزمون اراده ملی است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛دکتر حامد محمدی عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان«جنگ و نوروز؛ نشاط و تاب آوری اجتماعی در برابر قتل عام هویتی» آورده است:
در منظومه پیچیده روابط بینالملل و نظریه جنگهای ترکیبی، مفهوم «جنگ» فراتر از تقابل نظامی کلاسیک تعریف شده و به سمت تصرف «سرزمینهای ذهنی» و «سرمایههای تاریخی و نمادین» جوامع تغییر ماهیت داده است. در این پارادایم، دشمن با بهرهگیری از ابزارهای جنگ روانی، به دنبال مهندسی افکار عمومی و تضعیف بنیانهای هویتی و انسجام درونی کشورهای مستقل است.
در این راستا، پدیدههایی همچون دلمردگی جمعی، افسردگی اجتماعی و کاهش انگیزه عمومی، صرفاً به عنوان اختلالات پاتولوژیک فردی یا تبعات مکانیکی بحرانهای اقتصادی قابل تحلیل نیستند؛ بلکه از منظر جامعهشناسی بحران و امنیت ملی، این شاخصها هنگامی که در سطح کلان و با ضریب نفوذ بالا ظاهر میشوند، به عنوان «تهدیدات علیه امنیت اجتماعی – ملی» و «شوکهای مخرب انسجام اجتماعی» تلقی میگردند.
تحلیل عمیقتر رفتار دشمن نشان میدهد که القای ضعف و افسردگی، بخشی از یک طراحی هدفمند برای اجرای «بریکولاژ هویتی» ( به معنای تکهتکهسازی هویتی) است؛ راهبردی که در آن تلاش برای تخریب «مواریث فرهنگی» و آداب و رسوم کهن ایرانی-اسلامی، هدفی کلیدی برای قطع پیوند نسلها محسوب میشود.
در این میدان نبرد نرم، مؤلفههای فخرآفرین هویتی همچون «سرمایههای نمادین» شامل قهرمانان ورزشی و هنرمندان پیشرو و «سرمایههای انسانی» متشکل از نخبگان اجتماعی، دانشمندان و متخصصان، به عنوان ابزارهای کارآمدی برای تقویت روحیه ملی و امید، هدف حملات تخریبی دشمن قرار گرفتهاند تا با بیاعتبار کردن این نمادهای افتخار، ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه فروبپاشد.
در این بستر، نوروز به عنوان یک «اکوسیستم فرهنگی-تمدنی» و کانون تجلی هویت ایرانی-اسلامی، فراتر از یک مناسبت فصلی، به یک ضرورت استراتژیک برای مدیریت بحران، بازسازی سرمایه اجتماعی و خنثیسازی پروژههای یأسافزایی دشمن بدل میشود.
در این شرایط، «تابآوری اجتماعی» به عنوان شاخص کلیدی توانمندسازی جامعه مطرح میگردد. نوروز با مکانیسمهای نمادین خود—از جمله پالایش فضای خانه (خانهتکانی)، ترمیم پیوندهای شبکهای (دید و بازدید) و پویایی در جغرافیا (سفر)—به عنوان یک سیستم تنظیمگر بومی عمل میکند. این آیینها با تقویت حس «ما بودن» و بازتولید سرمایه اجتماعی، مانع از گسست هویتی مورد نظر دشمن شده و با ایجاد همبستگی عاطفی، پوششی دفاعی در برابر نفوذ روانی بیگانگان ایجاد مینمایند.
در این مقطع حساس، گذار از رویکردهای صرفاً واکنشی و تدافعی به «مدیریت افتخار و امید» به عنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر راهبردی مطرح میگردد. مدیران و نخبگان جامعه باید با هوشمندی تمام، روایت حاکم بر فضای عمومی را از «تهدید و دشمنی» به سمت «پیشرفت، شادابی و اقتدار ملی» تغییر دهند و با بهرهگیری از زبان هنر و ادبیات غنی ایرانی-اسلامی، قدرت نرم فرهنگی را برای مقابله با یأسافزایی فعال کنند.
در این پارادایم امنیتی، شادی و نشاط اجتماعی دیگر تنها یک مفهوم رفاهی نیست، بلکه به عنوان یک «ضرورت امنیتی» و «عامل بازدارنده» در برابر جنگ روانی و تهاجمات ترکیبی دشمن تعریف میشود. علاوه بر این، حمایت همهجانبه و معرفی سرمایههای نمادین و انسانی، الگوهای روشن و فخرآفرینی را به جامعه تقدیم میکند که نه تنها توطئههای بریکولاژ هویتی را خنثی میسازد، بلکه با ایجاد موجی از امید و اعتماد به نفس، بنیانهای مقاومت ملی را بیش از پیش استوار مینماید.
در نهایت، تقاطع «جنگ» و «نوروز»، میدانی برای آزمون اراده ملی است. دشمن با کلانراهبرد بریکولاژ هویتی و هدف قرار دادن مواریث فرهنگی، سرمایههای تاریخی، و نمادهای فخرآفرین همچون ورزشکاران، هنرمندان و متخصصان، قصد دارد پیوند های تاریخی و اجتماعی ملت را در هم بشکند و به واسطه آن سایر اهداف خود را پیگیری نماید. اما مردم این کشور با تکیه بر ظرفیتهای عظیم تاریخی، فرهنگی و معنوی خود و پاسداری از سرمایههای انسانی و نمادین، از جمله نوروز این توطئه را خنثی میسازد.
امنیت و شادی، دو روی یک سکه پایداری ملی هستند. با معماری دقیق تابآوری اجتماعی و تقویت نشاط جمعی، نه تنها از افسردگی پیشگیری میشود، بلکه دژ مستحکمی در برابر تهاجمات ترکیبی ساخته شده و به جهان اثبات میگردد که ملت ایران با اتکا به ریشههای اصیل تاریخی و معنوی خود، همواره قادر به عبور از پیچهای تاریخی با عظمت و سربلندی است.